یادداشت های سردستی (۴۰) آرزوهای یک نماینده.(قسمت دوم)

دسته: محمد علی پورفلاح , مقالات , یادداشتهای سردستی
بدون دیدگاه
شنبه - ۳ شهریور ۱۳۹۷

سومین موضوعی که محمدرضا صباغیان بر آن بعنوان دستآوردش تاکید دارد، تشکیل اتحادیه های کارگران و برگزاری انتخابات شوراهای کارگری شرکت سنگ آهن است.

تردیدی نیست که مجامع صنفی و تشکل های کاری و سیاسی، می توانند به عنوان بازوانی پرتوان در خدمت اهداف کنشگران و فعالان جامعه مدنی باشند. هر چقدر که بتوانیم از تمرکز قدرت کاسته و نسبت به توزیع آن در میان اقشار اجتماع، موفق عمل کنیم به همان نسبت از فساد قدرت، جلوگیری کرده ایم. ایجاد تشکل ها، یکی از راههای تحقق حکومت مردم سالار است. از این جنبه باید به نماینده محترم حق داد که دستآورد بسیار مهمی داشته است و اگرچه قوانین زیادی در این زمینه وجود داشته ولی اجرای آن در زمان حاضر، گام بلندی است. اما برای اثربخشی تشکل های کارگری و اتحادیه های سایر اقشار، باید به این نکته توجه کنیم که آنها برآمده تفکر و خواست کارگران باشند. با آرای مستقل و قدرت چانه زنی.

از آنجا که شرکت های خصوصی اصولاً به مقوله اتحادیه های کارگری روی خوش نشان نداده اند و شرکت های بزرگ دولتی هم در حد زینت المجالس با چنین اتحادیه هایی موافقت کرده اند، بنابراین نباید زیاد به کارکرد این تشکل ها امید داشت. آنها عملاً فاقد قدرت برای نصب یا عزل مدیران مجموعه خود هستند. هنوز هم تقریباً تمام مدیران ما انتصابی هستند. حتی در دانشگاهها که مراکز عمده نخبگان هست، اساتید و دانشجویان نقشی در تعیین روسای دانشگاه خود ندارند. در حوزه کارگری هم وضع به همین منوال است. علاوه بر آنکه عمده قدرت کارگران برای چانه زنی در مقابل کارفرمایان در اهرم فشار تعطیلی کار و اعتصاب خلاصه می شود که تا این لحظه چارچوب مشخص و معینی برای آن تعریف نشده است.

چهارمین موضوعی که جناب صباغیان روی آن انگشت می گذارد، دست بر قضا یکی از مناقشه برانگیزترین موضوعات چند سال گذشته شهرستان بافق خواهد شد. بحث آنجاست که ایمیدور مزایده ای برگزار کرده و مواد خام میشدوان و آنومالی های بافق را برای فروش عرضه کرده و شرکتی از اردکان برنده آن مزایده شده و حالا با توجه به نگاه بسیار بدبینانه مردم بافق به شهرستان اردکان و موضوعات لاینحل در مورد تعرض اردکان به مرزهای جغرافیای بافق، این مزایده می تواند موجب بروز خشم و برافروختن آتشی شود.

پیچیدگی های بحث وقتی مشخص می شود که دیدیم شورای شهر بافق بیانیه داد و خودش را در این موضوع مهم، کنار کشید و اعلام کرد کاری از ما ساخته نیست و زورمان نرسیده و فرماندار شهرستان هم بدون آنکه نظری از خود اعلام کند، فقط به این بسنده کرد که اگر مدیرعامل شرکت سنگ آهن بگوید، به نفع شرکت نیست، حوزه سیاسی شهرستان آماده مذاکره جدید است.

راه حلی که نماینده بر آن می دمد این است که آن شرکت برنده مزایده که قرار است مواد خام معدنی بافق را برای اردکان ببرد، مجبور کرده است در ازای مال و ثروتی که از بافق می برد، سرمایه ای بیاورد و چراغی روشن کند.

من اصلاً به چنین راه حلی خوشبین نیستم. دلیلم هم تجربه تاریخی است از این نوع واگذاری ها دارم. شرکت های خصوصی و خصولتی به تنها چیزی که نمی توانند بیندیشند ،منافع مردم است. آنها به دنبال هرینه ی کم و سود بیشتر خود هستند. نمونه اگر می خواهید به مجتمع فسفات آسفوردی ارجاعتان می دهم.

چند سال پیش مجتمع فسفات بافق را به شرکتی خصوصی واگذار کردند. قرار شد آن شرکت، کارخانه ای تازه بسازد و هنوز که هنوز است چنین نکرده است. حتی شنیده ام تعدیل نیروی کار هم داشته است. بنابراین نباید به چنین وعده های دلخوش داشت. شرکت های خصوصی در بهترین حالت و با کلی تبلیغ و نمایش، کمک های در امور خیریه می کنند یا مدرسه ای شش کلاسه می سازند که در مقایسه با سود سرشاری که می برند، هیچ است.

اگر شعار قانون مداری نماینده محترممان در مجلس شورای اسلامی را بپذیریم، باید خدمت ایشان بگویم، بکوشید راهی قانونی برای توسعه متوازن و موزون همه ی شهرستان های استان یزد بیابید. آنچه مردم بافق را بشدت، آزرده خاطر و خشمگین کرده است، اجرای تبعیض آمیز و دوگانه قوانین است. آنها مدام می پرسند چگونه ممکن است آن طرف بام برای همسایه، همیشه بهار و تابستان و این طرف برای ما، پاییز و زمستان باشد.

محمدعلی پورفلاح بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۳۳
برچسب ها: