اهل قلم شهر ما از یاد رفتند

دسته: مقالات
۱۲ دیدگاه
چهارشنبه - ۱۶ تیر ۱۳۹۵

در گفتگو با یکی از نویسندگان بافق عنوان شد:

بزرگی قلم همان بس که خداوند بلندمرتبه به حرمت آن در قران کریم سوگند یاد می نماید.
سوگند به قلم و آنچه قلم می‌نگارد.
به بهانه روز ۱۴ تیرماه روز قلم خبرنگار«بافق فردا» به سراغ یکی از نویسندگان نامدار بافقی رفت و با او به گفتگو نشست.
عالیه نقیب الذاکرین بافقی نویسنده کتاب یوز آسیایی ضمن تشکر از مسئولین سایت «بافق فردا» که در این ناملایمات روزگار قلم را از یاد نبرده اند بیان داشت:نوشتن را به طور جدی از سال 73 و از زمان دبیرستان شروع کردم و در حال حاضر نیز کارمند شرکت سنگ آهن مرکزی هستم.
وی ادامه داد: علاقه و تخصص من در نوشتن رمان و داستان است اما کارهای پژوهشی را به خصوص در زمینه فرهنگ عامیانه و محیط زیست دوست دارم و انجام می دهم.
نقیب الذاکرین ضمن تشکر از استاد خود عنوان کرد:خوشبختانه استاد فرهیخته ای دارم که در زمینه کار پژوهشی تشویقم می کند . بزرگترین شانس زندگی من داشتن استادی چون «حسین مسرت »است .
نویسنده یوز آسیایی با اشاره به فعالیت های فرهنگی خود افزود: تاکنون شش کتاب را به چاپ رسانده ام. نخستین کتاب رمانی است به نام «دلشکسته ها» که مورد استقبال مردم خوب بافق قرار گرفت. دومین کتاب داستان «شهریاران» است . این کتاب سه داستان بلند را در برمی گیرد و موضوع داستان زندگی و کار سه پادشاه نخست ایران است.
نقیب الذاکرین یادآور شد: داستان شهریاران ادامه خواهد داشت و سال آینده چند دفتر دیگر آن را به چاپ خواهم رساند.
وی با بیان اینکه درسال 91 دو کتاب داستانی در حوزه کودک و نوجوان به چاپ رسانده است عنوان کرد: دو کتاب داستانی به نام های «اسب سفید» و «شاه و وزیر» که در سال ۹۱ نگارش و توسط انتشارات قاضی تهران به چاپ رسید امسال به چاپ چهارم سپرده می شود.
این نویسنده بافقی ادامه داد: کتاب بعدی من کار پژوهشی در مورد تاریخچه سنگ آهن چغارت و کارنامه 50 سال بهره برداری از این معدن است با نام «معدن تلاش» و آخرین کار که سال 94 به چاپ رسید به نام «یوز ایرانی» می باشد آنچه باید در مورد یوز بدانیم در کتاب از زبان یوزی به نام دلبر به صورت داستان بیان می شود .
وی با بیان اینکه در حال حاضر در حال نگارش داستان زندگی وحشی بافقی هستم بیان کرد: امیدوارم این رمان تا پایان تابستان به دست ناشربرسد.
نقیب الذاکرین با گلایه از مسئولین و بی توجهی آنان به فعالیت نویسندگان تصریح کرد: دو کتاب آخری در مورد بافق است ولی مسئولین شهر من اهمیتی به آنها ندادند و حتی زحمت رونمایی از کتابها را در شهر خودمان نکشیدند. کتاب یوز ایرانی در یزد و توسط خانم ابتکار رونمایی شد تنها مسئول بافقی که آنجا حضور داشت معاون استاندار بود.
وی ادامه داد: من به خاطر نام بافق کتاب را به یزد بردم ولی مورد بی مهری شهرم و البته مسئولینش واقع شد.
نویسنده رمان دلشکسته ها اضافه کرد: نمی دانم چرا مسئولین شهرمن تنها چند ماه اول سال را به یاد فرهنگ و هنرهستند خوشبختانه امسال از هنرمندان تجلیل شد ولی اهل قلم از یاد رفتند. البته این را بگویم که اداره فرهنگ و ارشاد در بافق تنها مسئول فرهنگی است و با توجه به امکانات کمی که در اختیار دارد کار خود را به نحو مطلوب انجام می دهد.
نقیب الذاکرین کار فرهنگی را کاری سخت دانست و گفت: مشکل تر از آن رفتار برخی بزرگواران است فرهنگ هنوز نتوانسته آنگونه که باید در شهر ما مورد محبت قرار گیرد فرهنگ نوشتن جا نیفتاده من با برخی بانوان برخورد داشته ام که قلم خوبی داشتند می نوشتند اما پس از مدتی کار خود را کنار گذاشتند آنها مشکلات زندگی را بهانه می کنند در حالیکه روشن است به خاطر نبودن یک مشوق خوب دلزده می شوند چیزی که خدا را شکر مرا گرفتار نکرد
بانوی فرهیخته بافقی پیشرفت در نوشتن را مدیون خانواده خود دانسته و اظهار داشت: پدر و مادرمن همیشه محیط آرام و بدون تنشی برایم به وجود آورده اند پدر به من اعتماد نمودند و مرا در انتخاب راهم آزاد گذاشتند از این بابت خدا را سپاسگزارم .

وی گفت: قلم حرمت دارد چون ترسیم کننده فرهنگ یک جامعه است قلم نقش حساسی دارد به راحتی می تواند به دلخواه نویسنده و دیگران تغییر مسیر دهد راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد یک نویسنده و پژوهشگر متعهد هیچگاه نباید راستی را فدای صلاح نماید باید درست نوشت واقعیت را ،نباید مردم را گول زد فریب داد آنها به نویسنده و قلمش اعتماد دارند آنچه می نویسد می پذیرند بنابراین یک نویسنده باید متعهد باشد ریز بین و دقیق .
به خصوص در مورد فرهنگ و تاریخ باید دقت کرد من که داستان تاریخی می نویسم نباید ظالم را عادل و عادل را ظالم جلوه دهم یا برای اینکه علاقه مندیها و اعتقاداتم را به کرسی بنشانم دست به تغییر تاریخی بزنم که مردم از آن آگاهی ندارند مردم ما هم باید دقت کنند هر چیزی که نوشته می شود بدون عقل و منطق نپذیرند و در زمینه های مختلف تحقیق کنند همیشه به خود اجازه دهند که بیشتر بدانند نه در حدی که برخی برایشان در نظر می گیرند.
عالیه نقیب الذاکرین از کسانی که وی را حمایت و پشتیبانی کردند تا در شرایط سخت به این موفقیت ها برسد از جمله محمد علی طالعی معاون فرمانداری و عذار کریمی رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بافق تقدیر نمود و بیان کرد: امیدوارم خداوند به ایشان توان بیشتری عطا نماید و مسئولین شهر نیز نسبت به کار فرهنگی دلسوزتر شوند.
آرزوی نویسنده کتاب معدن تلاش همدلی و همراهی اهل قلم است.
او امیدوار است تا روزی اهل قلم شهر گرد هم جمع شده و با همفکری مشکلات شهر و نوشتن در بافق را رفع نمایند.


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۴
برچسب ها:
دیدگاه ها
جلیل زعیمیان چهارشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۵ - ۱:۰۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درود بر خانم نقیب الذاکرین
نویسنده ی خوب و توانای شهرمون..

موفق و پیروز و سربلند باشید

دلسوز چهارشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۵ - ۴:۱۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام بر نویسنده پرمدعای بی ادعا!!!
برخی از نوشته ها شما را خوانده و کتب شما را دیدم متاسفانه در برخی کتابهایتان قلم به سمتی سوق داده اید که احتمالا اجبار داشته اید که حمایت مالی از جانب فرد یا افرادی شوید .درنوشته هایتان ارزش قلم را که به قول خودتان در قران قسم یاد شده کمرنگ و بی رنگ نکنید.و در فضاهای مجازی و گفتگوهایتان فرهنگ اصیل ایرانی را در مقابل اسلام ناب نگذارید درست است که ما دارای اصالت فرهنگی بیشتری نسبت به اسلام هستیم ولی اسلام ناب نه این اسلام که متاسفانه لق لقه زبان برخی برای تهیه نان شده هیچ منافاتی با فرهنگ ایرانی نداشته و ندارد و اتفاقا اسلام دین شادی و شادمانیست .حال اگر سیاسی کاری در فرهنگمان رسوخ نکند میتوان تمام رسم و رسومات اصیل ایرانی را همانند اداب اسلامی بر پانمود البته با حفظ شوونات.

ی چیز بگم و برم چهارشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

یک موضوع کلیشه ای داریم به نام علم بهتر است یا ثروت که گاهی اوقات سوژه‌،بعضی از مشکلات فرهنگی،اجتماعی سیاسی و حتی گاهی دست مایه جوکها برای رد این موضوع می شود که باعث نفی علم آموختن در شرایط کنونی می شود
موضوعی دیگری که میتوان در راستای این موضوع عنوان کرد هنر بهتر است یا سیاست
در شرایط کنونی سیاست در تمام ارگانها نفوذ کرده است ،نفوذ سیاست ،باعث شده هنر در هر زمینه ای در انزوا قرار بگیرد و پیرو سیاست باشد که باعث افول هنر شده ،زمانی کانون نویسندگان ایران وجود داشت،که مشوق نویسندگان و حامی آنها بود ،که با از بین رفتن کانون نویسندگان ایران که افراد بزرگی را خود داشت ،باعث دلسردی آنها شد و رفته رفته نویسندگان ما منزوی شدند
تا سایه سیاست بر روی هنر است ،امیدی به شکوفایی هنر در هر زمینه ای نیست ،باید هنر را از بدنه سیاست جدا و مستقل کرد آنوقت شاهد پیشرفت هنر هستیم ،وقتی بودجه فرهنگی کشور جوابگو دخل و خرج خود نیست ،توقع حمایت نمی توان از آن کرد ،با ایجاد ارگان مستقل می توان این مشکل را حل نمود ،
بعضی از مسئولین شهر ما دنبال سیاست و سیاست بازی هستند و شاید اصلا این مواردی که در عدم حمایت از آثارتان بیان فرمودید ،برایشان مهم نباشد
متاسفانه پایین آمدن میانگین مطالعه در کشور به دلایل مختلف ،می تواند عدم حمایت از نویسندگان را به دنبال داشته باشد
پیروز باشید

دلسوزتر جمعه ۱۸ تیر ۱۳۹۵ - ۵:۲۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای دلسوز عزیز جناب (س ا ر خ ) همه می دانند قلم توانای نویسنده شهرمان حسادت را در وجودت شعله ور کرده چه بسوزی چه نه ایشان کار خودش را بلد است عزت زیاد

لافقی جمعه ۱۸ تیر ۱۳۹۵ - ۵:۴۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

فکر کنم دلسوز یکی از مسئولای شهره بیشتر آقای (ف) به هر حال مهم نیست حرفات برای خودت خوبه دلسوز

بلال حبشی دوم شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۵ - ۸:۰۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سپاس و تشکر از عالیه نقیب الذاکرین!
نمی خواهم زحمات ایشان را نفی کنم، اما از همان رمان دلشکسته ها، تا کنون، نمی توان سطح نویسندگی این نویسنده ی بافقی را در سطح بالایی دانست، استقبال از کتاب دل شکسته ا، صرفا به دلیل اولین کتاب یک بافقی بودن بود، مردم برایشان جالب بود، اگر همان کتاب، اکنون چاپ شود، هیچ کس، برایش تره ای خورد نمی کند، چرا که هم اکنون همه در انفجار ارتباطات و اطلاعاتند، و دیگر کسی به چنان رمانی با آن طرح روی جلد بسیار نازلش، اهمیتی نمی دهد. بحث، بحث نقد است و قصد اهاتت و توهین نییست. خانم نقیب الذاکرین، عادت دارد از بی مهری ها سخن بگوید تا خود را مهم جلوه نمایند در صورتیکه در کتاب تحقیقاتی معدن دانش، نیز اگر این کار به دست یک محقق حرفه ای انجام می شد کار، بسیار زیباتر می شد چرا که این کتاب، با آن جلد کالینگور، اصلا در حد و اندازه ی این معدن و تاریخش نیست، بلکه کلا یک گزارش دولتی ـ جکومتی است، یک تحقیق معمولی که اگر مثلا در مقطع فوق لیسانس تاریخ، بخواهد دفاع شود، نمره 10 نخواهد گرفت. اما خب، وقتی کاری حمایت میشود از طرف ارگانی و سفارشی است، همین می شود. مسلما کتاب یوز هم که نوشته شده، کتابی در خور نخواهد بود… من به سرکار خانم نقیب الذاکرین پیشنهاد می کنم، ذوق و قریحه خود را با سبکی دیگر شروع کنند، استادی که ایشان نزدشان تلمذ می نمایند نیز، در سطح و مرتبه ای نیستند که با این سطح بیان می کنید، با احترام به ایشان البته، شما بهتر است از اساتید پایتخت بهره بجویید، آقای مسرت که بنده ارادت و دوستی هم با ایشان دارم، خود نویسنده و محققی سفارشی کار است. عاجزانه از طرف ادب دوستان و شاعران و فرهنگیان بافق، از شما سرکار خانم، استدعا دارم وارد زندگی وحشی بافقی نشوید، وقتی کسی با تاریخچه نویسندگی شما، بخواهد این شاعر را به این سبک و سیاق نشان دهد، سطح او را تنزل خواهد داد. وحشی شاعری است که در عرفان، همتراز شاعرانی نظیر سنایی سنجیده می شود، آیا تا کنون نویسنده ای هم سطح شما، درباره سنایی کتابی نوشته است،؟!! مسلما خیر، این کار محققانی چون بدیع الزمان فروزانفر، یا بزرگان دیگر این عرصه است، وحشی و شعر و ادبیات را به حال خود بگذارید، شما بهتر است در زمینه داستانسرایی، کار کنید، مثلا زندگینامه دهستانی فقید را بنگارید، یا زندگینامه دکتر تراب زاده که امریکا هستند، در هر صورت از زحمات شما، سپاسگزاری می شود و امیدوارم سایت بافق فردا، انتقادات مرا سانسور نسازند و البته نظر دهندگان ناسیونالیست بافقی نیز، بحث انتقاد ادبی را با همشهری گری و این حرفا، تخریب نکنند، حرمت قلم را نگهدارند و بدانند که هر کسی عیب دیگران را بیان کند، به او لطف کرده است. من در جلسات متعدد فرهنگی و ادبی بوده ام، با حضور و یا بی حضور خانم نقیب، رفتار ایشان در زمینه ادبی، به گونه ای ست که متاسفانه صاحبنظران، خیلی بر نقد آثارشان تلاش و رغبتی نشان نمی دهند،چرایش را خود نویسنده محترم بهتر می دانند.

رنجبر یکشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۵ - ۸:۱۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

چرا از جناب آقای میرسلیمانی خبری نیست؟؟؟این سایت چرا درروز قلم یادی از ایشون نمی کنه؟؟قدرشناش بزرگان نیستین.نویسندگان بزرگ و علمی شهرمون را کم کم از دست ندیدن فردایی ها. هیچ کس مانند ایشون بافق را معرفی نکرد.چقدر بی معرفت شدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بافقی دوشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۵ - ۹:۰۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

لازم است نامی ببریم از اهالی قلم و نویسندگان شهر که ما همیشه یادشان هستیم
آقای میرسلیمانی محقق و شاعر
آقای طالعی محقق
خانم نقیب الذاکرین محقق و نویسنده
خانم میرعلمی محقق
آقای کارگران محقق
مرحوم آیت اللهی محقق
آقای فتوحی محقق
آقای طباطبائی محقق
آقای فرجامی محقق

مهرگان سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵ - ۸:۳۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

به نام خدا جناب آقای دلسوز بزرگوار با سپاس از انتقادات دلسوزانه شما سخنی کوتاه دارم نوشته های من یا داستانی است یا پژوهش در مورد یوز و معدن یا فرهنگ عامه و تاریخ ، نه من نه شما لیاقت صحبت در مورد دین را نداریم با عنایت به اینکه ده نسل از نیاکان من همه روحانی و منبری بوده اند هیچ گاه به خود اجازه نمی دهم در مورد علمی که در آن تخصص ندارم صحبت نکنم و چیزی بنویسم هدف شما جریحه دار کردن احساسات پاک مردم شهرمان است که البته اطمینان دارم هوشیارتر از من و شما هستند می شناسمتان و می دانم انتقاد را نمی دانید اگر نه بنده علاقه بسیار به نقد آثارم دارم با سپاس از شما و امید به اینکه با خواندن کتابها و نوشته هایتان بیشتر بیاموزم

واقع بین سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵ - ۱۱:۵۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خطاب اولم به آقای دلسوز:متاسفانه بعضی از ما بافقی ها عادت داریم همشهریای خودمونو بکوبونیم و به هر نحوی شده از میدون به درشون کنیم.بهتر بود بجای انتقاد ناسالم پیشنهاد سازنده ای میدادید.که اینم از خصوصیات اخلاقی که در شما سراغ دارم از روی حسادتتونه.
خطاب دومم به آقای به اصطلاح بلال حبشی دومه:اول شما بگو نمره املات چند بوده که هنوز فرق لغت خورد را با خرد نمیدونی که نوشتی تره خورد نمیکنه(واقعا متاسفم) .دوم شمایی که نمیدونی عنوان کتاب ایشون معدن تلاش بوده بیخود میکنی نظر میدی که اسم کتاب این خانم فرهیخته را معدن دانش بیان میکنی .اول یه سوزن به خودمون بزنیم بعدا یه جوال دوز به دیگران .تا ….شود آنکه نتواند دید

کارگر بافقی سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵ - ۲:۲۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقای بلال شما واقعا مثل میوه بلال می مانی که بر روی آتش جرق جرق می سوزد و گاهی صدا می دهد من به عنوان کارگر ساده به خود اجازه می دهم از همکارم حمایت کنم سوادی ندارم ولی خوب می دانم تره را خورد نمی کنند خرد می کنند شما نقد هم بلد نیستی از کتابی حرف بزن که معاون رییس جمهور رونمائیش می کند نه کتابی که نویسنده در نوجوانی نوشته کتاب معدت تلاش و به قول شمای فهمیده معدن دانش را چندین مهندس معدن از جمله مهندس راستاردر همین معدن خودمان تایید کردند و بارها نویسنده اش را ماهر معرفی کردند شما در حدی نیستی که برای یک نویسنده محدوده نوشتن مشخص کنی یا از استادی صحبت کنی که بیشتر از 600 تا 700 کتاب و مقاله نوشته چطور می توانی به چنین استادی بگویی سفارشی نویس شما که از نوشتن سر در نمی آوری حداقل دفتر شعرهایت را چاپ کن شاید بشناسندت شما می گویید در جلسات ادبی بوده اید که خانم نقیب بوده تا آنجایی که من خبر دارم آخرین جلسه ادبی ایشان تهران بوده در کنار هوشنگ مرادی کرمانی و اساتید داستان نویسی شما کجای این جمع بودید؟ راهتان دادند؟ به جای پایین کشیدن کسی خودت را بالا بکش بنده خدا

هادی چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵ - ۴:۱۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سپاس و درود بر خانم نقیب الذاکرین (مهرگان )
انشالله که نقد های غیر منصفانه آقای دلسوز باعث دلسردی شما نخواهد شد
سابقه آقای دلسوز نشان داده ایشان فقط و فقط فکر خودشان هستند .
به امید پیشرفت و موفقیت هر چه بیشتر شما