پرم ز حسرت آن روزهای بی تمدید

دسته: عمومی , فرهنگی، هنری، مذهبی
۲ دیدگاه
دوشنبه - ۸ آبان ۱۳۹۶

پراز سئوال ، پر ازاشتباه ، یا تردید
پرم ز حسرت آن روزهای بی تمدید

صدای گریه ی باران و های و هو در باد
هجوم دشنه براین شانه های زخمی بید

دراین هوای نفس گیر و تندر و توفان
سکوت ریزش برگ است و خنجر تهدید

و زخم های عمیقی که باز جاری بود
به رود حادثه های شکنجه و تبعید

مرا به سمت سیاهی کشان کشان می برد
مترسکی که ز ترکیب خویش می ترسید

چنان فشرده شب تیره پا ، که پنداری
هزار بار زمین بی ستاره ، بی خورشید

اسیر پنجه ی شب بی قرار و سرگردان
به دور محور تقدیر خویش می چرخید!!!

محمد مرتضایی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۰۴
برچسب ها:
دیدگاه ها
عبداللهي دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۶ - ۶:۲۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درود بر استاد مرتضایی عزیز

محمد مرتضایی پنج شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶ - ۹:۳۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سرکار خانم عبداللهی ممنونم از الطاف بی شایبه شما .