عبرتخانه بافق (۱۹)

دسته: مقالات
۳ دیدگاه
شنبه - ۸ اردیبهشت ۱۳۹۷

همیشه زیبا بین و زیبا بیان باشیم…
سال های دهه ۴۵ تا ۵۰ خورشیدی که مراسم عاشورای حسینی به شیوه سنتی در بافق برگزار می شد، سرگرد جمیلی رییس وقت پاسگاه بافق به همراه رجال حکومتی صبح روز عاشورایی برای بازدید و شرکت در مراسم عاشورا در حال دیدن شبیه گردانان بود که فردی را با لباس وپارچه های سبز رنگ و کلاه خود وشمشیر و سپر با صورتی آبله گون و سیاه چرده و نازیبا، سوار بر اسب می بیند. جمیلی که غریبه بوده و برای اولین بار چنین مراسمی را شاهد است با همان کبر و غرور نظامیان قدیمی که همه کاره شهرها بودند ازاو می پرسد تو کی هستی؟ مرد اسب سوار که یکی ازاستاد بناهای شاعر بافقی بود با بادی به غبغب پاسخ می دهد : من علی اکبرم! سرگرد جمیلی می گوید علی اکبری؟ غلط کردی که تو علی اکبری …علی اکبر خوشگل و شبیه پیامبر بود توی آبله روی پر مو شدی علی اکبر…استاد بنای شاعر که دست و پایش را گم کرده بود می گوید بله درست می فرمایین غلط کردم و از اسب پایین پریده و به چشم بهم زدنی فرار می کند!درروایات صراحتا به زیبایی چهره حضرت علی اکبر (ع) که شبیه ترین افراد به پیامبر اسلام (ص) بود اشاره شده است و اوبه درستی اشاره کرده بود. چه خوب است همگی به این نکته سرگرد جمیلی دقت نظر داشته باشیم و حالا که مبلمان شهری بافق رو به زیباسازی و به آفرینی است از ورود آفت هایی که به زیبایی ظاهر و باطن چهره شهر لطمه وارد می کند جلوگیری نماییم. نظافت و زیبایی ظاهری شهر بافق درایام عید امسال در مجموع خوب بود و اگر عنایت بیشتری به میدان خان تا حوض بازو و داخل خانه وحشی بافقی و شبستان قدیمی مسجد جامع و بلوار چغارت که مزین به نام مدیر عامل پیشین سنگ آهن مرکزی بافق هم می باشد به مراتب دلپذیرتر و زیباتر می نمود که مدیران زحمتکش و پرتلاش شهری خود همانند سرگرد جمیلی حتما برای سال آینده که گردشگران بافق از ۴۰۰ هزار نفر امسال فراتر خواهند رفت چنین نازیبایی را ازاسب گردشگری بافق به زیر خواهند کشید ولی آنچه بیشتر مد نظر اینجانب در این نوشتار است زیبا سازی فرهنگی بافق است که با ورود عده ای خاص از غیر بومی ها گرفتار تناقضات و کشمکش فرهنگی گردیده و درآینده می تواند به معظلی خونریز تبدیل شود. درسالیانی نه چندان دور دو آداب بسیار زیبا و کاربردی بین پدران ومادران ما مرسوم بود که متاسفانه اکنون وجود ندارد:
۱-آب و جارو کردن درب خانه هرروز صبح به ویژه روز های جمعه.در قدیم که کوچه های بافق خاکی بود هروز صبح مادران قبل از طلوع خورشید کوچه را جارو کرده و آب می پاشیدند و اصلا قدم برداشتن در آن صبح با این زیبایی حس بسیار خوشایندی را برای رهگذران عازم صحرا و کارگاه و اداره به همراه داشت.یادم می آید پرفسور سجادی بافقی که به همان لباس آخوندی به آمریکارفت و پس از دریافت دکترای روانشناسی به ایران برگشت وسال های ۱۳۶۵ خورشیدی رییس دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران شد و بعدها داماد دکتر عراقی رییس اسبق دانشگاه تهران شد وقتی تازه از آمریکا برگشته بود یکی دوماه هرروز جلوی خانه پدریش در اطراف محله میرچخماق یزد را به همین رسمی که از بافق به یادگار برده بود آب و جارو می کرد!این سنت نیکو اگرچه در حال حاضر دشوار است ولی سعی در تمییز نگه داشتن سطح شهر و خیابان و کوچه ها ازدست همه ما بر می آید.
۲- شروع صبح با یک پیاله آب جوشیده سرد. رسم زیبای دیگری که مردم بافق مقید بودند قبل از تناول صبحانه یک استکان یا پیاله آب جوش خالی یا با نبات بنوشند که بنابر اعتراف پزشکان و متخصصین تغذیه بهترین راه کار برای تنظیم تمام ارگانهای بدن است و حتی بعضی معتقدند برای درمان بعض ناهنجاری های سیستم داخلی بدن بهترین دارو به شمار می رود!بسیاری از غذاهایی که در طول روز مصرف می‌کنیم، به دشواری هضم می‌ شوند و منجر به درد و نفخ شکم و اختلال یبوست می‌ شوند. نوشیدن آب ولرم در این میان باعث بهبود حرکت روده‌ ها و مبارزه با یبوست می‌شود..از طرفی منجر به آرامش عضلات شکمی، تسکین جوش و اسپاسم می‌ شود. برخی مطالعات نشان داده‌ اند که آب گرم باعث تحریک گردش خون شده و برای درمان زخم‌ های عضلانی بسیار مفید است.دمای بدن و سوخت و ساز آن را افزایش می‌ دهد که با این اتفاق سوخت چربی بالا رفته و عملکرد دستگاه گوارش و کلیه‌ ها نیز بیشتر شده و منجر به تخریب رسوبات چربی در بدن می‌ شود. پاک شدن سموم از بدن بهبود گردش خون را به همراه دارد.
وجود چنین فرهنگ والایی در قدیم موجبات افزایش جایگاه بافق در بین شهرهای ایران گردیده بود تا جایی که فرهیختگان بیشماری بازدید از این بخش چند هزار نفری را شاهد بودیم. در سالیان دور جاذبه بافق بیشتر بر پاشنه فرهنگ و علم و هنر می چرخید در حالی که امروزه تبدیل به پول و اسکناس گردیده است.آنچه مایه تاسف است ورود تعداد زیادی از غیر بومی هایی که هیچ گونه سنخیت فرهنگی ، پوششی، زبانی،رفتاری، اخلاقی وهویتی با مردم

بافق ندارند زنگ خطریست که همگونی و زیبایی فرهنگ بافق را مورد هجمه قرار داده و درحال انهدام وفروریزی است.شهر بافق به جز در یک برهه ای که خشکسالی باعث مهاجرت زیاد مردم به یزد و مشهد واصفهان گردید در همیشه تاریخ پذیرای غیر بومی ها بوده اما هیچگاه واردین به بافق در این سطح از تنزل فرهنگی و رفتاری نبوده اند.میرزا محمد هندی نیشابوری معروف به اخباری که از بزرگارن فرقه اخباریه و از پیشگویان زبردست دربار فتحعلیشاهی بود در حاشیه یکی از کتاب هایش به سال ۱۲۲۸ قمری می نویسد که ” از باب اینکه الحکمه ضاله المومن( دانش گمشده مومن است) عن قریب عازم بافق است برای تخفیف تصدیعات دوستان” !. میرزا محمد که در حکمت و حدیث و فقه و طلسم وجفر و علم اعداد و اشعار فارسی و عربی سرآمد بود برای یافتن حکمت و دیدار دوستانش به بافق می آید.در یکی از این آثار محمد وفائی پسر حاجی رحیم کتاب ردایف الاشعار به ترتیب تهجی قافیه هارا درروز شنبه ۲۹ رمضان ۱۲۴۴ قمری به خط نستعلیق در بافق می نویسد که هم اکنون در اختیار آقای شهریار عادل در شهر پاریس می باشد. اصلا بافق در دویست سال بین ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ قمری در اوج تمدن علمی ، فرهنگی ،سیاسی و نظامی قرار داشته و اینجانب اخیرا به اسناد خوشنویسی حدود ۳۲ بافقی دست یافته ام که هنر زیبای نسخ و نستعلیق شان منشا آثار زیبای علمی در گوشه و کنار ایران گردیده واز جمعیت حدود هزار نفری آن موقع بافق مایه شگفتی و افتخار است در حالی که خوشنویسان فعلی بافق از تعداد انگشتان دست بیشتر نیستند.

سید محمد میرسلیمانی بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۱۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
کاظم کریمزاده شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۳:۰۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام درجه سکار جمیلی که سرگرد ذکر کردند گروهبان بوده اونم فکر کنم گروهبان ۳ و حتی در آن موقع رئیس شهربانی یزد هم سرگرد نبود و خوشبختانه فردی بنام استوار یکم فتاحی بافقی بوده موید باشید

    ناشناس دوشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۰:۳۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    کاظم خان شما اصل ماجرا را ول کردید و چسبیدین به فرع و عیب و ایراد میگیرید
    یادم نمیره یکی کاندیدای شورای شهر شده بود واسه رای جمع کردن تو عکسهای تبلیغاتیش خم شده بود و نوشته بود چاکرتونم

فتاحی پنج شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خدا بیامرزه علی بونه گیر را