دیدند علی را که شب از کوچه گذر کرد

دسته: عمومی
بدون دیدگاه
چهارشنبه - ۳۱ خرداد ۱۳۹۶

بیست و ششمین روزه ماه رمضان است
در شهر رسومیست که بر دیده عیان است

جمعی ز یتیمان ، همه دل تنگ علی یند
این کوفه دگر همچو علی را که نشان است

دیدند علی را که شب از کوچه گذر کرد
بر شانه او کز کرمش کیسه نان است

حالا چه شد آنکس که بر این عده پدر بود
هر کودک کوفی به ره او نگران است

یک عمر علی بر در هر خانه زد و رفت
امشب کرم از خانه هر پیر و جوان است

زآن شب که دگر نیست ، علی حامی مظلوم
در کوچه صدای فقرا آه و فغان است

چون کعبه شکافت ، فرق سر حضرت دلها
کاین کوفه عزا دار علی ، شاه شهان است

آتش زده شد قاتل مولا ز پس از مرگ
قبرش چو جهنم همه دم شعله کشان است

همچون سر سگ شد سر قطام ، سحرگاه
بر قلب سیاهش سر خنجر چو امان است

اما چه بگویم ، ز علی کز همه دنیا
زیباست ضریح و حرمش جنت جان است

زآن روز به حالا ، چو یتیمان همه نسلی
دوست دوست کنان ، نام علی روی زبان است

هر خانه که بخشد ز کرم ، شربت و قند است
بر هر لب خندان ز علی نام روان است

همچون دگران عزم کمال است ز رفتن
کز کوچه و هر خانه کرم در جریان است

کمال بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۹
برچسب ها: