دو روی یک سکه ؛ سکه سیاه سنگ آهن خوب ؛ سنگ آهن بد (2)

دسته: مقالات
۱۰ دیدگاه
چهارشنبه - ۱۳ بهمن ۱۳۹۵
 در بخش اول به تفصیل در خصوص اوضاع و احوال سنگ آهن بافق و مدیریت چغارت تا زمان روی کار آمدن حاج جواد عسکری نکاتی؛ از منظری دیگر بیان شد و اینک :
درخواست کمی تأمل و تعمق با چاشنی صبر و فهم در نکات لازمست که بدانیم ؛ اگر امروز توانسته ایم یک نفر بافقی متدین را بر صندلی مجلس شورای اسلامی ببینیم بلاشک تنها و تنها در سایه وفاق و همدلی و همرایی بوده است که در حوادث 93 و پس از آن به وجوب آن آگاه شدیم و بر عزم خویش استوار گشتیم که میشود و میتوان بازهم با وجود داشتن اختلاف نظرهای جزئی در مسائل کلان شهر و دیارمان با هم باشیم و بر روی اصول و مبانی پیشرفت خود و شهرمان وحدت نمائیم تا اینکه نماینده شهرمان در مجلس شورای اسلامی پس از گذشت 37 سال از انقلاب اسلامی بافقی باشد و همسایه دیوار به دیوار خانه هایمان. اگر توانستیم در سال 93 درد و رنج ناداشته های خویش را فریاد بزنیم و از آن کرسی نشینان اداری طبقات فوقانی ؛ برای انجام خواسته هایمان تأییدیه و امضاء بگیریم ؛ همه و همه بر پایه درک و شناخت درد مشترک بافقیها و تلاش همگانی و همه جانبه برای رفع تنگناها و مشکلات و مسائل شهرمان است. و از طرفی دیگر امام جمعه محترم و معزز شهرمان بارها گفته اند که ؛ سنگ آهن و چغارت برای بافق حکم پدری را دارد که همه افراد خانواده از او انتظار دارند و چشم امید همه فرزندان در شرایط سخت و آسان به جیب او دوخته است.
و اینک چرا و به راستی چرا میبایست به پدر خانواده سخت گرفت و امکانات و توانایی هم اکنون سنگ آهن بافق را درک ننمود و لمسش نکرد. هرچند یادآوری عوامل موثر در خالی شدن جیب سنگ آهن در این مقال نمی گنجد و دستهای دیگری نیز پس از خصولتی شدن چغارت از فولاد و صندوق در این جیب فرو رفته اند. و در این شرایط ؛ مگر غیر از اینست که اعضای شورای شهرمان که با شعار دی نوزده و اصلاح مرزهای جغرافیایی بافق با هدف تامین بخشی از خوراک صنایع جوار معدنی و از بطن سنگ آهن برخاستند به صندلی شورا رسیدند و هنوز که هنوز است اندر خم یک کوچه اند و نه تنها در پیچ وخم استانداری و وزرارت به دنبال یافتن نامه ها و مکاتبات اداری هستند بلکه نتوانسته اند از دیگر معادن بافق برای ساخت و ساز شهر عوارض بگیرند و دی نوزده را برگردانند یا خطوط مرزی بافق را به وعده هایشان ملحق نمایند؟
مگر غیر از اینست که سنگ آهن بافق و چغارت در زمان دارا بودنش بیش از یک میلیارد به بخش درمان و بهداشت بافق کمک کرده است؟
مگر غیر از اینست که سنگ آهن بافق و چغارت به تنهایی در اکثر پروژه های عمرانی و ساخت و ساز و مبلمان شهری و جاده اییکه از آن ممر فروش بخشی از سرمایه اش را دارد رد پایی گذاشته است که هیچکس را توان پاک کردن و از بین بردنش را نیست.
مگر غیر از اینست که بازار و بازاریان بافق در زمان مدیر عامل عسکری بر سنگ آهن جان تازه ای گرفت و خون تازه ای در رگ های اصنافش جاری شد تا جاییکه اکثر خریدهای این شرکت در همین بافق انجام میشد و بارها خواسته شد که بازاریان و اصناف بافق با اتخاذ روشهای صحیح و اصلاح زیرساخت های خود به کمک خرید های سنگ آهن بیایند؟
مگر غیر از اینست که سنگ آهن در زمان دارا بودنش می توانست حقوق و مزایای کارکنانش را در حد و اندازه فعالیت آنها و به اذعان خودشان حتی کمی بیشتر از آن پرداخت نماید و رفاهیات آنها را به گونه ای فراهم نماید که دغدغه ای جز کار در سنگ آهن نداشته باشند؟ مگر غیر از اینست که با تشویق و ترغیب دانش آموزان و دانشجویان مرتبط با سنگ آهن و مساعدت در بهسازی امکانات تحصیلی آموزش و پرورش زمینه رشد و آسایش بخشی از محصلین بافقی را فراهم نموده است ؟ مگر غیر از اینست که که سنگ آهن در زمان دارا بودنش برای گسترش ورزش و انجام امور فرهنگی در اکثر موارد به کمک و مساعدت مجریان و عاملین فرهنگی بافق آمده است ؟ و چندین مورد دیگر از این دست که در نگاه نویسنده نه تنها از حقوق حقه بافق و بافقی ها بر سنگ آهن و چغارت بوده است و حتی می بایست بهتر و بیشتر از این نیز برای انجام آن برنامه ریزی داشت ولی در این لحظه و در حال حاضر چطور و چگونه؟؟؟
اعتقاد نویسنده بر اینست که سنگ آهن و چغارت با همه نیک اندیشی هایش از جهاتی نیز بلای جان جوانان بافقی و کار آفرین جویای کار شده است که درس و مشق و تلاش و انگیزه مضاعف را از آنان گرفته است و آنرا در مواردی بیهوده می انگارند و تنها در صدد یافتن راهی هستند که فقط به سنگ آهن و انتظامات آن ختم می شود.
براستی ما را چه شده است که طاقت و توان تحمل و درک یکدیگر را از دست داده ایم فقط به این دلیل که حقوق سنگ آهن یک ماه بیشتر یا کمتر ؛ دیرتر یا زودتر از موعد معمول پرداخت شده است با این نمود و نشانه که سری به بانک ها بزنید و آه و ناله چک های برگشت خورده ببینید !!! و آنوقت
استکه طاقت از کف داده و دست به افشاگری های زده میشود که قطعا و مسلما میشود که در همان حوزه اداری و سیستم کارمندی سنگ آهن رفع و رجوعش نمود.
سهام ترجیحی ؛ شرکت تعاونی مسکن ؛ شرکت تعاونی مصرف و هر مورد دیگری از این دست در ردیف حقوق و مزایای کار و فیش حقوقی کارکنان هیچ اداره و سازمانی نیست که شرکت سنگ آهن موظف به انجام و پرداخت برج تا برج آن باشد هر چند دوستانی که از این پله ها بالا رفته اند می بایست لااقل جوانمرد باشند و واقع بین که نه تنها پیشرفت شخصی و اداری آنها از همین باب بوده است و اگر نبود سنگ آهن و چغارت دیگر نه آرمانی بود و نه بابلسری و چابکسری. هرچند نباید از حق گذشت که بافق و جوان بافقی لیاقت و شایستگی بیشتر از این موارد نیز داشته و دارد و باید هم که برای رسیدن به اوج تلاش نمود و مسیر را برای رشد همگانی هموار نمود.
مخلص کلام اینکه
حاج جواد عسکری نیز مانند همه ی مدیران و مسئولان انسانست و ممکن الخطا و بدون شک نیز می تواند و می باید که بهتر از این نیز باشد و مدیریت نماید.
لیکن در این شرایط با این اوضاع و احوال خواسته و ناخواسته و هجمه ی گفتاری و شنیداری آیا سزاوار است کسی را تنها بگذاریم که به گفته زاده رحمانی سرپرست فرمانداری بافق ؛ مدیری یکه و تنهاست.
حاج جواد عسکری فقط در یک مورد می بایست حقوق و مزایای 5600 کارمند و کارگر و مهندس و کارشناسی را پرداخت کند که در آخر هر ماه فقط از چشم او می بینند و دست در جیب سنگ آهن می کنند.
بیائید کمی انصاف داشته باشیم و نگذاریم که همسایه هایمان از بحث های داخل خانواده ما خبر دار شوند. همان هاییکه با سرمایه سنگ چغارت و با اسم نزدیکی به چغارت بافق کارخانجاتی را ساخته و پرداخته اند که در اصل و اساس تامین خوراک و تهیه ماده اولیه اش از چغارت و سنگ آهن من و شماست. و در پایان فقط به رئوس چند نکته از باب سوختن دل و دلسوزی یک نیمه آگاه به مسائل شهر و چغارت اشاره میشود امید آنکه مقبول افتد و در نظر بزرگان آید.
1- مدیر عامل و مجموعه کادر مدیریت سنگ آهن با شناخت کامل و درک بی پولی کارکنان همچون ابتدای دوران مدیرعاملی بیشتر و بهتر به جمع کارکنان و نشست های کارگری وارد شوند و هرازگاهی صبحانه کاریشان با نان و پنیر خشکیده کارگران صرف نمایند.
2- ارتباط عمومی و چهره به چهره و راه بیان آن را باز نمایند و کاغذی را به همان اسم نشریه داخلی آهن در اختیار کارکنان سنگ آهن بگذارند تا هم خود را آیینه ببینند و هم همکاران و دوستانشان را در کاغذهایی ببینند که به اسم آنهاست و برای آنها
3- اینک که قریب به چهار سال از آمدن مدیرعامل میگذرد به انتظارات عمومی کارگران و کارکنان پاسخ دهند هرچند اگر این انتظارات در راستای پالایش و تصفیه تیم مدیریتی سنگ آهن و چغارت باشد و همکاران سطوح بالا را نیز ملزم به شفافیت در ارائه مطالبات عمومی نمایید.
4- باوجود تلاش مستمر مدیرعامل و تیم همراه ایشان بنظر میرسد سعه صدر برای پذیرش انتقادات دلسوزانه با پشتوانه تجربه و دانش همکاران غیرهمنظر و نه غیرهمراه شایسته و بایسته است تا زمینه فعالیت بخشی از مشاوران محدودتر و در سایر بخشها متمرکز گردد.
5- در جهت ساماندهی به نظرات کارگران و مشارکت آنها در سرنوشت خویش و سنگ آهن و شهر و دیارشان با هم آهنگی و همراهی عملی و آینده نگری خاص خویش با قانونگذار و نماینده بومی مجلس شورای اسلامی در شهرمان به ایجاد بستر لازم جهت وفای به عهد ایشان بعنوان نماینده کارگران سنگ آهن چغارت در حوادث سال 93 و صورتجلسه معروف همت لازم و کافی را بعمل آورید تا زمینه برخورداری کارگران زحمتکش را از یکی از حقوق خویش تحت عنوان تشکل های کارگری فراهم نمایید.
و اینک در پایان عمر سنگی چغارت و نه سنگ آهن مرکزی ایران – بافق ما مانده ایم با یک گودال خالی آبدار به اسم چغارت و آنهاییکه بومی اند می خواهند برایمان کارخانه های جایگزین و جوار معدنی بسازند و ما با گفته ها و و نقل قول کردن های بی حد و حصرمان از کاهی کوهی میسازیم و بر پشتوانه تلاش وهمدلی و وحدت خویش همچون حلاجان چوب دوسر طلایی میزنیم سهوا یا عمدا و خدا کند تا پس از گذاشتن و گذشتن از مسئولیت فرزندان بومی و بافقی خویش از آنان فقط در گفتار و زبان ؛ سردار سازندگی و مرد عمل نسازیم .
احمد برزگری بافقی

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
بافقی چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

من هم شخصا بانویسنده موافقم باید همشهریمان را تنهانگذاریم ودرکنارشان باشیم ومنصفانه فکرکنیم

کارمند چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۲:۳۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

حکایت اون ضرب المثله که میگه کنار گود نشستی ، میگی لنگش کن
حالا جناب آقای برزگری ظاهرا شما از اوضاع و احوال شرکت سنگ آهن خبر نداری که طرفدار ایشون شدی. بیا داخل شرکت ببین چه خبره ؟تبعیض،باند بازی،باج خواهی و …

حقگو چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۴:۴۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای برزگری شما کارمند دانشگاه ازادی خودتان خوب و از نزدیک شاهد کار بودید قبل و بعد از اقای مهندس جواد تشکری را مقایسه کنید تخم تفرقه در دانشگاه انداتند عده ای تا خود به به پستی برسند نتیجه اش چه شد جز اینکه دودش چشم کارمندان دانشگاه را گرفت دانشگاهی که رویه پیشرفت گرفته بود و زبانزد خاص و عام شده بود چه شد؟
سنگ اهن بافق هم همین رویه پیش گرفته است دودش به چشم ما و فرزندانمان خواهد رفت
در ضمن زمان دکتر یاراحمدی که خدا حافظشان باشد برنامه خرید از بازاریان بافق طرح ریزی شد و…

بافقی چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۵:۳۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

از لحن آقای برزگری در نوشتارشان معلوم است کاری دست مدیر سنگ آهن دارن

احمد چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۸:۳۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خدا رحمت کند مرحوم مهندس دهستانی را که باعث افتخار بافق و بافقی شد انچه را که امروز در بافق می بینیم همه به همت ودید وسیع او بود بافق هرگز مدیری به این قدرتمند را نخواهد دید اوهیچگاه مالیات پرداخت نمی کرد واگر هم پرداخت می کرد خیلی کم بود اوطر ح های مختلفی را تعریف می کرد ومالیات ها را انجا خرج می کرد اونه تنها افتخار بافق بلکه افتخار استان یزد بود ایشان طرح توسعه چغارت را راه انداخت واکلومره وگندله را پیگیری کرد همیشه می گفت شرکت خصوصی می شود وما باید بیشترین استفاده راز طرح ها وپروزه ها ببریم وباعث افزایش اشتغال زائی بشویم در زمان ایشان در حدود ششصد نفر نیروی جدید به شرکت اضافه شد واما حالا اقای عسکری ودیگر دوستانی که توسط ایشان روی کار امدند چه کردند ایا توانستند حتی یک طرح را به پایان برسانند یا فقط شعار دادند وبرای خصوصی شدن شرکت کمک کردند ایا حقوق ها چرا به موقع داده نمی شود چرا صندوق بازنشستگی به موقع حقوق نمی دهد ایا عسکری کاری را که بااعتصاب کنندگان کرد ایا دهستانی با پست و مقامی که قبلا داشت با پرسنلش کرد جای او در این موقعیت خیلی خالی است متا سفانه هیچکس از خوبی ها وکارائیهای ایشان حرف نمی زند وبرایش نمی نویسد روحش شادویادش همیشه گرامی باد

رضا چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۹:۰۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

به نظر من گل گفتی باید اگر همشهری اشتباه می کند یا بیراه می رود راهنمایی و اصلاح کنیم خیرخواهانه و نه اینکه هر کسی از راه رسید و هر عقده شخصی داشت، در مناقصه ای کنار گذاشته شد یا پستی که لیاقتش را نداشت نگرفته بود و … شروع کند به انتقاد بیجا و جو سازی علیه مدیران بومی
سنبل بسیار خوب مدیر غیر بومی جناب احمدیه بود که دیدید در دوران مدیریتشان تمامی طرحهایی که از زمان خدابیامرز دهستانی کلید خورده بود مسکوت ماند.

مدیر پنج شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۹:۵۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بابا حالا دیگه دست از سر مردم و جناح بازی بردارید.
عسکری هم خیلی گلی به سرمون نزد.
از هر انسان عاقلی بپرسید میگه همیشه تغییر خوب بوده و خواهد بود. افراد توانمندتر و کارامدتری هم برای مدیریت این مجموعه بزرگ وجود دارند.

علی جمعه ۱۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

متاسفانه اقای عسگری هیچ تجربه ومدیریتی بیرون از بافق نداشته وارتباط کاری ویا اشنائی با مسائل را با دیگر مسولین نداشته وفقط برای خصوصی کردن شرکت وباقی ماندن در پست ریاست هر چه را گفتند ودیکته کردند عمل کرده است

علمدار شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۵ - ۲:۵۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

به نظر بنده تمام کارکنان سنگ اهن به فکر حقوقهای عقب مانده شان هستند این حرفها برایشان اهمیتی نداره
جناب اقای عسکری هم بهتره برن استراحت گمونم زیادی خسته شده از پست مدیریت بهتره پستو به اهلش واگذار کنه

پیر دانای همدان یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۹:۱۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام و درود
بنده پیر که نه دستی در سنگ آهن داشته و دارم و نه پشیزی شخصی بهره بردم بسیار از کامنت های بالا و عزیزان پژمرده و تب غم کوشه دلم را گرفت .کجا بودید همانهایی که شعار عسکری عسکری سر میدادید.شربت و شیرینی پخش می کردید .و پارچه تبریک مدیر قبل از اعلام حکم اصلی که در آن زمان نشد, را در کوی و برزن می زدید .خوشا به غیرتتان چرا دیوار را به خاطر چندآجر خراب می کنید . علی جان می گوید اقای عسکری هیچ تجربه مدیریتی ندارد .جالبه .مدیر میگه :باید تغییر کنه ادم های کار امد تری هم هستن .بافقی : میگه احمد برزگری جیره خور شده و شاید سبیلش را چرب کرده اند یا در حال چرب سازی زاست .
ایا باور اینکه با تغییر یک مدیر قرار باشد همه چیز اصلاح و به نحو مطلوب صورت گیرد .امری باطل است .چرا که یک مدیر هر چند شاخه اصلی است اما معاونین مشاورین .مدیران زیر شاخه وووووووووو کادر تشکیلات همه و همه دست در دست هم یک مجموعه را اداره می کنند .حال دو ماه حقوق دیر شده اضافه کاری کم شده حق سفر دیر شده .مدیر نالایق شده .و به درد نخور.
واقعا اینه حمایت .حاشا و کلا .
هر چند من خودم از مخالفان و از کسانی بودم که با حضور جناب اقای عسکری در پست مدیریت این شرکت بزرگ همیشه مخالف بودم .نه اینکه ایشان کار امد نباشد .نه .فقط به لحاظ اینکه می دانستم با نیروی بومی کار کردن بسیار سخت است .و شاید افرادی کار امد تر نیز قطعا پیدا می شدند که این مجموعه را ادره کنند .علیهذا امروز مدیر کسی است که مجموعه را اداره می کند .هر کس باشد باید حمایت شود .امروز فرماندار ما اقای زاده رحمانی هستن باید حمایت بشوند .علارغم اینکه شاید ایشان از حزب و جناح من نباشد
و یا شاید شدیدا نیز با حضور ایشان مخالف باشم .اکنون ایشان فرمان شهر را دردست دارد .باید حمایت قاطع شود .هر چند به ذایقه من و شما خوش نیاید .
ولی همین شما هایی که امروز دم از بی لیاقتی می زنید .تنهاشاید تاکید می کنم شاید به خاطر قطع شدن مواجب اضافه است و ولا غیر .
و این واقعا بی انصافی است .در حق هر مدیری . 0 کمر——————— شکست از بی وفایی مردم کوفه 0

پیروز باشید .