سلام بر چشمهای نظاره گر جانباز سرافراز علی اکبر خدامی

دسته: مقالات
۶ دیدگاه
شنبه - ۳۰ مرداد ۱۳۹۵

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

هرچند این روزها کمتر اینگونه شروع شدن را دیده ایم ولی بیائید با هم کمی به عقبتر برگردیم و ادامه دهیم .

و با سلام و درود بر رزمندگان اسلام که در جبهه های حق علیه باطل بر علیه داعش و صدامیان میجنگند و درود و سلام بر خادمان و مدافعان حرم از دفاع مقدس ایران تا دفاع مقدس شام .

سلام بر شهیدان و همرزمانشان در هشت سال دفاع مقدس . سلام بر دستهای پر همت همتها و یاران همقدمش . سلام بر پاهای جامانده برای روی پا ایستادن وطنش . سلام بر سینه های خسته ای که سینه سپرکردند برای سربلندی ایران اسلامی . سلام بر آنان که از با پای دل در برابر دشمن صف کشیدند و به فریاد “هل من ناصر ینصرنی” امام امت لبیک گفتند و تا آرام نگرفتن مرزهای ایران اسلامی ارام نگرفت . سلام بر شیرِ کوهِ کردستان که بعد از 25 سال رنج دوری از یاران شهیدش به انان ملحق شد.

سلام بر علی اکبر خدامی فرمانده جان برکفی که چند روز پیش بیش از پیش به ما نگاه کرد و بیش از پیش متعجبانه ما را نظاره کرد. سلام بر سرداری که صدام ملعون او را شناخته بود و ما نشناختیم و قدر ندانستیم . سلام بر جانباز 50 درصدی که با عروجش بیشتر درکنارش بودیم .

فرمانده و همشهری عزیز باز دیر شد ولی حالا که آرام گرفتی بعد از سلام میخواستم مطلبی بگویم : الان که نیستی میخواهم ببخشی مارا هر چند دیر شده است . چرا که نتوانستیم دستانت را ببوسیم برای خدماتی که داشتی و ببخشی مارا که در این سالهای پر رنجی که با جانبازیت دست و پنجه نرم میکردی ، توفیق همراهی کردنت را پیدا نکردیم . خلاصه ببخش قبل از این که با حاج احمد کاظمی، حاج اکبر آقا بابایی، ابراهیم همت، مصطفی چمران و علی صیاد شیرازی و سرور سالار شهیدان دیدار کنی . ببخش ما را که توان و ظرفیتمان همین بود . میدانم که توقعی از ما نداشته ای اما ما برای طلب حلالیت از تو و همرزمان شهیدت در یادبودت شرکت کردیم . راستی چه شد که به دیار باز نگشتی!!! ، چه شد که نیامدی همینجا پیش خودمان ارام بگیری !! . چه شده و یا چه باید بشود ؟

ای کاش قبل از اینکه با شهیدان همکلام شوی چند جمله ای در این رابطه ما را راهنمائی کنی تا اگر و تنها اگر راهمان غلط است اصلاح کنیم و هدایت شویم!!! آخر ما هم مثل شما در خط امام و رهبری هستیم ، در خط انقلاب اسلامی و به دین مبین اسلام و ائمه اطهار علیهم السلام عشق می ورزیم و برای برپائی دستورات اسلام و انجام آنها تلاش میکنیم و بر این عقیده ایم که اسلام دین دیروز و دیروزها نیست و برای سعادت همه بشریت در هر زمانی آمده است . لذا ما را کمی موعظه کن .

محمدمهدی علیزاده فلاح


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۳۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
مریم خدامی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۵ - ۷:۳۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سپاس فراوان از قلم زیبای شما
تنها دختر علی اکبر خدامی

پروانه کرمی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۵ - ۷:۵۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سپاس فراوان از دیدگاه روشن و انقلابی شما
سردار شهیدبر روی دستان همرزمانش در غربت بسیار آشنا تشیع شد.لطف شما دوستان قابل تقدیر است که انتظار داشتید او به دیار خود بازگردد.باتشکر همسر و همرزمش

محمد این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۵ - ۹:۴۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خدا رحمتش کند چه سختیها کشید.خداوند به خانواده اش صبر عنایت کند

بافقی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۵ - ۳:۰۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ما سینه زدیم بی‌صدا باریدند/ از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند/ ما مدعیانِ صفِ اول بودیم/ از آخر مجلس شهدا را چیدند

در آروزی شهادت…

محمد کرمی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۵ - ۷:۵۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

تشکر فراوان از بیان دل انگیزتان.

محسن این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۵ - ۷:۳۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

از خانواده بزرگوار شهید خدامی و همرزمانش تقاضا میکنم حتما پیگیر کتاب خاطرات ایشان باشند. من به عنوان یک بافقی از رشادت های لیشان اطلاعی ندارم و از چندین نفر که پرسیدم فقط سربسته گفتن ایشان در زمان جنگ خیلی معروف بودند و صدام برای سرش جایزه تعیین کرده ولی هیچ کس اطلاع دقیقی از عملکرد و فداکاری های ایشان ندارد