و ناگهان زلزله آمد و دیگر هیچ…

دسته: عمومی , مقالات
۸ دیدگاه
یکشنبه - ۵ دی ۱۳۹۵

هنوز چند روز از شب به یاد ماندنی یلدا نگذشته بود، به جز چندین نفری که بخاطر نوع شغل آن شب بیدار بودند شهر در خوابی آرام فرو رفته بود سربازی اسلحه به دست در حال نگهبانی از مقر بود که ناگهان غرشی مهیب زیر پای خود احساس کرد تعادل خود را ازدست داد و به زمین خورد، خدای من یعنی چه شده؟ چرا همه جا تاریک و صدای آوار و ناله و شیون می آید؟
عقربه ها درست روی عدد پنج و بیست و شش دقیقه (5.26) رسیده بود که ناگهان زمین لرزه ای به قدرت 6/6 ریشتر شهرستان بم و شهرهای شرق کرمان را لرزاند.

۷۰هزار نفر در عرض چند ثانیه کشته و زخمی شدند.از روزهای قبل ،بم بارها بطور خفیف لرزیده بود شاهدان بجا مانده از گرم شدن ناگهانی آب چشمه ها و پرآب شدن بعضی از چاهای آب کشاورزی و کم آب شدن بعضی دیگر از چاها و شنیدن صداهایی از زیر زمین می گفتند و کسی این هشدارها را جدی نگرفت.

در کسری از ثانیه خانه ها و سازهایی که بطور سنتی و نیمه مدرن که بدون توجه به اصول مربوطه به مقاوم سازی در برابر زلزله ساخته شده بود به ویرانه ای تبدیل شد راههای ارتباطی آسیب دیدند سیستم ارتباطی و مخابراتی قطع شد مردم با وسیله های شخصی خود را به شهرهای اطراف رساندند تا خبر شوم زلزله را به مسئولان امر برسانند.

نیروهای امدادی پس از چند ساعت بعد از وقوع زلزله به شهر رسیدند نابسامانی در شهر موج می زد کودکان فریاد زنان به هر سویی می دویدند و بهانه والدین خود را می گرفتند توزیع مواد غذایی با بی نظمی خاصی مواجهه شده بود نیروهای امداد و نجات هلال احمر بلافاصله از سراسر کشور خود را برای کمک رسانی به شهر بم رساندند نیروهای نظامی و انتظامی نیز دوشادوش هلال احمر در حال کمک رسانی بودند ازسایر کشورها نیز هواپیماهایی حامل مواد غذایی و پوشاک ارسال شد لحظه به لحظه افراد زنده از دل آوار بیرون آورده می شدند …

سیزده سال از زمان واقعه دردناک زلزله می گذرد هنوز آثار ویرانی از شهر مظلوم بم زدوده نشده هرسال بمناسبت این رویداد غم انگیز درتلوزیون نامی برده می شود و گهگاهی مقاله ای نوشته می شود ولی آیا ما خود را برای رویارویی و مقابله با چنین حوادثی آماده نموده ایم؟

عوامل و سازمانهای دولتی بماند که تا چه اندازه آمادگی برای رویارویی و مقابله با حوادث طبیعی و ناخواسته را دارند ولی آیا من شهروند عادی خودم را برای همچین روزی آماده کرده ام؟

حادثه هیچگاه خبر نمیکند شما چه کرده اید ؟آیا آموزش های مرتبط با زلزله و آوار را فراگرفته اید؟چند نفر از شما کپسول اطفاء حریق و جعبه کمک های اولیه در منزل دارد؟

بیایید قبل از اینکه درمخمصه زلزله گرفتار شویم و کاسه چه کنم چه کنم بدست بگیریم آموزش ها و راهکارهای اصولی مقابله با زلزله و حوادث غیر قابل پیش بینی را فرا بگیریم.

توصیه های امدادی قبل از وقوع زلزله:
فراگیری آموزش های امداد و نجات در آوار، تهیه کپسول اطفاء حریق و نصب در محل مناسب و آموزش به افراد خانواده، تهیه جعبه کمک های اولیه، درموقع خواب زیر قاب عکس و اشیاء سنگین و برنده قرار نگیرید، چراغ اضطراری در دسترس خود قرار دهید، هر از چند گاهی در منزل مانور زلزله برگزار و راههای فرار و ایمن را به افراد خانواده بیاموزید، استحکام ساختمان را مورد بررسی و نقاطی که در مواقع زلزله آسیب کمتری به ساختمان و افراد خانه وارد می شود مشخص نمایید و در زمینه ساخت و ساز منازل از استانداردها و اصول نظام مهندسی ساختمانی پیروی کنیم.

توصیه های امدادی حین و بعد از زلزله:
اصولی ترین و لازمترین و مهمترین کار حفظ خونسردی و تسلط به اوضاع پیش آمده می باشد چه امدادگر و چه مردم عادی در وهله اول باید به اوضاع مسلط باشند.
درصورت پایدار بودن دیوارهای راه خروجی با قرار دادن سینی و یا اشیاء مشابه روی سر سریع به بیرون ساختمان فرار کنیم.
از محل ریزش خرده شیشه ها عبور نکنیم.
در هنگام وقوع زلزله اگر در حال رانندگی هستید، اتومبیل خود را متوقف کنید.
از پله برقی و آسانسور به هیچ عنوان استفاده نکنید.
همواره غذاهای کنسرو شده و بطری آب در خانه داشته باشید و الی آخر…

یاد و خاطره درگذشت جمع کثیری از هموطنان عزیزمان در شهر بم در دی ماه 1382 گرامی باد.
فردا دیر است از امروز به فکر روزهای بحرانی باشیم.
با شعار هر خانواده یک امدادگر برای رویا رویی با حوادث آماده شویم.
جمعیت هلال احمر شهرستان بافق کما فی السابق آمادگی خود را جهت آموزش مبانی اصول اولیه امداد و نجات و مهارت های نجات در آوار و سایر دوره ها اعلام می دارد لذا از کلیه شهروندان گرامی درخواست می گردد نسبت به فراگیری این دورها اقدام نمایند .

ایمن و سلامت باشید.

باتشکر فراوان
ماشاالله شمس الدینی
نجاتگر هلال احمر شهرستان بافق


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۷
برچسب ها:
دیدگاه ها
محمدرضارضایی یکشنبه ۵ دی ۱۳۹۵ - ۹:۰۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

احسنت عالی بودجناب آقای شمس الدینی

همشهری یکشنبه ۵ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درود بر شما و هلال احمر.عالی بود.درود بر شما سرخ پوشان.درود بر مردان عرصه های سخت.درود بر شما که بی منت در راه خدمت به همنوع همیشه اماده اید.

جوان بافقی یکشنبه ۵ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای شمس الدینی همچون همیشه قلمتون عالی است.نمیدونستیم شمام نجاتگر هلال احمر هستید.ارادت ما به شما صد چندان شد.

محمد یکشنبه ۵ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

متن جالبی بودهلال احمر نهادخوشنامی است.چرا که بدون حاشیه دنبال کمک است.

ح-ا-ا دوشنبه ۶ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای شمس الدینی تشکر.روح همه درگذشتگان آن فاجعه وهمچنین استاد، ایرج بسطامی که آن شب به عیادت مادرشون رفته بودندودیگربرنگشت شادوقرین رحمت واسعه الهی باد..

همکار جمعه ۱۰ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام اقای شمس عالی بود
راستی پاتون بهتره گفتن شکستگی داشته

یاسین شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ - ۹:۰۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام
بسیار عالی و مفید بود

حامد صدیقی دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درود بر آقای شمس الدینی عزیز، بسیار شیوا و روان و در عین حال تاثیر گذار نگاشته بودید. چه خوب است که نجاتگران و امدادگران مجربی چون شما اهل قلمید و دانش و تجربیات خود را در اختیار میگذارید. امیدوارم همه امدادگران و نجاتگران هم از باب تدوین تجربه و همچنین از باب آگاه سازی همشهریان دست به قلم شوند. موفق و پیروز باشید.