مقبره بزرگترین چکامه سرای قرون اخیر ایران زمین وبنیانگذار مکتب واسوخت کجاست؟؟

دسته: مقالات
۲ دیدگاه
چهارشنبه - ۲۹ فروردین ۱۳۹۷

یکسال پیش در صبح یکی از روزهای تعطیلات عید نوروز ۱۳۹۶بود که با هماهنگی های انجام گرفته به همراه آقای زاده رحمانی ،فرماندار محترم بافق، معاونت محترم فرهنگی اداره کل ارشاد استان یزد ، جناب آقای برهانی شاعر و مطلع محلی و جناب آقای میرجلیلی خبرنگارمحترم انجمن خبرنگاران استان که عیلرغم تعطیلات عید، وقتشان را برای بررسی و تسهیل انتقال بقایای مقبره وحشی بافقی در اختیار فرماندار پر تلاش و ادب دوست بافق گذاشته اند وارد کوچه آروک و خیابان امام یزد می شویم و محل های مشهوری که احتمال وجود مقبره وحشی بافقی بوده را تا کنار ساختمان قدیمی اداره دارایی یزد طی و نتیجه نهایی تحقیقات محلی را به اطلاع همراهان می رسانم. اطلاعات و استدلالات جناب آقای برهانی که خود و مرحوم پدرشان از قدیم الایام در محله زندگانی وحشی بافقی بزرگ شده اند امیدها را برای یافتن محل دقیق مقبره پررنگتر می کند.

پس از ارایه اطلاعات و نشان دادن محل قطعی مقبره وحشی بافقی از همراهان خدا حافظی و تا اواخر غروب همراه جناب آقای برهانی تمام محله پیربرج و شاهزاده فاضل و قبرستان بزرگ جوی هرهر ، خانه اجدادی پهلوان علی عسکر بافقی، اکبرخان بافقی که به همراه فرخی توسط ضیغم الدوله زندانی و فلک گردید، نارگانی ها، سخندان که پسر عمه فرخی بود و سنگ قبری ازوحشی بافقی سال ها درکنار خانه قدیمیاش جاخوش کرده بود را از نزدیک می بینیم تا این گره گشایی ها ملموس تر باشد.

در کنار این بررسی به اسناد و مدارک میدانی کتابخانه ای هم مراجعه می کنیم چرا که قلمرو نفوذ معنوی و قدرت علمی وادبی کمال الدین محمد بافقی مشهور ومتخلص به وحشی بافقی بر هیچکس پوشیده وپنهان نبوده ونخواهد بود.

او یکی از پرافتخارترین ادیبان و شعرای زبردست ایران زمین است که صیت ذوق وهنرش گستره های ایران را در نوردیده و حتی آرامبخش روح فارسی زبانان خارج از کشور ایران هست و طی پژوهشی که نمودم در تمامی کتابخانه هایی که دربردارنده کتب فارسی هستند نسخ خطی اشعار وآثار او را می توان یافت. به دیگر سخن نا همشهریانش اورا بیشتر برداشت کرده و عزیز می دارند تا ما که خودی هستیم!!! اگر به نسخه های خطی اشعار او سری بزنید متوجه خواهید شد که د همان اوان حیاتش هم غزلیات دلکشش دست به دست رو نویسی می شد و به اقتضای امکانات زمان منتشر می گردید.

یزدیان پاک نهاد اورا در شهرشان برداشت می کردند و حتی عصرها دور او گرد می آمدند تا او برایشان شعر بخواند و آنها اورا تشویق و تحسین نمایند.
وفق پژوهش های محلی که انجام داده ام وحشی بافقی عصرها در محلی در نزدیکی شاهزاده فاضل یزد روی سنگ سفیدرنگی می نشست و ادب دوستان یزدی گرد او به شعرخوانی و هنرآفرینی گوش فرا می دادند.
خانه مجردی اونیز در کوچه آروک یا آهروک واقع شده بود که نزدیک همان شاهزاده فاضل بود و کوچه مزبور با آنکه مقداریش در خیابان امام فعلی واقع شد الان هم وجود داد.

