باشید برآن عهد که بستید

دسته: مقالات
۳ دیدگاه
سه شنبه - ۲ خرداد ۱۳۹۶

ما همه کردیم کار خویش را /  ای بزرگ آخر بجنبان ریش را
آقای روحانی در اولین کنفرانس خبری خود بعد از پیروزی به نظام توصیه کرد که در این چهار سال با مردم به گونه ای رفتار کند که در ایام انتخابات رفتار کرد .می شود در این جا به خود آقای روحانی هم توصیه کرد که در این چهار سال کمی مانند همان هفته حرف بزند.
وعده دادن خصلت ذاتی سیاست است و سیاست و وعده باهم عجین شده است و هر سیاستمداری که وعده بیشتر دهد اقبال عمومی به سمت او بسیار است اما در این انتخابات هردو جناح, وعده های رنگارنگی را به مردم دادند ولی جاذبه وعده های آقای روحانی برای مردم بیشتر بودو البته آقای روحانی وعده هایی می داد که مردم, بیان آن را نشان شجاعت و شهامت می دانستند .حرف هایی که کمتر شنیده بودند .حرف هایی که سال ها در دل آن ها مانده بود.حرف هایی که مانند بغض راه گلویشان را گرفته بود .
مردم همت کردند وبه عهد خود وفا کردند.خیلی ها دچار تردید بودند و این وعده ها را شعارهای تبلیغاتی می دانستند و با خود می گفتند دوباره آمده اند تا نمایشی برای حضور بازی کنند اما سرانجام تصمیم خود را گرفتندوپا به میدان گذاشتند چون آقایی روحانی گفت: اگر پشتوانه محکم تری داشته باشم می توانم حرف هایم را با صلابت بیشتر بزنم.
مردم به عهد خود وفاکردند .حال نوبت شماست که به وعده های خود عمل کنید. این گوی و این میدان .
بدانید مردم شمارا رصد خواهند کرد .آقای روحانی کاری نکنید که از رای دادن به شما در چهار سال دیگر پشیمان شویم و دوباره خودمان را شماتت کنیم که چرا بازهم فریب وعده های دروغین راخوردیم.
چون شما مارا زیاد فریب دادید.وعده های سرخرمن زیاد دادید و به آن ها عمل نکردید.دقیقا پنج ماه پیش وقتی که یکی از همشهری های ما در جاده بافق کشته شد و خونش آسفالت جاده را رنگین کرد مردم بافق که خسته از این همه وعده و دروغ و تزویر بودند؛ گیوه های غیرت را برکشیدند و آستین های همت را بالا زدند و جاده را بستندتا بی عرضگی و بی کفایتی مسئولان را گوشزد کنند و به آن ها این پیام را برسانند که تمام دولت ها آمدند و رفتند و وعده دادندولی هنوز جاده بافق قربانی می گیرد و انسان های بی گناه را به علت بی کفایتی مسئولان می بلعد و به کام مرگ می فرستد.
یادمان نرفته است که همه مسئولان از استاندار و فرماندار تا نماینده شهر در استانداری نشستند و مصوب کردند که جاده تا آخر اسفند تکمیل می شود و گفتند بودجه آن مصوب شده است .
مردم دوباره نجابت به خرج دادند و حرف ها و وعده های آن ها را پذیرفتند ولی فعلا دو ماه از آن زمان موعود گذشته است و فقط 15 کیلومتر از جاده در زیر بار ترافیک است و وعده آن ها برروی زمین مانده است و خلف وعده شان برهمگان آشکار شده است.
هنوز کاسه صبر مردم لبریز نشده است و لباس نجابت از تن بیرون نیاوردندولی بدانید و آگاه باشید که این کاسه صبر در حال لبریز شدن است واگر خونی بر زمین بریزد خواب را بر شما حرام خواهندکرد.
ضمنا آقای صباغیان شماکه خود از امضا کنندگان این صورتجلسه بودیدچرا تا به حال حرفی نزدید.آقای صباغیان اگر شما نماینده نبودید و چنین صورت جلسه ای امضا شده بود مطمئن هستم الان از مردم می خواستید که در جاده بنشینند و جاده را ببندند.ونماینده را به کم کاری و مماشات متهم می کردید. بدانید که مردم از شما بیشتر از دیگران توقع دارند.
مسئولان بدانند که دیگر زمان وعده های سر خرمن گذشته است و برای ماندن باید به وعده های خود عمل کنند یا وعده ای ندهند که نتوانند آن را عملی کنند.
ماهم باید خواسته هایمان را زمانی فریاد بزنیم که به ما اجازه نمی دهند . زمانی که می خواهند راه گلویمان را ببندندوگرنه فریاد زدن فرمایشی و نمایشی که نماد آزادگی و ایستادگی نیست . نباید تا انتخابات تمام شد همه به خانه ها برویم و امور را به خسروان بسپاریم تا خودشان به رتق و فتق آن بپردازند.باید بالای سر شان مانند یک کارفرما بایستیم و هرروز وعده هایشان را به آن ها گوشزد کنیم.
نباید فکر کنند که ما ملعبه دست آن ها شدیم و چند صباحی ما را بازیچه خود قرار دادند و با احساسات ما بازی کردند بلکه باید بدانند ما همه چیز را می دانیم و می فهمیم.
دکتر حسین ارجمند


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
بافقی معدن چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۷:۵۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای دکتر بیشتر خنده مان میگیرد ازاین گفته ها.لباس نجابت!کاسه صبر لبریز شده!و…..اینقدر که گفتند حقوق نجومی.رانت.وزرای میلیاردی و…دیدید که در همین بافق هم خیلیها چیزهای دیگر برایشان مهم بود.تهدید ات شما شبیه این است که بچه 6 ساله به پدر تنومندش بگوید اگر فلان وبهمان نکردی میزنمت!دیگر این حرفها دوریال ارزش ندارد.دیگر برایشان مهم نیست چون چهارسال بعدیشان را هم تضمین شده میبینند.اون فرمانداری که گفت من هم میایم در خیابان مینشینم دیدید که رفت ورفت ورفت .اینها کشک است اقای ارجمند.خلائق هرچه لایق

گوسفند تحلیلگر چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۸:۴۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

1-فرماندار سابق بافق-طلایی مقدم- در هنگام بسته شدن جاده توسط مردم به دروغ وعده داد که جاده تا پایان سال 95 به پایان می رسد و اعلام هم کرد که اگر تا آن زمان به پایان نرسد با خانواده اش در کنار مردم جاده را دوباره خواهند بست . او می دانست که به زودی عوض می شود و از بافق می رود و به این دلیل این وعده ی دروغ را داد . فرماندار سابق بافق نمود عینی سیاستمداران امروز ایران است . آنها به این دلیل که می دانند باید بروند وعده ی دروغ می دهند آنها منتظرند تا یک تضمین امنیتی قوی از بیگانگان بگیرند و قدرت را تحویل نیروهای آنها بدهند و بروند .(مثلا زمانی که آمریکا می گوید که حاضر است با ایران در مبارزه با داعش در عراق همکاری کند ، این است که ما به شما در بخش شیعه ی عراق تضمین امنیتی می دهیم و پس از تحویل قدرت به ما می توانید در آنجا ساکن شوید. مطمئنا این تضمین برای ساختار سیاسی ایران تضمین خوبی نیست زیرا که عراق جای زندگی و عشق و حال نیست).دادن وعده ی الکی برای وقت خریدن است تا بتوانند در فرصت موقت بدست آمدن ناشی فریب خوردن مردم با خارجیها ببندند و تضمینی بهتر بگیرند. شما به وعده های قالیباف در جریان انتخابات نگاهی بیندازید . او چون می دانست باید برود صحبت از ایجاد 5 میلیون شغل و دو برابر کردن درآمد ملی می کرد . وقتی سهمش را گرفت رفت کنار .
2-مرد تا چه زمانی فریب می خورند ؟
بنا به تئوری های اقتصادی سیاستهای پولی و مالی در بلند مدت کارایی ندارند زیرا که نیروهای کار از طریق تعدیل نرخ دستمزد در مقابل این سیاستها واکنش نشان می دهد و سطح اشغال را به همان سطح اشتغال سابق باز می گردند . مبحثی در اقتصاد وجود دارد با عنوان انتظارات عقلایی که بیان می کند که این سیاست ها حتی در کوتاه مدت هم جواب نمی دهد و نیروی کار طی یک دوره کوتاه دستمزد خود را با تورم ناشی از این سیاستها تعدیل می کنند و این سیاستها را بی اثر می نماید . اقتصاددانها پیشنهاد می کنند که برای اثر گذاری سیاستهای پولی و مالی بر روی اشتغال بهتر است که این سیاستها به صورت ناگهانی و غیر منتظره اعمال شود تا عوامل تولید نتوانند پیش بینی های لازم را در این زمینه انجام دهند . اما اعمال مکرر این سیاستها به صورت ناگهانی و غیرمنتظره توسط دولت باعث سلب اعتماد به آن می شود و ثاثیر خود را از طریق عدم ثبات اقتصاد از دست می دهد .
فریب دادن مردم نیز کارکردی مانند این سیاستها دارد و مردم به سرعت بنا به انتظارات عقلایی خود فریب را تشخیص می دهند و بازی نمی خورند . به همین دلیل است سیاستمداران به مرحله بعدی وارد می شود و تصمیم به اجرای سیاستهای غیرمنتظره می گیرند . مثلا توسط هاشمی رفسنجانی احمدی نژآد بر روی کار می آید . به عبارت دیگر در حالی که عموم انتظار داشتند فردی از دروه ساختار قدرت و از سابقون نهضت بر روی کار بیاید فردی گمنام رئیس جمهور می شود و می توانند چند صباحی مردم را امیدوار نگه دارد اما او نیز دوره اش به پایان می رسد . به همین علت است که انتخابهای غیرمنتظره از سوی ساختار سیاسی ایران دیگر کاربرد ندارد (چه در داخل و چه در خارج).
3-برخلاف آقای ارجمند اعتقاد دارم که مردم کاسه صبرشان لبریز شده است اما دچار بی عملی شده اندو به من به این بی عملی نام نجابت نمی گذارم . وقتی شما در خانه ات چند نفر بیکار وجود دارد و هر لحظه ممکن است دختر یا پسرت به بیراهه کشانده شود نجابت معنی ندارد . مردم در هیچ برنامه ای شرکت نمی کنند . آمار و ارقام و عکسهای فتوشاپی زیاد است اما واقعیت عکس آنهاست . بی عملی مردم از بعضی جوانب خوب است زیرا که باندهای قدرت و بیگانگان نمی توانند مردم را به سمتی ببرند که می خواهند اما یادمان باشد که برای تغییر به نفع منافع باندها و بیگانگان اکثریت اهمیت ندارد زیرا که آنها به وسیله ی قدرت رسانه ای خود به راحتی اقلیت را اکثریت نشان می دهند و برای آن مشروعیت ایجاد می کنند . برای اینکه آمار و ارقام دستتان بیاید و مردم را فریب خورده مپندارید همین فیلم زیر مشتی است نمونه خربار :
http://www.aparat.com/v/UiMTB
من نیز با این بخش از سخنان معلم گرانقدر جناب ارجمند موافقم که مردم ایران فریب نمی خورند و همه چیز را می فهمند اما مشکل اینجاست که ملت ایران خانه نشین شده است . اگر به صحنه می آمد قدرت فتح همه ی قله ها را داشت . این خانه نشینی نیز ناشی از ترس نیست زیرا که چیزی برای باخت وجود ندارد . این خانه نشینی ناشی از تردید است . ملت ایران هنوز تصمیمش را نگرفته است .

مهدی چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
درود بر اقای ارجمند به خاطر مطالب زیبا یشان. حرف خیلی از مردم این است.