بافق و دهه فجرش

دسته: مقالات
۲۴ دیدگاه
یکشنبه - ۲۴ بهمن ۱۳۹۵

دهه مبارک فجر سال 95 هم آمد و رفت،مثل همه دهه های فجر سالهای قبل.
در این دهه فجر در همه ایران پروژه هایی افتتاح شد؛در شهر ما نیز هم.
در این دهه فجر در همه شهرهای ایران جشن و جُنگ های شاد برگزار شد؛ در شهر ما نیز هم.
در این دهه فجر در همه شهرهای ایران مسؤلین کشوری یا استانی برای لحظاتی خیلی رسمی بین مردم آمدند و با بریدن روبان یا سخنرانی یکطرفه خودی نشان دادند؛در شهر ما نیز هم.
در این دهه فجر احتمالا همه شهرها با پرچمهای سه رنگ جمهوری اسلامی ایران و چراغهای رنگی تزیین شده بود و شهر ما نیز هم.
اصلا حرکتهای مشابه گرامیداشت ایام الله دهه فجر در شهرهای مختلف ایران بسیار بود اما در بافق بعضی حرکتها یا عکس العملها کمی متفاوت برگزار شد.
برای مثال در بافق افتتاح پروژه هایی را داشتیم که بی هیچ حمایت دولت شروع و به پایان رسیده بود یا پروژه هایی که برای دومین یا چندمین بار افتتاح می شد یاپروژه هایی خیلی داخلی و مورد نیاز برای فعالیت خود آن مجموعه به اسم دهه فجر،اما پروژه ای مانند 15 کیلومتر ابتدایی جاده بافق – یزد که بعد از گذشت 3 و نیم سال تلاش دو فرماندار غیر بومی به سرانجام رسید بی هیچ افتتاحی به زیر بار ترافیک رفت که مشخص نشد آقایان واقعا از مردم شرمشان می شد که بگویند بعد از این همه وقت ،همه توانشان در کار عمرانی و اجرایی همین بوده و روبانی برایش نبریدند یا هنوز خجالت زده ارواح مردگانی هستند که به خاطر تعلل برخی از حضرات مسؤلین در انجام این امر مهم به دیار باقی شتافته اند و ترسیدند مورد نفرین اموات واقع شوند؟!!
در داستان پروژه ها از این مسئله می گذرم که نزدیک بود یک تقاطع غیر همسطح آن هم در بلوار کشاورز در لیست افتخارات مسؤلین محترم استان در بافق مستند شود و هر چه می گفتیم تقاطع غیر همسطحی جز چند روپوش روی جوی های آب در این بلوار نبوده و نیست قرار نبود به خرج کسانی برود که در این مدت برای بیشتر شهرها به عینه دیده بودند تقاطع غیر همسطح افتتاح شده و باورشان نمی شد بافق نداشته باشد.
و اما تفاوت جشنها و جُنگهای شهرما با دیگر شهرها از نظر کیفیت برای نگارنده قابل بحث نیست چرا که شخصا فقط فرصت دیدن یکی از جُنگهای برگزار شده در شهر خودم را داشتم و انصافا خیلی خوب بود و از همین جا به همه دوستان عزیزم در گروههای هنری خدا قوت و خسته نباشد می گویم .اما تفاوت برگزاری این جُنگها را در انعکاس مخربی می دانم که برخی از دوستان خبری برای یکی از این گروههای پرتلاش شهرستان دادند و به نظرم منصفانه نبود و مطمئنم این دوستان خبری با حرک نسنجیده شان خاطره خوبی از چهره خود و اطلاع رسانی شان در اذهان عموم مردم به جا نگذاشتند و چه بسا موجب شدند خستگی به تن این هنرمندان عزیز بماند.
در خصوص حضور مسؤلین محترم استانی و کشوری، بازار رفت و آمد شخصیتهای مطرح در بافق داغ بود که این نشان از توانمندی مسؤلین شهرستان اعم از امام جمعه و فرماندار محترم و دیگر دعوت کنندگان و برگزار کنندگان مراسمی بود که شخصیتهای استانی و کشوری برایش دعوت شده بودند، اما در این خصوص سربسته می گویم شائبه هایی که درباره مکانهای تعیین شده برای برگزاری مراسم مختلف که به خاطرش مسؤلین محترم دعوت شده بودند و بوی اختلاف می داد،نه زیبنده مسؤلین محترم ماست نه شهرستان؛ چرا که اینگونه مسائل جزئی دقیقا دارد اتحاد ، وحدت و همدلی ای را نشانه می رود که مسلما جز ضرر برای شهرستان چیزی بدنبال نخواهد داشت و چه بسا دو به هم زنی های ایجاد شده دسیسه ای باشد از سوی کسانی که بیرون از بافق نشسته اند و چشم دیدن آبادانی شهرمان در سایه وفاق و همدلی را ندارند.
بد نیست حالا که فرماندار عزیزمان هم دستی به قلم برده اند و در نوشته کوتاهی با این عنوان که «رویداد بزرگی که از چشم خیلی ها دور ماند» گلایه کرده اند که حضور شخصیتهای بزرگ در بافق دیده نشده به ایشان یادآوری کنم که ثمره حضور شخصیتهای مختلف باید برای مردم ملموس باشد یعنی مثل خیلی سالها پیش همچنان قدومشان پربرکت باشد و به همراهشان آبادانی ای بیاید، آن هم برای شهرستان نه مانند دهه اخیر که بیشتر این آمدن و رفتن ها پربرکت بوده برای همه جا بجز بافق، مثلا بابرکت بوده برای صندوق بازنشستگان فولاد کشور و امثالهم .
درباره آذین بندی شهرمان بافق به نظرم جا دارد از شهرداری شهرمان که چند سالی است در این زمینه سنگ تمام می گذارد تشکر شود اما چقدر خوب بود اینگونه آذین بندی علاوه بر سازمانها و ارگانها توسط خود مردم انجام می شد و مسلما این موضوع محقق نمی شود مگر در سایه رضایتمندی ولی نعمتان جامعه از عملکرد مسؤلین.
چند جمله ای هم درباره بهترینها در گرامیداشت ایام الله دهه فجر دارم که اگر خدا بخواهد در یادداشت بعدی خواهم نگاشت.
محمد علی قاسم زاده


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۶
برچسب ها:
دیدگاه ها
فتاحی قلعه ای یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بافق خبر سایتی …، ا…، …، …، الت دست، ابزار سیاسیون، ازبین برنده منافع شهرو هرچی لایقشه می باشد.

    آنتی سیاست یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۱:۳۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    شما همون اطلاعاتیه نیستی
    یا نکنه داروغه ای :)))))))

محمد رضا کارگران یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب اقای زاده رحمان انصافا فرماندار جسوری می باشد. حساب ایشان از بقیه جداست

محمود یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب قاسمزاده عزیز
مواردی که مطرح فرمودید متاسفانه بی توجهی های فراوان عین واقعیت است ولی خوشبختانه اینبار نماینده ای داریم که داد ما را در مجلس خواهد زد.گهگاهی روز 6 اردیبهشت سال نودرا به مسولان عالی رتبه کشور و استان یادآوری کنند بد نیست. شاید روزگاری دوباره مانند آتش زیر خاکستر فوران خواهد شد

فتوحی یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بافق خبر را معلوم نی کی هدایت میکنه که همیشه در فکر …می باشد و ادعای بصیرت هم دارد. بیچاره کسی که اینجوری ….

بافقی یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای قاسمزاده سربسته صحبت نکنید پروژه هایی را داشتیم که بی هیچ حمایت دولت شروع و به پایان رسیده بود یا پروژه هایی که برای دومین یا چندمین بار افتتاح می شد یاپروژه هایی خیلی داخلی و مورد نیاز برای فعالیت خود آن مجموعه به اسم دهه فجر
یعنی چه، قشنگ رک بگویید که مردم وقتی خبر را میخونند بتوانند تحلیل کند که شما درست میگویید یا اونها .هر چند میدونیم اینکارها در هر دولتی بوده و شما خبر نگار هستید چرا میبینید و نصفه و نیمه درج میکنید حتما شما هم سیاست زده شده اید.

بافقی یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای قاسمزاده چند بار از بافق خبر و هیئت بازبینی در خصوص جشن ها پرسیدید چه اتفاقی افتاده؟
کمی عجله کردید؟

یکی بود یکی نبود یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۱:۳۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

” اما تفاوت برگزاری این جُنگها را در انعکاس مخربی می دانم که برخی از دوستان خبری برای یکی از این گروههای پرتلاش شهرستان دادند و به نظرم منصفانه نبود و مطمئنم این دوستان خبری با حرک نسنجیده شان خاطره خوبی از چهره خود و اطلاع رسانی شان در اذهان عموم مردم به جا نگذاشتند و چه بسا موجب شدند خستگی به تن این هنرمندان عزیز بماند”
اما برادر قاسمزاده که یک طرفه به قاضی رفته به خود نگفته دلیل این مطلب چه بوده
تنها از چند نفری مطلبی شنیده و عمل کرده
برادر شما نشان دادید در موارد شنیع مذهبی و عقیدتی در شهر جز وسط لحاف خوابیدن کار دیگری بلد نیستید

امیرحسین کارگران یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۱:۳۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

قاسمزاده بد جور آلت دست شدی
بدجور
متاسفم

چرا؟؟؟؟؟ یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۱:۴۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

چرا به همه حمله میکنین ولی یک کلمه درباره عملکرد صباغیان نمی نویسین
تو این 9 ماه گذشته چه گلی بر سر مردم بافق زدن
جز تغییر هیئت امنای امامزاده و انداختن دعوا بین مسئولین و دهن کجی به امام جمعه
جز کوبیدن دولت به خاطر پوشیدن ضعف های رفیق گلتون

    مهدی یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۴:۱۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    آخه تغییر هیئت امنای امامزاده چه ربطی به صباغیان داره ? معلومه از این تغییر ضرری به شما رسیده , در ضمن این دولت نیازی به کوبوندن نداره میگی نه یه نظر خواهی از مردم بکن

    ناشناس یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۴:۳۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    معلومه تغییر و تحول در امامزاده خیلی اذیتتون کرده و شاید ذینفع بودی و مخالف صباغیان که اکثریت بهش رأی دادن ,آخه مؤمن , امامزاده چه ربطی به صباغیان داره ? صباغیان خیلی هنر کنه مسائل مربوط به کار خودش را پیگیری میکنه , از اختلاف افکنی چی دستش میاد , فکر کنم بزرگان باید بزرگی کنن و دامت نزنن

      ناظر یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۷:۱۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

      درد اینه که یکی از همین به اصطلاح بزرگا کار را شروع کرده!!

        ناشناس دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۷:۵۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

        موضوع از آنجا شروع شد که پسر یکی از آقایان معرفی شد برای مدیر اوقاف و مدیراجرائی امامزاده و استان زیر بار این تدبیر نرفت . حالا آقایان بدشان آمده و با هئیت امنا درگیر شدن تا دق دلشون را خالی کنن

مهدی یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۳:۵۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای قاسم زاده از شما انتظار دیگری داشتیم…
همیشه فکر می کردم با تفکر و تامل مطلب می نویسید…
ببینید موضوع بحث جشن چه بوده، بعد اظهار نظر کنید

ناشناس یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۴:۲۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بابا اگه جواب منطقی دارید پاسخ بدین , این که شروع کنید تهمت زدن چی حل میشه ? فکر میکنید اونی که میخونه نمیفهمه ? با این حرفها فقط خودتون را نشون میدید تا حالا معلوم شد حرفی برا گفتن ندارید والسلام

محمد علی فلاح یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۴:۵۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای قاسمزاده نمیدانم چه شد که به رسانه هایی که مسئولان را به چالش می‌کشند حمله کردید ولی فکر کنم تحت تاثیر هوچی بازیهای گروه مسله دار قرار گرفتید میتوانستید پیشنهاد بدهید همه چیز در چارچوب قانون پیگیری شود
اینگونه پشت صباغیان را هم خالی میکنید و به نفع شهر نیست چرا که میوه اش را ابن الوقتها خواهند چید

    قانون!! یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۷:۲۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    بهتر بود این پیشنهادپیگیری در چارچوب قانون را به دوستانتان می دادید کهکار را می کشانند به رسانه!

گمنام یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۸:۳۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بافق خبر همه میشناسند نیازی به معرفی ندارد…..

خواننده نوشته های قاسم زاده یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۱:۵۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

چرا صباغیان از روحانی انتقاد نمی کند ؟
در چند ماه گذشته حوادث عجیب و غریب بسیاری اتفاق افتاد که پیرامون همه ی آنها شایعات بسیاری به وجود آمد . سه حادثه ی مهمی که می توان از آنها نام برد حادثه ی برخورد دو قطار ، حادثه ی درگذشت هاشمی و حادثه ی ریزش پلاسکو بود . به هیچکدام از شایعاتی هم که پیرامون این حوادث اتفاق افتاد پاسخ قانع کننده ای داده نشد . اما به طور عجیبی دو حادثه از این سه حادثه به نفع دولت روحانی بود و یک حادثه به ضررش . حادثه ی برخورد دو قطار به زیان دولت روحانی بود زیرا که عباس آخوندی-وزیر راه و شهرسازی -را زیرسوال می برد و حتی زمزمه های استیضاح او نیز بلند شده بود.دو حادثه ی بعدی به سود روحانی تمام شد . با درگذشت هاشمی روحانی از زیر چتر او بیرون آمد و ازادی عمل پیدا کرد . فراموش نمی کنیم که هاشمی بارها گفته بود که روحانی تنها 5 درصد رای داشت و حمایت من از روحانی باعث شد تا او رئیس جمهور شود . خبرگزاریها و روزنامه های منتسب به هاشمی نیز همواره روحانی را به دلایل اقتصادی و کارگری مورد حمله قرار می دادند و همه ی این موارد نشان می داد که روحانی چندان با هاشمی همراستا نیست . طبیعی نیز بود زیرا که روحانیت پس از رد صلاحیت هاشمی روحانی را بر روی کار آورد تا به یک توافق برد-برد با آمریکا دست یابد . دلیل حذف هاشمی نیز روشن بود . روحانیت چندان به هاشمی اعتماد نداشت و این احتمال را می داد که هاشمی تمام مزیتهای ناشی از توافق برد برد را برای خود بردارد و یک تنه با آمریکا به یک سازش کامل برد .اختلاف هاشمی با روحانی در زندانی شدن مهدی هاشمی نمود علنی داشت زیرا که روحانی با وجود اینکه از دستش می آمد حاضر نشد از مهدی هاشمی حمایت کند . شاید بگویید که نمی توانست کاری بکند . اما اگر نوع حمایت روحانی از حسین فریدون را لحاظ کنید متوجه می شوید که روحانی به راحتی می توانست مهدی هاشمی را خلاص کند همانطور که برادرش را نجات داد(رجوع کنید به توئیت تهدید آمیز حسام الدین آشنا که پس از آن پرونده حسین فریدون دود شد رفت هوا). پس از مرگ هاشمی جریانهای منتسب به او یتیم شدند و برای باقی ماندن در فضای سیاسی ایران چاره ای ندارند تا زیر بلیط روحانی بروند . این نیز یک مزیت بزرگ برای اوست . در حادثه ی پلاسکو نیز قالیباف به عنوان مهمترین رقیب انتخاباتی روحانی لطماتی زیادی خورد و عملکرد او در مدیریت شهری زیر سوال رفت.از سوی دیگر اگر به توئیت تهدید آمیز حسام الدین اشنا نگاهی بیندازیم متوجه می شویم آن ساختمان فرسوده نماد ساختار سیاسی ایران بود و ریزش آن شبیه سازی تهدیدی بود که تمام بخش های ساختار سیاسی ایران-به جز روحانی -و حتی قدرتهای خارجی را هدف قرار می داد و از آنها می خواست عقب نشینی کنند و قدرت روحانی را بپذیرند . اگر سه حادثه ی مذکور را در کنار هم قرار دهیم متوجه می شویم دو حادثه ی بعدی در جواب حادثه ی اولی بود .
هر چند سازش برد برد با آمریکا در تابستان 93 شکست خورد و به نتیجه نرسید اما ساختار سیاسی ایران چاره ای جز ادامه دادن به آن سیاست ندارد و تنها فردی که قادر است آن سازش را به نتیجه برساند حسن روحانی است . از سوی دیگر وارد کردن افراد جدید برای تقویت تیم سازش و یا تعویض آن باعث سهم خواهی بیشتر و سخت تر شدن نیل به سازش مذکور می شود . از سوی دیگر ارتباط روحانی با مذاکره کنندگان آمریکایی در طی این سالها یک ارتباطات جهانی برای او فراهم کرده است . در اطراف حسن روحانی مشاورانی چون مسعود نیلی و سریع القلم قرار دارند که ارتباطات گسترده ای با سرمایه داری جهانی دارند و می توانند این سازش برد برد را که موافق خواست سرمایه داری جهانی-به خصوص ساختار سیاسی آمریکا و اتحادیه اروپا-ست را به سرانجام برسانند . از طرف دیگر در جریان مذاکرات اتمی چمدانهای مملو از دلار از سوی تیم اوباما و از طریق هواپیما و خارج از مبادی اصلی و بدون حساب کتاب به دست تیم روحانی رسید و همین امر باعث شده است که تیم روحانی از جهت منابع مالی نیز تامین باشد . همه این موارد باعث می شود که حسن روحانی مبدل به قدرتمند ترین فرد عرصه ی سیاست ایران شود و امروز حسن روحانی مرد شماره یک عرصه سیاست ایران خواهد بود . این قدرت چنان اعتماد به نفسی به روحانی داده است که عباس آخوندی صراحتا گفت که ما باید لیبرالیسم را در ایران پیدا کنیم . پس از انقلاب بازرگان -مهره آمریکا-معروف به لیبرال بود و حذف او تحریمهایی را از سوی آمریکا در پی داشت و تمام دعوای آمریکا در این سالها با ساختار سیاسی ایران نیز بر سر بازگرداندن نیروهایش بود و در اینجا عباس آخوندی بدون پرده پوشی می گوید که ما باید با آمریکا به سازش کامل برسیم . در میان شاید تصور گردد که انتخاب ترامپ می تواند خللی در سازش برد برد ایجاد کند اما این یک تصور باطل است زیرا که در ساختار سیاسی آمریکا رئیس جمهور از سوی مافیای قدرت قابل کنترل است و حتی اگر نتوانند ترامپ را کنترل کنند ، وظیفه ی هویج دادن به ساختار سیاسی ایران را به اتحادیه اروپا واگذار می کنند (همانطور که روزهای اخیر نخست وزیر سوئد به ایران آمد) و ترامپ نیز خود به خود نقش چماق را بازی خواهد کرد و در روند سازش برد برد خللی ایجاد نخواهد نمود .
پس با این اوصاف با قاطعیت می توان گفت که روحانی مجددا رئیس جمهور بعدی ایران می شود و سایر گروههای سیاسی قادر نخواهند بود در مقابل او قرار بگیرند . رئیس جمهور شدن مجدد او ریشه در قدرت او دارد .
در این شرایط طبیعی است که روحانی ترسی از وضعیت اقتصادی نداشته باشد و نگرانی از این وضعیت حس نکند زیرا می داند که پشتیابانان گردن کلفتی دارد .
این نیز طبیعی است که جناب صباغیان انتقادی نسبت به دولت نداشته باشد زیرا او نیز می خواهد در همین ساختار سیاسی پست به دست آورد و باید با مرد شماره یک عرصه ی سیاست و قدرت ایران همراهی کند .
توئیت حسام الدین آشنا :
_در ساختمان‌های کهنه و سست از بازی با آتش خودداری کنید؛ چرا که ممکن است یک ساختمان ٥٠ ساله در چند ساعت فرو بریزد.
‌_مراقب جرقه‌ها باشید؛ ممکن است مواد اشتعال‌زا تلاش آتش‌نشانان را بی‌اثر کند.
‌_فقط آسیاب به نوبت نیست؛ ممکن است آتش هم به نوبت باشد.
‌_درست است که برخی آتش به اختیار شده‌اند؛ اما آتش همیشه به اختیار آتش‌افروزان باقی نمی‌ماند.
‌_به مالکان و ساکنان ساختمان‌های با نمای شیشه‌ای توصیه می‌شود از سنگ‌پرانی به دیگران خودداری کنند.
‌_ساختمان‌ها و ساختارها همیشه به صورت عمودی و در خود فرو نمی‌ریزد؛ گاهی به ساختمان‌های مجاور هم خسارات جدی وارد می‌شود.

مردم دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۸:۴۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

باعث تاسفه اداره کل اوقاف بدون در نظر گرفتن نظر بزرگان شهر هیات امنا برای امامزاده انتخاب میکند و سرپرستی می گمارد که در شهر حضور ندارد . معنی این کار جز دهن کجی به مردم و بزرگان شهر نیست. از ماست که بر ماست

مهدی دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۴:۳۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دفعات قبل که از بزرگان پرسیده بودن چی از آب در اومد….؟!!!!

محمود چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ - ۷:۴۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

درجواب نظر 13:احسنت که از همه چیز و همه جا مطلعید و مسایل ریزو درشت را موشکافی می کنیدولی گله ای از شما دارم یا خواب تشریف دارید یاخودتان را بخواب زده اید مگه سخنرانیهای آتشین و قاطعانه نماینده محترم در سوالات و انتقادات مختلف از رییس جمهور و وزرا ندیده اید و یا نشنیده اید .بنظر اکثریت قاطع مردم حوزه انتخابیه ایشان پیگیری مشکلات حوزه انتخابیه با چاشنی انتقاد از مسولین دولتی و شخص رییس جمهور را علیرغم گستردگی حوزه انتخابیه تاکنون در دستور کار خود قرارداده و اتفاقا روی صحبت ایشان بیشتر با شخص روحانی و وزار بوده .اگه نیازی هست من هم فایلهای صوتی و فیلمهای موجود را برایتان بفرستم تا اگر واقعا دلسوزانه انتقاد میکنید با دید باز و اطلاعات جامع مسائل را رصد فرمائید هرچند خوابیده را میتوان بیدار کرد ولی کسی که خود را به خواب زده هرگز.نمونه اش جمله اشک کباب باعث طغیان آتش را بخاطر بیاورید که گله ای بود از روحانی و سیستم دیپلماسی خارجی ایران که نباید در مقابل نقض برجام کوتاه بیایند دولتیون.

فاطمه فتاحی بافقی پنج شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

همینکه می بینم دوستان اصلاح طلب و اصولگرای در سایت مستقلی مثل بافق فردا کنار هم کار می کنند باعث افتخار و موفقیته