* صبا نامه *

دسته: مقالات
بدون دیدگاه
پنج شنبه - ۲۳ شهریور ۱۳۹۶

شعرک

سکوتِ شاعر
رساترین فریاد
در هیاهوی باد
__

* شعر کوتاه

روز را با چشمانِ بسته
طی می کنیم و
شب
با چشمانِ باز
به خواب می رویم

شاید
رؤیاهای گم شده در بیداری را
به خواب ببینیم !!
______

* کاریکلماتور

از جنگ که حرف می زنند قلبم تیر می کشد

_

* طنزک

_ عذرخواهی

رَخت بربسته از مَرامنامه ی مسئولان !!
_

* داستانک

_ پنج برادر

ما پنج برادر بودیم
پدرمان قبل از مرگش به ما نصیحتی کرد
او گفت : عزیزانم اگر در کنارِ هم باشید هیچ کس نمی تواند به شما آسیبی برساند ..

اما تقدیر , جورِ دیگری رقم خورد

برادرِ بزرگِ مان در جنگ کشته شد
دومی , بعد از یک دوره ی طولانیِ اعتیاد , فوت کرد
سومی , به دلیلِ بیکاری , فقر و طلاقِ همسرش , خانه نشین شد و در آخر , دست به خودکشی زد
چهارمی , به جرمِ شرکت در یک سرقت مسلحانه , اعدام شد
و من
که به عنوانِ یک مُجرم سیاسی , به زندان افتادم و اکنون مشغولِ نوشتنِ خاطراتم هستم .

_

جلیل زعیمیان ( صبا بافقی )


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۳
برچسب ها: