پنج شنبه ۴ام خرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۱۸:۰۶ قبل از ظهر

منتظران رجعت(۲)

کد خبر: 11991
تعداد بازدیدکننده: 221
تاریخ: ۰۷ آذر ۱۳۹۱

برای اطمینان بیشتر حدیثی دیگر را از امام صادق (ع) در تاویل آیه ۶ سوره اسراء مطرح می کنیم. ایشان می فرمایند: “انّ اوّل مَن یَکِرُّ الی الدنیا الحسین بن علی (ع).”.. اولین کسی که به دنیا رجعت می کند امام حسین (ع) و اصحابشان هستند و همین طور یزیدبن معاویه و اصحابش. در ادامه حدیث می فرمایند، در آنجا صحنه ای فراهم می شود که یاوران امام حسین (ع) مطابق با صحنه عاشورا و دقیقاً برابر با همان صحنه ها از قاتلان خویش انتقام گرفته ، یزید و یزیدیان را به هلاکت می رسانند! (۸) روایت دیگر نیز در این راستا ذی آیه: “ذلک و من عاقب “… ذکر شده است (۹) این است و هر کس به همان قدر ظلمی که به او شده عقاب کند. سپس به او ظلم شود البته خدا او را یاری می کند و همانا خدا را از گناه خلق عفو و آمرزش بسیار است. نقل می شود: وَ مَن عَاقَبَ یعنی رسول الله (ص). کسی که عقوبت کند منظور حضرت رسول الله (ص) هستند ما عوقَبَ بِه یعنی حسیناً ارادوا ان یَقتُلوه . مانند انچه به او ظلم شده است، منظور امام حسین (ع)  هستند که دشمنان اراده کردند که او را بکشند و ثُمَ بَغی علیه لَینصُرنه الله :یعنی بالقائم من وُلده . وسپس به او ظلم شود البته خدا او را یاری می کند، منظور حضرت قائم (عج) از فرزندان اوست که به نصرت او قیام می کنند. (۱۰) آری! در ان زمان است که انتقام خونهای به ناحق ریخته شده اهل بیت عصمت و طهارت (ع) قیام می کنند و ندای انا المُنتقِم امام زمان (عج) را لبیک می گویند. آن زمان است که بار دیگر صحنه کربلا رقم می خورد ، عاشوراییان حسینی(ع) در یک صف و یزیدیان نیز در صف دیگر در مقابل هم قرار گرفته و این بار لشکر حق به فرماندهی امام حسین (ع) هست که تمام لشکر کفر به فرماندهی یزید را به قتل رسانده و ندای “اینَ الطالبُ بِدمِ المقتولِ بکربلا”ی هزاران ندبه خوان را اجابت خواهند کرد.
حقیقتاً نگاه از منظر این سه روایت به عاشورا چه تغییرات عجیب و عظیمی در نگرش و تفکر انسان ایجاد می کند. آیا براستی چه رابطه ای است میان مظلومیت امام حسین (ع) و قیام منتقم آل محمد (عج) ؟ چه رابطه ای است میان اصحاب حضرت سید الشهداء (ع) و یاوران امام مهدی (عج) ؟ آیا می توان از کربلای حسینی (ع) به ظهور مهدی (عج) رسید؟ بله، قیام امام حسین (ع) و برنامه الهی او با ظهور امام زمان (عج) و تحقق حکومت حقه اهل بیت (ع) به اکمال خود می رسد و اگر ما با دیدی کوته نظرانه به دنبال نتایج و اهداف مقطعی قیام امام حسین (ع) در همان فضای زمانی و همان شرایط حاکم باشیم به ثمره ای قابل قبول و مورد رضایت نمی رسیم که هیچ بلکه نتایج این حرکت را مقطعی و ابتر خواهیم یافت ولی این گونه نیست. اگر با این منظر که کاروان حسینی (ع) الگوی حرکت به سوی ظهور است به عاشورا و قیام امام حسین (ع) ، دیدگاهها و سخنان و رفتار ایشان و یاورانشان در خلال ۳۲ روز حرکت کاروان از مکه به کربلا نگاه کنیم این حرکت هم شامل روشها، درسها و عبرتها بوده و هم شامل مسیر و راه و هدف خواهد بود. باید به گونه ای به عاشورا نگاه کرد که من جوان شیعه در این زمان غیبت ، زمانی که امام زمانم، مهدی (عج) وجود دارند و بهره می رسانند . بتوانم بهترین روشها و بهترین رفتار در قبال را در مورد امام حی و زنده ام انجام دهم. بتوانم از درون رفتار کاروانیان حسینی (ع) رفتار در قبال امام زمانم را فرا گیرم. بتوانم از درون احساسات و روحیات و صفات کاروانیان حسینی راه رسیدن به امامم را پیدا کنم . آری! امام من زنده است و مطمئناً راهی برای رسیدن به ایشان وجود دارد.

