30 ماه 60 کیلومتر، سه سال 6 کیلومتر! این سؤال برانگیز نیست؟!

دسته: عمومی
۸ دیدگاه
چهارشنبه - ۲۸ مهر ۱۳۹۵

از یک خبر منتشر شده در کانال های تلگرامی تا دیدار با فرماندار اسبق بافق

خواجه ای در گفت و گو با آفتاب یزد با موضوع جاده بافق:

30 ماه 60 کیلومتر، سه سال 6 کیلومتر! این سؤال برانگیز نیست؟!

صراحتا می گویم یکی از مدیران ارشد شهرستان باعث تعطیلی و عدم توسعه جاده است!

 

آفتاب یزد ـ گروه اجتماعی: خبری ناگهان تمامی کانال های تلگرامی استان را در بر می گیرد! مهم بودن جاده بافق از یک سو و قابل تأمل بودن ادعای مطرح شده سبب می شود خیلی زود حرف های «تند و تیز» خواجه ای به تیتر یک اخبار تلگرامی استان مبدل شود و اما اصل خبر چه بود؟ در این باره بافق فردا می نویسد:

« خواجه ای فرماندار اسبق بافق از دستان پشت پرده جاده بافق یزد خبر داد و در هفدهمین مجمع هم اندیشی شهرستان بافق گفت: این محور مصوبات مقام معظم رهبری را دارد و اتمام این طرح یکی از مهمترین دغدغه های تمامی مسئولان و مردم شهرستان است. دلیل تعطیلی این محور چیست؟ چرا طی چهار سال پیشرفت ۶۰ کیلومتری داشته است و بعد از گذشت شش سال ۶ کیلومتر نیز توسعه نیافته است؟!!! علت عدم پیشرفت و تعطیلی کار را می دانم، متاسفانه دلیل اصلی از خود ما است و فردی[؟؟؟!!!] که سنگ جاده را به سینه می زند باعث این کار شده است.تاکنون خیلی از حرف ها را تحمل کرده ام .صحبت من با ارائه مستندات است… متاسفانه، متاسفانه یک نفر از مدیران ارشد شهرستان که همه فکر می کنند گام های مثبتی در ادامه پیشرفت کار برداشته باعث تعطیلی و عدم توسعه جاده شده است»

همین چند سطر کافی است تا پیگیر اصل ماجرا شویم و اما پیگیری های ما به این نتیجه می رسد که ساعت یازده شب، شنبه 24 مهرماه با او به گفت و گو بنشینیم. خواجه ای اصرار دارد خیلی از مسائل همچنان ناگفته باقی بماند. او می گوید:«از من نام و نشان نپرسید!» اما باقی مسائل را جزء به جز توضیح می دهد. ماحصل گفت و شنود آفتاب یزد با خواجه ای فرماندار اسبق بافق در پی آورده شده است:

 

شما که روزگاری فرماندار بافق بوده اید چرا ساکن بافق نیستید؟ 

من از سال 1359 به یزد آمدم. در 3 مقطع، ابتدا در بخشداری، دوم به عنوان معاونت فرماندار و نهایتا به عنوان فرماندار به بافق رفتم.

پس شما وزارت کشوری هستید؟

بله من از حوزه وزارت کشور بازنشسته شدم. البته ابتدا در آموزش پرورش اداره کل یزد بودم.

یکی از مهم ترین اقدامات شما در زمینه آموزش و پرورش چه بود؟

یکی از اولین کلینیک های مشاوره و درمان در زمینه های ناهنجاری های مختلف دانش آموزان در آموزش و پرورش را راه اندازی کردیم. اقدامات زیادی در این زمینه انجام دادیم.

از چه تاریخی فرمانداری بافق را پذیرفتید؟

آذر 1386 تا اسفند 1389 حدود 40 ماه فرماندار بافق بودم. مدیر عامل سنگ آهن با من تماس گرفت که برای راه اندازی آموزش و پژوهش سنگ آهن به آن ها کمک کنم. علی رغم میل باطنی ام با توجه به علاقه زیادی که به مسائل آموزشی داشتم، به شرکت سنگ آهن رفتم. با توجه به این که امکانات خیلی بیشتری نسبت به آموزش و پرورش در اختیارم قرار گرفت، باز هم نتوانستم محیط را بیشتر از 1 ماه تحمل کنم. محیط فرهنگی نبود. بعد از مدتی فرماندار وقت جناب اخیری به من پیشنهاد پست بخشداری بافق را دادند، با توجه به تعهداتی که در آموزش و پرورش داشتم، ابتدا نپذیرفتم. اما خودشان این مشکل را حل کردند و من بخشدار مرکزی بافق شدم. حدود 4 سال و نیم بخشدار بافق بودم و در خانه های سازمانی همان جا ساکن شدم. بعد از 4 سال، به معاونت فرمانداری منصوب شدم و به مدت 5 سال نیز در این پست خدمت کردم. پس از آن مجددا در زمان آقای کلانتری به یزد آمدم و در حوزه عمرانی، سیاسی و… استانداری فعالیت کردم.

از نظر سیاسی گرایش خاصی دارید؟  شما را فرماندار احمدی نژادی می دانند!

خیر. من گرایش خاصی به هیچ سمت و سویی ندارم.

با توجه به 40 ماه زمانی که در اختیار داشتید، چه اقداماتی برای اتمام کار جاده انجام دادید؟

اقدامات زیادی در این زمینه انجام شد. از این مسئله نباید غافل شد، جاده بافق نه مصوبه سفر رهبری و نه مصوبه سفر ریاست جمهوری را دارد. بلکه تنها مطالعه صورت گرفت. اما خوشبختانه اقدامات زیادی برای پیشبرد کار جاده بافق انجام شد.

 

چند نمونه از مصوباتی که در سفرهای استانی به تصویب هیئت دولت رسید را نام ببرید؟

اخذ 2 درصد از فروش سنگ آهن، احداث طرح فولاد بافق، عملیات احداث پست و خط برق 400 کیلو وات بافق، عملیات آب رسانی به بافق، مسکن مهر، عملیات گازرسانی و …

از بین موارد ذکر شده و سایر موارد تنها کار انجام نشده انتقال و گازرسانی بود. به جای آن 3 مورد مطالعه به مرحله اجرا در آمد. یک؛ طرح عملیات جاده بافق. دو؛ 2 خطه کردن راه آهن بافق-اردکان. سوم هم مطالعه تاسیس گمرک. این 3 را با پیگیری به مرحله اجرا رساندیم. بهترین زمان برای شروع فعالیت در زمینه های مطالعاتی بعد از سفر مقام معظم رهبری به یزد بود. در آن زمان اعتباری دریافت کردیم و کار را شروع کردیم. درواقع بودجه اولیه را از آن سفر گرفتیم.

جاده یزدـ بافق در سه فاز تعریف شد:

فاز نخست به طول 34 کیلومتر در دو باند، که پیمانکار آن شرت جهاد نصر بود.

فاز یا قطعه دوم به طول چهل کیلومتر، که پیمانکار آن شرکت پارس گرما بود.

فاز یا قطعه سوم یعنی تا شهرستان بافق در حال تهیه نقشه.

تمام فاز نخست و قسمت های مهمی از فاز دوم در زمان فرمانداری اینجانب به بهره برداری رسید اما از آن جا به بعد، پروژه تعطیل شد.

آیا با توجه به قول فرماندار جاده بافق تا اسفند سال 1395 به پایان خواهد رسید؟

خیر. کار جاده به دلیل پل سازی هایی که نیاز دارد، به این زودی به پایان نخواهد رسید. در 30 ماه حدود 60 کیلومتر جاده ساخته شده است. اگر به صورت ضربتی با یک پیمانکار قدر کار شروع شود حتما زودتر به پایان خواهد رسید.

جلسات هم اندیشی چه نتایجی را به دنبال دارند؟

جلسات هم اندیشی برای توسعه شهرستان بافق برگزار می شود و فی نفسه جلسات خوبی است. یک سری بروشور از عملکردها و اقدامات در مدت فعالیت آماده کرده بودیم، اما متاسفانه برخی از آقایان حتی زحمت مطالعه را نیز به خود ندادند. در گزارشات کارهای انجام شده، کارهای نیمه تمام و پروژه های در دست اقدام ذکر شده بود. ما برای تبدیل کردن مطالعه گمرک به مصوبه تلاش های زیادی انجام دادیم. زمانی که به تهران مراجعه کردیم برای انجام کارها با عدم بودجه مواجه شدیم. حتی اول با تمسخر! با ما برخورد کردند و پرسیدند مگر در یزد دریا پیدا شده که به دنبال گمرک هستید؟! آقای فلاح زاده[استاندار وقت] هر دو هفته جلسه ای تشکیل می دادند تا همه افراد گزارش کار و اقدامات و نحوه پیشبرد مصوبات را اعلام کنند. گزارشات ارائه شده را با هفته های قبلی مقایسه می کردند و به شدت پیگیر انجام کارها بودند. زمانی که از اقدام کار تشکیل گمرک گفتم، به مسئول دفتر خود اعلام ارد تا تعیین زمان شود و با هم راهی تهران شدیم، و به خدمت وزیر دارایی وقت رسیدیم. ایشان گفتند ما بودجه در اختیار نداریم. مگر این که خودتان به ما کمک کنید، نیاز به ساختمانی داریم که دارای حداقل  2 انبار بزرگ باشد و نیرو هم نیاز است. همان جا اعلام کردم که ساختمان با ما، استاندار در همان جلسه 2بار به من اعتراض کردند که اگر در توان شما نیست وعده غیر عملیاتی ندهید. اما من می توانستم ساختمان را آماده کنم. زمانی که استاندار خیالشان از این بابت راحت شد، تامین نیروی انسانی را برعهده گرفتند. با توجه به این شرایط وزیر نیز موافقت خودشان را با این موضوع اعلام کردند.

چه ساختمانی را برای این کار مد نظر داشتید؟

به آقای استاندار گفتم ساختمانی هست که در زمانی که من بخشدار بودم با آن برخورد کردم، این موضوع مربوط به اوایل انقلاب بود. سالن های بزرگی دارد منتها بیش از 25 سال است که متروکه است. ایشان با مدیر کل گمرک برای بازبینی این ساختمان آمدند. ساختمان هیچ امکاناتی از جمله آب، برق و…نداشت. خود ساختمان نیز کاملا به صورت مخروبه درآمده بود. به مدیر کل گمرک اعلام کردیم شما یک کارشناس را به عنوان رابط  بفرستید، و کارهای لازم که باید انجام شود را برای ما در یک لیست بیاورد. ما نیز یک مهندس عمران از فولاد را معرفی کردیم و به مدت 3 ماه، با همکاری کارشناس گمرک این ساختمان آماده شد. زمانی که مدیر کل گمرک بعد از 3 ماه برای بازدید آمدند، اعلام کردند، این ساختمان از گمرک یزد نیز قشنگ تر شده است.

چرا بعد از این همه زحمت گمرک تعطیل شد؟

چراها بسیار است! چرا فولاد تعطیل شد؟ چرا کار جاده سازی تعطیل شد؟ چرا 2 خطه کردن راه آهن تعطیل شد؟ و خیلی چیزهای دیگر دقیقا این سوال ما هم هست و متاسفانه جوابی برای آن ها نداریم. متاسفانه در 5 سال گذشته حتی 1 مورد از کارهای این چنینی انجام نشده است.

با شهرستان شدن بهاباد موافق بودید؟

یکی از اولین اهدافم در آن زمان شهرستان شدن بهاباد بود و با این کار ما صد درصد موافق بودیم. این تصمیم نفع دو سویه داشت. مهم ترین بحث در همه جا بحث امنیتی بوده و هست. در آن زمان اتفاقات زیادی برای افراد حتی فرماندهان نیروهای انتظامی افتاد. برای دستگیری اشرار و قاچاقچیان، هموطنان زیادی را از دست دادیم. به دلیل عدم امکانات و امنیت آخر شب درب پاسگاه ها بسته می شد. برای مثال اعلام کرده بودیم حداقل یک هلی کوپتر نیاز داریم برای تعقیب و گریز اشرار اما هیچ امکاناتی نداشتند. موضوع بعد در خصوص توزیع اعتبارات بود. اعتبارات به هر نحوی که تقسیم می شد، همه معترض می شدند. در زمانی که بهاباد بخش بود، اختلافات زیادی در توزیع و اختصاص اعتبار و بودجه وجود داشت، اما زمانی که تبدیل به شهرستان شد، خود صاحب بودجه ای مجزا شد و سرجمع مقدار بسیار ناچیزی از اعتبارات سایر جاها کم و به بهاباد اختصاص داده شد.

تا کنون چه مقدار برای ساخت جاده هزینه شده است؟

رقم دقیقی در دست نداریم، اما حدود 7 میلیارد تومان از اعتبارات رهبری به این کار اختصاص دادند و مابقی از طریق وزارت راه و بودجه های ملی پرداخت شده است. این طرح کد دار شد، زمانی که طرحی کد دارد شود، وزارت خانه ناگزیر است که تا پایان، آن کار را ادامه دهد. قرار بر تغییر پیمانکار بود، اما باز هم با حضور و همکاری پیمانکار قبلی در کنار پیمانکار جدید.

در جلسه ای که گذاشته شد(جلسات هم اندیشی توسعه شهرستان بافق)، شما 2 نکته از سخنان فرماندار را اصلاح کردید، آن نکته ها چه بودند؟

اول این که به اشتباه گفته شد جاده یزد تا فهرج. دومین نکته هم این بود که احداث جاده را مصوبه دولت و ریاست جمهوری ذکر کردند، نه مطالعه سفر مقام معظم رهبری. در حالی که شروع این قضایا از سفر ایشان بوده است. اگر اقدام و سفر رهبری نبود هرگز این پروژه کلید نمی خورد. اعتبارات زیادی وزارت راه در این خصوص اختصاص داد. نکته دوم ایشان اعلام کردند که این جاده از ابتدا قرار بوده تنها تا فهرج کشیده شود که آن را نیز توضیح دادیم.

فرماندار تا چه اندازه در پیشبرد و پیگیری اتمام جاده بافق دخیل است؟

درست است که در زمینه جاده سازی وزارت راه مسئولیت اصلی را برعهده دارد، اما در آخر مسئول و پاسخگوی همه امور فرماندار است. البته اقدامات خوبی در خصوص به سرانجام رساندن جاده بافق در دست انجام است.

آفتاب یزد ـ حالا همه چیز برای یک گزارش مستند آماده است و از همیشه بیشتر اعتقاد پیدا کرده ایم که در بی سرانجامی جاده یزد ـ بافق هیچ  تردیدی وجود ندارد مگر آن که مدیری پیدا شود و خطر کند و طرحی نو دراندازد. روزنامه آفتاب یزد پیرامون تمامی مسائل مطرح شده آمادگی دارد تا پاسخ و توضیحات مدیران فعلی و قبلی را منتشر نماید.


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۵۶
برچسب ها:
دیدگاه ها
بافقي این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۵ - ۴:۵۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

از آقاي خواجه اي خواهش مي كنم نام آن مدير ارشد را بگويند . مردم بافق و نيز مردم ساير شهرهايي كه در اين مدت جان نزديكانشان را در اين جاده از دست دادند اين حق را دارند تا نام اين قاتل و خائن را بدانند . اين كار اگر خيانت نيست پس چيست؟
از دادستان محترم بافق هم خواهشمندم به عنوان مدعي العموم در اين زمينه ورود كنند و حداقل اين شخص را اگر در حال حاضر اگر سمتي دارد از كار بركنار كنند ؟
شايد اين خيانت از تمامي خيانت هايي كه در اين سالها به اين مردم ؛اگر بيشتر نباشد كمتر نيست؟

ابوهریره این نظر توسط مدیر ارسال شده است. جمعه ۳۰ مهر ۱۳۹۵ - ۶:۱۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای خواجه ای…. در زمان شما، بیشترین بودجه از فروش نفت 120 دلاری رسید و شما فقط و فقط توانستید مطالعه کنید… خوب روتون میشه مطالعاتی مثلا مطالعه گمرک را در زمانی بیاورید که در یک قلم 9 میلیارد تومن، از بودجه فرمانداری خودتان یعنی بافق را برای سفر مقام معظم رهبری هزینه کردید و در جلسه گفتید که اشکال ندارد، سنگ آهن را داریم و دوباره پولش را از احمدیه می گیریم… یادتان رفته؟؟؟؟ حالا که می خواهید کاندید شواری شهر شوید، می خواهید با محکوم کردن این و آن، برای خودتان ننگهای گذشته را پاک کرده و نام بخرید…. مردم بافق هم که مثل مردم ایران، حافظشان مثل پیرمرد هزارساله است، یکساعت قبل را یادشان میرود. البته حق هر مردمی، همان حاکمانی است که بر آنها حکومت می کنند… این گفته قرآن است. ما لیاقتمان همین است. بافق فردا سانسور نکن

    بافقی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. جمعه ۳۰ مهر ۱۳۹۵ - ۹:۴۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    البته حق هر مردمی، همان حاکمانی است که بر آنها حکومت می کنند… این گفته قرآن است. ما لیاقتمان همین است.
    ابوهریره جان، آقای خواجه ای هم که همینو گفته،مدیر ارشد به نوعی حاکم هم میشه
    ضمنا اگر بگردید فکر نکنم تو بافق دو سه تامدیر ارشد بیشتر داشته باشیم تازه مدیری که سنگ جاده را به سینه میزنه!!!

علي این نظر توسط مدیر ارسال شده است. جمعه ۳۰ مهر ۱۳۹۵ - ۶:۵۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام لطفا نام آن مدير خائن را بگوييد؟ هيچ دليلي براي حمايت از خائن وجود ندارد ، سكوت يعني حمايت از خائن…..

حسن این نظر توسط مدیر ارسال شده است. جمعه ۳۰ مهر ۱۳۹۵ - ۷:۰۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقاي ابوهريره ؛يعني شما هم مي خواهيد نام آن شخصي كه نقش بسزايي در كشته شدن فرزندان اين شهر داشته فاش نشود ؟ نكند شما در بافق زندگي نميكنيد و يا نمي دانيد افرادي كه از اين جاده به يزد مي روند تا رسيدن به مقصد هزار بار مرگ را جلوي رويشان مي بينند آخر اين چه طرفداري كوركورانه ايست ؟ آقاي صباغيان شما كجاييد لااقل شما كاري كنيد؟؟؟؟
تاكي بايد بخاطر خيانت بعضي افراد فرزندان ، دوستان و همشهريانمان در اين جاده مرگ كشته شوند…….

محمود این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵ - ۷:۵۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

باید دید احداث جاده برای چه کسی مضر می باشد که بنظر می رسد شلوغی جاده و تصادفات و خدایی ناخواسته کشته و زخمی شدن برای کسی مفید نباشد .آیااحداث جاده به ضرر که بوده که سنگ اندازی کرده و میکند؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!.سوالی که بیشتر اذهان را مشغول میکند اینست که چرا مسولین عزیز شهرمان در دوران تصدی پستشان در مقابل بی عدالتی و احیانا خیانتها سکوت پیشه کرده و بعد از عزل یا استعفا دل دار میشوند !؟؟؟؟؟نمونه اش جناب …….. عزیز که در دوران طولانی پست حراست فرمانداری قاعدتا از همه چیز باخبر بودند ولی بعد از عزل به مساله تفکیک دی نوزده و اقدامات آقای اخیری و…پرداختند.
خلاصه مطلب اینکه تا دستت میرسد کاری بکن ای مسول عزیز

بیطرف این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقای خواجه ای شما درزمان اخیری بخشدار بودید و با سماجت اخیری خائن بخشدار بافق شدید.روستای عاریض جزئ بخش مرکزی بود که شما مسئولش بودید چرا به تغییر مرزهای بافق اعتراض نکردید؟اگر می گویید بشما نگفتند در حالی که باید وفق قانون بخشدار بداند وقتی به استانداری رفتید چرا هیچ نگفتید؟بعداوقتی فرماندار بافق شدید چرا هیچ اعتراضی نکردید و حتی باعث شدید 70 روستای دیگر هم از بافق جدا شود تا شماراازفرمانداری برندارند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟لطفا اینها راهم پاسخ دهید.

مهدی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۹ آبان ۱۳۹۵ - ۹:۵۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام خدمت خوانندگان عزیز فقط با اتحاد ویکرنگی می توانیم به شهرمان خدمت کنیم