قصه عشق و ایثار

دسته: اخبار ویژه , عمومی
۱۷ دیدگاه
دوشنبه - ۲۷ دی ۱۳۹۵

بافق آنلاین نوشت:نیمه شب گذشته پرستار بافقی
قصه عشق و ایثارش را با اهدا عضو کامل کرد. ( 27دیماه بیمارستان شهید رهنمون یزد)

429707562_45332_3398510711229591145

بافق فردا ضمن تسلیت مصیبت وارده به بازماندگان و جامعه پرستاری برای آن مرحوم رضوان الهی آرزومند است.


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۷۹
برچسب ها:
دیدگاه ها
ناشناس این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵ - ۹:۱۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خدا به همسر و فرزند ایشان عمر با عزت و سلامتی اعطا بفرماید.

بافقی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵ - ۹:۴۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

تسلیت به خانواده محترم و پرستاران در بیمارستان.

ناشناس این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵ - ۹:۵۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

قلبم به درد اومد سعادت بزرگی بوده برای ایشون و خانوادشون
عاش سعیدا و مات سعیدا

بافقی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خداوندبه خانواده داغدارشان صبرعنایت فرماید….

قاسمی کویجانی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵ - ۱۱:۱۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خداوندا روحش را قرین رحمت وبه خانواده اش صبر عنایت فرما

دهقانزاده این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵ - ۴:۵۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام اولا خدا صبرتان بد هدو بدانید که این خانم پرستار نمرده وزنده هست از کار خیرتان تشکر میکنیم

فتاحی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵ - ۶:۲۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خدا بهشون صبر بده

؟ این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵ - ۸:۵۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

نمی دانم بگریم از غم چنین عزیزی،یا شاد باشم که با این کارشون مقام والای انسانیت میبینم

    ناشناس این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵ - ۹:۵۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    خدا بهت صبر بده پسر عمه

ناشناس این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵ - ۹:۵۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خدا بهت صبر بده پسر عمه

محسن این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵ - ۷:۵۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خداوندبه خانواده ایشان صبر عنایت فرماید

یگانه این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵ - ۹:۲۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سمیه جان چه زیباقصه عشق وایثارت راکامل کردی وقسمتی ازوجودت رابه دیگری بخشیدی .ازخداوندبرای خانواده ،همسروفرزندکوچک این بزرگوارصبری جزیل راخواهانم.مارادرغم خودشریک بدانید

مژده این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵ - ۸:۰۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سمیه جان مرحبا به نوع دوستیت، مرحبا به انسانیتت، خوشا به سعادتت، انشاالله قرین رحمت حق بگردی

کریمی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵ - ۹:۴۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سمیه جون تو برای تمام همکارانت الگو و نمونه بودی با رفتنت هم الگو و نمونه شدی

ابراهیمی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

الگو بود

یه دوست قدیمی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵ - ۹:۵۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

زمان حیاتش پرستار جسم و مرقب روح و روان بیماران و آسیب دیدگان بوده و در زمان رفتنش هرچند خنده از لبان دخترش رها شد اما با اهداء اعضایش گل خنده بر لبان خانواده هایی شکفت که تا عمر دارند دعای خیرشان پشت سر ایشان است که برای همیشه در سپهر ایثارگری بافق جاودانه گردید.روحش شاد

خداوندبه همسروخانواده ایشان صبرعنایت فرماید این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

توکلی.یزد