از قامت چون کوه شما میسوزیم از مردن باشکوه شما میسوزیم

دسته: عمومی
۴ دیدگاه
جمعه - ۱ بهمن ۱۳۹۵

photo_2017-01-20_09-22-23

photo_2017-01-20_09-22-28انالله و انا الیه راجعون

در میان شعله های آتش این غیرت و شرافت و مردانگی شما بود که زبانه می کشید در عجبم آن لحظه ای که جانتان را کف دست گرفتید به این فکر نکردید که فرزندانتان از گفتن پدر محروم می شوند به این فکر نکردید که همسرتان با نبودنتان چه خواهد کرد آسوده بخوابیدکه نامتان از روی اتیکت لباس آتش نشانی پاک شد.

تا در آسمان این سرزمین هک شود.

شما شهید شدید که از خود گذشتگی زنده بماند امروز پلاسکو فرو ریخت.

نه تنها پلاسکو که همه چیز در این مملکت فرو ریخت وقتی دنیا آوار شد بر سر ما ایرانی ها که مردم همیشه در صحنه راه نمی دادند که ماشین آتش نشانی و آمبولانس رد شود وقتی دنیا آوار شد که یک عده در آن شرایط سلفی می گرفتند وقتی دنیا آوار شد که مرگ امدادگر عادی شد.

وقتی دنیا آوار شد که فیلم گرفتن از عذاب دیگران برایمان یک سرگرمی شد وقتی آوار شد که دیگر پلاسکو سایه ای ندارد هیچ اشکالی ندارد فیلم بگیرید فیلم بگیرید که دیگر برای آیندگانمان علامت سوال نباشد که چرا به اینجا رسیدیم فقط شما را به خدا با پلاسکو و آتش نشانان جوک نسازید.

بیاییم حال فرهنگمان را دگرگون کنیم فرهنگ ایجاد مزاحمت برای تیم های امدادی فرهنگ سلفی گرفتن در صحنه های حوادث فرهنگ بی تفاوتی نسبت به جان آدمی همین امروز فردا دیر است شاید فردا نوبت ما باشد

از قامت چون کوه شما میسوزیم
از مردن باشکوه شما میسوزیم
ای کار شما نشاندن آتش ها
در آتش اندوه شما میسوزیم

فداکاری و شهادت جمعی از همرزمانانم در سازمان آتش نشانی تهران را گرامی می دارم و به روح بلندشان صلوات می فرستم از خداوند متعال برای این آتشنشانان شهید علو درجات را آرزومندم و به خانواده های داغدار و ملت شریف ایران تسلیت عرض می نمایم.

آتشنشان ابوالفضل طالبی بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۶۹
برچسب ها:
دیدگاه ها
حقگو این نظر توسط مدیر ارسال شده است. جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

تماشای مرگ اتش نشان

‌بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

از سلفی گرفتن در نزد اتش نشانان

با نامردان بگویید از حال آتش و دود

شاید ز اشک بیفتد چشم اتش نشانان

چندین مرد میدان سوختند میان اتش

راه را چگونه بستند امداد اتش نشانان

خلقی زین جماعت مهری بدل ندارند

حال سلفی دارند از جسم اتش نشانان

سعدی دگر تمام شد دردمندی ز اعضا

خلق مشغول سلفی با درد اتش نشانان

محمود حاجی محمدی

محسن این نظر توسط مدیر ارسال شده است. جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۵:۵۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

موجب تاسف و تاثر است که تمام مطالب شما کپی پیس است.از سایر سایتها.
اگر لازم است لینک سایتی که این مقاله رو برداشتین میزارم.

حق این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۹:۴۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اتش نشان

انکه میسوزد از سوز من و تو اتش نشان
جان فدا می کند بهر من و تو اتش نشان

انکه شب تا صبح بیدار بهر نجات ملت
ندارد ترسی از ایثار من و تو اتش نشان

انکه برعکس همه تن به شعله اتش بدهد
ذوب شود از عشق به من و تو اتش نشان

انکه چشم خود ز اهل و عیال برگیرد
خود بمیرد بهر نجات من و تو اتش نشان

انکه نه فیش های نجومی نگیرد هرگز
اما حافظ جان است به من و تو اتش نشان

انکه گر بیند امید به نجات هست هنوز
خود دراتش سوزد بهر من و تو اتش نشان

انکه عشقش شده ایثار و نجات مردم
کی ببندد چشم ز من و تو اتش نشان

محمود حاجی محمدی

فتاحی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۷:۳۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اتش نشان

چه کسی هست فداکارتر از اتش نشان
در میان شعله ها دلدار تر از اتش نشان

چه کسی هست تن به اسایش ندهد
بهر سوگند خود وفادارتر از اتش نشان

چه کسی هست چشم ز فرزند گیرد
در بخشش جان سزاوارتر از اتش نشان

چه کسی هست که جان کف دست گیرد
بهر امداد نجات امیدوارتر از اتش نشان

چه کسی هست که چشم ز پست برگیرد
هنگام نبرد اتش پرکارتر از اتش نشان

چه کسی هست که اتش نشود مانع او
چون یکی شمع جگردارتر از اتش نشان

چه کسی هست که عید نشناسد هرگز
در جشن و سرور پرکارتر از اتش نشان

محمود حاجی محمدی