عبرتخانه بافق(۳) بافق بهترین جای منطقه بود!

دسته: مقالات
بدون دیدگاه
جمعه - ۵ شهریور ۱۳۹۵

هفته دولت است و بازار دولتمردان محترم گرم و گیراست.

به این عزیزان به ویژه فرماندار فعلی بافق که تلاش و سماجتش در راه اندازی مرکز بافق شناسی و ضبط نرم افزاری فرهنگ عامه بافق را از نزدیک دیده ام وبا عنایت به اینکه غیر بومی است ،برایم تازگی داشت تبریک و تهنیت می گوییم ولی آماری که امروز در سامانه یزد فردا دیدم تلاش و همت دوچندان دولتمردان را برای جبران کاستی ها و ناهنجاری های فرهنگی بافق بیشتر می طلبد.

از بیست عنوان از جدیدترین اخبار بافق که درصفحه اختصاصی سامانه مزبور منتشر شده یازده عنوانش مربوط به مواد مخدر و سرقت است!!! چرا؟؟چه بودیم و چه شدیم؟؟؟کجا بودیم و حالا به کجا رسیده ایم؟؟محمود ابن هدایت الله نطنزی در کتاب نقاوه الآثار فی ذکرالاخبار که حدود سال ۱۰۰۷ قمری(۴۰۰ سال پیش) در تاریخ صفویه نگاشته است به مناسبتی از بافق نام برده و آنرا بهترین منطقه در حدود یزد و کرمان ذکر می کند.او در شرح جنگی که بین حاکم فارس و بیگتاش خان حاکم کرمان در تفت روی می دهد ومنجر به شکست حاکم کرمان که اصالتا بافقی است می شود چنین نوشته است :
او می خواست به قلعه بافق که درآن وقت جز کرمان وازبسیاری آذوق و یراق(آذوقه و لوازم و امکانات) بهترین اماکن آن حدود بود برساند که میرمیران (حاکم یزدوپدرزنش) نگذاشت برود!: بیگتاش خان همان است که وحشی بافقی قصاید زیادی در مدح او دارد و داماد میرمیران دیگر ممدوح وحشی بافقی است.

یعنی چهارصد سال پیش آنچه از بافق می نوشتند زیبایی ها و آبادانی و علم وشعر وهنر بود وحالا بیشترین عنوانها باید مواد وسرقت و تصادف جاده مرگش باشد که استاندار هم نمی تواندقلم وزیرراه را برای تامین اعتبارش برروی کاغذدرست بچرخاند!!

حال که چنین است اجازه بدهید راهی که حاکم بافقی کرمان به سال ۱۲۱۰ قمری بکاربست و جواب داد به جناب فرماندار محترم یادآورشوم شاید افاقه کند:
علینقی خان بافقی حدود ۱۲۰۰ قمری برای ساخت دوباره حصار وباروی شهر کرمان که درجنگ آغا محمد خان ویران شده بود از مالیاتهایی که بعض وقتها بزور هم از مردم می گرفتند استفاده نمود و آنرا ساخت که هنوز هم مقداری ازآن درکرمان وجود دارد.آفا محمد خان پادشاه ماموری را برای جمع مالیات به کرمان فرستاد.علینقی خان بافقی شکایت مردم را به او گفت ولی مامورکه چیزی جز بردن پول به پایتخت حالیش نبودبرای مجاب کردن حاکم گفت:
من مامورم واز جایم تکان نمی خورم یابایدهمین الان، در همین مجلس تمامی وجه مالیات را کارسازی کنید یا دست وپا یم را بشکنید تا معذور پایتخت باشم.

خان بافقی هم نامردی نکرد و گفت مامورشاههنشاه را بخوابانند و ازعصری تا غروب آفتاب هرقدر فراشان حاضر توانستند” به تقدیم ضرب درباره او دامن بستند”وزیر نگون بخت که بدجوری گیر افتاده بود و قافیه را باخته بود حیلتی اندیشید و غروب آفتاب و احتمال قضای نماز خان بافقی را گوشزد کرد و با این ترفند از فلک حاکم خلاصی یافت!!

حالا که استاندار محترم زورش به قلم بودجه وزیر محترم نمی رسد اگر اورا دعوتی بفرمایید وسوار ماشین کرده و کامیون سنگی را شاخ به شاخ ماشین و اسکورتش در جاده بافق برانند یا عوارض هزاران کامیون جاده رااز جیبش بالفور بیرون بکشید مطمئنا جواب خواهد داد!

سیدمحمد میرسلیمانی بافقی

 


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۷۰
برچسب ها: