تودیع و معارفه ای نادر(۵)

دسته: مقالات
بدون دیدگاه
پنج شنبه - ۲۸ تیر ۱۳۹۷

فرماندار محترم عنان سخن را به دست می گیرند و همان ابتدا یاد آور می شوند فرصت ما در شهرستان اندک بود برای همین خیلی کارها دست زده شده بود یا دست زدیم ولی زمان نیاز دارد به نتیجه برسیم مثلاً همین فولاد که برخی معتقد هستند دستان مافیای فولاد در به ثمر نرسیدن فولاد بافق مداخله دارد برای من قابل قبول نیست.چگونه است که برای هفت طرح دیگر از طرح های هشتگانه فولاد در کشور مشکلی ایجاد نشده و باید در مورد فولاد بافق چنین تفکری داشت.این موضوع نیاز به ریشه یابی عمیق دارد بنده فرضیه هایی برای این تعلل دارم که در مصاحبه ای نیز گفته ام ولی باید کارشناسی شود. تا اینجا کار را پیش بردیم می بینم بر لبان بعضی لبخند نشست و این دلیل رضایت مندی است و اعلام فرضیه عزیزان کار کمی نیست با یک تلاش به نظریه مبدل می شود و آیندگان می توانند برای حل مشکل فولاد بافق راهبرد و راهکار بنویسند و در نهایت منجر به نتیجه می شود شاید چندین فرماندار بیایند و بروند مهم نیست مهم نتیجه است که به سود شهر و مردم است .

یا همین جاده که تا حال دغدغه بسیاری از فرمانداران قبلی بوده و الان نیز دغدغه است یه کوچولو دیگه از جاده باقی مانده اما انجامش کار بزرگی است باید کارشناسی شود چرا بعضی میلگرد کم داده اند اگر علت اعلام می شد شاید بدین نتیجه می رسیدیم جاده را بدون پل بسازیم مانند اینکه فرماندار قبلی چنین کرد پل رودخانه شور را نساخت اتفاقی هم نیافتاده فعلاً که جواب داده کسی هم به خاطر آن کشته نشده بقیه پل ها حذف شده بود الان جاده تمام بود چندین آبنما ساخته می شد مردم هم در رفت و آمد به یزد احساس خستگی نمی کردند چون همراه با هیجان بود و برای بچه ها چه کیفی می داد عدم مطالعه و استفاده از نظریات جدید جاده را معطل کرده است.

اما کارهای که با مطالعه دقیق بوده و در دوره بنده شروع شده بدون مشکل پیش رفته است مثلاً در سال ۹۶ ساخت سه بیمارستان برای شهرستان های ابرکوه، خاتم و بافق مصوب شد و در مورد بافق مقرر گردید تا اسکلت بتن شهرستان کمک نماید. ۴ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان از سوی شهرستان برای ساخت بیمارستان ۹۶ تختخوابی مقرر گردید که از این میزان اعتبار ۳ میلیارد از سوی شرکت سنگ آهن و ۱ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان توسط فرمانداری و مجتمع فلات مرکزی پرداخت شده است.

یا همین میراث فرهنگی ضمن رشد بودجه اش در اولین جلسه ارتقا نمایندگی در سازمان میراث کشور پرونده بافق نیز طرح موضوع می شود.

باید توجه داشته باشید همه این کارها را با ندادن بودجه عوارض به شهر انجام دادیم که این همان خلاقیت و نوآوری است که اشاره کردند .

ضمناً برای شرکت سنگ آهن مدیر بومی در نظر گرفته شده که اینده مشغول کار می شود برای تغییر مدیریت آموزش و پرورش تا حدودی پیشرفتیم دوکارخانه فرآوری خرما در شرف راه اندازی است ۶۵ مورد تسهیلات اشتغالزایی روستایی پرداخت شده بیش از ۵۰۰ نفر ایجاد شغل داشتیم بهرحال ریل گزاری اصلی در عمران وآبادانی شهرستان که کار بس طاقت فرسایی بوده انجام شده سختی ها را پشت سر گذاشتیم از تمام کسانی که این مدت زحمتشان دادیم قدردانی میکنم.

آقای زاده رحمانی عزیز سخنش را تمام کرد ولی دارد به پشت تریبون بر می گردد گویا نکته ای از قلم افتاده است مجری عقب می رود جایش را به ایشان می دهد ایشان با همان لبخند همیشگی که بر لب دارند می گویند راستش یادم رفت یک اقدام دیگری که در دوران خدمت موفق شدم انجام دهم مطالعه جاده سیروس آباد که جایگزین جاده گزوئیه بشود همگی واقفید دارای چه اهمیتی است از همگی عذر خواهم والسلام.

مجری از زحمات زاده رحمانی عزیز قدر دانی می کند و این شعر از وحشی بافقی را می خواند که اگر مسئولی نرود کسی جایگزین نمی شود :

شه اکنون اوست خدمتکار باشید/به خدمتکاریش در کار باشید/ چوبر تخت زر خویشش نشانید/ به دست خود بر او گُهر فشانید/ بزرگانش مبارک باد گفتند/ غبار راه او از چهره رُفتند/ بلی این ست قانون زمانه/ به عالم هست اکنون این ترانه / نبندد تا کسی از تختگه رخت نیاید دیگری بر پایه تخت/ دو سر هرگز نگنجد در کلاهی / دو شه را نباشد تختگاهی.

این اشعار پسند حضار قرار گرفت و همه شروع به هلهله و شادمانی کردند که وحشی چند قرن قبل چگونه حال این جلسه را دانسته و بیانی چنین نیکو دارد . مجری مقصود خود را رسانده بود لذا باز از آقای زاده رحمانی دعوت کرد تا برنامه خود را برای دوران جدید خدمت بیان دارد …
این رشته سر دراز دارد
احمد علیزاده فلاح


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۹۱
برچسب ها: