جشن تیرگان و روز نویسندگان

دسته: مقالات
۴ دیدگاه
دوشنبه - ۱۴ تیر ۱۳۹۵

جشن تیرگان یکی از بزرگترین جشن های ایران باستان است که امروزه در بسیاری از شهرها نکو داشته می شود . بنا بر گاهشمار (تقویم) ایرانی هر روز نامی دارد ، هر گاه آن نام با نام ماه برابر شود ، جشنی گرفته می شود . روز تیر از ماه تیر برابر است با روز سیزدهم . جشن تیرگان در فرهنگ ایران زمین به سه شوند (علت) برگزار می گردد : 1) در گرامی داشت تیشتر ،(ستاره باران آور) این ستاره بنا بر باور مردم درخشان‌ترین ستارهٔ آسمان است که در نیمهٔ دوم سال و هم‌زمان با افزایش بارندگی‌ها دیده می شود (نبرد همیشگی میان نیکی و بدی) . 2) تیرگان روز بزرگداشت پهلوان نامدار تاریخ ایران ، آرش کمانگیر (آرش شیواتیر) است. 3) بنا بر گفته ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه تیرگان ، روز گرامی داشت نویسندگان در ایران باستان است .
تیرگان از سیزدهم تا چند روز پس از آن ادامه دارد این جشن همراه است با برداشت خرمن . مردم این روزها را به شادی و خرمی می نشینند . در برخی مناطق چون سنگسر (مهدی شهر) روز تیرگان خوراکی می پزند به نام « سیزده تامو » . بسیاری می گویند جشن تیرگان جشن انقلاب تابستانی در یکم تیرماه است . در زین الاخبار گردیزی آمده که ناپدید شدن کیخسرو در تیرگان و هنگام آب تنی در چشمه ای رخ داده است .
آئین های زیبایی در تیرگان اجرا می گردد : آب پاشی ، فال کوزه و دست بند تیرو باد .
آب پاشی : آنانکه این جشن را برپای می دارند روز را با پاشیدن آب به روی یکدیگر آغاز می کنند .
فال کوزه یا (چکُ دولَه) : روز پیش از جشن تیرگان، دوشیزه‌ای را برمی‌گزینند و کوزه سفالی سبز رنگ دهان گشادی به او می‌دهند که «دوله» نام دارد، او کوزه را از آب پاکیزه پر می‌کند و یک دستمال سبز ابریشمی را روی دهانه آن می‌اندازد آنگاه «دوله» را نزد کسانی می‌برد که آرزویی در دل دارند و می‌خواهند در مراسم «چک دولَه» شرکت کنند . آن‌ها جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق سر، سکه یا مانند این‌ها در آب دوله می‌اندازند. سپس دختر دوله را به زیر درختی همیشه سبز چون سرو یا مورد می‌برد و در آن‌جا می‌گذارد. در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همه کسانی که در دوله جسمی انداخته‌اند و آرزویی داشته‌اند در جایی گرد هم می‌آیند و دوشیزه، دوله را از زیر درخت نزد گروه می‌آورد. در این فال‌گیری بیشتر بانوان شرکت می‌کنند و سالخوردگان با صدایی بلند به نوبت چامه هایی می‌خوانند و دختر در پایان هر چامه (شعر) ، دست خود را درون دوله می‌برد و یکی از چیزها را بیرون می‌آورد، به این ترتیب صاحب آن جسم متوجه می‌شود که چامه خوانده شده مربوط به خواسته و آرزوی او بوده ‌است .
دستبند تیر و باد : در آغاز جشن بعد از خوردن شیرینی، پیر و جوان بندی به نام «تیر و باد» که از ۷ ریسمان به ۷ رنگ گوناگون بافته شده ‌است به دست می‌بندند و در باد روز از تیرماه (9 روز پس از آن) این بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد می‌سپارند تا آرزوها و خواسته‌هایشان را به عنوان پیام‌رسان به همراه ببرد. این کار با خواندن چامه زیر انجام می‌شود: تیر برو باد بیا ، غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا، خوشه مرواری بیار .
آنچه بیشتر مردم ایران از جشن تیرگان می دانند ، درباره آرش کمانگیر قهرمان ملی ایرانیان است . میان ایران و توران سال‌ها جنگ و ستیز بود، در نبرد میان «افراسیاب» و «منوچهر» شاه ایران، سپاه ایران شکست سختی می‌خورد؛ این جنگ در روز نخست تیر روی می‌دهد. سپاه ایران در مازندران به تنگنا می‌افتد و سرانجام دو سوی نبرد به سازش در می‌آیند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستیز از میان برخیزد ، می‌پذیرند که از مازندران تیری به جانب خاور (خراسان) پرتاب کنند هر جا تیر فرود آمد همان‌جا مرز دو کشور باشد و هیچ‌یک از دو کشور از آن فراتر نروند.آرش در میان ایرانیان بزرگ‌ترین کماندار بود و با نیروی بی‌مانندش تیر را دورتر از همه پرتاب می‌کرد. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته‌است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد. او خود را آماده کرد، برهنه شد، و بدن خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت ببینید من تندرستم و کژی‌ای در وجودم نیست، ولی می‌دانم چون تیر را از کمان رها کنم همهٔ نیرویم با تیر از بدن بیرون خواهد آمد. آنگاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند برآمد و به نیروی خداداد تیر را رها کرد و خود بی‌جان بر زمین افتاد (درود بر روان پاک آرش و روان‌های پاک همهٔ سربازان ایرانی) . خدای بزرگ، به فرشتهٔ باد (وایو) فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد. تیر از بامداد (صبح) تا نیمروز (ظهر) در آسمان می‌رفت و از کوه و در و دشت می‌گذشت تا در کنار رود «جیهون» بر تنهٔ درخت گردویی که بزرگ‌تر از آن در گیتی نبود نشست آنجا را مرز ایران و توران جای دادند و هر سال به یاد آن جشن گرفتند .
تیرگان را چون نوروز پاس بداریم .

پژوهش و نگارش : عالیه نقیب الذاکرین بافقی(مهرگان)


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۵
برچسب ها:
دیدگاه ها
حسین مسرت دوشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۵ - ۹:۲۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درود بر خانم مهرگان ونوشته زیبایشان در باره تیرگان.

ی چیز بگم و برم سه شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۵ - ۶:۱۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جای خالی آرش کمانگیر بزرگ به شدت حس می شود ،کاش بود ،کمانش را بر می داشت و به سر قله کوه می رفت ،و تیری را در کمانش ،که به جانش وابسته هست بگذارد و مرز بین خیلی از تفکرات وموهومات ،درستی و نادرستی ،صداقت و دروغگویی ،عدالت و بی عدالتی ……را مشخص کند و باعث خوشحالی مردم سرزمینش شود
جای خالی بسیاری از اسطوره ها احساس می شود ،به مانند سوالی که در امتحانات داده می شود که جای خالی را با کلمات مناسب پر کنید ،اما هنوز که هنوز است نتوانستیم کلمه ای مناسب برای این جاها خالی پیدا کنیم
داره صبح میشه ،اما خبری از خورشید نیست ….

سنجیده سه شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۵ - ۷:۰۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام و تشکر از زحمات شما

مهرگان چهارشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سپاس فراوان بزرگواران