بعدها در آن محل گرمابه ای ساخته شد به نام گرمابه صدری و سنگ مزبور کنار تون گرمابه گذاشته شد و همین موجب اشاعه این داستان غلط بین عده ای گردید که برروی قبر وحشی بافقی گرمابه ساخته اند! انگار کوچه آروک که همدم و همنشین شب های پرسوز وگداز این شاعر عارف بود تا به امروز هم به شایعات بی بنیانش در مورد وحشی بافقی ادامه می دهد به طوی که خیلی ها را هنوز هم باور این است که مدفن وحشی بافقی در ابتدای این کوچه که الان داخل خیابان امام قرار گرفته بوده در صورتی که اصلا وحشی بافقی در آنجا دفن نشده بود ! و به گواه اسناد و قراین، محل دفن او صدها متر بالاتر از محل کوچه آروک فاصله داشته!!!.اصلا شایعه وجود مقبره وحشی بافقی در اطراف شاهزاده فاضل از ۷۰ سال پیش رواج یافته وهم اکنون هم بیشتر به خاطره جناب آقای سخندان، خواهرزاده محترم ۹۵ ساله فرخی یزدی که در زمان احداث خیابان امام یزد نوجوانی ۱۲ ساله بودند نسبت داده می شود در حالی که استناد بنده به اسناد تاریخی با قدمت بیشتری است که اصلا اشاره ای به وجود مدفن او دراطراف شاهزاده فاضل نشده وصرفا نوشته اند او را در محله پیرِ برج یزد به خاک سپردند که محله پیرِ برج یا پیرُ و برج یا به نوشته بعض تذکره ها سرِ برج از حدود گورستان جوی هرهر تا محل اداره دارایی قدیم و شاهزاده فاضل را شامل می شده ولی اطراف شاهزاده فاضل را بنابر قاعده شیوع بیشتر به نام این بقعه متبرکه می نامیده اند.

افزون بر اینکه هم اکنون مسجد پیر برج بعد از مدرسه شهناز( فاطمیه فعلی) در خیابان مهدی قرار دارد که امتداد گورستان جوی هرهر است. مسجد کوچک دیگری به نام غریب را هم عده ای به نام مسجد پیربرج می شناسندکه نزدیک مقبره آخوند پشت پاساژ مهدی در خیابان مهدی واقع شده و نزدیکی های جوی هرهر است.بنابر این اشاره تذکره نویسان ۱۵۰ سال قبل به اینکه اورا در محله پیربرج به خاک سپردند با دفن او در محل دارایی قدیم مقرون به صحت می باشد.
از دیگر سو بنا به نوشته جامع جعفری ، عبدالرضاخان یزدی که عنایت ویژه ای به تاریخ و ادبیات داشت و دو کتاب مهم مرجع در تاریخ و ادبیات یزد یعنی جامع جعفری و تذکره میکده به ترغیب و خواست او به نگارش در آمد و از جمله کارهای ارزشمندی که به سال های ۱۲۳۶ ق .(حدود ۱۲۰۰ خورشیدی)و دویست سال پس از فوت وحشی بافقی انجام داده است تعمیر وتذهیب بقعه متبرکه شاهزاده فضل ابن موسی جعفر(ع) ونقاشی سقف ودیوارها و احداث حسینیه در جنب بقعه مزبور برای تعزیه در شب های جمعه وعاشورا وسایر ایام متناسب و چراغانی بام برج از عصر پنجشنبه تا صبح جمعه‌ بود که شخص عبدالرضا‌خان ازشب تا صبح در همان بقعه بیتوته می‌کرد و مطمئنا اگر مقبره وحشی در آن بقعه بود با علاقه و دلبستگی که به بافق و بافقی ها داشت و بیشتر ۴۰۰۰ تفنگچی او از دلاوران بافقی بودند و ارگ و برج او در بافق هنوز پابرجاست دستور نو سازی یا به سازی مقبره وحشی بافقی را می داد در حالی که در جامع جعفری و نیز تذکره میکده اصلا اشاره ای به چنین مطلبی نشده!! تذکره میکده توسط محمّد علی وامق که” نخستین تذکره شناخته شده از شعرای یزد ومنابع آن دست اوّل است وصاحبان تذکره های شبستان، السلسله، شعرای فتوحی، آینه دانشوران، مروارید کویر، دفتر اشعار سعیدی وحدیقه الشعرای بیگی مستقیما وسخنوران والذریعه و ریحانه الادب و تاریخ آیتی و مشاهیر یزد غیر مستقیم ازآن استفاده نموده اند. ” و مرحوم وامق آنرا” موشح به نام نامی امیر نامدار وخدیو کامکار….. عبدالرضا‌خان دام اجلاله ساخت “.

توضیح اینکه اصلا در حدود کوچه آروک و شاهزاده فاضل چه قبرستانی بوده که وحشی بافقی را خواسته باشند درآنجا دفن کنند؟مگر اینکه بگوییم اورا در خانه اش یا در کوچه دفن کرده اند که بعضی چنین نوشته اند در صورتی که اصلا درتاریخ یزد چنین نمونه ای را تا کنون سراغ نداریم و اصلا دفن کسی در خانه اش در یزد مذموم و ناپسند شمرده می شده چه به اینکه چنین شاعر فرهیخته ای را به هر دلیلی چنین کرده باشند؟هیچ یک از تذکره ها هم نننوشته اند که اورا در خانه اش یا در صحن و رواق شاهزاده فاضل دفن نموده اند لذا وفق مرسوم همیشگی او را باید در قبرستان شهر دفن کرده باشند که قبرستان مشهور وقدیمی یزد در آن زمان جوی هرهر در محله پیربرج بوده که چون مردگان را در جویی به نام هُرهُر که در کنار آن جاری بوده غسل می دادند به جوی هرهر مشهور گردیده و قبر بسیاری از بزرگان قدیم و جدید یزد از جمله علامه میزا علیرضای یزدی ، مومن حسین یزدی ،مرحوم فرساد ، بعض از خاندان مشروطه و تعدادی بستگان خوانین یزد ، فاضلی ها از جمله مرمر فاضلی از خاندان شاهزاده فاضلیی ها ، سید احمد بافقی معروف به شهید دوره رضا شاه و نیز علما و خطبای یزدی در آن است.وفق آنچه تحقیق کرده ام قبرستان جوی هرهر از محل فعلی که پشت پارک وحشی بافقی در خیابان مهدیه هست تا حدود تقاطع خیابان استانداری قدیم و امام خمینی یزد ادامه داشته و حتی محل قدیمی اداره دارایی یا مالیه قدیم یزد که روبروی خیابان قدیم استانداری یزد می باشد ادامه داشته و تصویری که به مقبره هشت ضلعی وحشی بافقی نسبت داده شده را می توان در گوشه سمت راست منتهی الیه همین قبرستان دانست .

البته بعض محققین تصویر مزبور را متعلق به میدان وقت الساعه فعلی یا میدان سعادت یزد می دانند در حالی که سنخیتی بین تصویر مزبور با وقت الساعه فعلی دیده نمی شود و در مورد میدان سعادت هم می گویند قبلا وجود داشته و بعدهاکاملا تخریب شده و فعلا وجود ندارد!!و در مورد اینکه صاحب آن بقعه مندرج در تصویر کیست؟ هیچ پاسخی ندارند!! پس از تخریب مقبره و انتقال سنگ به محل زندگانی وحشی بافقی در محله شاهزاده فاضل ، برای جبران این بی مبالاتی بنای پارک و یادبودی برای وحشی بافقی توسط شهرداری وقت یزد در خیابان مهدی پیشنهاد می گردد تا آنکه به مدد همت مرحوم اصلانی نهایتا در سال ۱۳۵۸خورشیدی ساخته و تحویل می گردد.

وفق اسنادی که در مرکز اسناد یزد موجود است پیشنهاد و یگیری های صورت گفته و حتی مساعدت مغازه داران حاشیه خیابان در کمک به احداث بنای یادبود از سال های ۱۳۲۰ خورشیدی صورت گرفته ولی دهها سال تا فرجام کار طول می کشد!

نکته مهم اینکه سنگی سیاه و کنده کاری شده که برروی مقبره هشت ضلعی وحشی بافقی قرار داشته پس از تخریب به اعتبار محله زندگی وحشی بافقی به همان کوچه آروک منتقل وجنب خانه آقای سخندان که خود اهل ذوق و شعر و پسر عمه فرخی یزدی است در اول کوچه قرار می دهند و به گفته قدیمی ها ، عصرها دوستداران ادب به یاد او هرروز جمع شده و به شعرخوانی می پرداختند که بعدا موجبات مزاحمت برای کسبه محل را ایجاد و سنگ ناگهان مفقود می شود که االبته هم اکنون از موزه آیینه یزد روبروی پارک ۷ تیرسر برآورده !

و در آنجا نگه داری می شود. مرحوم استاد سعید نفیسی همین سنگ را به سال ۱۳۴۲ خورشیدی سر کوچه آروک دیده و در مقدمه دیوان وحشی بافقی از آن نام می برد. مرحوم اردشیرخاضع هم آن را حدود ۱۳۰۰خورشیدی نزدیک حظیره ملا سر کوچه ای دیده است.آنچه به اشاعه دفن او در کوچه آورک در دوران اخیر دامن زده همین انتقال سنگ از مقبره اداره مالیه به کوچه مزبور بوده که هنوز هم ادامه دارد! بعض مقاله نویسان نوشته اند: ” در۱۳۲۸قمری در جایگاه کنونی «اداره دارایی یزد»، چهار طاقی ای به عنوان قبر «وحشی» ساخته اند و سنگ سفیدی کنده و در آن جا گذاشته اند که اینک در «موزه فرمانداری یزد» است. هنگامی که جایگاه کنونی «اداره دارایی یزد» را ساخته اند، آن چهار طاقی را از میان برده اند” در حالی که صاحب جامع مفیدی صراحتا می نویسد که چهار طاقی مزبور را به سال ۱۰۸۲ قمری یعنی ۹۱سال بعد از فوت وحشی بافقی آنرا شخصا دیده است.

حال باید استناد به جامع مفیدی را که به گفته مرحوم قزوینی یکی از بیست تاریخ درجه اول ایران به شمار می رود باورداشت یا سخن عده قلیلی از بزرگواران اخیر را.؟؟؟مرحوم استاد کریم پیر نیا پدر معماری ایران که کلام و سخنش برای تمام باستان شناسان حجت و دلیل است نیز در خاطراتی به این باور نویسنده مهر تایید زده و می نویسند: “بعد ها پس از مرگ پدرم به دلیل مقروض بودن مجبور شدیم خانه را بفروشیم. خانه جدید ما را دایی ام برایمان خرید که در «کوچه شازده ها»، پشت «اداره دارایی»، قرار داشت.

در نزدیکی ما، قبر «وحشی بافقی» قرار داشت که بنایی بسیار زیبا بود و با تخریب آن، «اداره دارایی» را ساختند. سنگ قبر احتمالاً هنوز در همان مکان به صورتی پنهان نگهداری می شود و «آقای مشروطه» برای جلوگیری از نابودی، آن را زیر خاک نگاه داشته اند. بنای مقبره ، مانند ساختمان مقبره «حافظ» بود، منتها ایرانی تر.”……… که البته چنین به نظر می رسد که مرحوم آقای مشروطه سنگ را برای صیانت تحویل موزه آیینه داده اند و الان در آنجاست. در یزدکوچه ای به نام شازده ها نداریم ولی کوچه کنار و پشت اداره دارایی قدیم به نام شازده باف معروف بوده و کارخانه ریسندگی یهودی های یزد در آن واقع شده بوده که انگار به اعتبار نوع پارچه ای که محصولش بوده آن را کوچه شازده باف می خواندند.

بنابر این به نظر بنده این انتقال سنگ باعث سردرگمی محل دفن او گردیده و بنابر عقل صواب و آداب مرسوم در یزد از آن زمان تا کنون مدفن وحشی بافقی در گوشه سمت راست ساختمان فعلی اداره دارایی قدیم یزد واقع شده همانطور که از تصویر به جای مانده می توان استنتاج نمود چرا که تا کنون کسی در یزد پاک نهاد ،مقبره ای بدین زیبایی و به قول مرحوم استاد پیر نیا ایرانی تر از مقبره حافظ بر روی قبری بدون صاحب نساخته و در هیچ تذکره ای ادعای وجود مقبره وحشی در کوچه آروک را نمی توان یافت.صاحب عرفات که اولین تذکره بعد از مرگ وحشی بافقی است و ۳۷ سال بعد از مرگ او نوشته شده هم صرفا می نویسد دریزد فوت و به خاک سپرده شد.

مقبره هشت ضلعی را مرحوم محمد علی بیگ ناظر بیوتات یزد در زمان شاه عباس دوم صفویه ( ۱۰۷۶-۱۰۵۲قمری) یعنی ۵۰ سال بعد از مرگ او می سازد و به نوشنته نفیسی بعدا شمس الدین محمد بافقی که مورد وثوق مردم و علما بود گنبدش را تکمیل می کند که محمد مفید در جامع مفیدی اظهار می دارد که آن را به سال ۱۰۸۲ قمری یعنی ۹۱ سال بعد از مرگ وحشی بافقی رویت نموده است که به نظر می رسد منظور شمس الدین محمد بافقی معروف که امام جماعت مسجد مریاباد و بانی ساختمان شهدای فهرج بوده نمی باشد چرا که شمس الدین محمد بافقی معروف به نوشته احمد کاتب در تاریخ جدید یزد به سال ۵۸۵ یعنی ۱۳۳ سال پیش از فوت وحشی بافقی از دنیا رفته بود!ولی به هرحال محمد مفید آن قبه و بارگاه حدود سال های ۱۰۹۰ قمری یعنی ۱۰۰ سال بعد از فوت وحشی بافقی شخصا رویت کرده است.

البته چنین اشتباهاتی در مورد وحشی بافقی زیاد به چشم می خورد همانطور که بعضی نوشته اند در حالت مستی و به دست یار به آسمان ها پرواز نمود! یا اینکه خیلی ها نوشته اند او در نهایت تنگدستی و فقر زندگی می گذراند در حالی او دردستگاه میرمیران و خانقاه او و دامادش بیگتاش خان بافقی حاکم وقت کرمان نشست وبرخاست داشت و معروف است که بیگتاش خان بافقی فقط ۳۸۰ زین اسب جواهر نشان در زرین خانه اش داشت! و وحشی بافقی قصاید مدحیه زیادی در ستایش او گفته بنابراین چگونه می توان تصور کرد که چنین شاعری که استاد مکتبخانه و خانقاه های چنین حاکمانی یعنی معادل دانشگاه های امروزی بود در فقر و تنگدستی به سر برده است؟؟ به هر حال با وجود این اسناد غیر قابل تردید انتساب مدفن وحشی بافقی به کوچه آروک به دور از صواب بوده و اصلا مستلزم شهادت دروغ به بزرگان و اساتید و عرفا و مورخینی است که در بالا اشاره شد و همگی وجود مقبره زیبای وحشی بافقی را در انتهای قبرستان جوی هرهر و چسبیده به ساختمان اداره دارایی قدیم یزد را تایید و حتی اسمی از کوچه آروک یا شاهزاده فاضل نبرده اند! اگر چه به قول برادرش یعنی مرادی بافقی :
بعد مردن تربت مارا عمارت گو نباش
برسرقبر شهیدان گنبد گردون بس است
تصویر به جای مانده از مقبره هشت ضلعی وحشی بافقی که با فلش مشخص شده:

IMG_20180418_093820

سید محمد میرسلیمانی ۱۳۹۷ خورشیدی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۰۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
میرسلیمانی پنج شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۲:۰۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با عرض پوزش سال درگذشت شمس الدین محمد بافقی ۸۵۸ قمری صحیح است که در متن بالا ۵۸۵ نوشته شده.

محمد پنج شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ول کن بنده خدا شما تاریخ سازی می کنی برخی مسئولان را می ندازی سر آب و آتش بذار به کارهای مهمشون برسن