جاده بافق ـ یزد در شأن مردم بافق نیست

دسته: عمومی
۶ دیدگاه
سه شنبه - ۴ آبان ۱۳۹۵

حسینی در یادداشتی کوتاه به آفتاب یزد عنوان کرد:
جاده بافق ـ یزد در شأن مردم بافق نیست!
مطالب مطرح شده پیرامون دوبانده شدن و نشدن جاده بافق ـ یزد را از چند زاویه بدان می توان نگریست؛ نخست می توان این مطالبه را تبدیل به مطالبه ای سیاسی کرد و به آن جهت، شاخ و برگ و پر و بال داد ـ پر از حاشیه و کشمکش ـ و از آن نهایت بهره برداری های سیاسی را به انجام رسانید! دیگر آن که می توان به کالبد شکافی تمامی 8 سال گذشته پرداخت از مبدا 1387 که کلنگ احداث این پروژه بر زمین خورده است؛ و هزاران ابهام آفریدـ ریز و درشت ـ ! سه دیگر آن که از لحاظ عمرانی آن هم در ابعاد مدیریتی بدان ورود پیدا کرد و چرایی طول کشیدن و سؤالات پرتعداد انجام نشدن این پروژه را پاسخ گفت و در نهایت می توان حتی به بحث و جدل روی باقیمانده این جاده یعنی همان حدود 42 کیلومتر تمرکز کرد و …
اما…
به عقیده من هیچ کدام از این مسائل، مطالبه اصلی مردم نیست! یعنی مردم خسته از جهت گیری های سیاسی، دل زده از کشمکش های خطی و جناحی و ناامید از بگو ـ مگو های بی فایده هستند! پس چاره کار، حفظ آرامش و بررسی راه های برون رفت از این مشکل است؛ یعنی باید در محیطی آرام و امن! نشست و بی هیچ ابا و هراسی به راهکارهایی رسید که در کوتاه ترین زمان ممکن، جاده در معرض استفاده مردم خوب شهرستان بافق و دیگر مناطق آن نواحی قرار گیرد که سخت بر این مهم تأکید دارم که ورود به باقی مباحث و باقی مسائل نه تنها کمکی نخواهد کرد که به طول و عرض کار و حواشی ناتمام و رنگارنگ آن خواهد افزود.
اعتراضی به رسانه و ورود آن به این مقوله فنی ـ عمرانی نداریم! اما انتظار داشتیم همانگونه که نیت داشته اند، و در تحلیل های ارائه شده نیز بازتاب داده اند، تنها و تنها موضوع جاده را از منظر اجرا دنبال می کردند و سخت پرهیز می کردند از پرداختن به مسائل حاشیه ای و به نوعی رنگ و حال سیاسی دادن به موضوع. به شخصه معتقدم گزارش خوب و تحلیلی به جا ارائه شده است، هرگز در مقام پاسخگویی به موارد مطرح شده بر نخواهم آمد اما لازم دیده شده تا مواردی بیان شود.
در خصوص جاده به مردم بافق ظلم شده است!
آن چه مسلم است و گریزی از آن وجود ندارد این حقیقت تلخ است که حداقل طی تمامی سال های سپری شده از مبدا 1387 ، و نه پیش تر از آن! خصوصا در آن سال هایی که اوضاع اقتصادی و بودجه ای حداقل رو براه تر از الآن بود؛ در خصوص جاده به مردم بافق ظلم شده است! این جاده را می شد با درایت، مدیریت و برنامه ریزی ظرف مدت سه سال به اتمام رسانید. هرگز قصد نبش قبر و بازگشت به گذشته ندارم اما باید به برخی وقایع نیز در زمان و مکان خود نگریست تا بهتر و دقیق تر به زوایای پیدا و پنهان آن بتوان ورود پیدا کرد اما این جاده به خودی خود جاده ای منحصر به فرد، با کارکردهایی خاص است که با بسیاری از جاده های دیگر استان قابل مقایسه نیست!
وقتی می گوییم جاده یزد ـ بافق جاده ای معدنی است، باید پذیرفت که چنین جاده ای باید ویژگی ها و کارکردهای منحصر به فرد خود را بر عهده داشته باشد؛ نه بیشتر. جاده یزد ـ بافق نه بر سر راه یک یا دو معدن که قرار گرفته بر سر راه ده ها و شاید صد ها معدن است که به این حجم خاص ترافیکی، باید تردد های بین استانی بعضا از کرمان به یزد انجام شده را نیز افزود و در نهایت به بررسی تمامی ابعاد فنی و عمرانی آن ورود پیدا کرد و نه فقط به قطعه 42 کیلومتری باقیمانده!
اساسا معتقدم با دوبانده شدن این جاده، مسئله این راه مهم و تعیین کننده به انتها نمی رسد بلکه دوبانده شدن را می توان قدم اول در راه توسعه شهرستان های بافق و بهاباد به شمار آورد اما قدمی مهم و تعیین کننده. پس از آن است که گسترش، نگهداری، استاندارد های روز جهانی و غیره را نیز باید لحاظ کرد اما مهم قدم اول است که در برداشتن آن از گذشته تا حال، سستی ها و کم کاری هایی داشته ایم.
حقیقت محض آن است که این جاده در پیچ و خم نخست مدیریت و سپس بودجه! دستخوش نادیده انگاری ها و سهل انگاری هایی شده است که تمرکز بر آن چاره کار نیست. حال که تنها 42 کیلومتر از این جاده برای نهایی شدن کار باقی مانده است باید کوشید تا به سرعت و دقت، کارها را به پیش برد و خود را در کلاف هزارتوی بحث ها و جدل ها اسیر نکرد. این روزها که با کمبود بودجه دست و پنجه نرم می کنیم به روزهایی غبطه می خوریم که با آن امکانات مادی در دسترس مدیران چه کارها که نمی شد انجام داد و اما این روزها که در عطش خدمات رسانی هستیم، آن چنان در منگنه نداری ها گیر افتاده ایم که گاه به سر رسانیدن پروژه ای را با معجزه همسان می دانیم.
از همه این ها می گذریم و اعلام می کنیم و به مردم خوب بافق اطمینان می دهیم که شبانه روز پیگیر جاده یزد ـ بافق هستیم تا در سریع ترین زمان ممکن آن را در اختیار مردم آن منطقه قرار دهیم. بیاییم با خودمان و در خلوت خدایی خودمان با خود حقیقی خودمان صادق باشیم و دامان ا
ین و آن را به ابهام و شبهه آلوده نسازیم و آن حقیقت این که انکار پذیر نیست کاستی هایی بوده است، گریزی نیست که این جاده در شأن مردم بافق نیست و حقیقت دارد که در موضوعات مختلف خصوصا جاده، در حق مردم بافق ظلم شده است اما باقی ماندن در گذشته و حتی حال! چاره دردها و نا به سامانی های عدیده نیست! باید قدم برداشت اما قدمی حساب شده و اساسی که برخی اوقات برای برگشتن و جاپاهای بد برداشته شده را زدودن فرصتی نیست که این خود مثنوی هفتاد من کاغذی که گفتن نتوان.


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۶۸
برچسب ها:
دیدگاه ها
محمد رضا برزگری این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ - ۱۱:۱۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

همه آتشها از گور خودت بلند میشه. زدو بندها را چی میگی

حق این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ - ۱:۴۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای معاون استاندار حرفهایتان را تصحیح کنید بودجه اگر نیست چرا جلوی فیشهای حقوقی گرفته نمی شود چرا فقط برای این شهر علت نبود پول را بیان کنید اگر اردکان یا شهر و روستای دیگری هم بود باز همین را می گفتید
کینه ها را زمین بگذارید و برای رضای خدا برای خلق خدا خالصانه کار کنید
بودجه ای که اقای نوبخت در نظر گرفتند کجا باید خرج شود؟
عادلانه عمل کنید روز جزایی هم در پیش است…

ناشناس این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ - ۲:۵۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جاده عزرائیلی

به جاده گر گذر کردی ز ناچار

بخوان حمد و توحیدت را بسیار

که عزرائیل کمین کرده به جاده

برای قبض روحت گشت اماده

به تابلوها نوشتند ذکر شهادت

برای کشتنت گشتند باشهامت

به هر نقطه اماده شاد و قبراق

بدست خود گرفتند چند شلاق

به ضرب تازیانه بر پیکر خلق

ستانند جانها در بستر مرگ

******
درین جاده علائم هست بسیار

برای اخذ جان هشدار هشدار

یکی پیچ است گه تند گه باریک

که مقتل گشته در شبهای تاریک

یکی سرازیرست ره سوی جنت

دگر در اوج گرفته باز سبقت

یکی راکب بنز گشته با زور

دگر تریلی و مست و مخمور

یکی تنگ امده زین جاده تنگ

دگر از نعشگی گردیده منگ

خلاصه جان ملت در عذاب است

ز جور دوران دلها کباب است

محمود حاجی محمدی

    یه چیزی بگم و برم این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ - ۹:۰۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    یعنی اگر توی این جاده کشته نشیم، از دست این اراجیف حاجی محمدی باید خودمون رو دار بزنیم

بیطرف این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ - ۳:۰۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خدا کدخداهای قدیمی را بیامزد که نه ته ریشی داشتند و نه سوادی ولی مدیر بودند و کاردان.اینا باید برن تو روستاها نگهبانی بدن.

علیزاده این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۵ آبان ۱۳۹۵ - ۷:۲۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

نه آنها مدیر بودند و نه شما !!!
آنها نتواستند در آب پول شنا کنند و شما عرضه ندارید آب را مدیریت کنید!!!
چرا کنار نمیروید ؟ منتظر باشید که روزی خواهد آمد که در کناری نگهتان دارند و سوال پیچتان کنند