چهارشنبه ۳ام خرداد ۱۳۹۶ ۱۰:۴۴:۲۰ قبل از ظهر

جدایی های یزدی

کد خبر: 1159
تعداد بازدیدکننده: 179
تاریخ: ۲۸ بهمن ۱۳۹۰

خبری در روزنامه شرق ( ۲۶ بهمن ۹۰) نشر یافت که به فکر، فرو بردم. یزد بیشترین رشد طلاق در کشور را داشته است. البته وضع ایران هم در این زمینه چندان خوب نیست یا بهتر است بگویم خیلی بد است.

ایران با ثبت ۱۳۷ هزار مورد طلاق در سال گذشته ، بعد از کشورهای آمریکا، روسیه، انگلیس و اسپانیا در رتبه پنجم جهان قرار گرفته است. البته فاصله ما با اسپانیا فقط سه هزار مورد طلاق کمتر است که هرآن احتمال این هست که به رتبه چهارم نیز برسیم.

سوال این است که چرا مسئله طلاق با این ابعاد بزرگ درجهان و کشور ما رخ داده است؟ و این در حالی است که در تعالیم دینی و منش های عرفی همه ی مردم دنیا، تاکید بسیاری به حفظ و قوام خانواده شده است و از جدایی، نهی شده ایم.

من فکر می کنم مهمترین عامل، نگرش جدید آدم های نسل نو به مسئله دیرپای ازدواج است. امروز هرچه برای جوانان تعلق ایجاد کند و تعهدی بر گردن و گرده آنان بنهد، خوشایندشان نیست. نه این که فکر کنیم آدمهای گذشته هم از تعهدمندی راضی بوده اند. اما جرات و موقعیتی که برای رهایی از تعهدها در جوامع امروز فراهم آمده، درگذشته با این وسعت وجود نداشت. علاوه بر آنکه امروز فرصت هایی برای جوانها هست که در بیرون چارچوب خانه، نیازهای خویش را ارضا کنند. مهمترینش، فنآوری های نوین ارتباطی است که رابطه ای که برای گذشتگان و هم نسلان ما در حد خواب و رویا بود، اکنون برای بچه های ما به چشم برهم زدنی فراهم و مثل آب خوردن مهیا است. از تلفن همراه و پیام خطی و پیام تصویری بگیر تا صفحات دوست یابی اینترنتی و تا امواج پیوند دهنده ماهواره ای.( فوراً اضافه کنم که من با این تکنولوژی ها مخالفتی ندارم. هر نسلی حق دارد به اندازه تلاشش از مواهب عالم بهره مند شود). اما چه بخواهیم چه نخواهیم، جهان نو، نگرش های تازه و سبک های نوین زندگی را با خود آورده است.

دوستی یزدی برای من تعریف می کرد که می خواسته برای پسرش زن بگیرد و دهانش از تعجب باز مانده بود که در مراجعه به خیلی از خانه های یزدی، با دختران بدون پوشش مرسوم در برابر نامحرم، روبرو می شده است و عجیب تر آنکه خانواده ها هم از این کار منعی نمی کرده اند. ( این نمونه ای است از تغییر نگرش ها، به تابوی ارتباط زنانه و مردانه).

همین مسئله مرا وا داشته به این بیندیشم که آیا ازدواج به سبک و سیاق گذشته، می تواند ادامه داشته باشد یا باید تغییری در آن داده شود. یعنی با توجه به شرایط، نوع جدیدی از پیوند زنانه و مردانه به وجود آورده شود که در آن دختران و پسران گریزپای جدید، آشیانه ای بسازند و تعهدی در حد و اندازه های نگرش رهایی پسند خود، بپذیرند. پرواضح است که این چنین تغییری، مستلزم عوض شدن نسلی و دگرگون نمودن پندارهای همگانی در رابطه زن و مرد است.

البته  نمی توان در کشور و استان یزد از رشد طلاق حرف زد و اشاره ای به زنجیره ای از عوامل تاثیر گذار بر هم نکرد. اول مشکل معیشت و سختی اقتصادی.

جالب است که همه ی دولت ها نیز بدون آنکه برای این مشکل راه حل بجویند، از سر چاهش با ترفندی، پریده اند و امروز کار را به جایی رسانده اند، که تقریباً همه ی ما از وضع بد اقتصادی می نالیم.

این شرایط اقتصادی، بیکاری می آورد. یا اگر کاری هم باشد، حقوق اندکی. همین می تواند مقدمه ایی برای جدایی ها باشد.

رشد مصرف مواد دخانی و اعتیاد آور هم در چرخه طلاق، عامل مهمی است و متاسفانه این مواد در استان ما هست و مصرفش هم، کم نیست.

اما عامل دیگری که شاید کمتر به آن توجه شده و من از چند نفر از دوستان که دست اندرکار امور دادگاه و مشاوره هستند، پرسیدم، نبود عشق و نیاموختن راههای عشق ورزی در بین همسران این خطه است. به تعبیری، مشکلات جنسی. و از آنجا که نمی توان مستقیم از این مسئله حرف زد، به طور غیرمستقیم طلاق به عنوان راه حل، مطرح و اجرا می شود.( این مسئله نیازمند تحقیق دقیق تری از سوی مراجع ذی صلاح است). اما اگر باشد و بطور پنهانی بر رشد طلاق در استان ما تاثیر گذاشته باشد، باید هرچه سریعتر نسبت به تغییر آموزش ها و آموزه های جنسی جامعه اقدام کنیم.

   محمد علی پورفلاح