محل سخنرانی محمود احمدی نژاد به حسینیه بزرگ سفلی تغییر یافت

دسته: عمومی
۲۹ دیدگاه
چهارشنبه - ۱۳ مرداد ۱۳۹۵

مسئول برگزاری یادمان شهدای عملیات رمضان از تغییر یافتن محل سخنرانی محمود احمدی نژاد خبر داد.

محسن ابراهیمی گفت: با توجه به گرمی هوا، رفاه حال مردم شهرستان و همچنین درخواست های مکرر مردمی مراسم یادمان شهدای عملیات رمضان و همچنین محل سخنرانی دکتر محمود احمدی نژاد رییس جمهور سابق به حسینیه بزرگ محله سفلی تغییر پیدا کرد.

وی افزود: این مراسم راس ساعت۱۹:۳۰ دقیقه در این حسینیه واقعدر خیابان مهدیه بافق برگزار می شود.


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۲۶
برچسب ها:
دیدگاه ها
فرهنگی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۵ - ۲:۵۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام بر خادم ملت جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد
به شهر نخل و آفتاب خوش آمدی
بهار 96 نزدیک است .

بافقی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۵ - ۳:۲۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

انشاالله به سلامتی و پرخیروبرکت باشد.وخداوند متعال در این صحنه یاری گر شهرمان باشد.

ناشناس این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۵ - ۳:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بازم دم لردی ها گرم .
حسینه سفلی بهترین محل برای برگزاری این سخنرانی بود .
از اول هم گفتیم بگذارید اونجا .

جمعی از اهالی سفلی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۵ - ۳:۵۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مقدم محمود احمدی نژاد را گرامی می داریم و امیدواریم در محله ی سفلی کلید افشاگری علیه مافیای حاکم بر ایران در بند زده شود .

ناشناس این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۵ - ۴:۰۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درخواستهای مکررمردمی

رضا این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۵ - ۴:۱۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ببینید چطور مردم را سر کار گذاشتند هنوز قطعی نیست چون هییت امنا اختلاف نظر دارند شاید تغیر کنداحتمالا در کمپ شهید برزگری صادق آباد برگزار شود این هم از عجایب روزگاره دولت بی هماهنگ

تفکری این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۵ - ۴:۱۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مکان مناسبی است و امیدوارم حامیان احمدی نژاد در این گردهمایی حضور به هم رسانند و دهان یاوه گویان داخلی و خارجی و آنان که اجازه ندادند سخنرانی در امامزاده برگزار شود را سرویس کنند .

ی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۵ - ۸:۲۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بگو اینقدر این اعجوبه دولت فاسد داشته که حتی نزاشتن توی اون شلوغی صجبت کنه، اونجایی که خیلی به نفعش بود وگرنه توی حسینیه سفلی، کی می آد…!!!!

    رنجبر این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۵:۰۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    به کوری چشم مخالفان ان شالله شلوغ میشه

فتاحی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۵ - ۹:۰۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

یادش به خیر مردم محروم و ولایت مدار بافق و بهاباد از استاندار احمدی نژاد چه کتکی خوردند.

ميلاد ابراهيمي فيروز ابادي این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۱:۳۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

كجايند افرادي كه ميگفتين مردم واسه امواتشون ميرن شهداي گمنام؟؟؟؟
حالا مكان مراسم هم تغيير كرد تا ببينيم ديگه چه حرفي داريد؟؟؟
نكنه مردم باز واسه امواتشون پنجشنبه ميرن حسينيه سفلي؟؟؟؟

دهه شصتی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۸:۰۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

گول نخورید کسی نره . فقط برای رای جمع کردن اومده

علي این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۸:۴۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
حداقل براي احترام به شهدا از يك سردار جنگ دعوت مي كرديد نه كسي كه به گفته آقاي محسن رضايي يك روز در جبهه و جنگ حضور نداشته كاش سردار سليماني را دعوت كرده بوديد تا انگ سياسي بازي به اين مراسم شهيد والامقام نمي خورد

هادي این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۸:۴۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خوش امديد

رضا این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۸:۵۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ما آخرش نفهمیدیم این یادواره شهید ابراهیمی است یا شدای عملیات رمضان ؟ من فکر کنم حامیان احمدی نژاد سر در گم شده اند یک دفعه قاضی ؟ چرخش 180 درجه محله سفلی ؟ برادرمن اتحادو یکپارچگی مردم را به هم زدید به خاطر منافع خودتان محله سفلی را چند دستگی کردید به چه قیمتی ! آقای ابراهیمی بهتر نبود در روستای خودتان فیروز اباد ( بساب ) این مراسم را میگرفتید ؟ لااقل در قاضی میگرفتید که اموات ما هم فیض ببرند؟؟؟ چه زیبا گفت تفرقه بی انداز و حکومت کن

حمید این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۹:۱۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

کی بشه آقای دکتر بیان برن همه چی تموم بشه

فتوحی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۹:۳۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

احمدی نژاد, امید نجات ( با توکل بر خدا )

منتقد این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

امیدوارم آقای احمدی نژاد جوابگو باشد هرچند تابحال حتی یک کلمه هم از این عوام فریبی به زبان نیاورده و سایت بافق فردا و مسئولینش این را درج کنند

انتقاد شدید علی رضا افتخاری از احمدی نژاد در مصاحبه با سایت نامه نیوز

برویم سراغ بحث اصلی این گفت‌وگو. دیدار و در آغوش کشیدن آقای احمدی‌نژاد در 17 مرداد سال 89، همزمان با روز خبرنگار در مرکز همایش‌های صداوسیما. اصلاً شما از طریق چه کسی به این برنامه دعوت شده بودید؟

از تلویزیون به من زنگ زدند و گفتند 5 میلیون به شما می‌دهیم و شما برای برنامه بزرگداشت خبرنگاران بیائید و «پلی بک» اجرا کنید. من هم قبول کردم. من معمولاً برای اجراها یا بصورت پلی بک قرارداد می‌نویسم، یا با گروه. آن روز قرار شد برای اجرای پلی بک به سالن بروم. 5 میلیون به حساب من واریز شد و من هم رفتم به سالن. قبلش یک داستانی هم بود. دوستان در تلویزیون شعری از آقای حداد عادل را به من داده بودند تا رویش آهنگ ساخته شود و من هم بخوانم. ما به هر آهنگسازی این شعر را دادیم، زیر بار نرفت و کار را نساخت. آقای ضرغامی کاملاً در جریان این موضوع بودند. وقتی این آهنگ درست نشد و ساخته نشد، صدا و سیما کمی علیه من موضع پیدا کرد. همه اینها باعث شد روبوسی من با آقای احمدی‌نژاد بارها از تلویزیون پخش شود. مشخص بود همه چیز کاملاً برنامه‌ریزی شده است. این همه آدم با آقای احمدی‌نژاد روبوسی کردند ولی کدامیک اندازه من تبعات داشت؟ آنقدر نشان دادند و پخش کردند تا بازی به شدت پیچیده شد و در آن اوضاع ملتهب، جامعه ایرانی علیه علیرضا افتخاری موضع بدی گرفت. آن اتفاق باعث شد خانواده من عذابی را تحمل کنند که گفتن‌‌اش در کلمات نمی‌گنجد.

درباره آن لحظه حرف می‌زنید؟ اصلاً چه شد با آقای احمدی‌نژاد رو به رو شدید؟

از صحنه که پایین می‌آمدم، به روح پدرم قسم، فردی قد کوتاه به سرعت سمت من آمد و گفت: «بدو بدو که آقای احمدی‌نژاد به‌خاطر شما ایستاده‌اند و معطل شما‌ شده‌اند.» اسم‌شان یادم رفته که این‌فرد کوتاه قد چه کسی بودند. من اصلاً قرار نبود سمت ایشان بروم. اتفاقاً سخت گرفتار برخی کارها هم بودم و می‌خواستم بروم. ولی دور و بری‌های ایشان با این قبیل رفتارها باعث شدند این دیدار رخ دهد. تیم بادیگاردهای شخصی ایشان همیشه حواسشان هست که اصلاً کسی نباید نزدیک آقای احمدنژاد شود. ولی درباره من اوضاع کاملاً برعکس شد و من را برای مواجهه با ایشان هدایت کردند. خودشان من را به سمت ایشان هل دادند و در ادامه هم رسانه‌ای مثل تلویزیون این دیدار را پوشش داد و با قدرت و هدفمندی خاصی، آنرا هر شب پخش کرد. برای چه؟ چرا؟ چون من نتوانسته بودم آهنگسازی را قانع کنم که شعر آقای حداد عادل را بسازند و روی آن کار بخوانم. همه این سناریو به نوعی به‌خاطر عمل نکردن من به خواسته آنها درباره آقای حداد عادل بود. همه اینها دست به‌دست هم داد تا این موضوع به سرعت در جامعه با نگاهی بد و منفی ترویج پیدا کند.

خودتان چه زمانی متوجه شدید که این اتفاق و در آغوش کشیدن آقای احمدی‌نژاد در رسانه‌ها خبر‌ساز شده و تبعات اجتماعی‌‌اش گریبان شما را گرفته؟

حدود یک هفته بعد بود که همه چیز شروع شد و به مرور بد و بدتر شد. رسانه‌های خارج از ایران هم که اوضاع را خراب‌تر کردند و فکر می‌کردند من برای بوسیدن آقای احمدی‌نژاد وقت گرفته‌ام!

در آن لحظه چه دیالوگ‌هایی بین شما و آقای احمدی‌نژاد رد و بدل شد؟

من روی صحنه که بودم، گفتم: چشم 6 میلیارد مردمی که روی زمین زندگی می‌کنند، به ماست. منظورم این بود که حواستان باشد آقای رئیس‌جمهور. به حکم یک شهروند ایرانی دلم می‌خواهد در برابر مردم دنیا رو سفید باشم. اینها جملاتی بود که روی صحنه گفتم.

منظور من لحظه‌ای است که ایشان را از نزدیک دیدید و در آغوش گرفتید.

من تصنیف «از اوج آسمانها» اثری از «عباس خوشدل» را روی صحنه «پلی بک» کردم و وقتی پایین آمدم و من را اطرافیان ایشان به سمت آقای رئیس‌جمهور هل دادند، فقط به من گفتند: «ماشاالله».

و شما چه گفتید؟

من چیزی برای گفتن نداشتم. آن لحظه وقتی برای حرف زدن نبود. از تصاویر مشخص است. یک«متشکرم» به «ماشالله» ایشان گفتم. بعد از همه این اتفاقات‌ها من به نظرم می‌‌آید اگرایشان مثلاً می‌گفتند که زنگ موبایل من صدای آقای افتخاری است و من به ایشان علاقه قلبی دارم، شاید کلیت این اتفاقات رخ نمی‌داد. ولی دریغ از حتی یک جمله که در باره من ذکر شود. آقای احمدی‌نژاد در این مدت حتی یک‌بار پیگیر احوال من نشدند. با صدای بلند به ایشان می‌گویم در مورد من بسیار انسان قدرنشناسی بودند. با صدای بلند این جملات را بر زبان می‌آورم و امیدوارم به گوش‌شان برسد. شما را به جان مادرتان قسم می‌دهم که به من کمک کنید تا این حرف‌ها به گوش همه برسد. امروز به آگاهی و درک سیاسی درستی از این بازی‌ها رسیده‌ام و امیدوارم این موضوع به خوبی در رسانه‌ها انعکاس پیدا کند.

و از آن لحظه شما وارد بازی‌ای شدید که به شدت برایتان دردسر‌ساز شد و حتی خانواده شما هم زیر فشار بود.

یادم است که نوشته‌ای زیر در منزل شخصی من گذاشتند که اینجا بمب‌گذاری خواهد شد و هرچه سریع‌تر باید این منزل را تخلیه کنید. به قدری فشار و تهدید‌ها زیاد شد که مجبور شدیم از آن محل برویم. مدت‌ها کلاه می‌گذاشتم روی سرم و برای خرید این‌ور و آن‌ور می‌رفتم. اگر هم کسی من را می‌شناخت، برخوردهای اهانت‌آمیز و زشتی می‌شد. خوب یادم هست وقتی در فرودگاه وارد سالن انتظار شدم و نشستم، حدفاصل ده متری من همه مردم از صندلی‌ها بلند شدند و اطرافم خالی شد. دوستان من دیگر من را مهمانی‌های خودشان هم دعوت نمی‌کردند و می‌ترسیدند بلایی سر بچه‌هایشان بیاید. می‌گفتند علیرضا تو دوست بیست ساله ما هستی ولی واقعاً بهتر است دیگر نباشی، چون مردم و آشنایان همسر و بچه‌های ما را مورد توهین قرار می‌دهند که چرا افتخاری را اینجا راه داده‌‌اید. می‌گفتند چرا با «رفیق احمدی نژاد» رفت و آمد می‌کنید!

پس از آن اتفاقات و این قبیل برخوردها، از طرف مسئولین فرهنگی دولت قبلی مورد حمایت قرار نگرفتید؟

موضوع همین است و اصلاً من به‌خاطر همین ناراحتم و خشمگین. اگر تلویزیون اجازه می‌داد من ده دقیقه همین صحبت‌هایی که با شما داشتم را مطرح کنم، شاید تبعات آن اتفاقات این‌گونه زندگی من را تحت تأثیر قرار نمی‌داد. فرزند کوچک من دیگر دانشگاه نرفت و انصراف داد. می‌گفت به من توهین می‌کنند و به شدت فضای بدی علیه من در دانشگاه راه افتاده است. روی وایت برد عکس من را می‌کشیدند و دشنام‌های زشتی می‌نوشتند. دخترم بارها با چشم گریان به خانه آمد. VOA و برنامه پارازیت بیش از بیست بار من را چهره زشت و بد هفته انتخاب کرد و همین اتفاقات بازی را وحشتناک‌ترکرد. این در حالی بود که هیچ اظهار‌نظر یا حمایتی از سوی همین آقایون داخل کشور از من نشد و معلوم نبود با ادامه این روند چه بلایی سر فرزندان من قرار بود بیاید. مادرم را در اصفهان و در صف نانوایی هل داده بودند. آقای احمدی‌نژاد مرد باشد! خدا آدم را‌گیر نامرد نیندازد، دوست خوب من. این جملات را با سوز درونم می‌گویم به شما که امیدوارم حرف‌هایم رابه دقت منتقل کنید.

نامه شما به استاد شجریان در حالی منتشر شد که پیش از آن استاد شجریان در مصاحبه با «یورو نیوز» حمله تندی به شما کردند و گفتند: «یکی از هنرمندان ما که صدای خوبی داشت و خوب می‌خواند و شهرت خوبی داشت، یک اشتباه اجتماعی کرد که به نظرم از سر سادگی و ندانم کاری‌‌اش بود، یک دفعه مردم او را کنار گذاشتند. پس این موسیقی نیست. این رفتار و کردار و گفتار است. به همین دلیل هنرمندان در رفتار و کردار و گفتار باید خیلی دقت کنند. جامعه آگاه است، وجدان جامعه بیدار است، جامعه مو را از ماست می‌کشد. کوچکترین اشتباهی زیر پروژکتور جامعه قرار می‌گیرد. نمی‌توانید اشتباه کنید. جامعه کوچکترین اشتباه و ریاکاری را بزرگ می‌کند و دروغ گویی و اشتباه را نشان می‌دهد». ولی شما در نامه خود برای ایشان نوشته بودید: «ما آجر نیستیم که بمانیم. عمری از ما گذاشته است. باید هر کدام در نوای هم بخوانیم. ما یک جمع خانواده‌ایم. ما باید اسم همدیگر را صدا بزنیم. ما باید همایون هم باشیم. ما نباید ورود را از هم بپوشانیم و اجازه گذر را به یکدیگر ببندیم. ما از همدیگر می‌ترسیم. ما در یک باغ هستیم. با افکار یک درخت پربار باید سرزنده و شاداب، از دور یکدیگر را صدا بزنیم. نزدیک هم بیاییم با محبت. چرا دستخط‌هامان برای هم خوانا نیست. صدا بزن مرا. نزدیک‌تر بیا». این تفاوت در ادبیات نامه‌ها به نظر خودتان نامانوس نبود؟

هنوز هم می‌گویم که استاد شجریان برای من مطلق‌اند. صحبت‌هایشان در آن گفت‌وگو مرا کمی رنجاند ولی به رسول ا… قسم همان زمان هم احساس می‌کردم که ایشان از بزرگواری و دلسوزی این جملات را درباره من استفاده کردند. ایشان می‌توانستند فتیله این ماجرا را پایین بکشند و با یک جمله اوضاع را به حالت اول برگردانند. ایشان پیشکسوتی بودند که من در آن دوره نیاز داشتم ایشان از من حمایت کنند و اصلاً از من بپرسند که اصل اتفاق چه بوده؟ ما همه با هم بودیم و باید به حکم سعدی «بنی آدم اعضای یکدیرند» در کنار هم می‌ماندیم. دل من از آن مصاحبه شکست.

نکته‌ای که هست…

اجازه بدهید. آقای احمدی‌نژاد جوری خودش را به آغوش من انداخت که انگار من یوسف گم گشته ایشان بودم. یک جوری به من چسبید و من را بوسید و پشت‌سر هم این اتفاقات را شکل دادند که… بابا بوسیدن یک بار، دو بار… جمله بعدی‌ام را امیدوارم جرات انتشارش را داشته باشید ولی من طناب خریده بودم خودکشی کنم. فشار بدی روی من و خانواده‌ام بود. فرزند کوچکم فهمید و گریه کرد و گفت‌: «بابا نکن». گفتم نمی‌توانم و واقعاً تاب این همه توهین و تهدید را ندارم. در ایران که هیچکس حواسش به من نبود و درد دل من را نمی‌شنید. در خارج از کشور هم یک روز چهره بد بودم و یک روز چهره زشت. منفور شده بودم و این برای یک هنرمند غیرقابل تحمل بود. سوپر مارکت محل به من جنس نمی‌فروخت! آرایشگر محل ما می‌گفت آقا وقتی شما روی این صندلی می‌نشینید دیگر هیچکس به مغازه من نمی‌‌آید و عذر‌خواهی می‌کرد و مودبانه می‌گفت دیگر نیایم. آژانس به من ماشین نمی‌داد. مردم تا این حد تحت تأثیر قرار گرفته بودند و امیدوارم این صحبت‌ها به درستی به گوش مردم برسد. حرف آخرم هم این است که آقای احمدی‌نژاد خیر نبینید. آقای ضرغامی خیر نبینید. و قطعاً خیر نخواهند دید. در این موضوع شک ندارم. چون من حقم این نبود. من بعد از 30 سال خواندن با تمام وجود، این حقم بود؟ بعد از سی و خرده‌ای سال این حق من و خانواده‌ام نبود.

حرفی مانده؟ آینده کاری شما قرار است در چه شرایطی پیش برود؟

اگر یک نفر هم از من دلخور باشد، من قطعاً نمی‌توانم کارم را درست انجام دهم. این ناراحتی را که من مسببش نبودم، با این درد دل مفصل که به وضوح درباره‌‌اش گفتم، حتی اگر یک نفر هم اصل موضوع را فهمیده باشد و برایش مشخص شود اوضاع از چه قرار بوده، باز هم برای من خوشایند است. امیدوارم وقتی مردم از قصد من برای خودکشی باخبر می‌شوند، قطره اشکی بریزند و فضای تلخ آن دوران را درک کنند. اگر چهار نفر در محل به شما وخانواده‌‌تان توهین کنند، کسی صبر و تحملش را ندارید. فکر کنید که یک ملت علیه من شده بودند و واقعاً دیگر امیدی برای زندگی نداشتم. من اگر خودکشی می‌کردم، همه خوشحال می‌شدند؟ راهی جز خودکشی برای من مانده بود؟ من تا این تصمیم هم جلو رفتم. ولی بعد، فرزند بیمارم باعث شد از تصمیمم صرف نظر کنم. امیدوارم مردم ایران که مبنای دل‌شان محبت است و صداقت، در جریان اصل اتفاقات قرار بگیرند.
به گزارش نامه نیوز

منتقد این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۱۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

به گزارش بهار نیوز : اولین وزیر جدا شده از کابینه محمود احمدی نژاد می‌گوید شاید بهتر بود قبل از انتخابات سال ۸۸ از شخصیت احمدی نژاد می‌گفتم. او معتقد است که باعث و بانی فتنه ۸۸ خود احمدی نژاد بود.

شما در مصاحبه ای گفته بودید اگر آقای احمدی‌نژاد فرد دیگری شود و تغییر دیدگاه داشته باشد می‌تواند به عرصه بازگردد. فکر می‌کنید ایشان برای بازگشت به قدرت این تغییر را در برنامه های خود قرار می‌دهد؟

احمدی‌نژاد قدرت، رسانه و مطرح شدن را دوست دارد اما شاید اقبال عمومی را برای حضور در عرصه نداشته باشد. من توصیه میکنم شورای نگهبان تاییدش نکند تا همه راحت باشند.

ویژگی آب خیس کردن است و اگر این ویژگی را از آن بگیریم دیگر آب نیست. احمدی نژاد هم احمدی‌نژاد است. شاید ایشان در پیام ها وسخنرانی های خود اظهار نظراتی مبنی بر تغییر رویه داشته باشد اما تصور می‌کنم ایشان با توجه به ویژگی های رفتاری که دارد نمی‌تواند تغییر رویه دهد. شاید هم خیلی مناسب نباشد کسی که دو دوره رییس جمهور بوده باز قدرت را در دست گیرد.

*فکر میکنید شورای نگهبان ایشان را تایید می‌کند؟

من توصیه می‌کنم تایید نکند تا همه راحت باشند. البته من دیدگاهی هم در این رابطه دارم که برای جمع شدن این گونه مباحث در کشور، ریاست جمهوری یک دوره ۶ یا ۷ ساله شده تا خیال همه راحت شود. بعد از آن هم فرد هیچوقت نتواند رییس جمهور شود. تجربه نشان داده ریاست جمهوری ها دو دوره هستند بنابراین با یک دوره ای شدن ریاست جمهوری بسیاری مسائل حل می‌شود.

هر رییس جمهوری سال اول به دنبال کسب تجربه است. دو سال میانی خوب کار می‌کند و سال آخر نیز درگیر مباحث انتخاباتی است. بنابراین سال اول و آخر از دست می‌رود و در دور دوم نیز حساسیت های کاری لازم را ندارد نهایتا از ۸ سال ریاست جمهوری، ۶ یا ۷ سال عمر مفید آن است که می‌توان با تغییر قانون اساسی در این زمینه، به بسیاری از حواشی کشور پایان داد.

*شما از حدود سال ۹۰ به بیان مشکلات مدیریتی و ایرادات دولت نهم و دهم پرداختید و تفاسیری از شخصیت آقای احمدی‌نژاد داشتید که شاید پیش از آن هیچکس از کابینه چنین مباحثی را مطرح نکرده بود. سوال من اینجاست که چرا افرادی همچون شما در کابینه که به این آگاهی از شخصیت و مدیریت ایشان رسیده و از تیم اجرایی کنار رفتند، در سال ۸۸ که امکان تغییر وجود داشت این آگاهی و روشنگری را به مردم ندادند تا دولتی همچون دولت نهم ادامه پیدا نکند یا تلنگری به ایشان بخورد تا رویه گذشته را ادامه ندهد؟

انتخابات دور دوم آقای احمدی‌نژاد ۲۲ خرداد بود. من چهارشنبه همان هفته یعنی ۲۰ خرداد جلسه ای خصوصی با آقای لاریجانی داشتم و با ایشان مطرح کردم که اگر آقای احمدی‌نژاد روی کار بیاید چه اتفاقی در کشور می افتد. گفتم که اگر ایشان مجددا روی کار بیاید کشور خسارتی می‌بیند که قابل جبران نیست. اگر آمریکا و اسرائیل قصد تضعیف جمهوری اسلامی را دارد ایشان همه کارها را در این راستا انجام می‌دهد. من به آقای لاریجانی گفتم شما به عنوان رییس قوه مقننه اگر می‌توانید کاری

کنید که از انتخاب مجدد ایشان جلوگیری شود.

*فکر نمیکنید ۲۰ خرداد برای این کار دیر بود؟

قبل از مناظره ها به میرحسن موسوی پیام دادم که احمدی‌نژاد دروغ گو و بی حیا است. هر دوی این اتفاق ها افتاد. هم دروغ گویی هم بی حیایی. اما چرا شورای نگهبان با این مسئله برخورد نکرد؟

به هرحال شورای نگهبان ایشان را تایید کرده و برای ریاست جمهوری مجدد جلو آمده بود. آقای لاریجانی هم در آن جلسه به گفتند من نمی‌دانم این چه پدیده ای است که نمی‌توانیم کنترلش کنیم.

حتی من به آقای میرحسین موسوی قبل از مناظره ها پیغام دادم که آقای احمدی‌نژاد دو موضوع را دنبال میکند. اول اینکه دورغ می‌گوید دوم هم اینکه بی حیا است و در مناظره با آقای موسوی هر دو این اتفاق ها افتاد، هم بی حیایی هم دروغ گویی. دروغ گویی آن مدرکی بود که از خانم رهنورد نشان داد که بعدا هم من گفتم اگر ایشان ۴ سال رییس جمهور بوده و این موضوع را می‌دانسته چرا آمده و پشت تلویزیون گفته؟ که بعدا هم سازمان بازرسی کشور اعلام کرد این موضوع واقعیت نداشته است. دروغ گویی و بی حیایی در این جایگاه و در برنامه زنده تلویزیونی چه معنی دارد؟ چرا شورای نگهبان با این مسئله برخورد نکرد؟

البته شاید حق با شما باشد. شاید من باید در سال ۸۸ همان زمان قبل از انتخابات به موضوع ورود پیدا کرده و به شدت هم مسائل را مطرح می‌کردم. اما باید این موضوع را در نظر گرفت که در تحلیل شخصیت آقای احمدی‌نژاد باید گفت احمدی‌نژاد سال اول ریاست جمهوری در سال ۸۴، سال دوم و تا سال آخر که متفاوت می‌شود و انحراف همینطور شدت یافت. در دور دوم نیز از فردای انتخابات و از میدان ولیعصر همه چیز را آغاز کرد.

این نکته نیز قابل توجه است که شاید باید زمان می‌گذشت و دستش رو میشد که در مقابل مقام معظم رهبری می ایستد، آن ۱۱ روز خانه نشینی را انجام می‌دهد، آقای مشایی را معاون خود می‌کند و می‌گوید مجلس در راس امور نیست. خیزی که آقای احمدی‌نژاد در دور دوم برداشت چیز دیگری بود.

اگر دقت کنیم می‌بینیم او هیچ وقت و هیچ جا از فتنه صحبت نکرده و نمی‌کند چون خودش باعث و بانی فتنه ۸۸ بود.

*آقای روحانی در یک سال باقی مانده چه اصلاحاتی باید داشته باشد تا به تداوم ریاست جمهوری اش در دور بعد بیانجامد؟

بنظر من تغییر خاصی در این یک سال اتفاق نمی افتد. این نیست که نتوانند اما تغییرات باید معنی دار و جهت دار باشد. دولت گویا نمی‌خواهد اینگونه قدم بردارد. مثلا رکود را به وجود آورده تا تورم را پایین بیاورد و قاعدتا برای انتخابات آینده نمی‌خواهد دست به وضعیت موجود بزند. ترجیح می‌دهد این آرامش را تا انتخابات حفظ کند.

*شما اگر پیشنهاد کار اجرایی داشته باشید قبول می‌کنید؟

اگر توانش را داشته باشم چرا که نه. کشور برای ما هزینه کرده تا بتوانیم یک روز به مردم خدمت کنیم. من یک سال مدیر نمونه صادراتی کشور شدم. به هرحال چیزهایی بلد بودم که این اتفاق افتاده است. اگر خواستند از تجربیات ما استفاده شود مخلصشان هم هستیم اگر نه که برایشان دعا می‌کنیم.

*صحبت پایانی؟

آدم دلش می‌سوزد. در کشور خیلی کارها می‌شود کرد. اما باید شهامت واطلاعات لازم برای تصمیم گیری و شناخت کافی از شرایط کشور را داشته باشیم. همانطور که گفتم کشور ما سیاست زده است و این سیاست زدگی به ما آسیب زده کمااینکه این آسیب همچنان وجود دارد.

جوانان ما امروز می‌گویند روزی که احمدی نژاد رییس جمهور شد من ۲۰ ساله بودم و حالا ۳۰ سال دارم. چه کسی جوابگوی این عمر رفته جوانان در این چند ساله با مشکلات فراوان است؟

زمانی صحبت از این کردند که ما صدور مغز می‌کنیم. چه صدور مغزی؟ چرا خودمان را گول بزنیم. این فرار مغز است. با رفتن هر یک از این جوانان ژن او نیز از کشور خارج می‌شود. پس ما سرمایه ملی کشور را از دست می‌دهیم. باید خیلی جدی به فکر چرخه اقتصاد و ایجاد فرصت برای این جوانان باشیم.

طبق سرشماری سال ۸۵، آمار سرپرست خانواده های تک نفره ۵.۲ درصد بوده و این آمار در سال ۹۰ به ۷ درصد می‌رسد. این به معنی فاجعه در کشور است اما چه کسی این آمار و دلایل آن را تحلیل کرد؟ مسئولیت این وضعیت با حاکمیت و حکومت است.

بافقی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۱:۲۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

شعر جدید قزوه درباره صفدر حسینی و اظهارات نوبخت
دولت بهار: علیرضا قزوه شعر جدید خود را در اینستاگرام به شرح زیر منتشر کرد.

به گزارش دولت بهار، علیرضا قزوه شعر جدید خود را در اینستاگرام به شرح زیر منتشر کرد:

دکتر نوبخت در مراسم تودیع صفدر حسینی فرمایش کردند که ایشان از ذخایر نظام هستند:

من که فکر می کنم
این ذخیره هم ذخیره ای است از ذخیره های ارزی نظام !
لقمه می خورند
لقمه ی حرام
راستی
این ذخیره را چرا
با نشان فتح بدرقه نمی کنند؟
راستی ذخیره های انقلاب کیستند؟
این جماعتی که روی تخت اوفتاده اند و درد می کشند،
بچه های جنگ ،
با حقوق اندک تقاعد یک و دویست؟
یا کسی که فیش چند ماهه اش به میلیارد می رسد؟
راستی چقدر فاصله ست بین میلیون و میلیارد!
بچه هایشان تمام
کشته ی جت اسکی اند و بیلیارد
هان سخنگوی نظام؟
این ذخیره – مجرم بزرگ روزگار- را بزرگ کن
ولی بدان
پیش ما چقدر کوچک اند این بزرگ ها
ماله می کشی و فکر می کنی
پاک می شود گناه گرگ ها ؟!
این ذخیره را برای روزهای سخت بعد از این خود نگاه دار
در زمانه ای که داد شاعران به هیچ جا نمی رسد
ای هوار ای هوار!
ای تفو به این زمانه
ای تفو به روزگار!

مهران این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۲:۲۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

احمدی نژاد رییس جمهور آینده ام به شهر بافق خوش آمدی

مردم دل صاف این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۳:۱۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ای کاش اینقدر ساده نباشیم

شهروند این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۴:۰۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب اقای دکتر محمود احمدی نژاد به کوری چشم بعضی مسئولین شهر که چشم دیدن شما را ندارند به شهر ما خوش امدید و شهر مارو گلباران گردید
صل الا محمد بوی رجایی امد
احمدی نژاد دوست داریم
لایک دار ی رئیس جمهور اینده دکتر محمود احمدی نژاد

منوچهر این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۴:۱۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

امدن احمدی نژاد را به شهر نخل وافتاب خوش امد میگوئیم وبا تمام توان از ایشان حمایت میکنیم دوستان فریب افراد ی که تحمل عدالت را ندارند نخورید چون اینها دنبال اب گل الود می گردن تا به قول معروف ماهی بگیرن. وخدمات ارزنده ایشان. هیچگاه فراموش نمیکنیم. همشهریان شما با شرکت درمراسم استقبال یک بار دیگر ثابت کنید که خواهان عدالت هستیم. منتظر قدوم سبزتان

ناشناس این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۴:۵۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

احمدی نژادسیاستی رابکاربردومی بردکه آینده گروآینده بین نیست وبه اصطلاح مسکن به جامعه تزریق می کندودرد راازپایه درمان نمیکنه.ولی دکترروحانی دنبال پایه واساس است.مردم عامه هم که می خواهندخیلی سریع تغییرات رااحساس کنند.درصورتی که روش دوم وروش روحانی زمانبروبهتراست

Mousavi/Qom این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۵:۵۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام علیکم؛
صفر و صدی نگاه کردن اینه که دوستان به دلیل چند مورد ندانم کاری و اشتباه شخص احمدی نژاد که ای کاش مرتکب نمیشد کل سیاست های دولتش را نفی می کنند و این با فرزانگی دوستان سازگار نیست.

مشکل ما اینه که تراز انقلاب اسلامی را در سیاست ها و خط مشی دولت ها دنبال نمی کنیم و فقط از منظر توسعه ظاهری داخلی عملکرد دولت ها را بررسی می کنیم.

مثال دولت روحانی و دولت احمدی نژاد اینه که دولت احمدی نژاد مخصوصأ در دولت اولش مثل ماشینی بود که به سمت مشهد می رفت ولی گاهی از مسیر صاف به جاده خاکی می زد اما دولت روحانی کلا مسیر رو اشتباه میره یعنی به جای مشهد داره به سمت مرز بازرگان میره.

گفتمان این دولت -یازدهم- در سیاست خارجی گفتمان نفی «قاعده نفی سبیل» است که اصل مسلم قرآنی است، قرآن به ما اجازه نداده راضی بشیم به تسلیم در مقابل کفر ولی تز آقای سریع القلم که امروز در عرصه مبادلات سیاسی و اقتصادی با دنیا در حال انجامه همینه! یعنی توسعه اقتصادی حتی به قیمت پذیرفتن سیاست های جهانی و منطقه ای ابر قدرت‌ها.

شهروند این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۶:۱۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام بر آقای احمدی نژاد
خداکند که بیایی
دل مردم از گرونی و بدبختی خونه

اسدمظفر این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مردم غیور بافق احسنت برشما بابت حمایت واستقبال زیبایتان ازدکتراحمدی نژاد

منصف این نظر توسط مدیر ارسال شده است. جمعه ۱۵ مرداد ۱۳۹۵ - ۹:۲۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

منتقد خواهشا نظرتون را کوتاه بفرمائید وساده تا ما هم متوجه بشیم دارید چی میگید؟چهار صفحه چرت نوشتی که احمدی نژاد خراب کنی ولی استقبال مردم در تمام شهرها از جمله بافق واقیتعا را بیان می کنه که احمدی نژاد محبوب قلبها است چون دزد نیست و طرفدار قشر ضعیف است و دشمن سرمایه داران مفت خور، برای همین با تمام امکانات و توان خودشان با او مقابله می کنند و به او ضربه می زنند ولی در نهایت این خداوند است که تصمیم نهایی را می گیرد.