سلام سینما ؛سلام بمبئی

دسته: عمومی
۳ دیدگاه
شنبه - ۱۶ بهمن ۱۳۹۵

سلام بمبئی ، سلام سینما سلام بمبئی ” را باید بعد از 37 سال، یک پدیده و نوآوری خواند و بر درایت و تیزهوشی نویسنده و کارگردان) قربان محمد پور( نسبت به استفاده از عناصر و مولفه های فراموش شده در سینمای امروز ایران، آفرین گفت.

ساخت چنین فیلمی چه با هدف نگاه به گیشه و چه با هدف ایجاد لحظاتی شاد و مفرح و در عین حال دراماتیک برای مردمی که غالب اوقات عزادارند، صورت گرفته باشد، قابل تحسین است.

در ” سالم بمبئی ” استاد در کلاس درس می گوید: “فراتر از خدمت به مردم، دین و آئینی وجود ندارد.” فیلم نیز که در این جهت حرکت می کند، قصد دارد با صداقت تمام، موقعیت هائی را خلق نماید که تماشاچی خسته از دروغگوئی عرفی شده در جامعه، را با خود همراه سازد.

” سالم بمبئی ” هم لحظات مفرح و شاد دارد و هم لحظات دراماتیک، که در این میان، صدای گریه برخی از افراد در سالن سینما در سایه موقعیت های دراماتیکی فیلم به وضوح قابل حس است.

فیلم دارای تصاویر و صحنه های ناب و رمانتیک بسیار دلنواز است.

بازی درخشان ” دیاا میارزا ” ساابهه خاوبی از وی در ایران برجای خواهد گذاشت و چه بسا پیشنهادات زیادی برای بازی او در سایر فیلم های ایرانی ارائه شود.

“سالم بمبئی ” نه گیشه که دل عوام و خواص را فتح کرده است. دوست خبرنگار اینجانب که در سینما کنار مان نشسته بود، می گفت: ” دیشب فیلم را دیدم، امروز مجددا برای تماشای آن آمده ام.”

این پدیده ای است که در ساال هاای اخیار کمتر شاهد آن بوده ایم. فیلم یک کارت پستال به معنی واقعی است. اگربه دنبال نوازش چشم و روح و روان خود و خانواده هستید، دیدن این فایلم توصیه می شود.

محمود نامی

 


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۸
برچسب ها:
دیدگاه ها
رضا شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۵ - ۱:۰۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

به محموی نامی که هنوز نام فیلم را نتوانسته درست بنویسد و متاسفم از مدیر بافق فردا مه مدعی فرهنگ ایرانی اسلامی است
سلام بمبئی نام فیلمی است که این روزها
کند.
در سینماهای اصفهان خودنمایی می
فیلمی که به ظاهر سینمایی است، اما در
باطن نه عاشقانه اســت و نه دراماتیک و
تنها به صرف ســتاره های موجود در آن
قابل تحمل شده است . در سینما الگوی
فیلمسازی، مهم ترین وجه تمایز در بین
درام های ارائه کننده داستان به مخاطب
اســت؛ اما الگویــی که محمدپــور برای
روایت داســتان های به ظاهر اجتماعی و
کند، نه سینمایی
اش روایت می
عاشقانه
اســت و نه دراماتیک . آنچه مردان درباره
زنان نمی داننــد ، مجرد چهل ســاله و
م بمبئی نشــانه چه الگویی
اکنون ســلا
در ســینمای قربان محمدپور اســت که
شود؟!
مخرب اندیشه ورزی مخاطب می
های مینیمالیستی و
متاسفانه هنوز جریان
کارانه ای که باعث می شود سینما
محافظه
هدفی برای اقتصاد، سیاســت و کنترل
فرهنگ اجتماعی شود، در سینمای ایران
خودنمایی می کند و چنین دیدی از منظر
سینمایی به معنای خداحافظی سینمای
های
واقعی بــا پرده های فولادی ســالن
سینمای ایران است .
عاشقانه‌
چرا‌
تریــن جنبــه روایت یک
جذاب
داستان در همه ابعاد دراماتیک آن، بخش
ای اســت که کارگردان ســعی
عاشــقانه
کند مخاطــب را در چنین شــرایطی
می
با دوگانگی احساســات روبــه رو کند، اما
متاســفانه در ســینمای ایران و در فیلم
م بمبئی چنین دیدگاهــی تبدیل
ســلا
ای برای پیشــبرد قصه ای
به دســتمایه
ورزی در میان
ضدفرهنگ و ضد اندیشــه
مخاطبان شده اســت. به عنوان مثال در
های ابتدایی آشنایی پسر
همان ســکانس
ایرانی و دختر هندی در مقام دانشــجوی
رشــته پزشــکی، مخاطــب بــه راحتی
متوجه می شــود که این فیلــم یک فیلم
بخش است. در صورتی
کننده و لذت
سرگرم
عــد رمانتیک روایت همــواره باید به
ُ
که ب
عنوان مکمل اصلی داســتان بــه بیننده
ارائه شــود تا قصه دچار پارادوکس روایی
نشود. البته در ژانرهای عاشقانه این غریزه
تواند به دستاورد دراماتیک در
رمانتیک می
فیلمنامه تبدیل شود؛ اما همواره کنش و
واکنش های شکل گرفته میان دو جنس
مخالف از جنس احساســات ضد غریزی
است، نه براساس غرایز معمول انسانی. در
«سلام بمبئی» ما شــاهد حضور بنیامین
ای که
بهادری و محمدرضا گلزار دو ستاره
اند،
به ظاهر در حوزه خود شــناخته شده
هستیم. استفاده ابزاری از اشخاص شناخته
شده و به خصوص نام گلزار را با رنگ قرمز
در بیلبوردهای تبلیغاتی به نمایش گذاشتن
یک پروپاگاندای مخصوص به ســینمای
اروتیک است که ما تنها در آثار غربی شاهد
آن هستیم. نه اینکه بخواهم انگ اروتیک به
چنین فیلم سرگرم کننده و غیرسینمایی
بزنم، بلکه همواره خواهان آن هســتم که
ســینمای ایران حداقل تفاوت های ذاتی
خود را در مقایسه با آثار غربی داشته باشد،
نه اینکه این معیارها را در زیرلایه های خود
به صورت خواسته یا ناخواسته به نمایش
بگذارد .

بافقی1 شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۵ - ۱:۱۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام یا سالم؟

من یکشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۵ - ۲:۰۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خیلی شلوغ بود
ای کاش ساعتش همون 18 بود نه 16