آئین عمامه گذاری طلاب برگزار شد

دسته: عمومی
۳ دیدگاه
دوشنبه - ۱۲ مهر ۱۳۹۵

photo_2016-10-03_17-43-49photo_2016-10-03_17-43-54

همزمان با ایام محرم آئین عمامه گذاری طلاب با حضور امام جمعه بافق در حوزه علمیه امام صادق(ع) این شهرستان برگزار شد.
حجت الاسلام سلیمانی در این مراسم با تسلیت فرا رسیدن ماه سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) به تشریح وظایف طلاب حوزه های علمیه پرداخت و اظهار کرد:تقوی و پرهیزگاری و علم آموزی دو وظیفه اصلی طلاب حوزه های علمیه است .
امام جمعه بافق با تاکید بر ضرورت پرهیز طلاب از صفات نکوهیده و دوری از مادیات افزود: صداقت ، پاکدامنی و احترام به همدیگر ازدیگر وظایف طلاب است .
رئیس حوزه های علمیه بافق با بیان اینکه علم و دین دو بال برای بالندگی و وارستگی هستند خاطر نشان کرد: طلاب باید با بهره گیری از فضای حوزه های علیمه که متعلق به امام زمان (عج) است سیره و سنت انبیاء و امام را در جامعه پیاده کنند.
در این آیین طلبه سید حسن میرحسینی پایه هشتم حوزه علمیه مدرسه خان یزد به دست حجت الاسلام سلیمانی امام جمعه بافق معمم شد.


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۸۶
برچسب ها:
دیدگاه ها
بی خبر این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵ - ۹:۰۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام همه چیز بافق باید فرق کنه! معمولا مرسوم است عمامه گذاری در روز شادی برگزار شود و اگر در روز عزا است رسمی نیست ولی بافق…

مهدی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ای “بی خبر” بکوش صاحب خبر شوی…
منظور کامنت بالاست

بی خبر این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵ - ۴:۱۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

این که نوشتم خوش آمد به خاطر استفاده زیبا بجا و نقادانه آقا مهدی از شعر حافظ بود که هم نقد من بود همه تذکری اخلاقی به بنده و… باشه آقا مهدی سعی می کنم بچه خوبی باشم کامل شعر این است
ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی تا راهرو نباشی کی راهبر شوی
در مکتب حقایق پیش ادیب عشق هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی
خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد آن گه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی
گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی
یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبر کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی
از پای تا سرت همه نور خدا شود در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی
وجه خدا اگر شودت منظر نظر زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی
بنیاد هستی تو چو زیر و زبر شود در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی
گر در سرت هوای وصال است حافظا باید که خاک درگه اهل هنر شوی