پارتی بازی , از رده بالا تا رده پائین

دسته: مقالات
۱۳ دیدگاه
چهارشنبه - ۵ مهر ۱۳۹۱

این دیالوگ و منو لوگ برای شما آشنا هستند:
_ تو که مدرکت بالاست چکار میکنی ؟
_ ما که پارتی نداریم هیچی , بیکارم .
“باید شیرینی بهش بدم .بنده خدا اگه الان اینجا نبود حالا حالاها میبایست مثل بقیه مردم دنبال کارم میدویدم “
افتخار میکردیم که همه چیز در فرهنگ ایرانی حل میشود و حالا شاهد آن هستیم که خود ما در ضد ارزش هایی چنان حل شده ایم که بخشی از فرهنگ عمومی مان شده اند .
معضلی به نام پارتی بازی بخش عمده ای از فساد اداری ما را در برگرفته است .همه مان به این مسئله واقفیم ؛ همه مان میگوئیم باید برداشته شود و در همان حال همه مان در به در به دنیال آن هستیم و از داشتنش لذت میبریم بلکه افتخار میکنیم.منظورم از “همه مان” مردم و مسئولان خرد و کلان است .این مسئله نه تعارف پذیر است و نه کوبیدن این گروه و آن حزب. به سرانجام رساندن یک قضیه پارتی بازی برای مردم یک لازمه و افتخار شخصیتی شده است و برای مسئولان یک لازم و ملزوم و ابزار کار .
فساد اداری که قسمت عمده اش همان تعبیر عمومی پارتی بازی و سفارش پذیری ست مثل تارعنکبوتی بر پیکره تمامی روابط و قوانین ما تنیده شده و مسئله بغرنج تر از وجود این معضل ,پذیرفتن آن است .روشنه وقتی مسئله ای پذیرفتنی شد کمترین تلاشی برای تغییر یا حذف آن صورت نمیگیرد .با وجود اینکه در قانون خودمون ماده قانونی ضد پارتی بازی داریم که طی آن هرکسی که از نفوذ خود و دیگران در ادارات و سازمانهای دولتی سوء استفاده کند به مجازات حبس تادیبی و پرداخت جریمه محکوم میشود.اما آیا از اجرای این قانون در کشورمون خبری هست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟پرواضح است که دلیل عمده عمر با دوام مسئله پارتی بازی اینه که قوانین از سوی مسئولان و تبع آن ؛ مردم محترم شمرده نمیشود.امیدوارم به قبای کسی برنخورد زیرا بیشترین قانون منع پارتی بازی در ایران تائید شد و تصویب شده اما در عین حال, هر چند عیان است اما باز هم ایزان از لحاظ فساد اداری ومالی جایگاه بدی دارد .بارها خطبای نماز جمعه, سفارش و پارتی بازی را از بزرگترین مشکلات اداری کشور بخصوص دستگاه قضائی خواندند.حال پیش کدام قاضی میتوان این نقض قانون را به ریشخند کشید ؟؟؟؟؟؟؟متاسفانه این معضل ریشه دوانده و و در جامعه ما که یک جامعه اسلامی است نشون دهنده یک سقوط بزرگه .چون تفکری در بین ماشکل گرفته با عنوان “بدون پارتی نمیشه” زیرا وقتی به جای به کار بردن یک استعداد کارآ ,دلجویی و کسب محبت و منفعت از آشنایان را جایگزین میکنیم عملا روی” اخلاق” خط بطلان کشیده ایم .زیرا وقتی مقوله کارایی در جامعه ما جایش را به ارادت ورزی و همسانی در دیدگاه سیاسی و عقیدتی میدهد رسما “وجدانمان” را در قبال توسعه و پیشرفت عمومی زیر پا گذارده ایم.این مقال به هیچ وجه به امیدگشودن گره ای از معضل پارتی بازی نگاشته نشده است زیرا مشخص است این مسئله حالا در اشکال مختلف خود روشی قوی و بلکه اساسی برای به هدف رسیدن بسیاری از افراد و مقوله های فرهنگی و اجتماعی است .بلکه متاسفانه ما مسئله پارتی بازی را در جایگاه ذهنی مان نهادینه کرده و کم کم به سمتی حرکت میکنیم که پس از عادت به ان داریم به این معضل احترام میگذاریم و ان را جزو حقوق افرادی که میتوانند از آن استفاده کنند میپذیریم و چه خوش گفته اند دیگران برای ما که ایرانیان هفتاد میلیون هستند که برادرانه با هم زندگی میکنند .به هر حال پارتی بازی یک اتش بزرگ اما مخملی است که دارد سرمایه استعدادهامان را میسوزاند و در وحله اول توسعه عمومی و بعد حق و حقوق انسانی را به آتش میکشد و تعجبا که اگر همین قدر که به مسئله لباس پوشیدن ,و زیر ذره بین بردن حرکات و رفتار و برخوردها مردم چسبیده ایم, به این معضل سیاه  توجه میکردیم میتونستیم جلوی این آتش مخملی رو بگیریم اما به نظر میرسد دیگرانی که به آن به عنوان یک ابزار پیشرفت نیاز دارند هیچگاه عملا در جهت متوقف کردن آن به معنای واقعی نخواهند کوشید .پس همچنان نوع برخورد , روابط و آینده نگری تان را به روی این پدیده دلنشین تنظیم فرمائید .راستی اگر یه روزی احتمالا خواستید در این زمینه فرهنگ سازی کنید یادتان باشد این موضوع باید از رده های بالای جامعه شروع شود تا مردم بتوانند آن را باور و به آن عمل کنند .

ناهید مظفری


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۴
برچسب ها:
دیدگاه ها
جوان تحصیلکرده بافقی چهارشنبه ۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با عرض سلام مقاله شما خیلی خوب بود وقتی در شهربافق ما … با پارتی بازی پسر خودش را سر کار میگذارد از دیگر مسولین چه توقعی داشته باشیم اگر فساد اداری در کشور مانبود اینهمه اختلاسها که یکی بعد از دیگری نمایان میشود نبود و مثلا در شرکت سنگ آهن آنهایی که پارتی دارند سریع به سر کار میروند وبه آنهایی که پارتی ندارند میگویند سیستم امتیاز بندی است وامتیاز شما کم است سیستم امتیاز بندی که هرکس پدرش بیشتر در جبهه بوده امتیاز بالاتری دارد و برای تواناییها و تخصص افراد اهمیتی قائل نمیشوند

بافقی چهارشنبه ۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱:۲۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ماده قانونی پارتی بازی را بگید کجاست ما هم بدونیم شاید بشه کاری کرد

میثم چهارشنبه ۵ مهر ۱۳۹۱ - ۵:۰۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

پارتی بازی درهمه کشور است

شمع بي زبان چهارشنبه ۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جوان تحصيل كرده بافقي
سلام
شما كه بيكار هستي با ديگر دوستان با سوادت برو دنبال راه اندازي فولاد بافق كه معلق و تعطيل مانده
هر چه بنالي رنگت زردتر ميشه
بايد حركت كرد
سرمايه ها را به بافق جذب كرد و اين مشكل را از بين برد
باز هم خوبه كه بعضي از بافقيها پارتي دارند و به معدن ميروند
بهتر از اين است كه غريبه ها بروند ومشغول كار بشوند
نبايد نا شكري كرد
*كفر نعمت از كفت بيرون كند
*********زمستونا هميشه پشتشون بهاره غصه نخور ***********

hdv[ پنج شنبه ۶ مهر ۱۳۹۱ - ۸:۰۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ای جوان تحصیل کرده تمام عزت و شوکت این مملکت بهمین جبهه رفتن ها بود اگر این ایثارگریها نبود که شما نمی توانستی تحصیل کنی عزیزم انصاف داشته باش

ياس پنج شنبه ۶ مهر ۱۳۹۱ - ۱:۲۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باعرض سلام خدمت جوان تحصيلكرده بافقي . اگر اين جانبازها و ازاده هانبودندالان معلوم نبود چه برسركشورمون ميامد شما اگر جرات داري برو جلو فرزند مسئولي كه با مدرك كم سركار است بگير

نویسنده مقاله شنبه ۸ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۴۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام و ممنون از نظراتتون
ماده قانونی 238 با یک بند و دو تبصره در تاریخ 17 شهریور 1312 به قوانین کیفری ایران افزوده شد که متاسفانه مثل خیلی از مواد قانونی به چشم نمی آید .

شمع بي زبان یکشنبه ۹ مهر ۱۳۹۱ - ۷:۵۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

پاسخ به ياس
داشتن يك شغل مناسب حق هر فرد است
همه افراد بايد يك شغل مناسب داشته باشند
اين طور هم نيست كه همه شغلها را رزمنده ها و خانواده شهدا فقط گرفته باشند
ما خيلي زرمنده و ايثارگر ميشناسيم كه شغل ازاد دارند
بايد يك كار خانه مناسب جوار معدني در بافق راه بيفتد تا جوانها مشغول كار بشوند مثل گندله سازي
فولاد تعطيل شد مهندسها وكارگرها هم بيكار شدند و كسي جواب گو نيست
حالا بيكاري مردم را ربط به جبهه و جنگ مي دهيم وسر دعوا نرخ تعين ميكنيم وچونه ميزنيم كه فلان مي شد وبهمان مي شد
تا زمان كه ما منتظر باشيم يكي از بيرون بياد بيكاري و كم بود ما را برطرف كنه هر روز بدتر از ديروز خواهيم بود

رحمت سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

من خودم هم تحصیل کرده ام ولی اگر شهدا و جانبازها نبودند ما هم نبودیم بی معرفت نباش!!!
در ثانی همه دنیا که تو معدن نیست باید خودمون کاری کنیم که
“از ماست که بر ماست”
یک سوالاز نگارنده محترم
تفاوت پارتی بازی با گره گشودن از خلق با کلام چیست؟؟؟ مرز این دو کجاست؟

شمع بي زبان چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۱ - ۸:۲۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

****همين الان خبر در گذشت دهستاني بهم رسيد خيلي ناراحت شدم ***

نگارنده پنج شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۱ - ۸:۰۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام برای شما که فرق پارتی بازی و گره گشودن از کار خلق رو میخوای بدونی :

روابط و ضوابط و پارتی بازی ها معجزه می کنند: می توانند برای برخی افراد فاقد تخصص و تحصیلات، سودها و موقعیت های کلان به ارمغان آورند، کلید رهایی از چنگ قانون هستند، زمان انجام کارها را تسریع می بخشند، ظالم یا قانون شکن را به یک فرد محق و شریف تبدیل می کنند و مظلوم و متضرر را متهم به توهم و کج فهمی می نمایند و…. و اینها تنها بخشی از معجزات پارتی بازی است اما در مورد گره گشائی از کار خلق هزار و یک قانون از خود درآوردی تحویلت میدن که دیگه از خیر کمک و مساعدت به دیگران هم منصرف میشی ….توی اجتماع ما برای هر کاری قانون تعیین میکنن .طبیب این درد اجتماعی (پارتی بازی )کسی جز قانون نیست، که متاسفانه نحیف و ضعیف در میان انبوه مردمی که خود آن را ساخته و پرداخته اند ، پایمال و تحقیر شده است ..
تو کلاس درس خدا
اونی که ناشکری میکنه رد میشه
اونی که ناله میکنه تجدید میشه
اونی که صبر میکنه قبول میشه
اونی که شکر میکنه شاگرد ممتاز میشه
پس هنوز جای شکرش باقیست

محمد یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۱ - ۴:۲۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام من فوق لیسانس مکانیک از دانشگاه علم وصنعتم ولی به علت نداشتن پارتی نتوانستم کاری پیدا کنم ولی یکی از دوستهام با این که لیسانس دانشگاه ازاد بود چون پارتی داشت کار پیدا کرد

کوچه بینام شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۲۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

من  میخاستم یه چندتا مطلب درباره پارتی بگه  جواب سوال اول من به   شما که میگن نیرو نمی گیرن پس چرا غیر بومی تو معدن زیاد وبوی  کم به  چشم میخور.دوم  من چند سال از بیکارم هست و بسیاری از رفیق هام یا کوچک تر از من رفتن  معدن  هنوز از
خدمتشون نگذشته می روند سرکار ولی ما چی ازاد کارکنیم اخرم  اینقدر دنبال کارم میگریم ولی بازم کسی حاضر نیست  یه کاری انجام بده برای خدا فقط به خاطر پارتی و جالبه از اون طرف میگن وضعیت معدن خرابه اینجوری هست هیچ کسی به فکر کسی نیست هرکی چسبید به کار خودش