گفتن یا نگفتن؟!!

دسته: مقالات
یک دیدگاه
یکشنبه - ۵ شهریور ۱۳۹۱

بیش از یک هفته از ایراد سخنان تند و تیز و بجای نماینده مردم بافق در روز قدس در مسجد جامع بافق می گذرد سخنانی که طی آن برای اولین بار یک نفر بی عدالتی در توسعه و پیشرفت استان یزد را به صراحت بیان کرد و حتی با ذکر نام مدیر عامل فولاد خصوصی شده بافق از وی خواست در صورت عدم توانایی کار احداث فولاد بافق را به سرمایه گذار دیگری واگذار نماید می گذرد .

این مقدمه را نوشتم تا به چند نکته اساسی در خصوص سخن گفتن یا نگفتن اشاره کنم. هرچند از گوشه و کنار شنیده شده برخی از مسؤلین بافق از نوع و شدت و حدت کلام زارعزاده که به صراحت لهجه شهره است ابراز ناخرسندی نموده اند. اما بد نیست نگاهی گذرا به نگفتن های 30 سال گذشته مسؤلین و مردم بافق و گفتن چند ماه اخیر دخیل عباس زارعزاده بیاندازیم و تاثیرات مثبت یا منفی این دو گونه رفتار را برسی کنیم.

به چالش کشیده شدن اردکان به گونه ای که نماینده آن اعلام کند به خاطر سخنان برخی از مسؤلین استان و نسبت بی عدالتی به توسعه و پیشرفت این شهر دادن در برنامه های هفته دولت استان شرکت نمی کند(آنگونه که یزد فردا نوشته) و یا اقدام سریع مدیر عامل فولاد بافق برای حضور در شهرستان و پی گیری کارهای بر روی زمین مانده و آوردن 55000 هزار تن نورد که  نوید ایجاد کارخانه و اشتغال را به مردم داد و سرعت داده شدن به روند اجرایی خط انتقال گاز و … حداقلهای تاثیر کلام افراد مطرح از تریبونهای مهم است.

هرچند نباید این نکته نادیده گرفته شود که اگر کلام در جا و زمان خود گفته نشود به گونه ای که مصداق «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد» نباشد و اگر از نکته غفلت شود که« جز راست نباید گفت، هر راست نشاید گفت» و از طرفی به خاطر در نظر گرفتن مصالح یا محافظه کاری بی مورد – که بیشتر جنبه شخصی و نشانه دلبستگی به پست و مقام دارد-  آنچه باید گفته شود بیان نشود، حق ِگفتن و نگفتن ادا نشده و جز خسارت چیزی عاید گوینده و دیگران نخواهد شد.چرا که «تا نگرید طفل کی نوشد لبن؟»

به نظر نگارنده علاوه بر پتانسیلهای مغفول مانده بافق در عرصه صنعت و معدن ، راه آهن ،منابع طبیعی ، گردشگری و صنایع دستی که تاکنون نتوانسته یا نخواسته ایم از آن بهترین استفاده را ببریم و به حداقلهای منفعت بردن از آن اکتفا کرده ایم،عدم استفاده بهینه از افراد دارای جایگاه دولتی و اجتماعی ،عدم پشتیبانی قاطع از نخبگان،هنرمند نبودن در نوع خواستن از مسؤلین ،اکتفا به گفتن مثبتها در بازدیدهای مسؤلین مملکتی و به اصطلاح خوب جلوه دادن آنچه هست،منفی بینی و منفی گویی و از همه مهمتر بستن راه انتقادهای سازنده و مواردی از این قبیل موجب عقب افتادگی های روزافزون بافق در سالهای گذشته و حال بوده است.

محمد علی قاسم زاده


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
بافقی یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

فکر میکنی اگر من وتو میگفتیم کسی برامون تره خرد میکرد؟ خدا کنه سال اول فقط نباشه و این حقیقت گفتنها ادامه داشته باشه تا شاید بعضی ها از خواب بیدار بشوند