نهج البلاغه، گمشده بشریت معاصر

دسته: مقالات
بدون دیدگاه
دوشنبه - ۱۴ خرداد ۱۳۹۷

این دل ها همانند بدن ها افسرده مى شوند ، پس براى شادابى دل ها ، سخنان زیباى حکمت آمیز را بجویید(حضرت علی «ع»)
علی (ع)یک نام نیست بلکه یک اندیشه و مشرب و مکتب فکری است که حقیقت و عدالت و آزادگی را برای جهانیان به ودیعت نهاده است.فردی که هرگز حاضر نشد حقیقت را فدای مصلحت کند و از شدت عدالت در محراب حقیقت به شهادت رسید.
به راستی ما که خود را شیعیان برحق حضرت علی«ع» می دانیم و برای شهادت او مراسم سوگواری برپا می کنیم و در مظلومیت و غربت وی اشک می ریزیم و ادعای محبت و دوستی او را داریم چند بار نهج البلاغه را خواندیم و در محتوا و مفاهیم آن تعمق کردیم.
چند بار برای ما این سوال پیش امده آست که  نهج البلاغه حاوی چه نکات و مفاهیمی است و چند بار این انگیزه در ما ایجاد شده است که حداقل بیاییم  چند صفحه یا چند خطبه ازاین کتاب که« فوق کلام مخلوق و دون کلام خالق» است را با صبر و حوصله بخوانیم تا حداقل بدانیم که این کتاب که راه و روش بلاغت نامیده می شود؛ در برگیرنده چه سخنان حکمت آمیزی است واز همه مهم تر چند بار تصمیم گرفتیم که پیروان راستین اسوه عدالت و پرهیزگاری باشیم و به حکمت های گهربار نهج البلاغه عمل کنیم
دریکی از نوشته‌ها ی جرج جرداق ؛استاد ادبیات عرب لبنان و مولف کتاب« علی صدای عدالت انسانی»  آمده است: جاذبه های کلمات امام علی (ع) شوری در من ایجاد کرد که ۲۰۰ بار نهج‌البلاغه را مطالعه  کردم.
این جمله باید بر تعصب و غرور اعتقادی ما ضربه وارد کند و از خود بپرسیم که چرا یک مسیحی ۲۰۰ بار نهج‌البلاغه را می‌خواند اما من که خود را از شیعیان امام علی می‌شمارم و ادعای محبت و ولایت او رادارم به‌راستی  چند بار نهج‌البلاغه را خوانده‌ام؟؟؟
وقتی به محیط پیرامون خود نگاه می کنیم با جامعه ای روبرو هستیم  که از یک طرف دچار بی اخلاقی، فساد ،خرافات، افسردگی ،خودپسندی، مصرف گرایی،  تجمل زدگی افراطی ،افزایش طلاق، فرار مغزها، رودهای خشک شده ، جنگ آب، پول پرستی، دغلکاری و دروغ است .
ابتذال ، سطحی نگری ، افراط و تعصب  درآن موج می زند،هر کس ساز خودش را می زند و جامعه از محتوا و اندیشه خالی شده است .
تنها راه نجات و رستگاری چنین جامعه ای  این است که از سرچشمه های معارف الهی و اندیشه های ناب بشری سیراب شود ودر مسیر سخت خردورزی گام بردارد و برای کم کاری ، سستی و کاهلی خود آسمان و ریسمان نبافد و رفتار و کردار این وآن را؛ دلیل و حجت بی مسئولیتی و بی تعهدی خود نیاورد.
جامعه ما متاسفانه تشنه شناخت  و معرفت نیست وعطشناکی روح در آن دیده نمی شود و تعمق و ژرف اندیشی یکی از حلقه های مفقوده کمال طلبی آن محسوب می شودهر چند که در ظاهر تلاش می کند خود را عاشق و شیفته معرفت بداند.
بدانیم اگر کتاب ارزشمندی که میراث معنوی  و دینی ما محسوب می شود توسط مردم خوانده نشود یا اندیشه های مولف آن با روح مردمی سازگار نباشد این کتاب در عمل تنهاست و بیگانه می ماند هرچند که نامش با هزاران تجلیل و تعظیم برده شود.
بدون شک قرآن و نهج البلاغه گمشده بشریت معاصر هستند و سستی و کاهلی و کم کاری به بهانه های واهی  از ما قابل قبول نیست.
بدانیم قرآن بر سرگذاشتن و درشهادت امام گریستن، شرط لازم برای رسیدن به وادی رستگاری و نجات است اما شرط کافی نیست.
دکتر حسین ارجمند


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۹۲
برچسب ها: