بافق و اردکان؛ دلخوری های رو به تزاید

دسته: مقالات
۲ دیدگاه
پنج شنبه - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷

حالا دیگر سطح تنش بین اردکان و بافق به درجه ای رسیده است که امکان نادیده گرفتن و سخن نگفتن درباره آن نیست. دلخوری های این دو همسایه روبه افزایش گذاشته و اظهار نظرها دارد تند و تندتر می شود. کاری که در چنین دعواهایی، عادی اما بسیار نگران کننده است.

مشخصه این گله و شکایت ها این است که به علت حل نشدن بموقع موضوع، تبدیل به نزاع های طولانی و گاه حتی خونین بین چند نسل می شود. با دستمایه ای از حقد و کین.

داستان بافق و اردکان، در عین سادگی و سرراستی، در برخی جاها چنان پیچیدگی های غامضی می یابد که سوء ظن برمی انگیزد و نگرانی می آفریند.

آنچه بین این دو شهر رفته و می رود، البته بسیار طبیعی و قابل پیش بینی بوده و هست و احتمال تکرار آن در نقاط دیگر ایران و جهان هم هست. اما آنچه خطرناک می نمایند، لاینحل ماندن این موضوع ساده است.خوشبختانه بدلیل فاصله زیاد بافق و اردکان و قرار گرفتن در یک بیابان قفر، احتمال درگیری های تن به تن و خون آلود، محال است اما ذهن و زبان و قلم اهالی، آلوده این داستان شده است.

در یک نگاه خوشبینانه، آنچه اتفاق افتاده و می افتد، یک سهل انگاری است. که ترسیم کنندگان و مقسمان قبلی، منطقه میان این دوهمسایه را بیابانی لم یزرع بدون خاصیتی اقتصادی تصور می کردند که طمع هیچ کسی را برنمی انگیزد و می پنداشتند چند کیلومتر این طرف تر یا آنطرف تر در یک بیابان خشک، ارزش جدال ندارد. به همین دلیل اهتمام لازم و دقت نظر در ترسیم مرزها و جابجایی های بعدی آن نکردند.

اما در نگاه بدبینانه _ که هر روز شاهدی هم از غیب برای اثباتش می رسد _ آن است که مشخصاً تغییرات مرزهای جغرافیایی این دو همسایه از روی عمد صورت گرفته و در پس ظاهر بیابانی که دیده می شود، چشم طمع به منافعی بوده است و دستانی، قصد دست اندازی به خانه همسایه و تصرف بخشی از خاک او را داشته اند. در این میان عوامل حکومتی و وزارتی هم آبی رسانده و گربه ای رقصاندهاند.

فعلاً این برداشت در بافق، هواخواه بسیار پیدا کرده است.

اما داستان چیست و راه حلش کدام است؟

خوبی ماجرا این است که هنوز زمان طولانی از آن نگذشته و به زخم کهنه بدل نشده و با کمی تامل و تدبیر، قابل حل است.

اردکان و بافق، هر دو در یک روز در پنجاه سال پیش به شهرستان تبدیل شدند. و برای این کار نیز نیاز به ده و آبادی و روستا و بخش بود و مهمتر از آن، تقسیم مناطق و ترسیم مرز بین این دو شهرستان.که انجام شد. اما بعدها و طی سالیانی دراز_حدود ۳۰ سال _ به مرور، تغییراتی در خطوط مرزی ایجاد شد و شکل و شمایل اولیه بهم خورد. تا اینجا حساسیت زیادی نبود تا اینکه پای جناب اقتصاد و معاش و پول پیش آمد. و این شائبه درست شد که تمام آن تغییرات، برای همین لحاف سنگین تاریخ بشری بوده است و همسایه، با علم به وجود ذخایر و منابع و منافع، دست درازی هایی کرده است و دانستن این موضوع، خشم و خروشی در جوانان امروز بافقی، درانداخته است که نسبت به عواقب آن باید هشدار داد و هشیار بود.

راه حل این موضوع ساده است. یک بررسی همه جانبه و یک تحقیق کامل توسط یک تیم کارشناسی خبره و نشاندن حق در جایگاه خود و اگر حقی ضایع گردیده، بازگرداندن آن و اگر تخلفی محرز شد، برخورد قاطع با خاطیان.

اما آنچه در این میان بسیار مهم است اینکه درهرحالت، افکار و اذهان مردم هر دو شهرستان، اقناع شود و نسبت به درستی تصمیم و تقسیم، قانع شوند.

آنچه از آن بیمناکم، اول؛ عدم جسارت و اراده در مدیران دولتی برای حل و فصل این موضوع است و دوم احتمال ورود سیاست به حیطه حقوق که می تواند فاجعه بزرگتری بیافریند. و نگرانی دیگر من، خالی شدن بدنه تصمیم گیر کشور از کارشناسان زبده است که بتوانند در چنین مسایلی که حیثیتی شده اند، با منقاش تدبیر، موی حقیقت را از برهوت ناحقی ها، بیرون بکشند.

تا همین جا، متاسفانه، بذر کینه و انتقام، رشدی یافته و درحال ریشه دواندن است. بر مسئولین است که سریع ورود کنند قبل از آنکه همه بدن را فرا گیرد و درمان را سخت و حتی ناممکن کند.

تقسیمات کشوری و محلی در کشور ما نشان داده که ظرفیت، تنش آفرینی و آتش افروزی بین همسایگان را دارد و کشته های این راه، می تواند گواه دشواری و صعوبت این راه باشد و همچنین بیدارباشی برای تصمیم گیران.

و حرف آخر؛ تعلل در کار، تزاید دلخوری هاست بین بافق و اردکان.

محمد علی پورفلاح


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳۸۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
محمد رضا برزگری بافقی پنج شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۹:۴۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

چیزی که عیان است چه حاجت به بیان

غنی زاده شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۷:۵۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ممنون از اظهار نظر منطقیتان