سخنی با استاندار

دسته: مقالات
۷ دیدگاه
پنج شنبه - ۲۵ آذر ۱۳۹۵

استاندار یزد در سفری که به بافق داشتند مطالبی را عنوان کردند و پرده از مسائلی برداشتند که در نوع خود قابل توجه است اما ایشان هم مانند سایر مسئولان, سخنانی مبهم و دو پهلو عنوان کردند که البته از مسئولان بیان این گونه سخنان دور از انتظار نیست.
استاندار هم چنین سخنانی شعارزده و احساسی ایراد فرمودند که برای گوش ما که پر ازاین گونه بیانات است چندان غریب به نظر نمی رسد چون دیر زمانی است که ما به این سخنان خو گرفتیم و اگر مسئولی خدای ناکرده روزی چنین سخن نراند دچار شگفتی خواهیم شد.
مثلا آن جا که حضرتشان در مورد فرماندار بومی و غیر بومی ایراد سخن فرمودند,چاشنی احساسات به حدی است که انسان را بی اختیار تحت تاثیر قرار می دهد.به این سخنان توجه کنید«ما بحث بومی وغیر بومی نداریم بحث ما بحث شایستگی، توانمندی، تجربه، شجاعت، ریسک پذیری، مردم داری، اشراف کاری وسوابق حسنه می باشد ونگاه بومی و غیر بومی بومی اختلاف انگیز است و باید این نگاه را از بین برد»
از دید ایشان پرداختن به مساله بومی و غیر بومی یک نوع اختلاف انگیزی و تفرقه گرایی است که حضرتشان خواهان از بین بردن این نگاه شدند گویا ما در کشوری زندگی می کنیم که تمام مسئولان بر اساس شایستگی و تجربه وتخصص انتخاب شده اند یامی شوند و اصلا ما نمی دانیم که بازی های جناحی ,سیاسی ,روابط حزبی و فامیلی در انتخاب یک مسئول مهم ترین عامل است!!!
از طرف دیگر آیا واقعا در میان مردم بافق فردی با این خصوصیات و ویژگی ها وجود نداشته که با معیارهای آقای استاندار مطابقت داشته باشد ؟آیا در بین ما بافقی ها فردی توانمند و با تجربه نیست؟ آیا فردی که ریسک پذیر باشد و دارای سوابق حسنه باشد در بافق پیدا نمی شود؟چرا پرداختن به مساله فرمانداربومی و غیر بومی از دید استاندار امری تفرقه برانگیز است؟
اما مهم ترین سخن ایشان در مورد تعیین مرزهای جغرافیایی بافق است که با صراحت اعلام کردند هیچ گونه نامه یا دستور العملی از وزارت کشور درمورد این موضوع به استانداری ابلاغ نشده است و این در حالی است که شورای اسلامی شهر بافق از نامه ای خبر می دهد که از وزارت کشور به استانداری ابلاغ شده و استاندار هنوز جوابی به این نامه نداده است.به این خبر توجه کنید:
«عضو شورای اسلامی شهرستان بافق با بیان اینکه استاندار تاکنون پاسخی به نامه وزارت کشور نداده است عنوان کرد: بر اساس پیگیری های صورت گرفته از طرف شورا، نامه ای از وزارت کشور به استانداری برای رفع مشکل ارائه شده است که از استاندار می خواهیم در این زمینه صریح و شفاف پاسخگو باشد»
ما فرض را بر این می گذاریم که چنین نامه ای هم ارسال نشده است .آیا خود استاندار نباید در این زمینه پیش قدم شود و این مساله را پیگیری کند در حالی که صغیر و کبیر اذعان می کنند در سالیان نه چندان دور حق شهرستان بافق خورده شده است و اردکان بسیاری از اراضی بافق را مانند رژیم اشغالگر غصب کرده است و این مساله مانند روز روشن است و قابل انکار نیست.
از فحوای سخن استاندار این چنین بر می آید که نه تنها نامه ای ابلاغ نشده حتی مجموعه استانداری هم قرار نیست در این مساله ورود کنند و حق را به حقدار برسانند هرچند که ایشان اردکانی بودن خود را درپیگیری یا عدم پیگیری این موضوع بی تاثیر می دانند!!!!!!!!!!!
سخن ایشان در مورد طلایی مقدم هم در نوع خود حایز اهمیت است. حضرتشان فرمودند که آقای طلایی احساساتی عمل کردند و نباید می گفتند اگر جاده به اتمام نرسد , همراه مردم در جاده می نشینم.
حال این که این سخن طلایی از سر درد بوده یا تاکتیکی برای فرار به جلو؛ خود حدیث مفصلی است که در این مقال نمی گنجد.
اما سخن ایشان سخن حقی بوده که هر مسئول دلسوزی باید عنوان کندچه از روی احساسات باشد و چه نباشد .از طرف دیگرمشخص می شود که مسئولان از زیر دستان مطیع و فرمانبردار بیشتر خوششان می آید تا مسئولی که همراه و همگام مردم باشد.
درآخر این که ما متوجه نشدیم رفتن یا بردن طلایی مقدم به طبس و تکیه بر مسند فرمانداری کل ,آن هم در شهر و دیار خود یک توبیخ بوده یا تشویق؟
دکتر حسین ارجمند


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
بافق پنج شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۵ - ۹:۵۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

احسنت اقای دکتر

ناشناس پنج شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بین وزارت کشور و استانداری و شورای شهر یکی داره بد جور این وسط مردم را بازی میده و دروغ پراکنی میکنه

حق جمعه ۲۶ آذر ۱۳۹۵ - ۷:۴۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

چه خبر از جاده

گفتی چه خبر ازجاده گفتم خبری نیست در جاده بجز کشتن مردان خبری نیست

در شهر معادن اهن و فسفر و روی
غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست
شهری که بها داد به استان طی سالها
جز تنگی چشم تنگ نظران خبری نیست

چون که زرخیز بود کوههای این شهر
جز غارت کوه، بردن از ان خبری نیست

این شهر کویرست و خشکیده و بی اب
از اسمان ابری بارش باران خبری نیست

از آتش بدچشمی دوران در سوزش اهیم از شیرینی اب، گاز فراوان خبری نیست

گفتی چه خبر؟ گفتم و از ناله سرودم
این جا به جز از اه و فغان خبری نیست

محمود حاجی محمدی

دلسوز جمعه ۲۶ آذر ۱۳۹۵ - ۶:۴۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام.ممنون از مطالب آقای ارجمند.اگر واقعا شورای شهربامردم رو راست است وپیگیری نموده اند وگفته اند که نامه تو استانداریست پس چرا به صحبتهای استاندارواکنش نشان نمیدهند.نامه ارسالی شماره ای ،فرستنده ای ،تحویل گیرنده ای ندارد؟از شورای شهر دیگه زشته که بامردم رو راست صحبت نکنن همه شورا که بومی هستند.

فتاحی دوشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۵ - ۹:۱۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

حال جاده شهر

به حالِ شهر من، جویبار خندید

به وضعِ جاده ام جوکار خندید

نه تنها یزد و اردکان و میبد

که ساغند هم بحال زار خندید

شبی کامیونی در حال سبقت

به پیکان و پراید سیار خندید

پس از برخورد کامیون و پراید

به سستی پیکرش بسیار خندید

بحال نعشگی و مست و مخمور

چون انسانی بد و بیمار خندید

به جایی با ماشینهای مدارس

زد و کشت و باز اینبار خندید

به هشدار پلیس نکرده توجه

سریعا کرد فرار و باز خندید

محمود حاجی محمدی

جو کار شهری در همدان

فرهنگی یکشنبه ۵ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با تشکر از اقای دکتر ارجمند چیزی که برای استاندار محتر م وگرامی ارزان است جان ادمیزاد وکشته شدن انهاست واقعا هردفعه که تو جاده بافق یزد هستیم از شدت استرس به خدا میرسیم

کارگران یکشنبه ۵ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

توی را خدا اقای استاندار برای یکدفعه که شده فکر کنید بافق هم اردکان حقی داره به داد جاده بافق برسید چقدر کشته چه کسی باید جواب بده