سیاه یا سفید؟

دسته: مقالات
۴ دیدگاه
شنبه - ۱۳ خرداد ۱۳۹۶

این روزها ذره بین های نقد در حال بررسی عملکرد تنها نماینده بافقی هستند که سال گذشته توانست خود را بهارستانی کندو نام خود را به عنوان اولین نماینده از شهر نخل و آهن و آفتاب در تاریخ ثبت کند.افتخاری که برای تمام بافقی ها غرور آفرین بود و حماسی.اوبا تلاش و جدیتی وصف ناپذیرتوانست انتظار 37 ساله مردم رنج کشیده بافق را محقق کند.
حالا یک سال گذشته است و تیغ تند انتقاد و انتقام بر روی عملکرد صباغیان کشیده شده است. انتقادهایی که بعضا خیر خواهانه است و گاهی اوقات هم کینه جویانه.صباغیان نماد اعتراض در بافق بود.لحنش بسیارتند و گزنده بود در برابر مسئولان. همیشه باور داشت که مردم باید روحیه مطالبه گری داشته باشندو مردم باید مسئولان را به حرکت وا دارند و همواره آن ها را نقد کنند و از نقد نهراسند.
او در هر جریانی که در بافق اتفاق می افتد حضور پررنگی داشت.در اعتراض ها و اعتصابات کارگران نقش نماینده کارگران را داشت.در اعتراض معلمان خود را جلو می انداخت و از حقوق تضییع شده آن ها دفاع می کرد.در تمام جلسات؛ صباغیان خود را مکلف می دانست که مواضع تند و انتقادی بگیرد.همواره در برابر تعیین فرماندار غیر بومی موضع تند می گرفت.او فرماندار بومی را حق مسلم مردم بافق می دانست.
صباغیان حتی زمانی که به او اجازه صحبت نمی دادند خود را مکلف می دانست تریبون را فتح کند و حرف هایش را بزند.فقط علاقه داشت موضع مخالف بگیرد.مخالفت با ذات او عجین شده بود.از همه انتقاد می کرد.مردم اورا قهرمان خود می دانستند.هرجا که صباغیان بود مردم ؛خیالشان راحت بود که او حرف دلشان را خواهد زد.او در جشن روز معلم, میکروفون را از مجری می گیرد و خواسته هایش را فریاد می زند.گویا وجودش در آتش اعتراض می سوزد.آرام و قرار ندارد.
صباغیان دیر زمانی بود که سودای تکیه بر کرسی نمایندگی مجلس را در سر می پروراند و از گفتن آن ابایی نداشت.آن را تکلیفی می دانست که باید انجام دهد.سه بار خود را نامزد کردتا سرانجام به آرزویش رسید.
اگر با وی نشست و برخاست کنید آرمان گرایی را در گفتار وکردار او می بینید.وانمود می کند که اهل سیاست بازی نیست و هیچ وقت به دنبال پست و مقام نبوده است و فقط وظیفه وتکلیف است که اورا به این راه کشانده است.هنوز با همان لهجه غلیظ بافقی صحبت می کند که خود نشانه صداقت در رفتار است.
حال او خود یک رجل سیاسی است.فردی که تا دیروز از تمام مسئولان انتقاد می کرد و عملکرد آن ها را زیر سوال می برد حال در موضعی قرار گرفته است که باید عملکردش نقدشود.

او با روی باز از انتقاد استقبال می کند.اما منتقدان سوالات جدی از او دارند.منتقدانی که همواره وی را مانع رسیدن شیخ شاب به مجلس می دانندو معتقدند که اگر در سالیان قبل صباغیان؛ به نفع همشهری خود کنار رفته بود او دیگر اولین نماینده بافق نبود وتاریخ گونه ای دیگر رقم می خورد.نقدی که صباغیان هیچ وقت نتوانست جوابی درست و منطقی به آن بدهد جز این که بگوید من فرهمند را در آن برهه اصلح و شایسته تر می دانستم.
منتقدانش همواره او را فردی متحجر و خشک مقدس به حساب می آورند.فردی که گفته می شد در زمان شهرداری, چای نمی خورد چون آن را جزو بیت المال مسلمین می دانست.او آرمان گرایی است که می خواهد خارج از قاعده سیاست بازی کند. دوست دارد خود را فردی مستقل بداند و عجیب بر روی این استقلال پافشاری می کند.هرچند که در زمان انتخابات مجلس ؛هردو جناح چپ و راست به کمک او آمدند.
او وقتی وزیر راه را استیضاح می کند از این استقلال رنج می برد.در موضع مخالف؛ به تعریف و تمجید از وزیر می پردازد.دوست دارد برروی لبه تیغ حرکت کند.هم از دولت روحانی انتقاد می کند و هم نامه رفع ممنوع التصویری خاتمی را امضا می کند.حتی وقتی طرفداران اصولگرایش به او حمله می کنند که چرا در جریان انتخابات ریاست جمهوری, روحانی را همراهی کرده است تلاش می کند آن ها را قانع کند که این همراهی جزو وظایفش بوده است و چاره ای جز همراهی با رییس جمهور مستقر نداشته است.
ادامه دارد

دکتر حسین ارجمند


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۴
برچسب ها:
دیدگاه ها
علی شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۸:۰۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

عالی بود، مثل همیشه دقیق، ظریف، موشکافانه، منصفانه، مودبانه، مخلصانه و بدون غرض و تعصب

بافقی شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای ارجمند سلام ما که چیزی نفهمیدیم اخرش چی شد ؟ کدوم سیاه شد وکدوم سفید ؟ یعنی ایشون از فتنه ها و خیانت های فتنه گر خبر ندارد که نامه امضا می کند؟ ایشون که بقول شما همیشه روی لبه تیغ حرکت می کند چرا در مورد 2030 حرفی نشنیدیم شاید این هم از سنخ طرف داری از روحانی هست .نه عزیز ایشون خارج از قاعده سیاست بازی حرکت نمی کند اری همراهی جز وظایفش نیست جز سیاستش هست .

لردی یکشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۶ - ۹:۰۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خدمت همشهریان عزیز .بنده به عنوان یک بافقی که هیچ نسبتی هم با آقای صباغیان ندارم و از محله ی روبروی محله ی ایشان هستم پنج بار تاکید میکنم پنج بار به ایشان رای داده ام در تمام کاندیداتوریهای ایشان همراهشان بوده ام هیچ وقت هم با هم همکلام نشده ایم .اما ایشان را فرصت طلب خوبی شناختم. یک مهاجم فوتبالی که زیاد در زمین بازی خود را خسته نمیکند ولی به هرشکلی گلزنی میکند.منتها تنها مزیت او این است که سعی میکند به جای گل زدن و گل کاشتن نهالی بزند تا در آینده بقیه هم از میوه آن قسمتی ببرند .البته بگویم که اوقاتی را هم در آفساید بوده و خطاهایی را با بی توجهی و بی اعتنایی به خط قرمزها انجام داده که بعضی ازآنها جز خطاهای عمدی بوده و به دنبال گرفتن پنتالتیست.خلاصه من در افکارم به او لقب رونالدو داده ام با این تفاوت که رونالدو بوگاتی سوار میشه صباغیان کاواساکیه پنچرشده . حالا قضاوت کنید

بافقی دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۶ - ۱:۴۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

عزیز لردی سلام ما که چیزی سر در نیاوردیم اخر بنده خدا ما که فوتبالی نیستیم ما دنبال کارمون هستیم نه مال مفتی از این تیم خوردیم نه اون همش واسه افرادی است که پول مفت دارن .داستان خربرفت و خربرفت و خربرفت رو بلدی؟