سه شنبه ۵ام بهمن ۱۳۹۵ ۰۴:۵۲:۱۱ بعد از ظهر

روز مهندس گرامی باد

کد خبر: 1321
تعداد بازدیدکننده: 154
تاریخ: ۰۵ اسفند ۱۳۹۰

درآن دوران پرآشوب که مغولان با حمله ی برق آسا وویرانگر خود همه چیز را ” سوختندوکشتند وبردند “اگردر میان مسلمانان فریادرسی پیدا نمی شد که بار سنگین سکانداری کشتی طوفان زده ی ایران واسلام را به دوش گیرد به یک باره شیرازه ی استقلال وتمدن ایرانی واسلامی از هم می گسیخت وایران که بیشتر ین نقش را درشکل گیری تمدن اسلامی داشت در ردیف تمدن های برباد رفته ونابود شده در می آمد .

این فریادرس همان خواجه ی طوس بود که چون  ستاره ای فروزان در آن شب ظلمانی درخشیدن گرفت وروزنه ی امیدی به روی ایرانیان وهم کیشان خویش گشود .درحقیقت خواجه را می توان بنیان گذار تمدن نوین اسلامی در دوران مغول وپس از آنان شمرد .

خواجه نصیر پیشرو وپرچمدار حکیمان ، دانشمندان ومردان بزرگی است که در دوران بعد از مغول به بازسازی تمدن اسلامی پرداختند . هم اوتنها کسی است که با تدبیر خود از ویرانی های بیشتر وزوال آثار علمی وفکری مسلمانان جلوگیری کرد .

کسانی که با آثار فراوان وگوناگون خواجه نصیرالدین طوسی وچگونگی زندگی او آشنایی دارند به آسانی می توانند ادعا کنند که این انسان والا وبرجسته به راستی مرد اندیشه وعمل بوده است .

در میان فلاسفه ی مسلمان خواجه نصیرالدین طوسی بیش از هر فیلسوف دیگری اهل گفتگو بوده واین گفتگوها را نیز در بسیاری از آثارخود منعکس ساخته است .ازفلاسفه واندیشمندانی که در قرن هفتم هجری می زیسته اند کمتر کسی را می شناسیم که خواجه نصیرالدین طوسی به نوعی از انواع با او سخن نگفته باشد.خواجه نصیرالدین طوسی در مقام گفتگو به رعایت موازین سخن وفادار است وبا توجه به مقتضای حال ومقام به ابراز نظر می پردازد واین همان چیزی است که بلاغت خوانده می شود .

حکیم طوس خود را ملزم نمی بیند که در همه جا ودر هر شرایطی ، در یک قالب و براساس یک اسلوب سخن بگوید . او به خوبی می داند که مراتب معرفت اشخاص یکسان نیست وسخن گفتن به مقتضای حال ومقام ورعایت شرایط فهم وادراک اشخاص ،لازم وضروری است . به همین جهت است که گاهی حتی یک مسئله دردو کتاب این حکیم به یک شیوه بررسی نمی شود .

خواجه نصیرالدین طوسی علاوه براین که در حکمت نظری ومنطق واخلاق آثار گرانسنگ ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته در سایر رشته های گوناگون علمی نیز تالیفاتی داشته ومهارت وتوانایی خود رادرآن رشته ها نشان داده است .

خواجه نصیرالدین طوسی در سرزمین خود از شهرت فراوان برخوردار است وبه واسطه ی آثار گوناگونی که در ریاضیات وعلم هیئت ونجوم دارد مورد احترام علمای مغرب زمین نیز قرار گرفته است .اوگوست کنت در تقویمی که از پیشروان فلسفه تحققی ترتیب داده است اسم خواجه نصیرالدین طوسی را بریکی از روزها واسم ابن سینا را بر یکی دیگر از روزها گذاشته وازاهل علم وقلم ایران همین دو نفر در آن تقویم مذکورند .

خواجه نصیرالدین طوس دارای روحی نیرومند وحساس بوده که گرفتار تحولات شدید سیاسی ومعنوی گشته است ودر عین این گرفتاری به گونه ای سخن گفته است که تو گویی با مردم این روزگار سخن می گوید .اگر این سخن درست باشد که برخی از اندیشمندان بزرگ ونابغه بیش از آن که زمان زندگی آنها فرارسد متولد می شوند می توان گفت که این سخن درمورد خواجه نصیرالدین طوسی نیزصادق است ،زیراکارهای علمی وفرهنگی این اندیشمند بزرگ درقرن هفتم هجری به گونه ای انجام پذیرفته است که گویی با آنچه امروز تحت عنوان فرهنگستان علوم یا موسسه روابط بین المللی علوم خوانده می شود نزدیک وهمانند بوده است .

رصدخانه ای که به همت عالی خواجه نصیرالدین طوسی در شهرمراغه ساخته شد موجب شد که این شهر بیش از اندازه شهرت پیداکند ومرکز نجوم وریاضیات شناخته شود . دراین مرکزعلمی بسیاری از منجمان معروف از کشورهای مختلف گرد آمده بودند وبا یکدیگر همکاری می کردند . در این رصد خانه بسیاری از ابزار وآلات رصد، به گونه ای فراهم آمده بود که تا قرنها پس از آن در مغرب زمین نظیر آن مشاهده نشده بود .رصدخانه مراغه بدون تردید یکی از رصدخانه های بسیار مهم در جهان اسلام شناخته می شود وهمین امر نشان می دهد که توانایی علمی خواجه ی طوسی وارتباط او با سایر اندیشمندان ومنجمان جهان تا چه اندازه وسیع وگسترده بوده است .

 در کنار این رصدخانه کتابخانه ای ساخته شده بود که می گویند در آنجا چهارصد هزار جلد کتاب وجود داشته است .. کتابخانه ای که مشتمل بر چهار صد هزار مجلد کتاب خطی بوده باشد حتی امروز نیز یک گنجینه بی همتا به شمار می آید .

خواجه نصیر الدین طوسی بدون تردید یکی از حکمای بزرگ جهان اسلام است . آثارگوناگون وگسترده او در فلسفه وکلام وسایر رشته های علمی وعرفانی می تواند شاهدی آشکار بر این مدعا باشد . او وقتی به طرح مباحث مربوط به حکمت می پردازد به موازین بلاغت نیز نظر دارد وهمواره به مقتضای حال ومقام سخن می گوید .

خواجه نصیرالدین طوسی معتقد است وقتی انسان علم به علم پیدا می کند ازتوانایی وارد شدن به عالم عقل برخوردار می گردد واز آنچه نام نفس برآن اطلاق می شود بالاتر می نشیند . در این مرحله ، انسان شایستگی پیدا می کند که نام وعنوان عقل براو اطلاق گردد والبته مقام ومرتبه ای از این برتر وبالاتر نیست .

وقتی خواجه نصیر الدین طوسی مرتبه ومقام عقل را از هر مرتبه ی دیگر بالاتر می داند به این مسئله بنیادی اشاره می کند که هیچ موجود دیگری از توانایی شناخت وبررسی جهان ، بدان گونه که در واقع هست برخوردار نیست ؛ زیرا حیوانات به مراتب بیش از انسان اسیر دیدگاه ادراکی معین ومحدود خود هستند .

فتاحی