بدست خود درختی می نشانم

دسته: مقالات
یک دیدگاه
یکشنبه - ۱۵ اسفند ۱۳۹۵

بعد از مدتها انگارنوشتن جراتی می خواهد که در خود نمیبینم.انگارگم شده ای دارم نمیدانم چیست.می دانم که دلتنگم.احساس می کنم دستهایم خالیست.خالی ازچه؟ آنرا هم نمیدانم.

میخواهم شروع کنم حتی اگر تنها خودم خواننده خودم باشم.

عشق من کوه ودرخت است این را همه میدانند.شما هم مثل من عاشق سبزه ودرخت هستید .نگویید نه که باورندارم.کوه ودرخت به من آرامش میدهد. در برابر مخلوق یکتابه سجده می افتم.چنان غرق درتماشا میشوم که خدارا میبینم اصلا باور ندارم که خدا دیده نمیشود.خدااینجاست خدا پیداست خدانزدیک است. نزدیکتر از رگ گردن.اگراورا نمیبینی جوردیگر ببین .من اورا دیده ام.درعظمت کوه.در سایه درختی کهنسال که پرندگان روی شاخه هایش آوای عشق سر میدهند ومعبود را میپرستند.دردرختی که درشیار کوچک کوه روئیده است وقد می کشد.کنارعقابی که بالای کوه لانه دارد .

درخت  زیباست. زیبا تراز قطره شبنمی که روی برگ گل می رقصد.زیبا ترازکودکی که درفراق مادرمی گرید وزجه هایش درجنگل گم میشود.اصلا درخت مادر خلایق است.

میخواهم شروع کنم. به اعماق کویربی درخت بروم.به دل کوه های سر به فلک کشیده سرک بکشم.بن لخت وسردی بهاریش.آریز وافعی سلیمانیش.کوه بافق ویوزپلنگهای زیباوپلنگهای باشکوهش.دره انجیروغروبهای زیبایش.صادق آبادوتلماسه های بی نظیرش.راستی امروز روز درختکاریست.من وتو چه سهمی داریم از این روز بزرگ؟من امسال پنجاه درخت کاشته ام.شما چطور تصور کنید اگرهرنفر پنج در خت بکاریم چه میشود؟یادتان هست بین بافق و چغارت یک جاده بود ودیگر هیچ.خدارحمت کند مرحوم دهستانی را که آنرا تبدیل به چنین مکان زیبایی کرد.شما هم میتوانید با کاشت یک درخت سهمی در این روز داشته باشید.اصلا به زمین صدقه بدهید وچنددرخت بکاریدبرای خودتان و فرزندانتان .

بدست خود درختی می نشانم     بپایش جوب آبی می کشانم

بسم الله

 

محمدرضا رضایی بافقی

 

 

 

 

 

 


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۹
برچسب ها:
دیدگاه ها
محمد حکیمی چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۵ - ۱:۰۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

احسنت بر شما