بگیریم یا نگیریم

دسته: مقالات
۵ دیدگاه
پنج شنبه - ۱۸ خرداد ۱۳۹۶

ماه مبارک رمضان آوردگاه اندیشه هایی است که جای تامل دارد.
برخی از افراد شدیدا دنبال کسب مجوز از پزشکان جهت در رفتن از زیر بار روزه داری اند وبرخی علیرغم وجود بیماری خاص به توصیه پزشک عمل نمیکنند وبه قول خودشان حیفشان می آید فضیلت این ماه را از دست بدهند!!!

با ان عده که دنبال کسب مجوز غیر قانونی اند کاری ندارم.تکلیفشان مشخص است شاید هم تقصیری نداشته باشند گاه شاهد بوده اندکه می شود برسر برخی مسایل کلاه شرعی گذاشت وخدا را پیچاند!!
روی سخنم بامومنینی است که بیماری جسمی اشان مغایر با سپری کردن شرایط تشنگی وگرسنگی طولانی مدت است.

خداوند متعال در قران کریم میفرماید
لا یکلف الله نفسا الا وسعها
نص صریح قران بدون نیاز به تفسیر جانبی بیانگر ان است که خداوند بردوش هیچ فردی تکلیفی بیشتر از توان وی نمیگذارد.

اصل دیگری که در شارع مقدس بر آن تاکید وافر شده ممنوعیت هرگونه ضرر وزیان بر بدن است.

فلذا اگرپزشک تشخیص دهد روزه داری منجر به تشدید بیماری. شخص میگردداین صیام نه تنها ارزش معنوی ندارد بلکه مشمول گناه است.
با عرض پوزش از سروران اگر حدیث از معصوم نبود در این مقال نمی گنجاندم
در حدیث آمده است
(عبادتگر بی علم همچون خر اسیاب است که همواره به دور خویش می چرخد وقدمی پیش نمی نهد)
از بحث عبادت گری بی علم بگذریم که این روزها دیدنش مثال هایش دل انسان را به درد می اورد.

اما انچه در باب فلسفه صیام می توان گفت ان است که روزه دارای دو بعد است.بعد جسمی و بعد روحی.

بعد جسمی انجام ریاضت برای فرد سالمی است که در طول یک ماه از سال ممارست می کند تا بهتر بر هواهای نفسانی خود غالب اید
به قول مولوی:
تا تو تن را چرب وشیرین میدهی
گوهر جان را نیابی فربهی
البته فواید جسمی روزه داری مبحثی جداگانه دارد که در این مجال به ان نمی پردازم.
بعد دوم از فلسفه صیام بعد معنوی ان است خود داری از مسایلی است که در شرع مقدس توصیه اکید بر ان شده است مانند خود داری از دروغ تهمت غیبت و…….

به صراحت باید گفت اگر کسی طالب بهره وری از فیوضات این ماه مبارک است باید بداند صیام روح به مراتب جایگاهی والاتر ازصیام جسم دارد.موضوعی که درصد قابل توجهی از روزه داران رعایت نمیکنند.هرکدام از ما همین که از سحر تا افطار دهان بسته ایم دل خوش میکنیم.
اما در رفتار های روزمره خویش تغییری نداده ایم.وچه بسادرسایه پوشش غرور تقدس بیش از پیش برادر وخواهر دینی خود را اماج تیرهای زهر الود غیبت یا تهمت و….. میکنیم.

فلذا شایسته است فردی که بیماری جسمی اش مانع روزه داری است بعد روحی روزه داری را رعایت کند باشد که در درگاه حق ماجور گردد.
نکته دیگر روزه داری دخترانی است که در نه سالگی سن تکلیفشان آغاز می گردد.
یک دختر نه تا ده ساله با وزن 25 تا 30 کیلوگرم توانایی تحمل شانزده تا هفده ساعت گرسنگی وتشنگی را ندارد واین عمل با اصول علمی مغایرت دارد.

پروردگار متعال برای زنان بالغی که عادت ماهیانه میشوند به هزار و یک دلیل روزه داری را منع کرده است و این در حالی است که دختر بچه نه ساله تا سن دوازده سیزده سالگی و شروع عادت ماهیانه در واقع این دوران هفت روزه استراحت مخصوص زنان را هم نداشته و باید همه سی روز را روزه بگیرد!!

در جایگاه عدل الهی تکلیف چنین فردی با یک مرد هشتاد نود کیلویی از بابت تعداد روزهای روزه داری هرگز یکسان نیست.

فلسفه مکلف شدن دختران از سن نه سالگی در واقع سن شروع حجاب وعفاف است.ودر صورتی که کودک از لحاط جسمی توانایی ندارد از نظر پزشکی روزه داری در این سن محل اشکال است.
با ارزوی قبولی تفکرات ورفتارهای مان در پیشگاه حضرت احدیت.

دکتر محمد رضا آیت اللهی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۴
برچسب ها:
دیدگاه ها
اشرفی پنج شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۶ - ۱:۰۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام و تشکر از آقای دکتر آیت الهی
نکات ارزشمندی را فرموده اند.
بسیار جای تامل دارد.
بین روزه های ما و آنچه در دین بیان شده است چقدر فاصله است؟
در پناه حق

علیرضا رنجبر بافقی پنج شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۶ - ۴:۴۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درود دکتر جان مطلبتون را خواندم
خیلی خوب بود اکر بیماران فشار خون و چربی دار مرض قندی هم اشاره می کردید بهتر ببود کاهی وقت ها باید به مراجع علمی هم بازگشت داشت و پرسید

نسترن جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام جناب دکتر از مطالب زیبای شما بیشترین استفاده را بردم ولی در خانواده های سنتی ما نگرفتن روزه گناه بزرگی است کاش روزی برسد عقلانیت جای خرافات را بگیرد چون اسلام دین رحمت است

محمدرضارضایی جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب أقای دکتربه مطالب مفیدی اشاره کردید.ممنون

پیر دانای همدان دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ - ۹:۲۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سشلام و درود
حالا بگیریم یا نگیریم