دایه های دلسوزتر از مادر برای بافق

دسته: مقالات
۵ دیدگاه
دوشنبه - ۹ اسفند ۱۳۹۵

توصیه های یک بافقی به مسئولین استانی و کشوری:

هنوز مدت زمان زیادی از ایام الله مبارک دهه فجر نگذشته و آثار افتتاح ها و کلنگ زنی ها در گوشه و کنار استان مشاهده می شود.آثار خاطرات  باقی مانده از این ایام ارزشمند وپر از پرشور و هیجان استقلال وعدالتخواهی در سایه جمهوری اسلامی و هشت سال دفاع مقدس پس از آن انگیزه ای می شود برای شکستن سکوت و بیان حقایقی که جای تامل دارد.

اصل موضوع این است که به نظر می رسد، با  همه تلاش مسئولین شهرستانی وخوشبینی های موجود، دست هایی در پشت پرده مانع توسعه شهرستان  بافق شده یا حداقل در مسیر توسعه شهرستان سنگ اندازی می شود.شنیده میشودبه جای تلاش برای تصویب پروژه های صنعتی ،معدنی ،ریلی ،… و تسهیل و تسریع در به ثمر رسیدن کارخانجات و صنایع در دست اقدام همواره بر طبل مشکلات ناشی از وجود این صنایع و معادن در سطح شهرستان کوبیده میشود وهمواره مشکلات اجتماعی و سلامتی ناشی از توسعه صنایع در این شهرستان ،بزرگ و بزرگتر جلوه داده میشود. معلوم نیست این دایه های دلسوز تر از مادر کجایند تا کمی هم برای همسایه ما که آلودگی محیط زیستی ناشی از انبوه کارخانجات وصنایعی که در چند سال اخیر راه اندازی و اخیرا کارخانه عظیم الکترودآن افتتاح شده دلسوزی نموده وتعدادی از آن صنایع را که مواد اولیه آن هم موجود میباشد به این شهرستان منتقل نماید.

جای تقدیر وتشکر دارد که اخیرابرای شهرستان بافق طرح های گردشگری،کویر نوردی،اکوتوریسم پیشنهاد می شود واهمیت باغات سنتی آن بیشتر از معادن مطرح می شود لیکن پروژه های بزرگ صنعتی و معدنی که چندین هزار شغل ایجاد می کند در نقاط دیگر استان ما تصویب و اجرا می شود.گویا فقط جوانان بافقی باید در آینده در مشاغل خانگی،صنایع دستی ومیراث فرهنگی وکارگاه های سنتی،مزارع کشاورزی کارکنند تا محیط زیست را آلوده نکنند ،در غیر اینصورت به شهرهای صنعتی دیگر مهاجرت کنند.

هرچند پرداختن صادقانه به این موضوع جای تقدیر دارد اما چگونه می توان جمعیت جوان آینده شهر بافق را که در حال حاضر بالاترین رشد و باروری را در سطح استان داردبا اینگونه امور به کار مشغول نمود.با مروری به گذشته  کشور های صنعتی و توسعه یافته در می یابیم همه و همه این مسیر را طی نموده و ضمن دارا بودن صنایع عظیم و کارخانجات تبدیل مواد خام موجود خود به ارزش افزوده ،به  مرور زمان هم مردم خود را به رفاه رسانده و هم کارخانجات و صنایع خود را در مسیر کاهش مخاطرات جانبی ارتقاء داده اند.

امروز در مباحث توسعه،طرح توسعه پایدار و HSE مطرح است که می تواند به موازات توسعه صنایع و معادن و ایجاد مشاغل گوناگون و درآمد مکفی برای افراد جامعه ،سلامتی و رفاه را هم برای آنان فراهم نماید.

با نگاهی به گذشته و حال بزرگترین مجتمع معدنی این شهرستان مشاهده می شود این شرکت  به همراه افزایش تولید و ایجاد اشتغال برای شهروندان چندین لوح تقدیر به عنوان صنعت برتر در حفظ محیط زیست دریافت نموده است.هرچندبا کنترل برداشت بی رویه کنونی میشودعلاوه بر ارتقاء رعایت نکات ایمنی و بهداشتی برای سلامت کارکنان و همشهریان از یک طرف ،فرصت کافی برای جایگزینی کارخانجات فراوری و مجاور معدنی ،آینده ای زیباتر متصور واز ایجاد تشویش دراذهان مردم  برای آینده کاری فرزندان خود کاست .

توسعه راه های منتهی به شهرستان،دایرنمودن کارگاه های کوچک خانگی و سنتی،کلنگ زنی باغات سنتی در ایام الله دهه مبارک فجر جای تبریک دارد لیکن برای رفع نیاز های آینده این شهرستان توسعه صنعت و معدن و احداث کارخانجات جوار ریلی و فراوری محصولات معدنی از اولویت بالایی برخوردار مبباشدمی باشد و گرنه در مقایسه با سایر شهرستان ها از قافله توسعه عقب می مانیم.

کارشناسان بهداشتی که خود داعیه اولویت سلامت در تمام بخش ها را دارند بحث اقتصاد در سلامت را نیز مطرح می نمایندو هزینه های سلامت را در اولویت هزینه های سبد خانوار قرار می دهند ومعتقدند با برخورداری از اقتصادی پایدار و درآمد و معیشتی مطمئن می توان هزینه های سلامت در بخش پیشگیری و درمان را تامین نمودو گرنه چگونه میتوان تصور نمودجامعه و خانواده ای که در تنگنای تامین هزینه های جاری خانواده مانده است در وضعیت سلامت جسمی و روان خوبی بسر برد . لذا پیشنهاد می شود مسئولان محترم شهرستان واستان ضمن پیگیری احداث وراه اندازی پروژه های صنعتی و توسعه ای شهرستان از تجربه و تخصص کارشناسان بخش سلامت و محیط زیست نیز استفاده نمایند تاا انشاالله در آینده شاهد توسعه شهرستان با مردمی مرفه و سالم باشیم.

بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۶
برچسب ها:
دیدگاه ها
حاجی فدائیه دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵ - ۱:۰۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

احسنت واقعاکه عمق فاجعه راعنوان کردید.دایه های دلسوزترازمادربافق رابه ناکجاآبادی خواهندکشادکه چوبش رابچه های معصوم مابافقیهانوش جان میکنن.بقول شماماراسرگرم حواشی کردندتانهایت استفاده روببرند.خون مامردم بافق ازارزش خون بودن افتاده امان ازذره تفکر…

گوسفند تحلیلگر دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵ - ۴:۵۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

تمدن ایرانی از هر سو در بن بست کامل به سر می برد . به گونه ای که حتی بدون دید دائی جان ناپلئون هم می توان رگه هایی از دسیسه ی و توطئه ی جهانی را در بروز این بن بست دید . مثلا:
از لحاظ اقتصادی : از زمان رفسنجانی به این طرف اقتصاد ما وارداتی شده است . به گونه ای که در اکثر زمینه ها محتاج به واردات هستیم.درصد بیکاری بالاست.اکثر صنایع بزرگ و بانکها ورشکست شده اند و … .
از لحاظ اجتماعی : مردم به جان هم انداخته شده اند به گونه ای که به گفته ی بعضی از مسئولان رسمی نزدیک به 15 میلیون پرونده قضایی در دستگاه قضا وجود دارد.صدها هزار نفر زندانی اند.میلیونها نفر معتادند . از فحشا و فقر که دیگر نگو و نپرس و … .
از لحاظ محیط زیست : اکثر رودخانه ها و دریاچه های معروف کشور یا خشک شده اند و یا در حال خشک شدن هستند.سفره های آب زیرزمینی نابود شده است و در پی آن خاک سست ، به گونه ای که با وزش اندک بادی گرد و خاک همه جا را برمی دارد .
ساختار سیاسی : حسام الدین آشنا -معاون رئیس جمهور-در توئیتی این ساختار را به خوبی توصیف کرد . مانند ساختمانی فرسوده که هز آن در حال ریزش است . ساختمانی که از سال 42 پایه هایش ریخته شده و مانند پلاسکو قریب به 50 سال دارد . مطمئنا از این ساختار نمی توان انتظار داشت ما را از بن بست تمدنی خارج کند.
ساختار شهری : حادثه ی پلاسکو فروپاشی ساختار شهری ایران را بیش از پیش عیان نمود . به گونه ای که آتش سوزی و فروریختن یک ساختمان نه چندان بلند همه را کیش مات کرد . ژست مدرن اما روح قاجاری. یعنی در همان دوره ای هستیم که تهران دروازه داشت .
از حیث هنری : اصغر فرهادی نماد ورشکستگی هنری ماست . یعنی هنر در خدمت مافیای جهانی برای نابودی ایران . یعنی تخدیر جامعه . یعنی بر سر مردم زدن که شما بد هستید . یعنی اسکار درمانی.پس از هنرمندان انتظاری نیست . آنها مردم را به بیراهه می کشانند.
از حیث دانشگاهی : یعنی برداشتن از جیب مردم برای پرورش فدائیان آمریکا . دانشگاه در ایران آمریکایی بوده است و هر حرکتی که از دانشگاه شروع شود مطمئنا آمریکایی است.نمونه اش جنبش دانشجویی 78.
ایران امروز فقط نفت و معدن دارد . همین . شاید دسیسه ای از سوی قدرتهای جهانی در کار بوده باشد تا تمدن ایرانی را نابود کنند و مردمش را برده نمایند. زیرا مردم فقیر برای لقمه نانی حاضرند از صبح تا شب برای سرمایه داران کار کنند . خصوصا مردمی که آب و هوا هم ندارند و از همه لحاظ وابسته اند . ایران اینده نفت و نیروی انسانی ارزان برای گلوبالیستهای جهانی خواهد داشت و دعوا بر سر این دو مورد است .
دوستی می گفت از چهار آخشیج(برگرفته از متون کهن ایرانی) سه آخشیج آب ، باد و خاک نابود شده است و تنها آتش مانده است . که می تواند کنابه از نفت و انرژی باشد . اما من امیدوارم اندکی هم از آتش سینه ی ایرانیان باقی مانده باشد . شاید آخرین جرقه ها بتواند تمدن ایرانی را نجات دهد . یعنی از آتشی که حافظ می گوید هنوز پاره هایی باقی مانده باشد و با یک پوست اندازی تمدنی بتوانیم آن را به عرصه بیاوریم و گرنه کارمان تمام است .
از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
امیدوارم تحلیلم در مورد احمدی نژاد ، بقایی و مشایی درست باشد و آنها بتوانند این آتش را به عرصه بیاورند .

گوسفند تحلیلگر سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

کسانی که تصور می کنند با کشاورزی می توان برای مردم بافق اقتصاد ساخت ساده لوح هستند و یا مغرض. کافی است از قدیمی ها در مورد وضعیت بافق قبل از تاسیس شرکت سنگ آهن را بپرسید .مردم نان برای خوردن نداشتند . کشاورزی در بافق یک کار تفریحی است .

پیر دانای همدان سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ - ۸:۳۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام و درود
فقط یک جمله گوسفندتحلیل گر تحلیل می کند
یا خود مطلب می گذارد .و صاحب نظر است .بهتر ایشان مطلب بنویسند و دیگران نقد کنند چرا که کل مطلبشان
خوراک نقادان است .

حاجی فدائیه سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ - ۸:۴۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بارک الله گوسفندتحلیگرررررر.فرهیخته هستیدودانا.کاش حکومت بفکرتعالی مردم خصوصاصاحبان فکرواندیشه بود