هنوز هم انصاف هست

دسته: مقالات
۲ دیدگاه
یکشنبه - ۳ اردیبهشت ۱۳۹۶

دوراز انتظارنیست اگربگویم زمانه به سمت وسویی رفته که انتظارمهربانی وگذشت ازدیگران نداریم   پرخواننده ترین صفحه مطبوعاتمان حوادث است.تو گویی  هرلحظه منتظر حادثه ای هستیم .مسئولین هم بزرگترین نعمتمان را امنیت میدانند وهرروز این نعمت را بر سرمان میزنند. تلویزیون را که روشن میکنی اگر در فلان نقطه کره خاکی یک نفر کشته شده باشد تا جنازه اش را نشانمان ندهند دست از سرمان برنمیدارند.روزانه میلیونها اتفاق شاد در جهان می افتد وما بی خبریم.فقط باید باور کنیم که اینجا امنیت هست چنان به این امنیت مینازیم که اگر کلاه سرمان بگذارند یا کلا همان رابردارند شاکی نمیشویم.امنیت که هست بی خیال پارتی بازیها  وحق کشیها وهزار کم وکاستی دیگر.

شکم که خالی باشد فرقی نمیکند اسیرنانی باشد یا انسانی .

سالها قبل خوردنی هایی بنام میوه وجود داشت .گاهی می توانستی در میهمانیها یا منزل ملاقاتش کنی امامدتهاست از زندگی قشر ضعیف جامعه رخت بربسته با این حال قشر متوسط گاهی برای سلامتی خودشان هم که شده وارد میوه فروشیها می شدند اما با قیمتهای نجومی میوه کم کم فقط درخانه متمولین باید دنبال میوه باشی.همه دغدغه مردم معیشتشان است ونان ومسکنشان.جدا از مسئولین که وظیفه ای ندارند .گاهی خودمان هم بخودمان رحم نمیکنیم .مغازه داربه فکر سود خودش است و بانک باید سود خودش را بموقع دریافت کند پلیس باید دفترچه جریمه اش راروزانه تمام کندو… همه بجان هم افتاده ایم.اگروارد مغازه ای شدیم وکلاهمان جابجا نشد آنرا به عرش می اندازیم.

در این وانفسای روزگار اما گاهی کاسبانی هم پیدامی شوند که وجدانشان را قاضی می کنند و به مشتری به شکل طعمه ای برای شکار نمینگرند.انصافشان را دارندوبرکتش را از خدا میخواهند.

قبل از عید یک دست مبل از یکی از مغازه های شهر گرفتم بعد از تعطیلات بطور اتفاقی متوجه شکستگی یکی از آنها شدم چون کل مبلغ را پرداخت کرده بودم و مبل هم گارانتی نداشت پیگیری نکردم وبیخیالش شدم.مدتی بعد که برای خرید میزی کوچک به همان مغازه رفته بودم بطور سربسته موضوع شکستگی مبل را گفتم و بعد از خرید خدا حافظی کردم.سه روز بعد فروشنده با من تماس گرفت واز من خواست تا مبلها را برگردانم و مبل جدید و با کیفیت تحویل بگیرم .و باورم شد انسانهای  با انصاف و متعهد هنوز هم هستند.

بدین وسیله خواستم از اقدام زیبای این فروشگاه تقدیر کنم.

خدا خیرتان دهد.

                                                          محمد رضا رضایی بافقی

 


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۹
برچسب ها:
دیدگاه ها
داود چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام جالب بود .
شکم که خالی باشد فرقی نمیکند اسیرنانی باشد یا انسانی ….

حاجی فدائیه پنج شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام جناب محمدرضارضایی عزیزم.ساده نوشتی اماپربار
وپراززنگ برای خیلیها.مهربانی.محبت.وجدان همه ازصفات خداونهفته درضمیرانسان.ماانسان رابامهربانی ووجدان میشناسیم وزیادهستندکاسبانی که حق راهمیشه حق دانسته اند.کاسبی که خدارادرمالش شریک میکندشریک قلب انسانست.مطلب زیبای شمایادآورمعامله ماشینی بودکه بعددوسال آچاررینگ فابریک راآوردومعذرت خواست
که ملتفت نبوده.بهرحال ممنون شماوقلم فاخرحضرتعالی مؤیدباشید