وعده‌ های شهریور 93

دسته: مقالات
۱۱ دیدگاه
پنج شنبه - ۹ دی ۱۳۹۵

گویند روزی مردی کفشی خرید وارد مسجدشد تا کمی استراحت کند کفش هایش را زیر سرگذارد هنوز چشمانش گرم خواب نگردیده بود که صحبت های دو نفر را شنید یکی از آن دونفر گفت طلا ها را کجا بگذاریم رفیقش گفت پشت کمد رفیقش گفت نه! شاید ان مرد بیدار باشد و بعد از رفتن ما طلاها را بردارد ۰۰۰۰
رفیقش گفت امتحانش میکنیم اگرکفش هایش را از زیرسرش برداشتیم و بلندشدبیداراست و اگر بیدار نشد در خواب است مرد که صحبت های اینها را میشنید خود را به خواب عمیقی زد دزدها راحت کفشهایش را از زیر سرش برداشتند و مردهیچ عکس العملی ازخود نشان نداد بعد از رفتن انها خوشحال به سراغ طلاها رفت اما هرچه گشت چیزی نیافت
متوجه شد همه این حرف برای این بوده که در عین بیداری کفش هایش را بدزدند و اما این حکایت برای ما بافقی ها چقدر اشنا است بابت وعده های شیرین شهریور ۹۳
چه خوش باورانه خودمان را به خواب زدیم و امروز میبینیم تمام هست و نیست مان به تاراج میرود و هنوز وعده ای به سرانجام نرسیده است و متاسفانه هنوز عده ای درخواب زدگی به سر میبرند و نمی خواهند قبول کنند که این وعده ها وعده ای بیش نبوده است
اگر بخواهیم به مواردی که باعث عدم پیشرفت و توسعه شهرستان شده است را بیان نماییم داستان مثنوی صد من کاغذ خواهد شد
در روزهای نا ارامی که مردم پیگیر حق و حقوق ازدست رفته خود بودند بعضی از ۰۰۰۰برخود می‌لرزید که اوضاع بافق به اوضاع سابق برگردد همه مسئولین و حتی وزرای مرتبط با موضوع شهرستان بافق صحبت از توسعه وپیشرفت وآبادانی می کردند ومی فرمودند که جهت پیشرفت و توسعه بافق حاضرند همه جور همکاری وکمک نمایندتاشهربه توسعه برسد ولی از شهریور ۹۳ تادی ماه ۹۵ این توسعه آنقدر کند درحال حرکت است که صدای مردم را در آورده است یاد روزهایی که وزرا و نماینده های مسئولین در آمدن به بافق آنقدر عشق خدمت به مردم داشتند که شب را با روز فرق نگذاشتند که به بافق توسعه و پیشرفت اهداکنند،در بیاناتشان مردم برایشان چه به به و چه چه ای کردن که شب غم به‌سر رسید ویاشاید تعاریف شما از توسعه شهرستان این بود که مردم را برای مدتی به قول ساده بپیچانید که این خود نشانه این بود که خود راگول زده اید مردم همیشه بیدارند
یاشایدهم چون عادت به دیدن مردم از بالا دارید فکر میکنید که برای ما درک توسعه سخت است باور کنید این مردم دیگر از وعده های بعضی از مسئولین خسته شده اند اصلا بهتراست من بعداز این به مردم هیچ وعده ای ندهید اگرقرار است کاری صورت گیرد بهتر است بعداز اتمام کار آن رابه مردم اعلام نمایید واز بزرگ نمایی اجتناب نمایید
اما مسئولین محترم استان!
امروز بافق نیاز به نگاه ویژه دارد نگاه ویژه یعنی احساس همدردی و مسئولیت ‘یعنی عدالت درتقسیم بودجه بین شهرستانهای محروم استان یعنی برون رفت ازنگاه تبعیض بین شهرستانها !یعنی استفاده از جوانان فهیم ودلسوز بافقی درتصدی پست های مدیریتی استان هرچند که شایدبرای شما ازخود نباشند :!خودی شاید کسی که هم فکر وهم حزب شما نباشد! وجابجایی بعضی از کسانی که مدتها راکت مانده اند وامتحان خود راپس داده اند بهتر است درجایی دیگر از این عزیزان استفاده شود و دیگر شهرها را شکوفا کنند

اما دریغ از حس برابری و دلسوزی تا کی باید همچون کبک سربه زیر برف فرو ببریم جوا نان بیکار شهرستان ! تحصیل کردگان جویای آینده !کارخانه کاشی که هرازگاهی بیدار و دوباره به خوبی چندساله میرود !جاده مرگی که تاریخ اتمامی ندارد و هروز خانواده ای را داغدار میکند وطرح های جوار معدنی که پیشرفت میلیمتری دارند را ببینیم و دم نزنیم تا به کی بی مهری ببینیم و دم نزنیم چرا محکوم شده ایم که در برابر این همه بی عدالتی فریاد نزنیم
هرآنکه خدمت جانان به جان کرد
به گیتی نام خود را جاودان کرد

والسلام مهدی عسکری


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
بار کج به منزل نمی رسد جمعه ۱۰ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

شهر رویایی

شهر خوابند همه هشیار میخواهیم چکار

نیمه های شب استغفار میخواهیم چکار

بین شهرهای دگر شهر ما ابادتر است

شهر اباد را بگویید کار میخواهیم چکار

مردمان شهر ما را هیچ غمناک نیست

بهر شهر شاد غمخوار میخواهیم چکار

بافق چون که دارد صنعت و فراوری

از وزیر راه دگر عمران میخواهیم چکار

چونکه شاغل گشته اند جوانان شهر ما

از وزیر کار دگر امار می خواهیم چکار

کارخانه فولاد کسری ما را بس است؟

گندله با طرحهای سیار میخواهیم چکار

مابرای مرگ و میر داریم جاده تنگ زیاد

گازهای سمی و فرار می خواهیم چکار

شهر ما چون ز سابق دارد متخصصان

درد و رنج جاده و بیمار میخواهیم چکار

میوه های شهر ما ارزان فراوان گشته است

گو میوه تنظیم بازار می خواهیم چکار

شهر ما چون سالها داده اندش امتیاز

گمرک بندرخشک واعتبار میخواهیم چکار

محمود حاجی محمدی

بافقی جمعه ۱۰ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اینقدربدبین نباشین اسم جاده رابه مرگ نام می نهیدکه شنیده ام متخصصین احساس ترس ووحشت دارندوثانیا ماهاباید بهتررانندگی کنیم کمااینکه دیدیم درقسمت دوبانده آن نیز منجربه مرگ شده است.

محمدرضارضایی جمعه ۱۰ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

درودبرشما

بافقی جمعه ۱۰ دی ۱۳۹۵ - ۲:۰۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جانا سخن از زبان ما میگویی
دست مریزاد جناب عسکری عزیز

فرزند آفتاب جمعه ۱۰ دی ۱۳۹۵ - ۳:۱۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب عسگری با عرض ارادات خدمت حضرتعالی

اولاً شما کلی گویی کرده اید.

دوماً چندی است نخبگان شهرستان در مجمع هم اندیشی شهر بافق جمع شده اند راهکار این مجمع نخبگان بافق برای برون رفت از وضع موجود و حرکت به وضع مطلوب چه بوده است؟

تبعیض بین شهرستانها؟ چه تبعیضی؟
استفاده از جوانان فهیم ودلسوز بافقی درتصدی پست های مدیریتی استان؟ کدامین نفر؟
کارخانه کاشی؟ چرا؟
جاده مرگ؟ راه حل؟
وعده‌ های شهریور 93؟ چه بوده؟

ناشناس شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

انچه به جایی نرسد فریاد است

بافقی دیگر شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ - ۷:۳۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

یکی از عیوب ما این است که نمیبینیم.دیگران چه امکاناتی و پیشرفتهایی داشته اند.میبینیم ولی تا 100 سال داد همان را میزنیم.مثلا سالهاست میگوییم گاز گاز…درست است که گاز حق ماست. وباید پیگیر باشیم. ولی ایا فکر کرده اید در برخی از روستاهای همین استان ریگلاتورهای گازشان زنگ زده وسالهاست گاز دار شده اند.این یعنی ما الان دلمان خوش است به گازی که ماهها قبل باید کارش تمام شده باشد نه اینکه هنوز در زمستان دارند گازکشی میکنند.بالا وپایین میپریم که گاز به خانه مان امده.وبرخی به ما میخندند که به چه دلشان خوش است.تو این کشور به قانون اساسی عمل نمیشود حالا شما چند سال است هی میگویید کارگروه مصوبات فلان شب و….بابا

رضا شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام ضمن تشکر از آقا مهدی عسکری اما نوش دارو پش از مرگ سهراب چه سود ،حالا که کار از کار گذشته به فکر آینده شهر باشیم الان از حق شهر دفاع کنیم الان که نماینده بومی در مجلس داریم

بافقی شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

یک پیشنهاد / انتقاد قطعا خوب و سازنده است اما برخی اسامی ماندگار و در عین حال زشت است
مثل میدان غدیر که جا افتاده میدان اعدام
روزی جاده نیز درست می شود (انشاالله) اما نام مرگ آن محو نمی شود
کمی تامل بد نیست …

بافقی شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای عسکری قلم خودتان است یا ..

جواد سه شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۵ - ۶:۱۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

کلمه راکت در ایم نوشتاریعنی چه؟ پارسی را پاس داریم