درد دل یک روستایی با مسئولان

دسته: مقالات
۱۲ دیدگاه
سه شنبه - ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

نمیدانم حکمت خدا چیست راضی هستیم به رضای خدا .

همین چند روز پیش بود که ناگهان آسمان تیره و تار گردید و سیل ویرانگری روستاهای قطرم و شادکام را درنوردید.

درعرض 10الی15 دقیقه دست رنج کشاورزان و باغداران هر دو روستا را در یک چشم بهم زدن زیر خروارها سنگ و گل ولای مدفون کرد .

خانه های زیادی به کلی ویران و بقیه نیز از خشم باران سیل آسا درامان نبودند راههای مواصلاتی آسیب دیدند مردم هر دو روستا مات و مبهوت از بلایی که سرشان آمده بود نظاره گر شناور ماندن وسایل خانه بر روی سیل بودند و گریان از وضعیت پیش آمده.

به فاصله کمی اولین گروه از واحدهای امدادی از قبیل امداد و نجات جمعیت هلال احمر ،راهداری ، رییس منابع طبیعی و بخشدار مرکزی وارد روستا شدند و از نزدیک عمق خسارت به خانه ها خودروها و باغات کشاورزی و راهها را دیدند و بادلداری به مردم قولهایی دادند و رفتند درست مانند سیل دو سال قبل که در روستای قطرم جاری شد ولی تا این زمان هیچکدام از وعده ها عملی نشده .

در روستای قطرم چندسالی است که آب شرب با تانکر تامین میشود جاده مواصلاتی روستا احتیاج به تعریض و روکش آسفالت دارد .

روستاهای قطرم و شادکام که هدف گردشگری و جذب توریست بوده شاید دیگر نباشد.

الان هم با جاری شدن سیل مسیر آب چشمه قطرم تا روستا بطور کامل تخریب شده و قطره ای آب در داخل جوی ها نیست و درصورت عدم تحقق بودجه عمرانی جهت مرمت جوی های آب شاهد خشک شدن تمام درختان و محصولات کشاورزی خواهیم بود.

از شما مسئولان و دست اندرکاران درخواست داریم با رسیدگی به مشکلات پیش آمده و عمل به وعده های داده شده باعث عمران مجدد روستاهای قطرم و شادکام شوید.

ضمنا از فرماندار محترم بافق و بخشدار مرکزی بافق بخاطر همراهی و مساعدت های مستمر در عمران روستا تشکر و قدر دانی میگردد.

باتشکر ماشاالله شمس الدینی قطرمی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۵۰
برچسب ها:
دیدگاه ها
حمید چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۸:۱۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

حق این است که هر دو روستا مجددا” احیا شود

محمد چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۹:۰۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

احسنت آقای شمس

مدیر چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقای شمس الدینی
حرف شما در مورد گلایه از مسئولین درست است که دلیل آن را هم باید خودشان جواب دهند.
اما کمی از هم از کوتاهی های خودمان بگوییم:
وقتی بوته های مرتعی را ریشه کن می کنیم، وقتی سنگهای لاشه مسیر آب را برای ساخت و ساز استفاده می کنیم، وقتی در مسیر سیلاب پارکینگ و خانه و باغ می سازیم، توقع بیش از این از خشم طبیعت هم دور از انتظار نیست.
اگر به کارهای مخربمان ادامه دهیم، باز هم همین است و بس …
در رفتارمان نسبت به طبیعت باید تجدید نظر کنیم….

    ماشاالله شمس الدینی یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۸:۵۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    سلام
    حرف شما درست و متین اصولا درهرکجا که انسان پای بگذارد نتیجه ایی جز تخریب و آلودگی چیز دیگری عاید طبیعت نخواهدشد.اما برادر گرامی روستای قطرم در موقعیت جغرافیایی استثنایی قرار گرفته و به همین خاطرهم لقب ماسوله کویر نام گرفته اکثرمنازل در دامنه کوه ودرمسیر سیلاب بناشده و هیچ راه برون رفتی از آن وجود ندارد به غیر از ترک روستا که اگر چنین شود دیگر روستا وجود نخواهد داشت.بحث من درمورد تخریب باغات و مسیر آب کشاورزی روستاست که از جاهای سنگلاخی و پررپیچ و خم وگاها ازلابلای سنگهای غول پیکر عبور میکند حال چگونه باید انتظار داشت با بیل و کلنگ بتوان مسیر به این دشواری و بدون تخصیص اعتبار عمرانی مرمت نمود؟
    کل مسیر احتیاج به لوله گذاری و اتصلات جهت انتقال آب به باغات و مزارع کشاورزی دارد.
    شاید درهرچند سال یکبار شاهد چنین پدیده های جوی باشیم و همین کافیست تا دست رنج چندین ساله کشاورزان را دریک چشم بهم زدن درهم بکوبد و زیر خروارها گل و لای مدفون کند.
    شما تصور کنید دراکثر جاهای روستا حتی بافرغون هم نمیتوان خروارها سنگ و خاک را جابجا کرد پس منصفانه اینست که باتدبیر درزمان مناسب کارلوله گذاری و رفع نقاط حادثه خیز سیلاب ازوقوع چنین حوادثی جلوگیری نماییم.

حسن چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱:۳۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

کم لطفی نفرمائید جناب شمس همین الان تمام امکانات راهداری برای رفع آب بردگی در منطقه هستند منصف باشید برادر

    ماشاالله شمس الدینی یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۹:۰۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    سلام برادر حسن
    زحمات شبانه روزی اداره راهداری بر هیچ کس پوشیده نیست و قابل احترام و تقدیر و اگر در چنین حوادثی دوستان راهداری بعنوان پیشرو اعزام نشوند کار امداد و نجات سایر عوامل امدادی میسر نخواهد شد.
    ودرهمینجا با نهایت امتنان و سپاس اینجانب دست یکایک شما دوستان زحمت کش در اداره راهداری را میبوسم و تشکر میکنم .
    بحث اصلی در مورد تکرار حادثه سیل و آبگرفتگی معابر روستایی و آب کشاورزی است .مردم سخت کوش روستای قطرم همانند سالهای قبل با بیل و کلنگ و دیلم طی دوروز بطور مجد اقدام به باز نمودن مسیر آب کشاورزی نمودند و این کافی نیست باید مسیر بطور اساسی مرمت ولوله گذاری شود.اکثراهالی کارمندو درشهرهای متفاوت و همجوار ساکن هستند فراخوان نمودن مردم برای یک کار تکراری و قابل تعمیر کار بیهوده و طاقت فرساییست .از مسئولان درخواست ما اینست با عمل به وعده های عمرانی باعث ترغیب کشاورزان به ادامه فعالیت و ماندگاری ساکنین روستا شوند و این یعنی کمک به تولیدات بومی و محلی .

دوست یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۲:۰۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ضمن تشکر از جناب آقای شمس الدینی عزیز وتاسف بخاطر این حادثه لازم میدانم چند نکته را یاد آوری کنم.
دوست من در این دوروستا اگر یک بافقی بخواهد خانه ای داشته باشد یا زمینی برای کشاورزی داشته باشد ابدا کسی حتی دوبرابر قیمت زمین نمیفروشد حتی اگر بفروشد مورد بازخواست اهل روستا قرار میگیرد نتیجه میگیریم بافقیها ورودشان به روستا ها ممنوع است ضمنا بیش از نوددرصد اهالی این دوروستا دربافق ساکن هستند واز امکانات شهر استفاده میکنند پس بنظر من دلیلی ندارد بودجه شهر دراین روستا هها هزینه شود برای تعدادی خاص.هردوروستا شورادارند وبدون شک بودجه هم دارندپس خرج کنند چه نیازی به بافقی دارند که به کمکشان بیاید شما که خود مختار هستید پس اینجا هم آستینها را بالابزنید وبه هم کمک کنیددلیلی ندارد بودجه شهردرروستایی خرج شود که مردم همین شهراجازه ورود به آن روستا رانداشته باشند.
فرماندار محترم از نظر بنده حقیر خرج کردن دراین دوروستا به معنی دوبارهزینه کردن برای تعداد اندکی از شهروندانی که از تمام امکانات شهراستفاده میکنند وهمین امکانات رادوباره درروستا دریافت میکنندواین ضایع کردن حق شهروندان است

    مهدی یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    فقط میتونم بگم متاسفم برات.
    بودجه شهر مگه از جیب باباشون قراره خرج بشه.وظیفه دولت کمک به آبادانی و عمران روستاهاست.انواع صنایع دستی.محصولات لبنی وپرورش گاو و گوسفند از هنرهای همین مردم روستاهاست.مردم شهراکثرا کارمند و مصرف کننده عام و خاص هستند در صورتی که روستانشینان علاوه برخودکفایی مازاد مصرف خودرا به مردم شهرصادرمیکنند.
    واما درمورد فروش خانه و زمین کشاورزی به افراد غریبه توجه شمارا به این نکته جلب مینمایم که دراین دو روستا بخاطر کمبود فضای ساخت و ساز خودجوانان تازه ازدواج کرده هم نمیتونن زمین دریافت کنن و مجبورند در خانه پدری زندگی کنن هرشخصی که اقدام به فروش زمین در روستا نماید دیگر جایی برای خودش وجود ندارد پس چطور انتظار دارید زمین به غیره بفروشند.
    درتابستان و پاییز محصولات کشاورزی این دو روستا توسط عده ایی بی فرهنگ سرقت میشود شاخه های درختان را میشکنند.هنوز انتظار تعارف هم دارید.
    میهمان باید اصول و قواعد خاص میهمان را رعایت نماید تا مورد غضب میزبان قرار نگیرد.
    مردم روستای گزستان خیلی خیلی از اینکه زمین های روستا را به افراد غریبه واگذار کردند پشیمانند و دیگر پشیمانی سودی ندارد.
    ماهم از اینکه بودجه اختصاصی به شوراهای اسلامی واریز نمیگردد و خلف وعده انجام میشود ناراحتند و الا اگر بودجه های عمرانی روستاها به موقع و به مقدار لازم وصول گردد دیگر نیازی به نامه نگاری نیست .
    روستای سرسبز باعث جلب توریست و خود شما به روستاها خواهدشد.

    نیکو دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱:۲۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    میبینم از روی استحصال سخن به بیراهه کشاندی جناب.اولا مگه از جیب بابت میخوای بدی ؟دوما مردم روستا را خودمختار نامیدی یعنی چی؟؟یعنی آب بخورن بیان از حضرت عالی دستور بگیرن.نه اخوی قطرم دیار غیورمردان هشت سال دفاع مقدسه 13شهید و کلی جانباز تقدیم همین انقلابی کردند که توی مسئول بر صندلی آن تکیه زدی .وظیفه کوچک شماست که به وضع روستاها رسیدگی نمایید درضمن مگر بافق شما کم منابع مالی داره که باز هربار اعتصاب میکنید و دنبال حق و حقوق هستید ؟
    اکثر ادارات و پست های دولتی و دکتر و مهندس شاخص در بافق و سایر شهرها از همین مردم روستا نشین هستند به این نکته خیلی توجه داشته باش.
    درثانی مگه تابحال چه کار ارزنده ایی برای شادکام و قطرم انجام شده که منت میگذارید؟
    هنوز نتونستید آب شرب روستا رو تامین کنید.جاده درب و داغون تا بحال چندین کشته ومصدوم داشته خدمات پزشکی و بهداشتی صفره بازم بگم.

محمد دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۷:۰۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

در پاسخ به دوست
اگر این حادثه برای روستاهای حاجی آباد، صدر آباد، فاضلیه و ….. اتفاق افتاده بود باز هم شما همین نظر را داشتید؟
چه نیازی است که با این فاصله کم بودجه در این روستاها هزینه شود؟
این روستا ها که فاصله شان تا شهر از چند صد متر تجاوز نمی کند و اهالی محترم بافق هم در آنجا خانه، ویلا، پاتوق و … ساخته اند و دارای شورا و دهیار هستند و دارای بودجه هم می باشند
هر روستایی دارای بودجه ای است که باید از طریق بخشداری به آن ها تعلق گیرد و خرج همان روستا شود و در شرایط اضطراری و حادثه نیز باید تمام بخش ها بسیج و به جاهای حادثه دیده کمک رسانی شود و خسارات به وجود آمده جبران شود.
این مسائل هم مربوط به این دو روستا نیست در سرتاسر ایران روستاهای زیادی وجود دارند که شرایط جغرافیایی خطرناک تری نسبت به این دو روستا دارند ولی بودجه مخصوص به خود را دارند و مردم نیز در آنجا در حال گذران زندگی هستند.
ضمنا” با این نظر شما بافق هم داراری سنگ آهن است پس چه نیازی به بودجه استان یزد و کشور دارد و مردم با امکانات خود بیایند و هزینه های شهر را تامین کنند پس چرا همیشه مردم بافق داد از بی عدالتی مسئولین استان می زنند که حق بافق ضایع شده است !!!!!!!!!

روستایی عاشق روستا دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۷:۲۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام،با تشکر از آقای شمس الدینی که همیشه به فکر روستای عزیزمان هستند
در جواب دوست باید بگم هر شهر و روستایی بودجه مخصوص به خودش را دارد که باید خرج شود و هرگز از بودجه شهر برای روستا استفاده نمی شود در ضمن اگر به روستاها هم مثل شهرها رسیدگی میشددیگر کسی به شهرها مهاجرت نمیکرد اینکه شما میگید روستاییان در شهرها زندگی میکنند دیگه نباید به روستاها رسیدگی کرد و خرج دوباره است حرف درستی نیست دنبال دلیل باشید چرا در شهرها زندگی میکنند اگر به روستاها رسیدگی بیشتری میشد هرگز به شهر ها مهاجرت نمیکردند در ضمن اگر پارسال بعد از سیل به روستا رسیدگی شده بود هزینه ها دو برابر نمیشد و ما شاهد این همه خسارت نبودیم این یعنی درست استفاده نکردن از بیت المال که اشتباهی بزرگ است پس نتیجه میگیریم که حق روستاها ضایع شده نه شهرها

نوری شادکام شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام
با احترام به آقای شمس الدینی که از نزدیک شاهد سیل وویرانی بودندو درد دل خود را گزارش کردند
تقدیر و تشکر فراوان از مسئولین هم اگر نادیده گرفته شود دور از انصاف میباشد
خدا کند برای کسی اتفاقی نیفتد امروز برای من و تو فردایی برای او و ایشان
امروز گر خانه ما ویران است چه دانی که فردا خانه تو چه شود
امروز اگر به ما رسیدگی شود فردایی به شما رسیدگی خواهد شد
برو نیکی کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز