سه شنبه ۲۸ام دی ۱۳۹۵ ۰۹:۱۳:۰۰ بعد از ظهر

همه سهم مردم بافق از« بیشه در»

کد خبر: 12186
تعداد بازدیدکننده: 288
تاریخ: ۱۳ آذر ۱۳۹۱

«بیشه در» یا همان «پیش در» اولین تلاقی کویر با کوه در امتداد جاده بافق به بهاباد را کمتر فرد بافقی هست که نشناسد و یا برای یک بار که شده در بازگشت از سفر یک روزه در ایام بهار یا ۱۳ نوروز به عنوان اتراق انتخاب نکرده باشد چرا که خنکای سایه انداز کوه با اندک وزش نسیم چنان تن آدمی را نوازش می دهد که می خواهی با یک فنجان چای آتشی لذت سفر برگشت از مناطق ییلاقی بافق تا بازگشت به شهر کویری را دو چندان کنی.

توقف اتومبیلها و پهن کردن بساط شادی در این منطقه از دیرباز رسم مردم کویری بافق بوده به طوری که تنی چند از مسؤلین بافق در دهه ۸۰ با علم به این ظرفیت بر آن شدند در دامنه این کوههای سربه فلک کشیده تفرج گاهی بنا کنند و حتی نامش را «محمد مسعود» نهادند.

چند روزی هم ماشین آلات شرکت سنگ آهن در کوهپایه های این مکان راهی درست کردند و قرار بر این شد کار سرعت گیرد.

اما با تغیر دولت و مدیران اجرایی شهرستان این پروژه تفریحی هم مانند بسیاری از پروژه های دیگر بافق به فراموشی سپرده شد و این مردم بودند که باز به همان سایه دل پذیر کوههای سترگ بیشه در دل خوش کردند و در این میان چه تلفات مالی و جانی که نصیب کویر نشینان نشد از جمله از دست رفتن طفلی ۳ ساله بر اثر غفلت خانواده و نزدیک بودن مکان اتراق به جاده بافق – بهاباد که اگر تفرجگاه حتی در حدی کوچک به ثمر رسیده بود ثمره زندگی یک خانواده از بین نمی رفت.

بر سر کار آمدن مدیر بومی در شرکت سنگ آهن مرکزی پس از همت جانانه مردم در اردیبهشت ۹۰ موجب شد موضوع تفرجگاه با نام «وحشی بافقی» دوباره در دستورکار قرار گیرد که گزارشی از میزان پیشرفت آن توشط اداره منابع طبیعی در همین سایت تحلیلی خبری اطلاع رسانی شد و اما امروز..

چند ماهی است ادامه روند احداث این پارک متوقف شده و علی رغم هزینه ای که برخی از مسؤلین شرکت سنگ آهن آن را چند صد میلیون تومان اعلام می کنند مافیای سنگهای تزیینی که برخلاف تصورمان برخی از آنان بومی هم هستند جلو پیشرفت این پروژه تفریحی را گرفته است.

گروه خبری «بافق فردا» پس از اطلاع از توقف احداث این تفرجگاه با حضور در این منطقه چیزهایی را به چشم دید که گوشه ای از آن برای خوانندگان عزیز درج می شود:

هنوز چند کیلومتری از بافق دور نمی شوی که برشهای کوههای دوردست و نزدیک جلو چشمانت خودنمایی می کند، تخریب محیط زیست و دگرگون شدن چهره طبیعت برای منفعت بیشتر اولین موضوعی است که چشمها را می آزرد.(به عکسهای زیر که در امتداد جاده از بافق تا بیشه در تهیه شده دقت کنید)

رها نمودن تکه های بزرگ از سنگهایی که مرغوبیت کمتری دارند و دارد دشت را به تسخیر خود در می آورد .

عدم اطلاع رسانی دقیق که این معادن سنگ از آن کیست موضوعی است که شایعات زیادی در بر دارد و گاه نامهایی از برخی بزرگان حکومتی بر سر زبانها جاری می شود و نمی توان یقینا تایید یا تکذیب کرد.

هیچ کس نمی داند آیا از این معادن سنگ تزئینی عوارضی هم نصیب شهر و شهروندان بافق شده و می شود و یا فقط سنگ اندازی برخی از مالکان در تسخیر و تخریب بی رویه کوههایی که قرار بود از فرازشان آبشار های مصنوعی جریان یابد دستاورد این معدن داری و معدن کاری  است؟

آیا مردم کویر نشین بافق آرزوی داشتن پارکی که در گرمای طاقت فرسای تابستان بتوانند دمی در آن بیاسایند و در بلبشوی دنیای ماشینی و روزهای ضمخت کارگری با عوارض ناشی از معادن منطقه که از نظر جسمی و روانی فرسوده شان کرده است را باید به خاطر طمع برخی برای داشتن سنگ و ثروت بیشتر از دست بدهند؟

آیا کسی پیگیر برداشته شدن سنگ راه تفرجگاه توسط سنگ بری های منطقه هست؟

۶ نظر

  1. علی رضا می‌گه:

    مصداق این ور بوم زمستونه اونور بوم تابستونه، فعالیت معادن سنگ که برای محیط زیست و منابع طبیعی و غیره چندان مهم نیست فوقش چند صد متر رو تخریب می کنند!ولی وای بحال یک چوپان که بخواد یه بوته واسه چای آتشی بکنه انوقت دیگه داره محیط زیست خراب میشه!

  2. محمد مهدی می‌گه:

    بافق شیرمردانی داردکه الان وقتش است در همین بیشه در بافق ، به سراغ سنگبران بروند.
    و اگر نروند آن سنگبران باید به حرمت شیرمردان گذشته بافقی بیشه در را ترک کنند

  3. مهدی می‌گه:

    یکتا شقه گوشت مسئله را حل می کنه

  4. محمد رضا می‌گه:

    ااز مطبوعات بافق تقاضا داریم در این مورد بیشتر اطلاع رسانی کنند تا مردم خود تکلیف این موضوع را روشن نمایند

  5. شغلوضومت باشم می‌گه:

    واقعا که حرف راست زدی ….دمت گرم

  6. علی می‌گه:

    ممنون از اطلاع رسانی شما.
    الهی کور شوند چشمانی که نمی توانند ترقی بافق را ببینند و قلم شود پایشان و دستشان قطع شود غارتگرانی که بی رحمانه به تاراج میبرند
    تنها کاری که از دست ما بافقی ها بر میاد همینه که به خدا بسپاریمشون،درسته بزرگتر نداریم ولی خدا اون بالاست