باز هم کشته در جاده بافق – یزد

دسته: عمومی
۴۶ دیدگاه
یکشنبه - ۲ آبان ۱۳۹۵

در تصادف یک دستگاه بنز تک با یک دستگاه زانتیا در دو کیلومتری مسجد حضرت ابوالفضل (ع) در جاده بافق – یزد راننده زانتیا در دم جان باخت.

426338185_72225_6822465525975433111

 

 

426117120_141513_14133340065488180052


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
فتاحی یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵ - ۵:۲۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

شهر زخمی

از دل مجروح شهر غصه ها را خط بزن

پا بپای مشکلات ای و ردپا را خط بزن

رد شو از دوراهی های شک و تردیدها

یا، ولی، اما، اگر، ایا، چرا ها را خط بزن

یا کنار شهر باش و دور دنیا خط بکش

یا دست از شهر بکش ماجرا را خط بزن

هم صدا با شهر باش عشق را فریاد کن

از میل و هوای نفس شیطان را خط بزن

می رسد دنیا به اخر روزی خوب بدان

همت کن خود بی وجدانها را خط بزن

محمود حاجی محمدی

کارگران یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵ - ۶:۲۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جاده قرن

سالها می گذرد جاده به جایی نمی رسد

قولی که داده اند بما به جایی نمی رسد

چون کوهی ساکتند و کاری نمی کنند

کوهی که ایستاده به جایی نمی رسد

چون رودی خروشان شده اند شهر من

ولی مانده ام چرا به جایی نمی رسد

شهری که قانعند به کمترین مقدارها

شهر صاف و ساده به جایی نمی رسد؟

تاریخ نگر که در طول این شب و روز

هرگز کسی پیاده به جایی نمی رسد

ما را برای مرگ به جاده ها سپرده اند؟

سالها میگذرد جاده بجایی نمی رسد

محمود حاجی محمدی

نام یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵ - ۷:۰۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

فرماندار
جاده تا پایان سال…………… تکمیل می شود!!!!!!!!!!

دوست جانباخته یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵ - ۷:۱۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مردم بایدبیان جاده را ببندند تا مسئولان بفهمند که صبر ما یک اندازه داره مردم باید با هم باشن و نگذارن تریلی وارد شهر بشه تا مسئولان به کار بیفتن

م.ن یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵ - ۷:۱۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مسولین عزیز و محترم باز هم این جاده کشته داد کافی نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

احمد یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵ - ۷:۴۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بنده خدا مثل اینکه جوانی بوده بنام محمدعلی تقی زاده
خدا رحمتش کند

علی یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵ - ۹:۲۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خدا بیامرزدش راستی مسئولین چکار می کنن نماینده شهر کجاست.شورای شهر چکار می کنه حتما فکر انتخابات دور بعد هستن برید خجالت بکشین ….

امیر حسین یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵ - ۹:۳۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با این مسولینی که ما داریم قرار نیست کاری بکنن.به نظر من خودمون باید فکری برداریم….اگه یه روز همت کنیم جاده را ببندیم و نگذاریم کامیونها ترددکنن فکر کنم از ترس هم که شده کاری بکنن

علی یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵ - ۹:۵۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

فرماندار عزیز
تبریک تبریک
فقط قول و وعدتان یادتان هست

مسافر هر روز جاده یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

تو اگر بنشيني من اگر بنشينم چه كسي برخيزد
يادم مياد ٢ سال پيش در جاده هرات به شهربابك كه مسير ترانزيت اصفهان بندر هم هست و مثل جاده بافق دوطرفه و كم عرض بود يك تصادف منجر به فوت اتفاق افتاد همان شب مردم محلي با بيل و لودر و احساسات و خودجوش جاده را قطع نمودند وچند روزي رفت و امد مختل شد ولي صداي اين حركت به گوش مسوولين رسيد و سريع نسبت به بهسازي و تكميل جاده اقدام كردند.
اكنون جاده بافق و پيشرفت آن براي مردم شده يك عادت كه حق شان شايد همين هست و گويا مرگ دلخراش اين مردمان به گوش كسي حتي فرماندار پرتلاش نميرسد شايد دوست دارند طور ديگر صداي مظلوميت شما را بشنوند

فتوحی دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۶:۵۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

چشم اقایونی که جاده را خمره نوندونی خود می دانند روشن.

بافقی دلسوز دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۷:۲۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب صباغیان عزیز گوش اگر گوش منو ناله اگر ناله تو آنکه به جایی نرسد فریاد است.
بازهم تسلیت به داغدیدگان عزیز.
شما داد خود را بزنید و ماهم عزیزانمان را فدا میکنیم
جناب خواجه ای عزیز اگر نام مدیر ارشد خائن را نمیبریدیادروغ گفته اید یا فرافکنی چرا؟!!!!!!!!!!
بادیدن آبادانی در جاده ها و شهرهای دیگر یاد شعر اشک یتیم افتادم که میگفت این اشک دیده منو خون دل شماست.

دلواپس دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۷:۳۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سوال از فرماندار عزیز
چرا خبرنگار محترم صدا و سیما اصلا خبری راجع به تصادفات جاده مخابره نمیکنه مگر اهمیت جان بافقی کمتر از کشیدن تصویر شما توسط خانم روستایی است که اون عکس رسانه ای میشه ولی خبرهای جاده و کاستی های شهر نباید رسانه ای بشه

    صباغیان پنج شنبه ۶ آبان ۱۳۹۵ - ۷:۰۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    گزارش بزرگراه یزد بافق دو ماه پیش هم از شبکه یزد پخش شد و هم از شبکه دو اخبار 20:30 و چند روز پیش هم دوباره از شبکه تابان پخش شد.

راوی دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۷:۴۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

وای خدا رحمت کند

علی دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۸:۲۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

مردم شریف بافق اگر فکری نکنید جاده مرگ عزیزان شما را چنین به کام خود می کشد وفکر نکنم مسئولین شهر واستان نسبت به حوادث این جاده اندک دردی را احساس کنند

بافقی دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۸:۵۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

نظرات را میخواندم تا رسیدم به نظر دلواپس محترم.واقعا برایم سوال شد که چرا هر تصادفی در جاده های استان اتفاق می افتد در خبر شب پخش میشود ولی کمتر از خبر تصادفات این محور شنیدم.مسولین بافقی نمیخوان خبر رسانی شود یا استان؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

محمد دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۹:۲۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

فکر کنم مهدی اخوان ثالث این شعر رابرای ما گفته است
موج‌ها خوابیده‌اند، آرام و رام
طبل توفان از نوا افتاده است
چشمه‌های شعله‌ور خشکیده‌اند
آب‌ها از آسیا افتاده است
در مزار آباد شهر بی تپش
وای ِ جغدی هم نمی‌آید به گوش
دردمندان بی خروش و بی فغان
خشمناکان بی فغان و بی خروش
آه‌ها در سینه‌ها گم کرده راه
مرغکان سرشان به زیر بال‌ها
در سکوت جاودان مدفون شده ست
هر چه غوغا بود و قیل و قال‌ها
آب‌ها از آسیا افتادهاست
دارها برچیده، خون‌ها شسته‌اند
جای رنج و خشم و عصیان بوته‌ها
خشکبنهای پلیدی رسته‌اند
مشت‌های آسمانکوب قوی
وا شده ست و گونه گون رسوا شده ست
یا نهان سیلی زنان یا آشکار
کاسهٔ پست گدایی‌ها شده ست
خانه خالی بود و خوان بی آب و نان
و آنچه بود، آش دهن سوزی نبود
این شب است، آری، شبی بس هولناک
لیک پشت تپه هم روزی نبود
باز ما ماندیم و شهر بی تپش
و آنچه کفتار است و گرگ و روبهست
گاه می‌گویم فغانی بر کشم
باز می بیتم صدایم کوتهست
باز می‌بینم که پشت میله‌ها
مادرم استاده، با چشمان تر
ناله‌اش گم گشته در فریادها
گویدم گویی که: من لالم، تو کر
آخر انگشتی کند چون خامه‌ای
دست دیگر را بسان نامه‌ای
گویدم بنویس و راحت شو به رمز
تو عجب دیوانه و خودکامه‌ای
من سری بالا زنم، چون ماکیان
از پس نوشیدن هر جرعه آب
مادرم جنباند از افسوس سر
هر چه از آن گوید، این بیند جواب
گوید آخر … پیرهاتان نیز … هم
گویمش اما جوانان مانده‌اند
گویدم این‌ها دروغند و فریب
گویم آن‌ها بس به گوشم خوانده‌اند
گوید اما خواهرت، طفلت، زنت…؟
من نهم دندان غفلت بر جگر
چشم هم اینجا دم از کوری زند
گوش کز حرف نخستین بود کر
گاه رفتن گویدم نومیدوار
و آخرین حرفش که: این جهل است و لج
قلعه‌ها شد فتح، سقف آمد فرود
و آخرین حرفم ستون است و فرج
می‌شود چشمش پر از اشک و به خویش
می‌دهد امید دیدار مرا
من به اشکش خیره از این سوی و باز
دزد مسکین برده سیگار مرا
آب‌ها از آسیا افتاده، لیک
باز ما ماندیم و خوان این و آن
میهمان باده و افیون و بنگ
از عطای دشمنان و دوستان
آب‌ها از آسیا افتاده، لیک
باز ما ماندیم و عدل ایزدی
و آنچه گویی گویدم هر شب زنم
باز هم مست و تهی دست آمدی؟
آن که در خونش طلا بود و شرف
شانه‌ای بالا تکاند و جام زد
چتر پولادین ناپیدا به دست
رو به ساحل‌های دیگر گام زد
در شگفت از این غبار بی سوار
خشمگین، ما ناشریفان مانده‌ایم
آب‌ها از آسیا افتاده، لیک
باز ما با موج و توفان مانده‌ایم
هر که آمد بار خود را بست و رفت
ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب
زآن چه حاصل، جز دروغ و جز دروغ؟
زین چه حاصل، جز فریب و جز فریب؟
باز می‌گویند: فردای دگر
صبر کن تا دیگری پیدا شود
کاوه‌ای پیدا نخواهد شد، امید
کاشکی اسکندری پیدا شود

محمد رضا دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۹:۳۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

فرماندار به جایی که بره تهران پیگیری جاده دم ساعت پیام تبریک و تسلیت میده.خواهشا برای این بنده خدا هم پیام تسلیتی صادر کنید اگر رویی براتون مانده.

رضا دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

مسئولین بافق آقای فرماندار ،امام جمعه محترم دیگر مسئولین مریوطه پاسخگو باشید به خدا قسم روزی خون قربانیان این جاده جلوی شما ها خواهد گرفت بترسید از آن روز، چون شما می توانید کاری انجام دهید و واقعا دارید کوتاهی میکنید

علی دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای خواجه ای ایشما اگر به فکر پست خودتان نبودید نام آن مدیر خائن میگفتی تا مردم خود در باره او قضاوت می کردند نه شما شتر دزدی دو لا دولا که نمیشود.

دلسوز دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سنگ آهن که دست بخشش خوب است و بیشترین استفاده را از این جاده میکند و همچنین تریلی های که ازسمت کرمان میاند ،وروزانه صدها تریلی در این جاده کم عرض و غیر استاندار حرکت می کنند بهتره کمی هم برای جاده هزینه کنند و حی پولها ی ملت بافق را برای ماندن در پستهایشان به استانداری و جاهای دیگر ندهند ،خون عزیزانمان به گردن این …است.

محمود دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

فقط می توان گفت افسوس که در کشور ما تنها جان انسانهاارزشی ندارد خدوندا به حق این خونهای ریخته شده ،هر که را در دو بانده شدن جاده کوتاهی می کند به داغ جوان مبتلی گردان تا بفهمد داغ دیگران را

اکبر دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقای صباغیان بعنوان طرح سوال از وزیر راه درخصوص تاخیر در اتمام جاده بافق اقدام نمائید

فتاحی دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جاده دلگیر

دلگیرم و دلتنگم و دلسرد و دلشور
بر جاده شهری که گردیده مغلوب

دیگر توان و تاب بیشتر ما نداریم
از صبرهایی که کردیم ما به مسئول

پیر و جوان مردم شهرم را گرفتند
تا کی تن و اندام ما گردد معیوب

سنگ اهن شهرم بعالم شهره گردید
تا کی بدست کامیون گردد مدفون

ده سالی گذشت از وعده وعیدها
تا کی صبرمان گردد لبریز و میسور

ما را دگر امیدی بر اتمامش نباشد
تا کی بجاده جملگی گردیم مقتول

محمود حاجی محمدی

محمد رضا رضایی بافقی دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ضمن تاسف از این واقعه ناگوار وتسلیت به بازماندگان
پیشنهاد می کنم ابتدای جاده بافق عکس جانباختگان جاده مرگ را بجای شهدانصب کنند . شهدا جای خود دارند اما نرفتند تا اکنون اینطور بی عدالتی باشدوثروتمند ترین شهر ایران از داشتن یک جاده درست وحسابی محروم باشد.واقعا متاسفم

جوان بافقی دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۱:۱۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خدارحمتشون کنه و به خانوادش صبر بده.
درود و صد درود به جناب آقای صباغیان که به شدت پیگیر هستن و ان شالله به همین زودی خبرای خوبی در این خصوص میرسه.
اون آغایونی که با غرض میگن اقای صباغیان کاری نکرده ایشون سه ماهه رفتن توی مجلس نکنه انتظار داشتین شق القمر کنن؟از مسئولین قبلی چرا سوال نمیکنید؟

یه شهروند بافقی دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۱:۵۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

همه چیز را نمی شود گردن جاده انداخت . گاهی وقت ها خود مردم هم مقصر اند. من خودم ماهی چند بار در این مسیر تردد میکنم . یکبار نشد در این جاده برای جلوگیری از تصادف با ماشین درحال سبقت از روبرو در مسیر حرکت قانونی خودم ترمز نکنم و ماشین را به سمت شانه خاکی هدایت نکنم. همیشه بعضی رانندگان فکر میکنند میتوانند از ماشین جلویی خود که در مسیر حرکتشان است قبل از رسیدن ماشین از مسیر روبرو سبقت بگیرند . همین فکر های غلط و بعضی وقت ها خودخواهانه باعث بروز حادثه های این چنین ناگوار میشود که هم جان خود و خانوادشان به خطر می افتد هم جان خانوادهای دیگر.
دیروز هم من درست روی پل هوایی اسدی قبل از مسجد ابوالفضل ناگهان با یک ماشین روبرو شدم که قصد داشت از چند خودروی جلویی خود در روی پل سبقت بگیرد که خدا را شکر با ترمز به موقع من خطر از بیخ گوش خانواده ام گذشت . عین همین اتفاق بازهم سر پیچ نزدیک رودخانه شور برایم اتفاق افتاد که در این مورد ماشین را به شانه خاکی هدایت کردم.
این حوادث تقصیر جاده نیست تقصیر رانندگان خودرو ها هم هست.
پس با شرایط موجود خودمان هم میتوانیم با رعایت کردن مسائل قانونی جان خود و دیگران را به خطر نیندازیم.

بنده دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۲:۲۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام. فقط آهسته بروید هیچ اتفاقی نمی افتد.مقصر کسی نیست. فقط مقررات راهنمایی و رانندگی .انشاالله جاده درست می شود. مردم باید بخواهند .که متاسفانه مردم فکر منافع خودشان هستند .بچه تا گریه نکند مادر شیر بهش نمی دهد.مردم باید حرکت کنندو از مسئولین بخواهند .پرسش و پاسخ از مسئولین؟

تنها دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۵:۵۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مردم بافق حالا دیگه یه فکری بردارید تا کی سکوت تا کی سکوت

محسن دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۶:۱۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دوستان ۱۰۰ نفر هم کشته بشن، تاثیری در تکمیل جاده ندارد. لطفا خودتان مواظب خودتان باشید، با سرعت مطمن حرکت کنید.

بافقی دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۹:۱۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام و با عرض تسلیت خدمت خانواده محترم آقای تقی زاده
تنها راهش اینکه مردم جاده را مسدود کنن
هیچ مسولی جوابگو نیس و هرروز این جاده مرگ داره مرگ هموطنان عزیزمان را داره میگیره

شهروند دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درسته كه خود رانندگان هم بايد مقررات را رعايت كنند ولي جاده بايد خيلي زوتر از اينا درست ميشد وقتي بودجه براي اين پروژه در نظر گرفته شده چرا سريع انجام نشه چرا اينقدر سهل انگاري چرا؟؟؟
اگر مردم پيگيري نكنند تا يكسال ديگرهم جاده درست نميشه
چرا بايد بگيم راننده مقصر است وقتي مي شود در جاده دو بانده رانندگي كرد چرا به خاطر تأخير بعضي از افراد جاده حادثه آفرين باشه؟؟؟

بافقي سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ - ۷:۴۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

چرا همه ميگين جاده را ببنديم اخه اعتصابات گذشته چه سودي داشت جز اينكه وضعيت را وخيم تر كرد بياييد از خودمان شروع كنيم قوانين را رعايت كنيم و عاقلانه پيگير باشيم تا جاده رو به راه شود همه چيز كه به زور و دعوا نمي شود .

بیطرف سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ - ۷:۵۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بر پدر ومادر مقصرینش لعنت

x سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ - ۱۱:۱۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

تا گرمیم یه چیزی می گیم باید عملی کاری کنیم 2 روز بریم بشینیم جلو جاده همه چی خوب میشه

علی سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ - ۲:۱۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

از این مسعولین بخاری بلند نمیشه

دلسوزم سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ - ۲:۳۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با من اكنون چه نشستنها، خاموشيها،

با تو اكنون چه فراموشيهاست .

چه كسي مي خواهد

من و تو ما نشويم

خانه اش ويران باد !

من اگر ما نشوم، تنهايم

تو اگر ما نشوي،

– خويشتني

از كجا كه من و تو

شور يكپارچگي را در شرق

باز بر پا نكنيم

از كجا كه من و تو

مشت رسوايان را وا نكنيم .

من اگر برخيزم

تو اگر برخيزي

همه بر مي خيزند

من اگر بنشينم

تو اگر بنشيني

چه كسي برخيزد ؟

چه كسي با دشمن بستيزد ؟

چه كسي

پنجه در پنجه هر دشمن دون

– آويزد

دشتها نام تو را مي گويند .

كوهها شعر مرا مي خوانند .

كوه بايد شد و ماند،

رود بايد شد و رفت،

دشت بايد شد و خواند .

در من اين جلوه اندوه ز چيست ؟

در تو اين قصه پرهيز – كه چه ؟

در من اين شعله عصيان نياز،

در تو دمسردي پاييز – كه چه ؟

حرف را بايد زد !

درد را بايد گفت !

سخن از مهر من و جور تو نيست .

سخن از

متلاشي شدن دوستي است ،

و عبث بودن پندار سرور آور مهر

سينه ام آينه اي ست،

با غباري از غم .

تو به لبخندي از اين آينه بزداي غبار .

من چه مي گويم،آه …

با تو اكنون چه فراموشيها؛

با من اكنون چه نشستنها، خاموشيهاست .

تو مپندار كه خاموشي من،

هست برهان فراموشي من .

من اگر برخيزم

تو اگر برخيزي

همه برمي خيزند

عمار سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ - ۴:۰۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

فقط بیایید جووناهمت کنیم جاده را ببندییم اگه جون خودتون واطرافیانتون را دوست دارید.

حجت سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

فقط میتوانم بکویم که همه نظرها به جا است اکر با هم باشیم میتوانیم اقای صباغیان مرحبا وخسته نباشید ما میدانیم شما سعی خود را میکنید “‘ به مسولین استان بکوید این همه با پول معدن بافق زیر کذر در یزد میزنید دیکر از بودجه این جاده نزنید بذارید جاده در رود بیشتر میتوانید به جیب بزنید واقعا خون این جوانان کردن استاندار وفرماندار است

حسن چهارشنبه ۵ آبان ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام خوب مردم وارد عمل شوند یکدست صدا نداره

بافقي چهارشنبه ۵ آبان ۱۳۹۵ - ۸:۲۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

از امام جمعه محترم خواهشمند است نمازجمعه اين هفته را دروسط ميدان ورودي شهر برگزار كنند.

    ناشناس شنبه ۸ آبان ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    خواهشاً احساسی تصمیم گیری نکنید و کمی منظقی تر فکر کنید.

حسین پنج شنبه ۶ آبان ۱۳۹۵ - ۹:۴۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خدابیامرز یه جوون 23 ساله بود که همون روز سربازیش تموم شده بود امده بود برا تسویه و تو راه برگشت……
حسین خدا رحمتت کند.

تنها جمعه ۷ آبان ۱۳۹۵ - ۸:۲۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

امام جمعه محترم خواهش می کنیم به پیگیر هاتون ادامه بدین خودتون را بذارین جای این خانواده داغدار

بی نام یکشنبه ۹ آبان ۱۳۹۵ - ۲:۳۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

همیشه جاده مقصر نیست وقتی میدو نیم این جاده بوی خون میده خودمون مراعات کنیم .
متاسفانه مسئولین پیگیری هم داریم که دل خوش کنیم بهشون ……..!!!!
تو این جاده با سرعت 180 رفتن درست نیست کی میخوایم بفهمیم همیشه تقدیر و تقصیر مثل هم نیست .
یکمی اروم تر