یادداشت های سردستی (۲۱)

دسته: محمد علی پورفلاح , یادداشتهای سردستی
۲ دیدگاه
چهارشنبه - ۱۰ مرداد ۱۳۹۷

آنچه استاندار به بافقی ها نگفت.

استاندار آمد. استاندار یزد، خالی الذهن آمد و بدون آنکه چیزی کف دست بافقی ها بگذارد و وعده دندان گیری بدهد، رفت.

مصاحبه خبرنگاران بافقی با استاندار استان یزد در حاشیه نشست مشترک فرمانداران و بخشداران استان که در بافق برگزار شده بود را خواندم. چند نکته به ذهنم رسید که می نویسم.

اول. پاسخ های بسیار موجز استاندار به سوالات خبرنگاران مرا به این نتیجه رساند که نکند ایشان هم یک رسانه گریز شده باشند. همیشه تعجبم از این بوده که مسئولان وقتی سخنرانی می کنند حداقل نیم ساعتی در حال خطابت هستند. اما وقتی نوبت به پاسخ به سوالات می رسد بسیار مختصرگو می شوند و پاسخ های دوپهلو و گاهی هم کاملاً غیرمرتبط می دهند. در حالیکه افکار عمومی منتظر بسط مطلب و شنیدن ظرایف و دقائق و چزئیات هستند. به این پرسش خبرنگار و پاسخ استاندار دقت کنید.

وی [ استاندار یزد] پیرامون میزان تخصیص اعتبار استان به شهرستان [بافق] نیز چنین بیان کرد: صباغیان عضو شورای برنامه ریزی استان است و در جریان میزان و مقدار آن هستند.(نقل از سایت بافق فردا).

استاندار محترم می توانستند یا حتی به نظرم باید در برابر این سوال، میزان اعتبارهای تخصیص داده شده به شهرهای مختلف استان را دقیق بیان می کردند و اگر اختلافی در بین شهرستان ها بوده، دلیل این اختلاف در میزان اعتبار را می گفتند. از آنجا که هیچ تصمیمی بدون تدبیر و سبک و سنگین کردن های عقلانی اتخاذ نشده، پس گفتن آن دلایل عقلی به مردم، می تواند در بهبود روابط دولت و ملت تاثیر مثبت داشته باشد و اعتماد سازی کند. اینگونه پاسخ های غیرمرتبط، افکار عمومی را به این نتیجه می رساند که زیر کاسه ها، نیم کاسه های است و تصمیم مسئولان آنچنان که باید و شاید از استحکام عقلی برخوردار نیست.

نکته دیگری که به ذهنم رسید و برایم بسیار عجیب بود، اعلان بی اطلاعی استاندار از یکی از مسایل بسیار مهم و حیثیتی برای بافقی ها بود. وقتی خبرنگار پرسید

۳۴ نقطه الحاقی که در سال ۸۸ به طور مشروط به بهاباد داده شد چرا پس از گذشت ۹ سال به بافق بازگردانده نمیشود ؟ و از استاندار پاسخ شنید
در جریان نیستم !(نقل از سایت عصر بافق)

چطور ممکن است استاندار یزد در جریان چنین مسله مهمی که درآینده حتماً تنش زا خواهد شد، نباشد. از پاسخ استاندار می توان به این نتیجه هم رسید که هنوز مجموعه تصمیم گیر استان برای این معضل تدبیری نیندیشیده است و این دردی است که من به وضوح در دوران بیست ساله کاریم شاهد آن بوده ام.

الان با سیستم اداری روبرو هستیم و مدیرانی داریم که تا به مسئله ی مهمی برخورد می کنند که هر تصمیمی برای آن بگیرند، تبعاتی در بر خواهد داشت، بهترین کار را، تصمیم نگرفتن، تشخیص می دهند. بارها شاهد این شیوه عجیب بوده ام. در این مورد خاص هم، بازگرداندن ۳۴ نقطه اهدایی شهرستان بافق به بهاباد، عملاً شهرستان بهاباد را از حیز انتفاع ساقط می کند و باز باید به عنوان بخشی از شهرستان بافق بشود. عدم بازگرداندن این ۳۴ نقطه با اعتراض ساکنین این مناطق همراه است که هنوز هوس بافقی بودن در سر دارند. بی شک تصمیم گیری در مورد این مسئله تبعات غیرقابل پیش بنبی خواهد داشت و هیچ کس نمی خواهد تصمیم سخت بگیرد.

شاید بشود با اندکی تسامح، مشخصه مدیران کشور را همین تصمیم نگرفتن های سخت دانست. الان در سطح کلان این وضعیت بخوبی در مورد تحریم ها و آینده اقتصادی ایران و چگونگی رویارویی با آمریکا مشهود است. و در سطح خرد، می توانم از دعوای مرزی بافق و اردکان شاهد بیاورم. باز هم به پرسش و پاسخ خبرنگار سایت عصر بافق با استاندار ارجاع تان می دهم.

پیگیری مرزهای بافق و اردکان به کجا رسیده و در چه مرحله ای قرار دارد؟
وضعیت فعلی تثبیت شده در هیات وزیران دهه ۷۰ است ما اکنون در حال بررسی هستیم؛ در جلسه ای که با اعضای شورای شهر بافق در این خصوص برگزار شد، اسناد و مدارک به طالبی معاون سیاسی و امنیتی استاندار تحویل داده شده است، تحقیقات کارشناسی که صورت گرفت نتیجه اعلام می شود .
سیاست دولتمردان تدبیر و امید در استان یزد این است که بگویند این تغییرات مرزی مربوط به زمان آقای هاشمی رفسنجانی و دولت سازندگی است. که حرف کاملاً صحیحی هست. اما مردم اکنون می خواهند موضع دولت آقای روحانی را بدانند. اگر خطایی رفته است ضمن عذرخواهی و مجازات مسببین، اصلاح شود و اگر اشتباهی صورت نگرفته، به بانگ بلند اعلام شود.
استاندار دولت عدالت محور آقای محمود احمدی نژاد هم که همه از قاطعیت و انقلابی گری و جسارت او سخن می گفتند، شهامت نکرد در این قضیه ورود کند. دولت تدبیر و امید هم سالهاست این دست و آن دست می کند. البته واضح هست، هر تصمیمی که راجع به خطوط مرزی مورد اختلاف بافق و اردکان گرفته شود، تنش هایی یا در بافق یا در اردکان خواهد داشت. اما چاره ای جز انتخاب و تصمیم نیست. شاید آن وضعیت سخت که همیشه از آن می گریزیم، دررسیده باشد.

محمد علی پورفلاح بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۵۹
برچسب ها:
دیدگاه ها
محمد چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۷ - ۱:۱۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

چرت و پرت نگو

همکار پنج شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ - ۸:۲۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

این مطلب واینگونه مطالب بسیار عالی و ایکاش همه اینگونه نقد میکردیم