در اوج رکود و بلاتکلیفی اقتصادی به جای مسدود کردن حساب ها فشار مالیاتی را کم کنید

دسته: عمومی
۸ دیدگاه
یکشنبه - ۲۷ تیر ۱۳۹۵

دبیر کارگروه مطالبات مردمی و کارگران شرکت سنگ آهن مرکزی بافق ضمن گلایه از مسئولین سازمان مالیاتی کشور گفت: در اوج رکود و بلاتکلیفی اقتصادی به جای مسدود کردن حساب های یک مجموعه عظیم معدنی که دارای بیش از ۵۸۰۰ نیروی کارگری است فشار مالیاتی را کم کنید.

به گزارش بافق فردا؛حسن امیرزاده در دهمین جلسه گزارش دهی مطالبات مردمی و کارگران شرکت سنگ آهن بافق عنوان کرد: به دلیل وضعیت مالی شرکت سنگ آهن و عدم توان پرداخت بخشی از مالیات، حساب های شرکت سنگ آهن مرکزی بافق توسط سازمان مالیاتی مسدود و برخی از اموال منقول در فولاد مبارکه اصفهان نیز توقیف شد.

وی افزود: نهایتا در جلسه ای که با حضور مسئولین شهرستان در دفتر معاونت عمرانی استانداری برگزار شد مقرر گردید مالیات این شرکت به صورت تقسیطی پرداخت شود.

وی با بیان اینکه شرکت سنگ آهن بافق تنها مجموعه درآمدی شهرستان است خاطر نشان کرد: بخش عظیمی از مجموعه شهر از جمله جامعه کارگری و شهرداری ازاین شرکت متنعم می شود که متاسفانه در اوج رکود و بلاتکلیفی اقتصادی و شرایطی که در دنیا حاکم است حساب ها مسدود می شود.

امیرزاده بیان کرد: اگر قرار است شهرستان و حقوق بگیران شرکت در کمال آرامش باشند باید بدهی مالیاتی از همان ابتدا تقسیط می شد نه اینکه شهری مثل بافق با این همه محرومیت و بدهی های شهرداری به پیمانکاران با تاخیر از عوارض ارزش افزوده بهره ببرد ولی امور مالیاتی با یک چشم بهم زدن با دستور قضایی حسابهای مالی شرکت را مسدود و موجی از ناامیدی را در دل کارگران ایجاد کند.

دبیر کارگروه مطالبات مردمی و کارگران شرکت سنگ آهن مرکزی بافق تصریح کرد: ای کاش یکبار هم که شده حساب آن هایی مسدود می شد که حاضر نیستند حق شهر معدنی بافق از قانون ۱۵ درصد حقوق دولتی را پرداخت کنند.
قانونی که سالها حق شهرهای معدنی است و استان نیز از آن می تواند بهره ببرد ولی همچنان بر روی زمین مانده است ۰


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۴
برچسب ها:
دیدگاه ها
بافقی یکشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۵ - ۵:۵۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای امیرزاده این بیانات درد دل مردم بافق است که باید به مسئولین استان و کشوری زده شود و الا گفتن ان برای مردمی که زهردیده اند مشکلی حل نمی کند هر موقع با پیگیری توانستید از مسئولین کشوری و استانی امتیازی بگیرید بیایید و گزارش دهید والا بیان مشکلات برای مردم دردی را دوا نمی کند الان که نماینده مجلس هم بومی است چرا با وزیر و و زرا جلسه نمی گذارید از یزد که جز سنگ اندازی کاری بر نی اید …
مشک ان است که ببوید نه ان که عزار بگوید

!!!!!!؟؟ یکشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۵ - ۶:۵۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

حقیقتی تلخ که بزبان عامیانه بیان شده است

مردم بافق را ول کنید بسوزند

چشماشونا به معدنا بدوزند

مردم بافق خیلی دلیر و پاکند

نجیب و سر بزیر همچو خاکند

مردم بافق را بگذارید بمونند

بهشون بگید اینو خوب بدونند

تا وقتی اهنی دارید عزیزید

بعداز اون همه به زیر تیغید

تا وقتی با هم نشدید همینه

سزای هرج و مرجتون همینه

زور باشه بالای اون سراتون

تا نکنید طلب حق ز ارباباتون

جاده اگر باریکه عیب نداره

خیابونا تاریکه عیب نداره

اگه کشته میدید شب و روز

حفظ میکنند جاش چندتا یوز

ادماشون را ول کنید زیادند

بجای اون یوزا به انقراضند

جاده براشون نزنیدکه یوزا

خطر داره برای حفظ اونها

اگر کشته شد بچه ای باز

جای او دوباره میشه ساز

ولی اگر یوز یهو گم بشه

از چهارتا یکی کم بشه

اونوقته که همه عزا بگیرند

چرا که جون ادما را نگیرند

تنهاجون یوز براشون مهمه

نه جون نوجوون دیگه مهمه

اگر صد سال بگذره همینه

تا ادما نگیرند از یوز کینه

شهید گر زیاد دادید به میهن

کشور حفظ کردید ز دشمن

اجر و قربشون پیش خداست

حسابشون از شماها جداست

میدونیم زحمتا با شماست

و کیف خرج پولها با ماست

به شهری ابادی گر که نیازه

زیرسازی جاده اگر درازه

یا که ورزشگاهی شهر دگر

نیاز بودجه داشته باشه اگر

خرج میکنیم پول شهر شما

نمیکنیم خرج به شهر شما

خلاصه بافق ما باید بمیره

اگر بخواد رنگ خوشی ببینه

واقعیتی تلخ یکشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۵ - ۷:۱۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

حقیقتی تلخ

شده اسباب مرگ ومیر این مردم

جاده های تنگ باریک و ناهموار

جاده هایی که بی سر انجامند

برای جوانان ناکام این ادوار

جوانان ی که خسته و دلگیر

چندسال شده اند مات این اسرار

دگر بی خیال کار و زن شده اند

مانده اند چون گذشته حیرت روار

به فکر راه گریزی اند از خانه

خسته از بیکاری در این ادوار

**************

یکی رفت پی کامیون بزرگ

غافل زین جاده های دل ازار

با همه درد و غصه و تب و تاب

بزند دل به جاده های بی مقدار

بهر کسب خرجی زن و فرزند

شد راکب طیاره ها ازناچار

به هر ره نیت حفظ جان کند

به اخر برون شود چون از کار

ملک الموت است منتظر در جاده

تا گیرد صید چو مرغ ماهیخوار

شده اوضاع جاده های ابادی

چون زمان هجر سنگی و اوار

گرچه محکوم جبر و اجبارست

جوان بهر زندگی درین ادوار

لیک به امید زندگی باید کرد

نومیدی گنهی بزرگ در اعصار

دعا کن این زمانه سر برسد

گیرد کار و جاده رونق بسیار

محمود حاجی محمدی

رنجبر یکشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۵ - ۷:۲۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بافق دگر کار می خواهد چکار

مسئول پرکار می خواهد چکار

جوانان چون شاغل گشته اند

دلسوزی بسیار میخواهد چکار

ذهن خود را نکنید درگیر شهر

شهر غم افکار می خواهد چکار

سوت وکورست اوضاع این ابادی

این ابادی اخبار میخواهد چکار

چون که کار زیادست و بیکار کم

دگر وزیر کار می خواهد چکار

بافق فراوان دارد سنگ اهنی

فولاد گندله سیار میخواهد چکار

محمود حاجی محمدی

فتاحی یکشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۵ - ۷:۵۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بیا ببین که شهرم، چها کشیده از ظلم

ببین چه سخت است، اوضاع زین تظلم

ز بس بیعدالتی را، در شهر دیده ایم ما

دگر امیدی نداریم، ز بس کردیم تکلم

شدیم سرگرم دست، مسئولین در استان

ببین چگونه رفتار ، کردند با ما تفنن

ز هر چه فریاد دادیم، بر مسئول هیهات

ان را که گوش نباشد، کی بشنود ترنم

گویا شهر من بافق، مظلوم عالم شد

چرا برای رونق ، باشد در تاخر

یارا خود نظر کن، شهر شهید پرور

ابادی دگر نیست، در شهر من تقدم

ما خود ندانستیم، علت این همه ظلم

بی تجربگی مسول، یا نی درو تعلم

ببین چقدر سخت است، در عصر تکنولوژی

ابادی در شهر نبینی، چقدر هست تالم

محمود حاجی محمدی

بافقی یکشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بافق فرداهی ها عزیز . میشه با انتشار برخی ا. ش. ع. ا. ر سایت خودتان را سبک نفرمائید. به خدا بدون غرض بگویم حالم بد شد

آزاده بافقی شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اشعاربسیارزیبایی هستند همشهری عزیز بدبینی راکناربگذار