مردی از جنس قصه های کودکانه

دسته: عمومی
بدون دیدگاه
دوشنبه - ۲۹ آذر ۱۳۹۵

دیروز سرزمین نخل و آفتاب میزبان مهمانی از خطه کریمان بود که مایه فخر ادبیات ایران و جهان است.
فردی که با خلق آثار داستانی و منحصر به فرد خود , دنیای رویایی کودکانه مان را رنگ آمیزی می کند وسادگی و صمیمیت آن دوران را با قلم سحر انگیزش چنان روایت می کند که در عین سادگی شما را مجذوب خود می سازد .او با خلق این آثار خاطراتی را برای ما به ارمغان می آورد که هر وقت آن ها را می خوانیم گویا خودمان را در آن داستان ها می بینیم و می کاویم.
دیروز افتخار دیدار و گپ و گفت با خالق قصه های مجید نصیب بنده و دیگر همکاران فرهنگی شد که به تعبیر سهراب سر سوزن ذوقی داشتند و آمده بودند از تجربیات و خاطرات انسانی بشنوند که عمر خود را وقف خلق آثار برای معصومترین انسان های روی زمین یعنی کودکان کرده بود.
مهم ترین درسی که یاد گرفتیم تواضع و سادگی فوق العاده ایشان بود دقیقا مانند سادگی و صمیمیتی که در داستانهایش موج می زند.و گفت که حرف زدن من مانند داستان هایم است و همین گونه که حرف می زنم همین گونه هم می نویسیم.
از خودش و خاطراتش گفت .از شکل گیری داستان خمره گفت که خمیر مایه داستان از خمره ای گرفته می شود که در روستای سیرچ بوده و بچه های مدرسه از آن آب می خوردند و تر کی در خمره ایجاد می شود. این جاست که ذهن خلاق و کنجکاونویسنده به سمتی کشانده می شود که از این اتفاق کاملا ساده ,داستانی می نویسد که به زبان های زنده دنیا تر جمه می شود و فیلمی از آن داستان ساخته می شود که آن فیلم در سال ۱۹۹۴ برنده جایزه یوزپلنگ طلایی از جشنواره فیلم لوکارنو می شود.
مهم ترین حرفش این بود که باید کودکان خود را خلاق تربیت کنیم واز کنار اتفاقات ساده به راحتی نگذریم چون ذهن خلاق و هنرمند با دقت و تیز بینی از این اتفاقات ساده, آثاری می آفریند که اعجاب همه را برمی انگیزد مانند باز نشدن در شیشه مربا که این اتفاق ساده باعث خلق داستان مربای شیرین می شود و از این داستان و داستان های دیگر وی مانند قصه های مجید ,مهمان مامان , چکمه و کیسه برنج فیلم های بلند سینمایی ساخته می شود که بارها آن ها را می بینی و لذتی سیری ناپذیر برای تو به ارمغان می آورد.
کلام را با این جمله از ایشان به پایان می رسانم که در جایی گفته بود«برای من رنج نوشتن زيباترين رنج‌‏هاست. من به دنيا نيامده‌‏ام كه برج بسازم يا رئيس جمهور شوم. من به دنيا آمده ام كه نويسنده شوم . بهترين دوست من قلم و كاغذ است. زمانی كه می‌‏نوشتم هيچ وقت فكرنمی‌‏كردم آن قدر بزرگ شوم كه ديگران برای من دست بزنند يا برای گفت وگو به دانشگاه دعوت شوم. مهم آن بود كه خود را با نوشتن خالی می‌‏كردم و لذت می‌‏بردم»
دکتر حسین ارجمند


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۸
برچسب ها: