یادداشت های سردستی (۲۲)

دسته: محمد علی پورفلاح , یادداشتهای سردستی
۳ دیدگاه
پنج شنبه - ۱۱ مرداد ۱۳۹۷

شورای ترافیک، چراغی بیفروز.

خودروسازان وطنی و شورای ترافیک بافق، بیشترین مانع بر سر راه توسعه شهر را ساخته اند. این شوخی بود که با دوستان می کردیم. زمانی که دست انداز سازی در بافق، مد شده بود.

خوشبختانه با همت خودروسازان و مونتاژکاران ، الان دست هر خانواده بافقی اگر دو قوطی کبریت حلبی که اسمش را خودرو گذاشته اند؛ نباشد، یکیش هست و اگر ماشین نباشد، موتورسیکلت بی کیفیت سرهم شده چینی، حتماً هست و شاید از هر کدام، چند تا. و چه تعداد پسربچه های که هنوز موی بر صورتشان نروئیده و وزنشان از وزن وسیله نقلیه ای که می رانند کمتر است و پاهاشان به رکاب موتور سیکلت هم نمی رسد و دارند در خیابان ها، می تازند و تک چرخ می زنند و همه را عاصی کرده اند. و عجیب تر گاهی است که بر ترک همین موتورها، مادرهاشان با یک سر و گردن بلندتر از خودشان، سوارند. این شده که الان خیابانهای شهر مملو از ماشین و موتورهایی است که نه به خود رحم می کنند نه به پیادگان.

شورای ترافیک بافق هم بنظر می رسد دو چیز را خوب بلد است. دست اندازی سازی و مسدود کردن دوربرگردان ها و راههای دسترسی مردم را. کافی است به شهر بافق سری بزنید و تعداد دست اندازها را بشمارید. خوشبختانه مدتی است شورای ترافیک بافق، اعتیادش به دست اندازسازی را کم کرده است. اما مسدود نمودن دوربرگردنها هنوز هست. به بلوار انقلاب اگر بروید این موضوع عیان می شود.

اما امروز بحثم بر سر حق عبور عابر پیاده است. می پذیرم که با ازدیاد ماشین ها، اولویت حرکت، اول با سواره است. خودروسوار باید بتواند با خیال راحت و سرعت بتازد. اما در این میان، پیادگان هم حق درجه دومی دارند. و این مشکل را دنیا با نصب چراغ راهنمایی حل کرده است. نمی دانم چرا بافق ما علاقمند است، هنوز هم به عنوان شهر بی چراغ باقی بماند.

ما ایرانی ها در ظاهر بسیار اهل تعارف به هم هستیم اما نشان داده ایم در خودروسواری اصلاً و ابداً تعارف نداریم. هیچ کس حاضر نیست بایستد تا دیگری عبور کند. همه حق عبور را به خودشان می دهند. این بی نظمی و بلبشو در رفت و آمد در عصرهای بافق بخوبی نمایان می شود. کمتر کسی است که یک نیش ترمز بزند تا طرف مقابلش عبور کند.

حالا اگه در خودرو باشی، باز یک چیزی. تو هم یک زوری داری. می توانی پررویی کنی و به زور هم که شده، راه بگیری. اما وای به روزی که پیاده باشی. باید خیلی مراقبت کنی و هر لحظه منتظر حادثه باشی. تصور کنید می خواهید از کنار دکه مطبوعاتی فرهنگ و پارکینگ شهرداری و از روی دست انداز عجیبی که شهرداری بافق به اذن شورای ترافیک، ساخته، بطرف امامزاده عبدالله بروی یا برعکس برگردی. درست مثل بندبازها باید هی نگاه کنی و فاصله ها را بسنجی و این پا و آن پا کنی و در یک فرصت چندثانیه ای به سرعت از مقابل خودروها بگذری و بطرف دیگر خیابان بدوی. و جالب است نمی دانی حق عبور با توست یا خودرو سوار؟ حتماً آنکه پشت فرمان هم هست نمی داند، حق عبور با اوست یا با عابر پیاده. احتمالاً یک چراغ سبز و قرمز بتواند، این حق را به هر دو طرف حالی کند. نمی دانم چرا شورای ترافیک بافق دستش به چراغ نمی رود.

از آن بدتر و سخت تر زمانی است که قصد کنی از عرض خیابان وحشی بافقی دریک شامگاه، عبور کنی. به معنی واقعی کلمه، باید اشهدت را بخوانی. هیچ خودروی سر توقف ندارد. با سرعت به تو نزدیک می شود. فقط باید جانت را برداری و از معرکه بگریزی. به نظر می رسد، پل عابر پیاده پیشنهاد عاقلانه ای باشد. یکی می گفت بافقی ها عادت به گذر از روی پل عابر پیاده را ندارند و برای همین هم نمی سازند. گفتم عجب استدلال محکمی. خوب شد، کار دنیا دست این تفکر نیفتاده. وگرنه هیچ دارویی ساخته نمی شد چون هیچ کس میل به خوردنش را ندارد.

زور ما که به خودرو سازان و موتورسیکلت سوران نمی رسد. رو به شورای ترافیک بافق می کنیم و می پرسیم آیا وقت روشن کردن چراغ قرمزی در بافق نرسیده است؟ وقت آنکه اگر پیاده ایم یا سواره، کمی به اجبار چراغ هم که شده، صبوری و از خودگذشتگی را تمرین کنیم. ممکن است زیر لب بر باعث و بانیش، لعنی هم بفرستیم ولی می ارزد که شما، چراغی بیفروزید.

محمدعلی پورفلاح بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۱۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
همکار شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۷ - ۸:۲۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

حالا هم که در اوردند عکس جریمه دوربین را نمیفرستند باید دوندگی کنی تا بدهند.میگن توسایت فلان ولی نه از سایت خبریسن ونه …خدایا به داد بافق برس

    ناشناس پنج شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۷ - ۹:۵۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    میخوان برای پلیس +۱۰ هم یه کاسبی راه بندازن

نسیم شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۷ - ۸:۲۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

حالا باز جلو دکه کنارپارکینگ که خیلی خوبه .شما اگر بخواهی ازمحدوده میدان اصلی میدان گلابدان نمیدونم گلابزن تا جلو داروخانه تشکریو اون ور تر بری اونور خیابان که واویلاست