ظهور مهدی (عج) سیراب از چشمه همیشه جوشان کربلای حسین (ع)
یاری سید الشهداء(ع) و انتقام غاصبان اهل بیت (ع) بدون رسیدن به ظهور مهدی (عج) تحقق نخواهد یافت و زمینه سازی و برپایی ظهور مهدی (عج) نیز بدون الگو قرار دادن کاروان حسینی (ص) از تمام ابعاد امکان نخواهد داشت و یا با واژه های دیگر اینکه: پرداختن به عاشورا و قیام حسینی بدون نگاه به آینده و بدون توجه به نهایت و هدف آن ابتر است و رسیدن به ظهور مهدی (عج) بدون برداشت و تغذیه از چشمه جوشان کربلای حسینی (ص) محال. این گونه است که مولایمان ابا عبدا… الحسین (ع) می فرمایند: اگر من مهدی (عج) را ببینم خدمتش خواهم کرد و امام زمانمان می فرمایند: من برای مومنی که یادآور مصیبت جد شهیدم بشود سپس برای فرج و تائید من دعا کند ، دعا می کنم. شاید این پیام مولای ما باشد که می فرمایند: ای محبان من! ای کسانی که هر محرم در عزا و مصیبت من و خاندان من سیاه بر تن می کنید و خیمه های عزا برافراشته می کنید و بر سر و سینه می زنید. ای کسانی که در عطش نصرت من هر صبح، عاشورا زمزمه می کنید و هر جمعه ندبه کنان ، انتقام گیرنده اهل بیت (ع) را فرا می خوانید. ای کسانی که زمزمه “اللهم اجعل مَحیای محیاً محمد ٍو ال ِ محمد ٍ و مماتی مماتَ محمد ٍ و آل محمدٍ،” اشک قنوت نمازتان است و تمنای “وَ ثَبِّت لی قَدمَ صدقٍ عندکَ معَ الحسین و اصحاب الحسین” معراج سجودتان!
برخیزید برخیزید و به سمت من بیایید برخیزید و به کاروانیان من بپیوندید .
بیایید و اهل کاروان شوید عاشورایی شوید تا در کاروان جای بگیرید من و کاروانیانم در آستانه ظهور منتظر شما هستیم، ندای هل من ناصر ینصرنی مرا که از دروازه ظهور شما را فرا می خواند ، نمی شنوید؟ برخیزید برخیزید و به سمت من بیایید. باید گفت آنان که آرزوی یاوری حسین (ع) را در دشت کربلا دارند انان که مشتاق سربازی از حریم اهل بیت (ع) هستند و آنان که آرزو دارند کاروان امام (ع) را همراهی کنند و در شب عاشورا به خیمه امام (ع) راه یابند و ندای او را لبیک گویند ؛ بدانند که:
کاروان حسینی (ص) در مسیر زمان بسوی ظهور مهدی (عج) در حرکت است.
قافله سالارش سیدالشهداء(ع) و سپه سالارش حضرت ابوالفضل (ع) ، مسیر کاروان را به سوی امام زمان (عج) نشان می دهند. هنوز هر شب عاشورا ، امام حسین (ع) یاران خود را به خیمه خویش فرا می خوانند و از بین ” من کان فینا باذلاً مهجته و موطناً علی لقاء ا… نفسه فلیر حل معنا” (۱۱) ، در صحیفه خود ثبت نام می کنند. آنان که از بین تمام زیبایی های دنیا و آنچه در آن است فقط و فقط امام (ع) را انتخاب کرده اند و پیمان بسته اند که جان و مال و آبرویشان را فدای امام خویش کنند آنان چه خوب اصحابی هستند برای نصرت امام زمان خویش. هر سال محرم فضایی مهیا می شود، بهانه ای برای امام (ع) که از بین خیل مشتاقان و محبان خود، آنان که در تفکر و کلام و رفتار شیعه اهل بیت (ع) هستند ، را انتخاب کرده و برای سربازی مهدی (عج) گلچین کنند. سربازانی که در همان فضای کاروان، تعلیم و تربیتی حسینی شوند برای نصرت امام مهدی (عج) .
کاروان وجود دارد. من باید وارد کاروان امام (ع) شوم. من باید تحت ولایت ولی و قافله سالار کاروان قرار بگیرم . من باید از صاحب کاروان اذن میدان بگیرم!

مولا جان! یابن فاطمه!
جان من به فدای شما. اگر همه روزها عاشورا و همه زمینها کربلا است پس کاروان شما نیز وجود دارد، شما ولایت می کنید تعلیم و تربیت می کنید و اذن میدان می دهید. راه رسیدن به کاروان شما چیست؟ کاروان شما کجاست؟ آیا مرا نیز به کاروان خود راه می دهید؟ ولایتم می کنید و آیا اذن میدانم می دهید؟ این محرم و عاشورا نیز       می گذرد و من …
جَون آن غلام سیاه چه کرد و چه رفتاری از خودش نشان داد که او را نیز اذن میدان دادید؟ شما به او فرمودید: ای جون ! من بیعتم را از تو برداشتم تو به امید عافیت و امنیت تا اینجا همراه ما آمده ای، در راه ما خود را به ناراحتی و مصیبت مبتلا مکن. او در آن مدت همراهی با کاروان شما چه دیده بود و چه نوشیده بود که خود را به روی پاهای مبارک شما انداخت، آنها را بوسید عرضه داشت: ای فرزند رسول خدا! من در زمان رفاه و آسایش با شما بودم ولی در شدت ناراحتی و در مقابل دشمن دست از یاری شما بردارم؟ نه، به خدا سوگند، هرگز از شما جدا نخواهم شد تا خون سیاهم با خون شما آمیخته گردد . او نیز به خاطر چنین رفتاری در اعلی علیین جای گرفت. ولی ابن عباس چه؟ مولا جان! من می خواهم رفتاری چون جون داشته باشم. رفتار ابن عباسی که با نظرش و با توصیه به امام زمان خویش از قافله عاشوراییان بازماند، در خون و فطرت من نیست.
یابن فاطمه ! شما قبل از عزیمت بسوی عراق دستور دادید کاغذی آوردند و در آن کاغذ مکتوب فرمودید :

بسم ا… الرحمن الرحیم
“این نوشته ای است از حسین بن علی به بنی هاشم؛ اما بعد ، همانا هر کس به من ملحق شود به شهادت می رسد
و هر کس از من کناره گیری کند پیروزی نصیبش نخواهد شد. والسلام”(۱۲)
مگر ابن عباس از خویشان و نزدیکان شما نبود مگر محمد بن حنفیه فرزند امیر المومنین (ع) و برادر شما و عبدا…، شوهر حضرت زینب (س) نبودند پس چگونه شد که دعوت شما را بی پاسخ گذاشتند ؟! مگر آنان همنشین شما نبودند. مگر آنان محب شما و محب پدران شما نبودند مگر آنان به فضایل و مناقب شما نزد خداوند، حضرت رسول ا… (ص) و قرآن آشنا نبودند مگر آنان شاگردان کلام وحی و احادیث امامان معصوم (ع) نبودند؟ پس چه چیزی مانعشان شد از همراهی؟ مولا جان! من نیز وقتی خودم را در شرایط و فتنه ها و امتحانات الهی ان زمان قرار       می دهم فقط به خدا پناه می برم . من خودم را لایق همراهی با امام زمانم در کاروان ایشان حتی تا میانه راه ، نمی بینم چه برسد به اینکه توفیق داشته باشم تا در شب عاشورا همراه با دیگر کاروانیان چون حلقه ای نگین وجود مقدس امامم را در میان بگیرم و در کارزار عاشورا چون پروانه ای در انوار ساطعه خورشید ولایت امام (ع) ذوب شوم. به چه اطمینان و پشتوانه ای آسوده خاطر باشیم؟ اعتماد و توکل به خدا؟ اشتیاق و حب نسبت به اهلبیت (ع)؟ عبادت و بندگی؟ کسب علوم و دانسته ها؟ نه هرگز. این ارزش ها به تنهایی معیار پیروزی و سعادت نخواهد بود که دیده ایم هر کدام از این افراد در نوع عبادت و حب و علم، سرآمد زمانه خود بوده اند. من خود را در کاروان امام حسین (ع) نمی بینم. من خودم را کاروانی و اهل کاروان نمی بینم. باید برای مولایم تربیت شوم.
مولا جان! مرا تربیت می کنید؟ احساسات من می گوید به شور و حماسه حسینی بپرداز و از آن بهره ها بگیر ولی فطرتم می گوید؛ ان الحسین مصباح هدی (۱۳) ، به جنبه نوری امام حسین (ع) بپرداز که تو را لطیف و هم سنخ با خوبان درگاه الهی می کند. به جنبه مصباح هدایی امام حسین (ع) بپرداز که نتیجه اش هدایت است و نه جنبه هایی که نتیجه اش فقط شور و حماسه باشد.
مولا جان! من نمی خواهم صرفاً دنبال مکانهایی باشم که فقط شور حسینی در آن است ، نمی خواهم به مکانهایی بروم که صرفاً مصائب تو و خاندان تو را با آهنگ و موسیقی زیباتری می خوانند یا به میان عزادارانی بروم که حسینی بودن را در طبل و سنج و عَلَم بزرگتر جستجو می کنند ، آنان که نورانیت هدایت تو را به ثمن بخس      می فروشند و در ازای آن فقط بخشش گناهان و گشایش امور خویش را می خرند. مولای من! خاک قدوم محبان و عزاداران تو که محل فرود ملائک مقرب توست، توتیای چشمان ما اما آیا شما به همین مقدار رضایت دارید و ارتقاء و رشد را برای محبان خود نمی خواهید؟ آیا ما نیز باید به همین مقدار بسنده کنیم؟
مولا جان! محضر شما کجاست؟ آن مکانی که بشود از نور هدایت و ولایت شما بیشتر بهره برد، آنجا کجاست؟ مولاجان! به من یاد دادید که اگر می خواهم از یاوران شما باشم و در کاروان شما راه داشته باشم و در هنگامه رجعت در رکاب شما برای امام مهدی (عج) سربازی کنم باید ایمانیات، صفات و رفتارهای کاروانیان شما را واجد شوم. باید چون جَون خاکسار آن حریم شوم، چون علی اکبر (ع) روحم در فراغ شما ارباً اربا شود و چون ابوالفضل (ع) به دنبا اذن از امام زمان خویش باشم.
مولای من! مادر بزرگوارتان حضرت زهرا (س) منتظر قیام فرزندشان مهدی (عج) هستند و مهدی (عج) نیز در انتظار شیعیانی چون کاروانیان حسینی (ع) که از جان و مال و ابروی خویش دست کشیده ، زندگی خود را در معیت امام خویش در سفر معنی می کنند، و تن به تربیت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) می دهند.
مولا جان! مرا برای فرزندتان مهدی (عج) تربیت می کنید؟ مولای من! تعرض، جسارت و دست درازی دشمنان خدا به حریم امن اهلبیت (ع) و فدک فاطمه سلام ا… علیها از حد باور و صبر گذاشته است. غزه و میانمار را می بینی؟ کجاست آن دست یداللهی ؟ کجاست آن ذوالفقاری که دست ناپاک نامحرمان را قطع کند؟ و کجایند آنان که در رکاب قائم آل محمد (عج) بپاخیزند و اسلام و تشیع اهلبیت (ع) را آنگونه که مرضی خداوند است در آسمان و زمین پیاده کنند؟
خدایا! شیعیان اهلبیت (ع) را در صحنه های آخرالزمان ، پیروزی ، سربلندی و سرافرازی با عزت عطا فرما.
خدایا! عوامل و زمینه های اقامه ظهور مهدی آل محمد (عج) را فراهم بفرما.
خدایا! موانع ظهورش را برطرف ساز.
خدایا! کمکمان کن.
خدایا! دستمان را بگیر.
وصلی الله علی سیدنا محمد و آل محمد .

محمد حسین فیاض

………………………………..

پی نوشت:
۸- معجم احادیث المهدی ج ۵ حدیث ۱۶۹۵
۹- سوره حج آیه۶۰
۱۰- معجم احادیث المهدی ج ۵ ص ۲۶۹ حدیث ۱۶۹۲
۱۱- هر کس که در راه ما، بخشنده جان خویش است و خود برای دیدار خدا مهیا کرده است پس با ما کوچ کند.لهوف ص ۶۱
۱۲- لهوف
۱۳- عیون اخبار الرضا (ع) – ج ۱ ص ۵۹