مزد صبوری و نجابت مردم این نیست !

دسته: مقالات
۵۲ دیدگاه
سه شنبه - ۴ خرداد ۱۳۹۵
در واپسین ایام هفته گذشته نگارنده در مسیر بافق به یزد شاهد یک تصادف وحشتناک بین دو دستگاه پژو سواری 405 بود و شنبه شب گذشته هم در کیلومتر 12 همین جاده بافق به یزد با صحنه غم انگیز تصادف یکدستگاه پراید با کامیون سنگین بودیم که نتیجه این تراژدی تکراری تکه تکه شدن جان دو عزیز – دو مادر – بود و این تصادف ادامه سریال غم انگیز تصادفات این جاده نا میمون !، در طول سالیان متمادی غمبار بود که راه خنده و شادی را قطعاً بر دو خانواده دیگر می بست و رویاهای فرزندان و آنانی را که در انتظار دیدن این دو مادر بودند را فرو می ریخت، دو مادر به طرز فجیعی در این سانحه تصادف کشته و فرزند همراه آنان هم حسب قول مأمورین بشدت ضربه مغزی شده بود،
سؤال ابتدائی اینست که پس از تکرار هر تصادف، چرا چشم بینائی که عمق درد این مردم را ببیند و گوش شنوائی که ضجه خانواده های دغدار این همه فجائع انسانی جاده ای را بشنود نیست ؟
پاسخگوی خونهای بناحق ریخته شده کیست ؟
مرحم زخم فرزندان و خانواده های داغدار چیست ؟
علت اطاله اتمام باقیمانده پروژه -40 کیلومتر باقیمانده – که به وعده و وعید مردم را سرگردان نموده اند و روز شمار قول داده شده مسؤلین ! از مرز یکسال هم گذشته است چیست ؟
آنانی که در هر فرصتی نام مردم در لقلقه زبانشان است و با هزاران ترفند از احساسات و امکانات متعلق به این مردمان خوب ودوست داشتنی ، صبور و نجیب و متدین و ولایتی استفاده می کنند و از نردبان آنان بالا وبالا تر می روند٬ وآنگاه که در تصادفاتی از این قبیل جان شریفشان تکه تکه می شود حتی در خاطره هاشان هم نیست ٬که اینان همانهائی هستند که آنان را ولی نعمت انقلاب می خواندند و همین مردم آنان را به چنین جایگاهی رهنمون کردند، و اکنون که افتخار خدمتگزاری به این مردم نجیب نصیبشان شده باید حفاظت از جان عزیزشان سرلوحه کارشان باشد و شبی را به صبح نرسانند مگر غمی از غم های آنان را التیام بخشند .
واضح است که روی سخن نگارنده با یک فرد خاص نیست و تمام آنها که آمدند ٬رفتند و هستند در ایجاد این صحنه های غم انگیز بنوعی مقصر هستند و شاید از محکمه دنیائی با ارائه توجیهات مختلف از زیر بار مسؤلیت خود فرار کنند اما قطعاً آنان را از محکمه و مرصاد الهی آنگاه که مخاطب ” وقفوهم انهم مسؤلون ” قرار گیرند، گریزی نخواهند بود !
نگارنده همچنین بر این نیست که موضوع تصادفات و علل ذاتی آنها را مورد کنکاش قرار دهد و یا علت تامه هر تصادف را ارزیابی نماید بلکه قصد و مقصود ما تنها بیدار نمودن وجدانهای خفته و فرو رفته در غفلت است که بقول معروف اگر خواب باشند البته به تلنگری بیدار شوند اما مشکل آنجاست که اگر خود را به خواب زده باشند چگونه باید آنان را بیدار کرد ؟!
حجم بالای ترافیک در محور بافق – یزد که شامل ترددهای مسافری، ترانزیت کالا و تولیدات معدنی بافق و استان کرمان است، موجب شده که این جاده رعب انگیز کشش کافی این مقدار وسائط نقلیه سنگین و سبک برای ترانسفر افراد و ترانزیت کالا را نداشته باشد و تقریبا هر هفته وهرماه جان چند تن انسان بیگناه در اثر واژگونی و یا تصادف گرفته شود و تاکنون ده ها تن نیز در این جاده به شدت زخمی شده اند و علیرغم همت بیدریغ مدیریت شرکت سنگ آهن مرکزی چه در تأمین اعتبار و یا بکارگرفتن ماشین آلات خود جهت تسریع در اتمام باقیمانده پروژه مورد نظر، که صد البته از سر خیرخواهی و حسن توجه مدیر عامل بومی شرکت و در جهت رفاه حال شهروندان و جلوگیری از عدم ازدیاد خسارات جانی و مالی به این مردم صبور و نجیب بوده است و ایضاً با همه تلاش هایی که توسط مسؤلین برای بهبود وضعیت این راه پر خطر صورت گرفته، متاسفانه حرکت لاک پشتی پیمانکار مربوطه در اتمام باقیمانده راه ، عرض کم جاده ، کیفیت پائین آسفالت و غیر استاندارد بودن مسیر جاده و تردد هول برانگیز کامیون ها و تریلر های حمل بار و غیره موجب می شود که بعضاً رانندگان مجبور به کاهش سرعت ناگهانی شوند و یا برای عبور از این ناهمواری ها در عرض جاده جابه جا شوند که همین مسئله مقدمه تصادفات سنگینی می شود که نمونه آن شنبه شب گذشته باعث جان باختن دو مادر عزیز در این مسیر حادثه ساز بود.
البته این حقیقت را نیز نباید از نظر دور داشت که یکی از عوامل اصلی تلفات جاده ای در کنار همه آن عوامل ذکر شده مربوط به جاده ، کیفیت خودروها و عدم رویه صحیح رانندگی هم است و همگان میدانند که بیشتر خودروهایی که در این جاده مرگ تردد می کنند، خودروهای ساخت داخل هستند که بسیاری از آنها به دلیل پایین بودن مدل و سال ساخت و تولیدشان فاقد ایربگ و ترمز ای بی اس و امکانات ایمنی لازم هستند و گاهی وقتی تصادفی در یک محور رخ می دهد یکی از مهمترین دلائل آن را نیز میتوان عدم توانائی در کنترل و مهار این اینگونه خودروهای فاقد ایمنی دانست .
علی ای حال، آنچه گفتیم من باب ” فذکر فأن الذکری تنفع المؤمنین ” بوده و لذا مسؤلین محترم باید مسؤلانه تمام همت خود را شبانه روز بکار گیرند تا هرچه زودتر باقیمانده این جاده نامیمون نیز تمام شود تا منبعد شاهد حوادث غمبار اینچنینی نباشیم ان شاالله .
حبیب حسن زاده بافقی

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
ناشناس سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۸:۴۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

عالی بود.این جاده باید زودتر از این ها تمام می شد.معلوم نیست خون بهای این جاده چند کشته دیگر خواهد بود.مسئولان باید هرچه سریعتر این جاده را تمام کنند

    ولایی(در جواب نظر دهندگان) چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    متاسفانه سایت بافق فردا نظرات دیگر من را منتشر نکرد . و گرنه من با آیه و حدیث ثابت کردم افرادی که در جاده ی بافق کشته شدند به بهشت می روند .
    دوستانی که بنده را افراطی خوانند به این فراز از بیانات مقام معظم رهبری توجه کنند که فرمود :
    (برخی دائماً کلمه «تندروها» را تکرار می کنند که منظور آنها جریان مومن و حزب اللهی است، در حالی که نباید جوانان انقلابی و حزب اللهی را متهم به تندروی کرد زیرا این جوانان با اخلاصِی تمام و با همه وجود در میدان حاضرند و هرگاه که دفاع از مرزها و دفاع از هویت ملی لازم باشد، وسط میدان هستند. ……نباید به صرف یک اتفاق بسیار بد و غلط همچون حمله به سفارت عربستان، پای حزب اللهی ها و جوانان مؤمن و انقلابی را وسط بکشند. )
    بله دوستان ، ما حزب الهی ها از تهمت و افترا نمی ترسیم و برای حفظ نظام که اوجب واجبات است بیش از اینها مایه می گذاریم . آبرو که چیزی نیست .
    آقای حسن زاده در مقاله ی خود به جمله ای از حضر ت امام کنایه زدند که مردم را ولی نعمت قلمداد کرده بود . من یک سوال مطرح کردم ، فرق این نوع بیان و نیش و کنایه با جمله ای از موسوی چیست که گفته بود اگر نظام خود را نوکر مردم می داند پس چرا به آنها ظلم میکند ، نوکر به ارباب ظلم نمی کند .
    یکی دیگر از دوستان گفته بود که آقای حسن زاده در جبهه بوده است و در کردستان با ضد انقلاب مبارزه کرده و خلاصه از سابقون است . (البته در این مورد هم جای بحث است و فعلا نمی پردازیم)
    این دوستمان توجه نمی کند که حضرت امام خمینی فرمودند ملاک حال فعلی افراد است . اگر به سابقه باشد ، میرحسین موسوی سابقه ی بیشتری از حسن زاده دارد و منصوب امام است و از این بالاتر نداریم . اما دیدیم که در جریان فتنه ی 88 او از خط رهبری خارج شد و در مقابل نظام قرار گرفت . طلعه و زبیر نیز از سابقون بودند اما در مقابل معصوم قرار گرفتند . پس ملاک حال فعلی افراد است .
    نظرات افرادی که علیه من نوشتند برای من پشیزی ارزش ندارد زیرا من با سند و ایه سخن گفتم ولی آنها از روی هوا .
    در جواب دوستانی هم که گفته بودند با نام اصلی نظر بده :
    حاضرم مقاله ای با این لحن و علیه مردم بافق بنویسم و با نام اصلی برای سایت بفرستم . اما در قسمت نظرات معمول است که با نام مستعار نظر بدهیم . پس مزخرف نگویید . دلیل و سند بیاوردید.

      عمو سبزی فروش پنج شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۱۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

      خیلی باحالی تو
      کلی منو سر ذوق آوردی
      خستگی از تنم در رفت
      بهترین شو من ایران تویی

      آقای خان پنج شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

      امان از جهل بی انتهای آدمی…..

ولایی سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۹:۵۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب حسن زاده از شما بعید است ، در حالی که نان انقلاب و ولایت را می خوری اما به انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی می تازی که چرا جاده بافق-یزد به طور کاملا دو بانده نشده است .
آیا افرادی که روی مین می رفتند برای دو بانده کردن جاده ی بافق یزد رفتند ؟
آیا 313 شهید گلگون کفن بافق برای دو بانده کردن جاده ی بافق -یزد جان بر کف گرفتند و به جبهه های جنگ حق علیه باطل شتافتند؟
آیا خون مردم بافق از خون مردم مسلمان دیگر شهرها رنگین تر است که شما اینچنین به انقلاب و نظام ولایی می تازی ؟
آیا خون مردم بافق از خون جوانانی که در فتنه ی 88 علیه فتنه گران قیام کردند و شهید شدند رنگین تر است ؟
علیه انقلاب خیلی چیزها می‌گویند و شما هر پاسخی دهید نیز به این ضد تبلیغ‌ها ادامه می‌دهند. اگر این کار نکنند، چه کنند؟
این شعارها تازه نیست، از اوایل انقلاب نیز می‌گفتند. گویی انقلاب یا جمهوری اسلامی مثل باران است که اگر آمد، سریعاً باید هم جا مرطوب گردد! آن قدر فرافکنی کردند که «انقلاب چه فایده داشته و برای ما چه کرده است؟» تا امام خمینی (ره) پاسخ آنان را در یک جمله داد و بدین مضمون فرمود: «نگویید انقلاب برای ما چه کرده است، بگویید شما برای انقلاب چه کرده‌اید؟!» لذا آنان که انقلاب کردند و اکنون نیز انقلابی هستد، به نتایج و دستآوردهای خود کاملاً واقفند و به همین دلیل حاضر نیستند به هیچ قیمتی یک قدم عقب نشینی کنند. و آنان که هیچ گاه با انقلاب نبوده و نیستند، مرتب نق می‌زنند، که پس دلار، جاده بافق- یزد، خوشگذرانی، کچ و سیمان چه شد؟
باید دقت داشت که موفقیت یا شکست هر حرکتی (به ویژه انقلاب‌ها) با اهدافش سنجیده می‌شود که چقدر دور یا نزدیک شده است؟
ما عاشورایی هستیم و برای اسلام انقلاب کردیم .
ما برای حجاب انقلاب کردیم تا زنانمان لخت و عریال در خیابان ظاهر نشوند .
ما برای ولایت فقیه انقلاب کردیم .
نه آقای حسن زاده
ما برای جاده ی بافق-یزد انقلاب نکردیم .
ما برای سنگ آهن انقلاب نکردیم
دل مقام عظمای ولایت را نرجانید . اگر کسی در این جاده کشته شد به بهشت می رود که همانا بهشت جایی است که :
وَ يُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
و شما را به بوستان‏هاى بهشت پرطراوت و زيبا كه از زير درختان و قصرهاى آن جويبارها روان است، درمى‏آورد.
آقای حسن زاده
نوشته ی شما چه فرقی با تبلیغات ضد انقلاب دارد که سعی می کند صنعت خودرو سازی زمان قبل از انقلاب را پیشرفته تر از زمان فعلی بداند ؟
وای بر ما که به خاطر افرادی که از روی بی دقتی کشته شدند ، انقلاب و نظام را زیر سئوال می بریم و به حرف هر کس و ناکسی را می پذیریم .
«‌يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ» (الحجرات، 6)

ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد اگر فاسقى برايتان خبرى آورد نيك وارسى كنيد مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد و [بعد] از آنچه كرده‏ايد پشيمان شويد.
آقای حسن زاده
فرمودید دو زن پشت فرمان بوده اند . چه کسی به زنان اجازه می دهد رانندگی کنند . آیا این اسلامی است . کجای اسلام به زنان اجازه داده است که در خیابان رانندگی کنند . آیا شما سندی روایی دارید که مثلا حضرت فاطمه بر اسب می نشست و به بازار می رفت .
ماشین سواری خانمها به هیچ وجه اسلامی نیست و یکی از دلایل تصادف همین است . فعل ماشین سواری خانم ها گناه است و همین موضوع باعث به فساد کشیده شدن خیابان ها و افزایش تصادفات شده است .
خدا لعنت کند کسی که اجازه داد خانمها ماشین سواری کنند . رانندگی خانم ها میراث قبل از انقلاب است و یک حرکت مضله است و باید برچیرده شود .
کجایند مدرسها ؟؟؟؟
آیت الله مدرس در مورد نسوان به صورت زیر سخن می راند . آیا زمان آن نرسیده است که در مجلس اسلامی حق رانندگی زنان سلب شود تا دیگر عده ای نتوانند تصادفات جاده ی بافق-یزد را بهانه ی حمله به نظام و انقلاب قرار دهند ؟؟؟
این مدرس ؟؟؟؟؟؟
آیت الله مدرس :
“از اول عمر تا به حال بسیار در بر و بحر ممالک اتفاق افتاد بود برای بنده، ولی بدن بنده به لرزه درنیامد و امروز بدنم به لرزه آمد. اشکال بر کمسیون اینکه اسم نسوان را در منتخبین برد، که از کسانی که حق انتخاب ندارند نسوان هستند… خداوند قابلیت در این‌ها قرار نداده‌است که لیاقت حق انتخاب داشته باشند، مستضعفین و مستضعفات و آن‌ها از این نمره‌اند که عقول آن‌ها استعداد ندارد. گذشته از اینکه در حقیقت نسوان در مذهب اسلام تحت قیمومیت‌ند، الرجال قوامون علی النساء، در تحت قیمومیت رجال هستند”

سیدحسن مدرس

    شادمهر سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    پس اینطور که شما می فرمائید مردم بشینن تو خونه و با شتر و قاطر یا پای پیاده به مسجد بیاین و عبادت خود را انجام بدهند و به خانه برگردند!!!

    هم نفس سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    مردم بخاطر اینکه دل مقام معظم رهبری به درد میاد نباید مطالبات به حق خود را از مسئولین طلب کنند؟
    هیچ وقت اینطور نیست که شما دارید از یه مرجع عظما سو استفاده ابزرای می کنید
    همیشه برای گرفتن حق خود باید اقدام کرد

    بافقی سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    چطور یکی اینجوری میتونه آسمون ریسمون ببافه
    به خدا از انقلاب و خون شهدا و رهبرمون اینجوری مایه نزار در راه مقاصد شیطانی و شوم خودت

    مطلع سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    فکر کنم شما با حاج حبیب حسن زاده خصومت شخصی داری که این چنین مغرضانه صحبت میکنی

    بانو سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    افراطی گری تا کجا آخه؟

    ناشناس چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۱۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    پیاده شوید با هم بریم ،شما نمیخواد کاسه داغ تر از آش شوید

مهدی سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام
به نظر می رسد این آقا یا خانم ولایی از اعضائ طالبان باشد. اصلاً حالش خوب نبوده. اصلاٌ متوجه نوشته آقای حسن زاده نشده است.
به نظر من ایشون باید برود در جاده یزد بافق کشته شود تا به بهشت خود برسد.
نوشته آقای حسن زاده چکار شهید و انقلاب داشت؟
ایشان نوشتند مسئولین بیدار باشید
.آیا همه مسئولین بیدارند؟آیا همه مسئولین دلسوزند؟
آقا یا خانم ولایی درست فکر کن. درست بنویس. راستی اول درست بخوان.

ابوالفضل سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

این آقای مدرس کجائی هستند که اینجوری حرف میزنن،از فامیلیشون که معلومه مرکز نشین هستند،بنده خدا خواهشا شما کاسه داغتر از آش نشو،کمتر جائی توی کشور رو دیدم که مردمش مثل بافق ولائی باشن،خواهشا مراقب خودت باش پسکی زمین نخوری!!!!!

بلال حبشی دوم سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۱۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

به نظر من، این اقای ولایی که اینهمه نشسته تایپ کرده، باید گفت: اولا کدوم آدمی به تو اجازه داده، پشت کامپیوتر بشینی و اینترنت بری، مگه علی ع و یاپیامبر ص اینکارا می کردن؟ دوما خبر رو درست متوجه شو، دو مادر کشته شده اند ولی راننده نبوده اند…. سوما حسن زاده اصلا فهمیدی چی گفته که جواب نوشتی؟ چهارما بهت پیشنهاد میکنم بری به داعش بپیوندی چرا که لیاقت فهم و شعورت، همان داعش افراطی است که نظیر همین مدرس، زنان را برای جهاد نکاح می خواستند…. تو خودت، حتما از مادر (یک زن) متولد شده ای، زیر بته که نبودی، بنابراین زنان، انسانند و همین فاطمه و زینبی که براشون توی سرت می زنی، خودشون در مرحله اول یک زن بوده ند… مثل زنان ما، مثل همه زنانی که می بینی…. خاک بر سر ما و ملت ما که هنوز نسل افراطیون زیرپرچم شعبون بی مخها در کشورمان مانده اند که انقلاب را هم برای خود و رهبری را برای خود مصادره می کنند…. خاک بر سر ما، نمی گویم خاک بر سر شما و تفکراتتان، خاک بر سر ملت ما که هنوز شماها هستید و نفس می کشید…. بافق فردا، نامردیه اگر این نظر را سانسور کنی، چرا که اگر سانسورچی هستید، نظر ولایی را می بایست سانسور کنید که دل و قلب مردهای راستین و زنان راستین را بدرد آورده با این نظر احمقانه اش….

ولایی سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

انتقاد معنایش چیست؟ انتقاد اگر معنایش عیبجویی است، این نه چیز خوبی است، نه خیلی هنر زیادی می‌خواهد، نه خیلی اطّلاعات می‌خواهد؛ بلکه انسان با بی‌اطّلاعی، بهتر هم می‌تواند انتقاد کند؛ … نقد، یعنی عیارسنجی؛ یعنی یک چیز خوب را آدم ببیند که خوب است، یک چیز بد را ببیند که بد است. اگر این شد، آن وقت نقاط خوب را که دید، با نقاط بد جمع بندی می‌کند، آن‌گاه از جمع بندی باید دید چه حاصل می‌شود.
(مقام معظم رهبری ، 4 اسفند 77 ،در جلسه پرسش و پاسخ مدیران مسئول و سر دبیران نشریات)
در نوشته ای که حسن زاده منتشر کرده است سراسر کنایه زدن به انقلاب است . در جایی از این نوشته به نیش می گوید که ای کسانی که دارید خون مردم را در شیشه می کنید و آنها را می چاپید . اینها همان افرادی هستند که ولی نعمتشان می دانستید (توجه داشته باشید که حضرت امام فرمود مردم ولی نعمت ما هستند). این عین سیاه نمایی است . آقای حسن زاده ، شما برای این انقلاب چه کردید که امروز طلبکارانه شمیشر را از رو بستید و به بهانه ی جاده ی بافق یزد به انقلاب می تازید .
آیا 37 سال پیش را به یاد نمی آوری که مردم بافق سوار چارپا می شدند ؟اما امروز به لطف ولایت در هر خانه ای حداقل یک ماشین وجود دارد . اینها را همش از لطف و عنایت امام زمان است و اگر امام خامنه ای در بین ما وجود نداشت ، بافق چیزی نداشت که به این درجه از پیشرفت و تکامل برسد .
آقای حسن زاده ، شما سیاه نمایی می کنی و سیاه نمایی کار مخالفان نظام است . کسانی که شمشیر را از رو بسته اند تا نظام اسلامی را نابود کنند . اما هیچ غلطی نمی توانند بکنند زیرا که :
يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ
می خواهند نور خدا را به دهانهايشان خاموش کنند ولی خدا کامل کننده ، نورخويش است ، اگر چه کافران را ناخوش آيد.
آقای حسن زاده
این نوشته ی شما با سخنان یکی از سران فتنه -میرحسین موسوی -چه فرقی دارد ؟ او گفت :اگر می‌گویید حکومت نوکر مردم است، نوکر ولی نعمت خود را آزار نمی‌دهد،
بله دوستان گرامی ، فتنه ای اکبر در راه است و بسیاری خود را باخته اند . اینان می خواهند پشت ولایت را خالی کنند و او را را خانه نشین کنند .
اما حزب الله بیدار است و این وعده ی خداست :
فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبُونَ
(دوستانی که نوشته ی من انتقاد دارند دلیلش را بگویند . حرف مفت تحویل من ندهید .)

    بلال حبشی دوم سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۲:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    مگه میشه برای اعتقاداتی در حد داعشی ها، منطق بکار برد…. شما هوا و ُآسمان و زمین و قضا و قدر رو هم در کنف شخص خاصی می بینید… بروید و قدری به خدا بیاندیشید… بیخودی آیات قرآنی را که هیچ ازش نمی فهمید هم تکرار نکنید و در پشت آنها،مخفی نشوید

بافقی سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

این اقای ولایی فکر کنم ا ز بافق بیرون نرفته وفکرش فکر سعودی است بله خون دادیم که رفاه واسایش داشته باشیم چرابزرگترین پارک راتهران باسه ما می سا زند حالا جاده بافق یک خون خواهی است دست قلم اقای حسن زاده درد نکند اگر همه دا د بزنند خوبه

حاجی ابوالحسنی سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱:۱۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام

اگه این جاده یه عوارضی داشت الان با پولش جاده تموم شده بود

خطاب به اقای والایی سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱:۲۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

چیزی زدی برادر فکر کنم از مسلمانی و اسلام چیزی نفهمیدی

شاید هم حق داری اسلاه 1400سال پیش که به ما رساندن خیلی فرق داره امثال شماها فرقش دادن

افکار تعصبی

ناشناس سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱:۳۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

این افراد را زیاد تحویل نگیرید.این اقا ولایی نیست.اگر واقعا ولایی بود که با اسم ورسم مطلب می نوشت. نه مثل ترسوها رجزخوانی کند.ولی حداقل یک ادم دوپاست .پس دعا کنیم که خدواند هدایتش کند.

    ولایی چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    اولا خودت با اسم و رسم ننوشتی
    دوما ملاک ولایی بودن این نیست که با اسم و رسم فعالیت کنند . ملاک در جهت ولایت بودن است . خیلی از افراد در جامعه هستند که با اسم و رسم فعالیت نمی کنند و گمنام هستند و ولایی تر از آنها پیدا نمی شود . مثل نیروهای اطلاعاتی که برای حفظ امنیت گمنام هستند .
    شاید وضعیت فرهنگی جامعه به جایی کشیده که نیورهای حزب الهی مجبورند برای حفظ امنیتشان کمی محتاط عمل کنند ، اما آنها هستند و کار جلو می رود زیرا کار برای خدا روی زمین نمی ماند و هر چه در خفا هم باشد اجرش بیشتر است .

مجتبی سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱:۳۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقا یا خان ولایی!! حالت خوبه؟ نه جدی حالت خوبه؟ اصلا متن را خوندی ؟ من موندم شما چطور این برداشت ها را کردی.!! خودت را هر چه سریعتر به یه روانپزشک برسون

علی سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱:۵۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با این جاده ناامن هیچ کس جرات نمی کنه بره یزد خواهش می کنم مسئولین جهت تسریع در دو بانده نمودن اقدام کنند

محمدرضا سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱:۵۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
ضمن تسليت به خانواده هايي که عزيزان خود را دراين مسير وجاده از دست داده اندوطلب مغفرت الهي برا ي درگذشتگان بايد گفت که هرحادثه نتيجه سه عامل اصلي است که بايد درجهت حذف ويا کاهش آنها کوشيد.
الف- شرايط ناايمن
ب- اعمال ورفتار ناايمن
ج-ترکيب شرايط واعمال ناايمن

رضا سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۲:۰۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آیا افرادی که روی مین می رفتند برای دو بانده کردن جاده ی بافق یزد رفتند ؟
آیا ۳۱۳ شهید گلگون کفن بافق برای دو بانده کردن جاده ی بافق -یزد جان بر کف گرفتند و به جبهه های جنگ حق علیه باطل شتافتند؟
آقا یا خانم ولایی
من تا همین جا از نظر شمارا بیشتر نخواندم فقط خواهشا ارتباط روی مین رفتن شهدا و دوبانده کرده جاده بافق – یزد را شمابگویید چیست و چه ارتباطی می توانند باهم داشته باشند؟؟
مگر برای بهانه جویی……….
برادر یا خواهر گرامی
بهشت را به بها میدهند نه به بهانه
شماهم بیش ازین بهانه نگیر و اگربها و قیمت داشته باشی به بهشت میروی

محمود سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۲:۱۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خدا پدرت را بیامزد اقای حسن زاده که حرف دل ما را زدید به نظر اقای ولایی هر که حرف حساب می زند ضد انقلاب است و نظر این اقا مثل استاندار قبلی است که مردم گفتن مدیر بومی می خواهیم مردم را به باد کتک بست

محمود سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۲:۱۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

فکر کنم این اقای ولایی خودش هم نفمیده چی گفته حداقل ولایی را از خود حذف کن هر چه بدبختی هست از فکر امثال این ادمهاست

رضا دهقانزاده بافقی( رخصت) سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۲:۴۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام. جناب آقای حسن زاده مطلب بسیار زیبای شما حرف دل تمام مردم بافق و تمام کسانی است که بنوعی از این جاده تردد میکنند و شما به بهترین نحو این مطلب را بیان کرده اید. ازشما متشکریم و ازمسئولین امر تقاضامندیم بهرنحو ممکن این خواسته بحق مردم بافق را که سالیان سال است فریاد میزنند برآورده نمایند.
واما درپاسخ کسی که خودرا ولایی مینمامد. ازکسی که خودراولایی مینمامد بعید است که بدون دلیل تهمت بزند و افراد را متهم کند به آنچه نیستندچنانچه شمابه سوابق درخشان آزاده سرافرازجناب آقای حسن زاده رجوع کنید خواهید فهمید که سخنانی که ایشان تاکنون ابراز نموده اند درددلی است از سوی دلسوزی که سالهای سال اسارت را تحمل کرده به مسئولین امر . ودر این قضیه توصیه برادرانه داشتند به مسعولین تا تدبیری بیاندیشند که ولی نعمتانشان اسودگی خیالی بدست آورند بابت تردد در جاده بافق یزد. برادر یا خواهر گرامی اندکی تفکر کنید برانچه مینگارید.
تا بعد… رخصت

بسیجی ولایتمدار سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۳:۵۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

این جناب ولائی عین ضد انقلاب است و حتی جرأت ندارد اسم خودش را بنویسد . بنده خدا این کسی که این مقاله را نوشته سابقه انقلابی گری او از تو و هفت جدت بیشتر است من آقای حسن زاده را از نزدیک می شناسم چون در سال 60 که همین آقای تفکر داعشی شاید وجود نداشته در کردستان مشغول مبارزه با ضد انقلاب بود و بعد هم به جنوب رفت و در عملیات های آزاد سازی خرمشهر و رمضان و محرم و والفجر شرکت داشت و بعدش هم به اسارت دشمن درآمد و هشت سال توی اسارت بود . آقای طالبان مسلک ! انقلابی گری بیشتر از این ؟ تو اصلا طرف خودت را نمی شناسی که اگر می شناختی دهن گشادت را باز نمی کردی و با این اراجیف به رهبر و اسلام و انقلاب توهین نمی کردی . راستی اگر واقعا حزب الله هستی چرا نمی روی و با خود نویسنده مستقیما حرف نمی زنی و من مطمئنم آقای حسن زاده بعنوان حافظ قرآن و نهج البلاغه خوب بلد است تا مخ مریض تو را درمان کنهولی من مطمئنم که تو هرگز جرأت تداری اینکار را بکنی چون شماها فقط بلدید زیر چادر حرف بزنید و بس

بافقی سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۴:۲۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اگر شرکت سنگ اهن هزینه ای که برای طرح موزیکال اهنشهر کرده خرج باقیمانده جاده کرده بود این تعداد کشته از تصادفات جاده را نداشتیم ایا طرح موزیکال واجبتر بود یا تکمیل جاده
وقتی مرکز استان به این شهر توجهی ندارد چاره چیست ؟باید خود اقدام کرد
ایا طرح موزیکال که هزینه زیاد حدود سه میلیارد در برداشته است مفیدتر است برای مردم یا تکمیل جاده
شرکت سنگ اهن که همه ماشین الات و تجهیزات برای این کار را دارد . لابد کار شرکت نیست ولی وقتی با لجاجت مرکز روبرو هستیم بهتر است خود شرکت اقدام کند چون اکثر تصادفات جاده بخاطر ماشینهای سنگین که ثروت شهر را به سرعت می برند و برای این کار با یکدیگر کورس گذاشته اند و جاده را نا ایمن کردند تشکیل می دهد ماشاا…. راننده کامیونها که اکثرا … هستند و دقت لازم را ندارند جاده را هم که خراب کرده اند و سالی یکبار لااقل نیاز به ترمیم و اسفالت دارد که این امر هم انجام نمی شود به دلایلی که بر همگان روشن است
اگر عوارضی از کامیونها گرفته می شد و خرج ترمیم جاده و ابادی ان می شد این اتفاقات را نداشتیم
گناه این مردم چیست که بایدذخایر عظیم معدنی و ثروت زیاد شهر را با جان خود و عزیزان تقدیم مافیا و شرکتهای بزرگ کنند
مگر این شهر کم شهید داده چرا باید خونهای دیکری از این شهر ریخته شود چه کسی پاسخگوست روز حسابی هم هست و باید مسئولین جواب خونهایی که بخاطر سهل انگاری ریخته شده را بدهند البته اگر به روز حساب و قیامت اعتقادی داشته باشند
باز خدا را شاکریم که نماینده بومی به مجلس راه یافت تا دیگر شاهد تبعیض از استان و کشور نسبت به این شهر معدنی و مظلوم نباشیم

روح الله سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای ولایی خیلی نفهم تشریف دارید آخه خودشیرینی تا چه حد!!!!!
آقای حسن زاده درود بر شرفت
انشالله که موفق و موید باشید

ناشناس سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۵۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مرحوم دکتر شریعتی میگه برای خراب کردن یک حقیقت خوب به آن حمله نمیکنند بد ازآن دفاع میکنند .ولایی بودن ایشون هم از جنس دفاع بده .همیشه تاریخ بد بختی اسلام از همین متحجرین بوده.

ولایی با بصیرت چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۷:۳۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

دوست ولایی که اینگونه بردوست ولایی خود اقای حسن زاده تاختید
حرفهایتان متلک بود یا از ته دل؟
اگر از ته دل بوده که بروید بیشتر در مورد انقلاب و شهدا مطالعه کنید
اینکه جاده بافق یا خیلی از امورات زمین می ماند اکثریت اوقات از بی تعهدی مسئولین است.اگر هم از بی پولیست به خاطر فسادهای مالی است که پولها جای دیگر میرود.در هر دو صورت شهدا رفتند و انقلاب شد تا فساد نباشد

علیزاده چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۷:۵۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

دوست عزیز اقای ولایی به نظر شما هر کس در ایران به کم کاری مسئولین اعتراض کنه ضد انقلاب و ضد ولایت هست این دیگه چه جور فرافکنی هست یعنی مردم بافق حق داشتن جاده ایمن را ندارن سه سال هست که مسئولین عزیز روزشمار میدن و قول اتمام جاده ولی بازم داریم کشته میدیم شما مثل اینکه تو بافق نیستی و از این جاده مرگ استفاده نمیکنی اگه خدای نکرده یکی از عزیزان خودت هم تو این جاده کشته میشد همین حرفها رو میزدی

یار چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۸:۲۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای ولایی اصلا سواد دارن چی رو به چی ربط میدن خدایااااااااا

ورزشکار چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۸:۳۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام .خواستم بگم کسی که خودش را ولایی معرفی می کنه باید ولایی فکر کنه و ولایی حرف بزنه .اول نظر امام و رهبری را در مورد خانم ها جویا شو و دوم اینکه نوشته آقای حسن زاده را چندین بار بخون شاید درست متوجه شدی!

بانو چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۸:۴۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

در عجبم از افرادی که با آیه های قرآن اینگونه بازی می کنند و در اول راه انسانیت مانده اند !آقای ولایی لطفا چند آیه اخلاقی یاد بگیر .

علی چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۸:۵۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ابتداٌ تشکر از برادر آزاده که این مشکل شهرستان بافق و سایر شهرهای مواصلاتی این محور را یادآوری لازم میدانم به این آقا و خانم ولائی هم یادآوری نمایم که اصلاٌ در متن آقای حسن زاده هیچ گونه غرض ورزی با نظام نبوده و نیست بلکه ایشان از عدم تحقق وعده مدیر ارشد شهرستان که خرداد سال های گذشته را زمان افتتاح اعلام و بصورت غیر مستقیم ضرورت مشارکت فعال شرکتهای معدنی منطقه بافق ، بهاباد و استان کرمان که باعث شلوغی جاده شدند در تکمیل جاده را خواستار شدند و واقعا اگر براساس پیشنهاد کامنت ردیف 8 عوارض لازم را معادن حمل سنگ های معدنی و معادن سنگ مرمر مناطق میدادند این 40 کیلومتر هم زودتر از اینها تمام میشد و این قدر خانواده ها در این سالها داغدار نمی شدند خداوند روح این مادر عزیز را غریق رحمتش بفرمایدان شاا… منتخب محترم مردم هم به ترافیک سنگین این 40 کیلومتر باقی مانده و 10 کیلومترخروجی شهر از بلوار آهن ( میدان چغارت) تا سه راهی سه چاهون هم عنایت لازم داشته باشند خداوند به همه خدمتگزاران نظام توفیق عنایت فرماید

گناهکار چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۹:۰۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای ولایی که جای خدا نشسته و مزخرف می گی
منم میخام برم بهشت .ماشینت رو بردار بیار تو جاده بافق دوتایی بریم بهشت.اتفاقا شهدا رو مین رفتن که مرکز استان یزد و مسئولین بی کفایت راه و ترابری حق مردم را نخورن و خون مردم بافق تو این جاده ریخته نشه. رو مین رفتن که امثال تو خودتونو پشت مقام عظمای ولایت برای دزدی و کم کاری و رانت خوری و خون مردم را ریختن قایم نکنن. خجالت بکش با این ادبیات و قلم داعشیت.

اعظم. چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۹:۴۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب ولایی مص اینکه قرصی چیزی زدی .
خوب تو توهم بسر میبری.
چاره ای برام نگذاشتی تا اینکه از همون خدایی که تو ازش مایه میزاری بخوام خودت یا یکی از اقوام درجه یک تو تو همین جاده مرگ بسوی بهشت پرواز کنند تا بفهمی داغ یعنی چه.
این جمله رو آویزه گوشت کن و از روش صدبار بنویس.
هر آن کس که بهشت این دنیا را
برایت جهنم کرده
مجبور است متقاعدت کند که
بهشت جای دیگری است!

    soltan پنج شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    پارگراف آخرت منو یاد جمله صادق خان هدایت انداخت

    ” بهشت بزرگترین فریب برای جهنم کردن دنیاست “

یاسین چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۹:۴۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

از آدمهای دو رنگ و دورو وپاچه خور متنفرم من نقصی در نوشته آقای حسن زاده ندیدم به غیر از سخن حق و حقیقت و این آقای ولایی که مطلب نوشتن خود رو به جایی یکی از عزاداران بذارن تا اینجور کاسه داغتر از آش نشن لطفا

سید امین رضوی چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

نمی خواستم دیگر در بافق فردا نظری بنویسم، اما وقتی دیدم، یکنفر توانسته افکار نزدیک به 23- 24 نفر را به راحتی از هدف اصلی دور کند، ترس برم داشت و گفتم این نظر را هم بنویسم، شاید یکنفر، تنها یکنفر، دریابد که بر ما چه می گذرد….
این نوشته دوست عزیز، آقای حسن زاده، جزو معدود نوشته های ایشون بود که حرفی از سیاست توش زده نشد و متاسفانه می بینیم که نظرات، کلا رنگ و بوی سیاسی گرفت…. متاسفانه، متاسفانه، ما جماعت ایرانی امروز، آدمهایی به غایت احساساتی و متاسفانه متاسفانه ناآگاه هستیم… به راحتی می توانند ما را فریب دهند و چشممان را به سمت و سویی جز راه اصلی سوق دهند. شما ببینید، در این نوشته به کوتاهی مسئولان در دوبانده کردن جاده پرداخته شده اما ما خوانندگان، بیشتر به نظر هدفمند یک نویسنده نامعلوم که احتمالا به ریش همه ی نظردهندگان می خندد، متمرکز شده است. چرا؟ چرا می توانند به راحتی افکار عمومی و افکار جامعه ای مثل بافق را در ایران، تاکید می کنم : به راحتی یک آب خوردن، از مسیر اصلی منحرف کنند که مثلا در همین موضوع مورد بحث حاج حبیب حسن زاده، یکعده این طرف گود در صدد حمله به آقا یا خانم ولایی برآیند، یک عده در صدد دفاع از ولایی بودن نویسنده متن برآیند، یکعده در صدد دفاع از نظر دهنده، یک عده در صدد دفاع از … یک عده در صدد حمله به …. همان “مرگ بر …” و “درود بر…. ” هم سرگرم شوند تا اصل کاری فراموش شود و از طرف دیگر، جیب های یک عده پرپول تر… پستها ماندگارتر…. ما، متاسفانه، هنوز برای رسیدن به جوامعی متفکر و آگاه، و البته واحد، سالها عقبیم…. هنوز ، نویسندگان مثلا قلم به دست ما، از تفرقه های قبیله ای می نویسند، از تفرقه های شهرهای همجوار می نویسند، از تفرقه های حزبی می نویسند…. چرا ؟! چون تنها در سایه تفرقه است که می توان مردم را چپاول کرد… کاش، بعد از نظر ولایی، که بیشتر به طنز می ماند و خدا کند هدفمند نوشته نشده باشد، نظر دهندگان دیگر، یکصدا، فقط و فقط از مسئولین می خواستند که جاده دوبانده شود هر چه سریعتر، با این نظرها، خود بخود افرادی مانند ولایی، از صحنه حذف می شدند نه اینکه، مغرورانه بنشینند و ادعا کنند که با منطق، آنها را نقد کنند!!!!!!! بهتر است ، مردم ما، یاد بگیرند که آنچه تفرقه افکن هست، از هر منش، رفتار، قلم، حزب و سیاستی که باشد، باید مورد بی اعتنایی قرار گیرد تا هدف اصلی دور نشود…. به نظر من، این آقا یا خانم ولایی، هر که هست، توانست با بازی با احساسات مردم ما، و خوانندگان این متن، هدف اصلی نوشته ی آقای حسن زاده را پاک کند و مردم را به بیراهه بکشاند…. این همان چیزی است که باید از آن ترسید.. بیاییم از این پس، به هر چیز و هر کس، که تخم تفرقه می افکند، بی اعتنا باشیم تا خودش، راه خودش را بگیرد و برود. در عوض، ما هدف اصلی را دنبال کنیم… البته شاید این فرهنگ، صد سال برای جا افتادنش، طول بکشد. خواهید دید، بعد از نظر بنده، هستند کسانی که به شخصیت اینجانب، بتازند، همانطور که قبلا تاخته اند، تا آنچه را که منظور نظر بنده بود، به گوش و ذهن خواننده نرسد، برای باز چپاول مردم، باز در ناآگاهی قرار دادن مردم، برای باز فریب مردم، چرا که تنها در سایه تفرقه و نا آگاهی است که می توان دست در جیب مردم کرد و از پول آنها، برای خود در جزایر هاوایی و قناری و سواحل زیبای مدیترانه، ویلاهای 50 میلیون دلاری خرید…. ذهنها باز، دستها پرتوان، دلها با هم، … و صد البته با این شرایط ، دهانها نیازی به باز شدن ندارند.

درک چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۵۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

همه رو سرکارگذاشتن کامنت ولایی یک کامنت جعلی برای شلوغ کردن سایته زیاد جدی نگیرید

ابوالفضل چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ببخشینش این بنده خدارو نفهمید یه شکری خورد…

م فتاحی چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۱:۳۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام
بااین نحوه دفاع اقای ولائی شخص ولائی ضدانقلابی ترین نفر نی باشد.
برادرعزیز کجای کاری نقد و بررسی کارها که ضدانقلاب شدن نیست.

ناشناس چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۹:۳۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

نامه ی حسن زاده به روحانی برای افزایش حقوق
بسمه تعالی
رئیس جمهور معزز و ریاست محترم دولت تدبیر و امید
سرور ارجمند جناب حجه الاسلام و المسلمین آقای دکتر حسن روحانی ( ایدکم الله بنصره المبین )
سلام علیکم و رحمه الله
احتراماً ، با تبریک انتخاب شایسته و امید آفرین جنابعالی بعنوان ریاست دولت یازدهم به قاطبه ایثارگران و لاسیما آزادگان سرافراز و آرزوی عزت و دوام توفیق برای حضرتعالی و مجموعه دولت تدبیر و امید باستحضار میرساند چند سالی است دغدغه و تشویش خاطر آزادگان بر سر احقاق حقوق قانونی خود و خصوصاً موضوع اجرای ماده ۱۳ قانون حمایت از آزادگان ایام تلخی را برای این قشر رقم زده است که احیاناً و در مناسبت های مختلف هم وقتی تظلم خواهی های آنان بصورت مسالمت آمیز راه بجائی نبرده ، مجبور به نمایش اعتراض آمیز در مقابل مجلس محترم و نیز ساختمان ریاست جمهوری که بالتبع جوابی جز جسارت و بی توجهی نداشته اند نیز شده است لاکن هم اکنون که بحمد الله و المنه دولت مردمی و امید آفرین و البته قانون مدار حضرتعالی بارقه های امید را در این قشر مظلوم نوید داده است انتظار میرود تا با اجراء قانون بما هو کائن ، حقوق تضییع شده آنان را مسترد گردد ، ان شاء الله .
جناب مستطاب آقای روحانی عزیز
مجلس محترم شورای اسلامی در مصوبه خود که البته به تأیید شورای محترم نگهبان نیز رسیده است صراحتا مبنای پرداخت حقوق معوقه آزادگان عزیز را آخرین فیش حقوقی آنها اعلام نموده و حتی در ” نامه شماره ۲۰۹۴۴ مورخ ۴/۴/۱۳۹۰ در پاسخ ابهامات مطرح شده از سوی رئیس جمهور سابق در خصوص پرداخت حقوق و مزایای موضوع ماده۱۳ بر اساس آخرین حقوق و مزایای دریافتی و یوم الادا پرداخت شدن آن تاکید نموده است” حال اینکه دولت محترم سابق با چه استدلال و منطقی علیرغم ابلاغ مجلس در خصوص اجراء بی کم و کاست مصوبه خودبه دولت در اقدامی بهت برانگیز به تفسیر قانون و تنظیم بخشنامه جدید و پایمال کردن حقوق آزادگان دست یازیده و بجای مبنا قرار دادن اصل قانون تصویبی و اعلام شده ، مبلغ شش میلیون ریال ماهیانه را درآورده و بدینسان آزادگان سرافراز را نسبت به همه چیز و خصوصاً قانون مصوب مجلس محترم بدبین نموده جای سؤال و تأمل بسیار دارد .
شایان ذکر است از سوی دیگر ، معاونت محترم تدوین قوانین مجلس شورای اسلامی در پاسخ به نامه یک آزاده در خصوص ماده ۱۳ قانون حمایت از آزادگان پاسخی را در تاریخ ۸ مرداد ماه سال جاری ارائه کرده است که پایگاه اطلاع رسانی پیام آزادگان با توجه به اهمیت این مساله آن را منتشر نمود . در این نامه که تحت عنوان «نظر مشورتی» ارسال شده است آمده است:
“مستندا به قانون تفسیر ماده ۱۳ قانون حمایت از آزادگان مصوب ۱۳۶۸ (مصوب ۴/۱۲/۸۹) دولت موظف است حقوق و مزایای دوران اسارت آزادگان، اعم از این که قبل از اسارت در یکی از دستگاه های اجرایی شاغل بوده یا بعد از اسارت شاغل شده اند را مطابق ماده ۱۳ قانون مذکور و بند ۸۲ قانون بودجه سال ۱۳۹۰ کل کشور و بر اساس آخرین حقوق و مزایای دریافتی آنان در سال ۱۳۹۰ پرداخت نماید”.
اکنون چرا عده ای در دولتی که مدعی اصولگرائی و دفاع از ایثارگران و آزادگان بودند و شعار آنان در این زمینه کوش فلک را هم کر کرده وقتی هنگامه عمل می رسد و در شرایطی که قانون بصورت شفاف و واضح و صد البته صریح ، ماده ۱۳ قانون حمایت از آزادگان را جهت اجرا به آنان ابلاغ نموده ، از انجام قانون استنکاف می ورزند و در حالیکه پس از مصوبه مجلس محترم ، آزادگان امید به حل مشکلاتشان را با اجراء مصوبه مجلس محترم و پس از رفع ابهام ریاست محترم مجلس از نامه بهانه آمیز دولت ، در افقی روشن بانتظار نشسته بودند در اقدامی تعجب برانگیز دوباره با تعیین مبلغی من درآوردی پیشنهاد و مصوبه ای را در دولت می گذراند که گوئی آزادگان نیازمند صدقه هستند جای بسی تعجب است !؟
براستی حق نبود تا پس از مشاهدات قانون گریزی زیاد و البته در موارد عدیده ، آزادگان عزیز چشم امیدی به کسانی که قانون گریز بوده اند داشته باشند لاکن امروز که آهنگ امید و قانونمداری میرود تا افق های تازه ای فراروی امت بصیر و آگاه اسلامی ما بگشاید ، حق است که به یمن برکت وجود دولت تدبیر و امید و صد البته رئیس جمهوری قانون دان و قانونمدار در خصوص تضییع حقی که مدعیان در مورد آنان اعمال نموده اند و مشکلات عدیده ای بر مصائب و عقب افتادگی معیشتی و زندگی آنها اضافه کرده اند ، سفره دل بگشایند و تظلم خواهی در پیشگاه دولت اعتدال و امید آورند و حق تضییع شده خود را از دستان بابرکت حضرتعالی استحصال نمایند تا در نتیجه اقدام انقلابی جنابعالی در خصوص اجراء بی کم و کاست حقوق آزادگان وفق (ماده ۱۳) و مصوبه مجلس محترم و بر اساس آخرین حقوق و مزایای دریافتی آنان در سال ۱۳۹۲بخشی از دغدغه های زندگی و معیشتی آنان مرتفع و و فرمان امام راحل عظیم الشأن (ره) که فرموده اند : ” نگذارید پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ وخم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند ” .محقق ودعای خیر این قشر مظلوم و خانواده های بزرگوارشان را بدرقه راه زندگی سراسر عزت خود نمایید “.
به امید توفیق الهی حبیب حسن زاده جانباز ۴۰% دفاع مقدس و آزاده ۸ ساله
http://badriyoon.com/190
آقای حسن زاده شما در جاهای مختلف کار می کنید و جقوق می گیرید . از طرف دیگر خواهان افزایش حقوقتان نیز هستید . دیگر طلبکاری تا چه حد ؟
در همین شهر جوانان زیادی هستند که بیکارند و افرادی که خود را ولایی می دانند چند شغل دارند .
به نظر شما این عدالت است ؟
تا کی می خواهید طلب کار باشید ؟
جالب هم این است که آقای حسن زاده قبل از روی کار آمدن روحانی طرفدار احمدی نژاد بود و لی بعد از روی کار آمدن روحانی نامه به او می نویسد و دولت قبل را قانون شکن معرفی می کند و به آن می تازد .
باز هم از ایشون دفاع کنید .
لطفا منتشر کنید

محمدی پنج شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵ - ۹:۵۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بابا این احمق که به اسم ولائی داره مزخرف میگه و برای مزخرفات خودش هم قیاس مع الفارق میکنه اگر رهاش کنید ادعای پیغمبری هم میکنه ، این یارو هرکه هست شاگرد مکتب ملا محمد عمر رهبر طالبان است پس یا ایا المسلمون به فرموده قرآن ” و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً ” یعنی اگر نادان و احمقی با شما طرف صحبت شد با سلامت نفس از کنارش بگذرید یعنی جواب ابلهان خاموشی است و بس . ضمناً این نادان باعث شد تا من نظرات فقهی امام خمینی و مقام معظم رهبری را بیشتر مطالعه کنم و بیشتر به حضراتشان معتقد شوم و بیشتر از این تفکرات طالبانی این باصطلاح ولائی منزجر تر

    امیریان پنج شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    پس ایت الله مدرس هم شاگرد همین مکتبی که گفتی بود ، پس در نظر شما رضاخان شاگرد مکتب عدالت و انصاف است ؟

حاج نصیر پنج شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام آقای حسن زاده دست شما درد نکندمطلب عالی بود

مهدی پنج شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

به نظر من این خانم یا آقای ولایی آدم خوبی است، البته زمانی که خواب است. چقدر حرف میزنی، برو بخواب.

احسان فتوحی بافقی یکشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۵ - ۶:۵۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام.

درود فراوان بر آزاده سرافراز جناب آقای حاج حبیب حسن زاده.