یادداشت های سردستی (۶)

دسته: محمد علی پورفلاح , یادداشتهای سردستی
یک دیدگاه
یکشنبه - ۲۴ تیر ۱۳۹۷

یادداشت قبلی که اشاره ای به شرایط اقتصادی و چگونگی گذران زندگی در بافق در روزهای جنگ کرده بودم، با واکنش هایی روبرو شد. عده ای پسندیدند و برخی دیگر رو در هم کشیدند که الان چه وقت این حرفهاست. و تعدادی هم شروع کردند به خط و نشان کشیدن برای اختلاس گران و دزدان بیت المال که کاسه صبرمان از دست شما لبریز شده و چه و چه.
از این سخن ها گذشته، همانطور که رئیس جمهور و به صورت واضح تر وزیر بهداشت گفت، طوفانی در راه است. همه می دانیم که تصمیم نهایی با سیاستمدارن طراز اول مملکت است. فعلاً بنا بر مقاومت هست. اگرچه غافلگیری هم در سیاست بسیار رواج دارد. تا این لحظه هیچ نشانه قوی برای زد و خورد نظامی با آمریکا نیست. اما حتماً درگیری اقتصادی رخ خواهد داد. و به طور حتم در ماههای پیش رو، اتفاقات تازه ای شکل خواهد گرفت.
آنچه به ما مربوط می شود، آموختن دوباره صبر است. البته که می توان بی صبری هم کرد. همانطور که در رفتار بی صبرانه مردم در بازار ارز و سکه و … دیدیم که چگونه از دست دادن صبر ما، می تواند میلیاردها تومان به دارایی میلیاردها وطنی اضافه کند. از دست دادن صبر، می تواند همه ما را وارد مسابقه ی بی سرانجامی کند که پایانش، ضرر همه باشد.


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۴۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
منصورح یکشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۷ - ۱۱:۲۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام همه میدانیم میوه صبر شیرین است اما در این مدت به شخصه تجربه تلخ بدست آوردم صبر کردم سکه شد ۳ برابر زمین و مصالح و…… هزار چیز دیگر و چیزی که ملت را زجر میدهد سو استفاده کردن متاسفانه ژن های خوب از صداقت و صبر ژن های به واقع عالی ملت مستضعف که این ژن های خوب باید از لبریز شدن صبر انها که مانند سیل هر چه بدست اورن با خود میبرد