فرهنگ نامه

دسته: مقالات
بدون دیدگاه
یکشنبه - ۲۲ مرداد ۱۳۹۶

فرهنگ نامه
شماره ۶
صداقت و راستی
《 دویست و پنجاه سال پیش از میلاد ، در چین باستان شاهزاده ای قصد ازدواج کرد. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را به همسری برگزیند.
وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید به شدت غمگین شد ، چون دختر او به طور مخفیانه عاشق شاهزاده بود.
دخترش گفت که او هم به آن مهمانی خواهد رفت. مادر گفت : تو شانسی نداری ، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا.
دختر جواب داد : می دانم هرگز مرا انتخاب نمی کند اما فرصتی است که دست کم یکبار او را از نزدیک ببینم.
روز موعود فرا رسید و شاهزاده به دختران گفت : به هر یک از شما دانه ای می دهم.
هر کسی که بتواند در عرض شش ماه ، زیباترین گل را برای من بیاورد ، ملکه آینده چین می شود.
دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت.
سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد.
دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گل کاری را نیز آموخت اما بی نتیجه بود و گلی نروئید.
بالاخره روز ملاقات فرا رسید.
دختر با گلدان خالیش منتظر ماند و دیگر دختران هم هر کدام گل بسیار زیبائی به رنگ ها و شکل های مختلف در گلدان های خود داشتند.
لحظه موعود فرا رسید.
شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود.
همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است.
شاهزاده توضیح داد : این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراطور می کند : گل صداقت.
همه دانه هایی که به شما داده بودم عقیم بودند و امکان نداشت گلی از آنها سبز شود.》

شاید امروزه پررنگ ترین عامل شکست و ناراحتی ، عدم وجود صداقت و راستی در میان مردم جامعه باشد. هرکس مطابق امیال خود (چه خوب چه بد) رفتار می کند و نتیجه کارش را پشت ابر دروغ مخفی نگه میدارد. صداقت چون درختی تنومند است و آنچنان ثمره ی شیرینی دارد که هر انسانی با تزکیه نفس می تواند از آن بهره مند شود.
به گفته امام علی (ع) ؛ راستی ، قوی ترین رکن ایمان است.

اکثر مردم گمان می کنند که صداقت تنها در گفتار است ؛ در صورتی که این مقوله ابعاد دیگری را نیز در برمیگیرد که در ادامه به اختصار به شرح آن ها می پردازیم.

۱) صداقت در گفتار : عبارت است از تطابق کلام جاری بر زبان با رویداد های اتفاق افتاده. موردی که در صورت ناهماهنگی ، دروغ را شکل می دهد.

۲)صداقت در رفتار : تطابق گفتار شخص با عمل او. متاسفانه ما همگی ممکن است حرف هایی را بزنیم که در عمل به آن ها پایبند نیستیم. درمقابل صداقت در رفتار ، تزویر و دو رویی قرار دارد‌. صفت ناپسندی که به کرات در رفتار افراد جامعه مشاهده می شود.

۳) صداقت در پندار : عبارت است از پاکی و درستی در نیت یک کار. ریشه هر عملی به نیت آن برمیگردد. اگر نیت پاک باشد نتیجه کار مساعد است و اگر نیتی برخاسته از زشتی و پلیدی باشد ، نتیجه کار نیز شوم است.

ابتدایی ترین رکن صداقت ، راستی در گفتار است. شاخه ای که به دلیل سادگی جای خود را به دروغ داده و به راحتی از منش ما حذف شده است.

اما علت دروغ گفتن چیست؟
دروغگویی دلایل متعددی دارد که در اینجا به مهم ترین آن ها اشاره می کنیم.
در اکثر مواقع فرد از آثار نامطلوب دروغ مطلع نیست و خیلی راحت به آن تن می دهد. هیچ گاه فراموش نکنید که دروغ گناه است و گناه ، حرام.
از دیگر دلایل دروغ گفتن این است که شخص در مواردی با دروغگویی به نتیجه ای مطلوب رسیده و یا کارش راه افتاده است. بنابراین این عمل زشت را در دیگر موارد نیز در دستور کار خود قرار می دهد.
دروغ هیچوقت باعث سربلندی شما نمی شود حتی اگر از آن سودی کسب کنید.
عزت و ارزش راستین ما ، نزد خداست.

صداقت پاک ترین ، زلال ترین و ساده ترین ویژگی محبوب خداست.
با داشتن نیتی پاک ، رفتاری نیک و گفتاری صادقانه در زندگی شخصی و اجتماعی موفق خواهید شد.

نویسنده : محمدطاها دهقانزاده


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۶۹
برچسب ها: