یادداشت های سردستی (۳۲) طلاق در بافق

دسته: محمد علی پورفلاح , یادداشتهای سردستی
۲ دیدگاه
یکشنبه - ۲۱ مرداد ۱۳۹۷

آنطور که رئیس اداره بهزیستی شهرستان بافق اطلاع داده در سال ۹۵ تعداد ۱۵۶ مورد طلاق در بافق اتفاق افتاده، در سال ۹۶؛ ۱۷۲ و در پنج ماهه اول سال ۹۷، ۶۲ زوج در بافق از هم جدا شده اند.

بدون آنکه بخواهم کسی را بترسانم و بگویم طلاق چیز بدی است و اصلاً نباید باشد. می خواهم در حد فهم خودم، برای کم کردن از اثرات منفی این پدیده، پیشنهادی بدهم.

می پذیرم که یک پایان تلخ، بهتر از یک تلخی بی پایان است. خودم در سه چهار پرونده طلاق از نزدیک درگیر بودم و به چشم خود دیدم تا چه اندازه نفرت بین زوجین، موج می زد و هزار بار خدا را شکر و صدها رحمت به حضرت رسول نثار کردم که جدایی و طلاق را اسلام دستور داده و پذیرفته است و به عنوان مشاوره به مسئول پرونده گفتم بهترین دوا برای این دو نفر، جدایی آنهاست.

گاهی امکان ندارد دو تن بتوانند با هم باشند. دیگران هم نباید اصرار کنند. از یک جنبه خوشحالم که جامعه به این درک رسیده که وقتی دو نفر نمی توانند ادامه دهند، فلسفه سوختن و ساختن هیچ راهگشا نیست. مگر انسان چندبار فرصت زندگی کردن دارد. که بخواهد در آن بسوزد. فلذا هرگز کسی یا کسانی را به خاطر طلاق، سرزنش نکنیم.

اما می توان خانواده هایی را سرزنش کرد که تازگی ها دخترها و پسرهای نوجوانشان را به ازدواج هم درمی آورند. دلیل شان هم این است که شرایط جامعه بد است. بچه ها هر چه زودتر ازدواج کنند، بهتر است. مگر قرار است ما مشکلاتمان را با فرار کردن از آن حل کنیم.

مرد جوانی را می شناسم که در سن ۲۵ سالگی هنوز به بلوغ فکری نرسیده و مثل نوجوانهای ۱۳ ساله رفتار می کند. این آدم اگر وارد زندگی یک نفر دیگر بشود، چه اتفاقی می افتد.

نکته دیگر آن است که خانواده ها همه چیز برای بچه هایشان فراهم کرده اند. بنابراین به قول قدیمی ها، بچه ها نازک نارنجی شده اند. و به همین دلیل با مسایل ساده، برافروخته می شوند و خشمگینانه تصمیم می گیرند.

بدلیل شرایط کارم که در دانشگاه هست به چشم می بینم که جوانها فوق العاده بی طاقت شده اند. تقریباً همه آنها، طلبکارانه با آدم صحبت می کنند. و متاسفم که بگویم حتی بی ادبانه.

کافی است به فضای مجازی سر بزنید و به لحن جوانها دقت کنید. بیست کلمه نوشته اند، از همه آنها بوی درگیری و دعوا تراوش می شود. پایین آمدن آستانه تحمل مردم، دلایل مختلفی دارد. که از حوصله این مقال خارج است.

این می شود که طلاق زیاد شده است. سایر مشکلات زمینه ساز و تشدیدگر مثل اعتیاد که دیگر جای خود دارد.

بنظر من رسید مسئولان بجای تقبیح بیش از حد طلاق که موجب شده، جامعه واکنش منفی به آن نشان بدهد و در برابر آن موضعگیری بکند. قبح ازدواج های مجدد را بشکنند. مخصوصاً در مورد بانوان. در قدیم من زنی را می شناختم که سه بار ازدواج کرده بود. الان زیاد می شنویم که می گویند فلانی ها مثلاً برادر هم هستند از یه مادر و دو پدر.

بحثم را با این جمله بسیار زیرکانه پایان دهم که زمین باید هزاران بار بچرخد تا دو نفر که واقعاً کفو هم و لباس هم و در حد هم هستند، یکدیگر را پیدا کنند.

محمد علی پورفلاح بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۳۹
برچسب ها:
دیدگاه ها
علی دوشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ - ۸:۲۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام و آفرین برشما دوست بزرگوار و فرزانه که این روزها سلسله مطالبی مفید و مرتبط با جامعه را مورد توجه قرار میدهید بنظرم اگر بحث اهمیت نظافت و اینکه گاها همشهریان آشغال خود را روی ماشین قرار داده و یا خارح محدوده شهر میگذارنند و موحب تخریب محیط زیست میگردند و یا موضوع گذاشتن نگهبان برای نخل های خرما در بلوار سنگ آهن را نیز یادآوری نمایید در صورتیکه میتوان کام رهگذران غریبه را با اهدا ی بسته های کوچک خرما شیرین کرد چرا که واگذاری و فروش این میزان اندک خرما قرار نیست هزینه ای از دوش شرکت بردارد .به امید اینکه همچننان شاهد مطالب زیبایی شما باشیم

ناشناس دوشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بسیار عالی و زیبا