پنج شنبه ۳۰ام دی ۱۳۹۵ ۰۱:۰۳:۱۷ بعد از ظهر

قصه توسعه، اولین قصه: کارخانه گندله سازی بافق

کد خبر: 13460
تعداد بازدیدکننده: 164
تاریخ: ۱۶ دی ۱۳۹۱

به نام خداوند آگاهی ها و با سلام بر خوانندگان عزیز، قصد داریم در این چند ماه اخیر بخشی با عنوان ” قصه توسعه” جهت تنویر افکار شما خوانندگان عزیز و تنها جهت افزایش آگاهی هایتان در خصوص برنامه های توسعه ای شهرستان از زبان قصه گوی نسبتا آگاه ارائه نماییم و تنها در این خصوص نظراتی نمایش داده می شود که تنها در جهت افزایش اطلاعات خوانندگاه در خصوص موضوع ارسال گردد.

۱-    قصه کارخانه گندله سازی بافق

قصه گندله سازی قصه ای از قصه های توسعه جوار معدنی بافق است که اگر حوصله شنیدن دارید بسمه الله:

گندله بعنوان خوراک کارخانجات فولاد سازی میدرکس مثل فولاد خوزستان و مبارکه محسوب می شود. کنسانتره با عیار ۶۷ درصد به بالای سنگ آهن به صورت گلوله های با قطر ۱٫۵ سانتیمتر ایجاد و در یک مرحله پیش ذوب آماده می شود این محصول قابل حمل و بعد از تولید تا ۴۰ درصد ارزش افزوده به کنسانتره سنگ آهن می دهد علی رغم اینکه کمتر از ۲۰ درصد هزینه کنسانتره سنگ آهن صرف می شود و به نظر کارشناسان برای مناطق کم آب بالاترین ارزش افزوده را برای سنگ آهن گندله دارد.

و اما گندله سازی بافق، ایده گندله سازی از زمان های قبل حتی در طرح های روس ها هم برای بافق برنامه ریزی شده بود و این موضوع در زمان مرحوم دهستانی علنا طرح گردید و در سال ۸۸ به همت آقای مهندس احمدیه به صورت مناقصه داخلی و خارجی و به صورت فاینانس در آمد و ۳ کنسرسیوم داخلی و خارجی در مناقصه شرکت کردند و شرکت “MCC خوان” چین و KDD از ایران برنده مناقصه شدند با مبلغی حدود ۲۰۰ میلیون یورو، اما متاسفانه یک عدم توجه کار پروژه را تا سال ۹۰ معطل گذاشت و آن پیش قراردادی بود که شرکت سنگ آهن مرکزی با شرکت LCMEEC چین (سازنده کارخانه آگلومراسیون) بسته بود و باعث شده بود سازمان دولتی ضمانت کننده فاینانس چین مجوز را برای شرکت دوم (LCMEEC) صادر و شرکت اول که برنده مناقصه بود گرفتار شود.

جالب توجه اینکه مدیران شرکت LCMEEC علی رغم قیمت ۵/۱ برابری خود بروش های مختلف (رشوه و …..)  در پی جلب نظر وزارت، سازمان توسعه و مدیران شرکت سنگ آهن بود و در این خصوص ۳ سفر به بافق داشتند. جالب تر اینکه این دو شرکت چینی هر دو از شرکت های دست دوم شرکت بزرگ تولید کننده صنایع فولاد چین هستند و هر یک از این دو شرکت بخشی از بدنه وزارت صنعت و معدن را به خود مشغول داشتند بطوریکه در یک روز با ۱۰ نفر که برخورد می کردی ۷ نفر سنگ LCMEEC و ۳ نفر MCC را به سینه می زدند.

در هر صورت با نامه نگاری های متعدد به سفارت خانه ایران در چین، وزارت امور خارجه و سازمان تضمین بورس چین سرانجام در  نیمه های سال ۹۰ بود که هیاتی از این سازمان در تهران حضور یافته و با توضیحات کامل شرکت متقاعد شدند که طبق قوانین کشور ما امکان به هم زدن مناقصه وجود ندارد و بایستی شرکت برنده را ضمانت کنند.

پی گیری ها ادامه داشت تا اینکه قرار شد هیاتی از شرکت برای گفتگو های نهایی به چین بروند که روز قبل از حرکت، سفر ایشان توسط آقای خدامراد احمدی مدیر وقت سازمان توسعه لغو شد! کاشی که به عمل آمد فهمیدیم ای دل غافل که پروژه دولتی آماده (طرح، زمین، آب، مواد اولیه و . . .) قرار است به بخش خصوصی یعنی خریدار فولاد بافق واگذار شود. چرا؟ چون ایشان درخواست کرده اند و آقای وزیر هم مرقوم فرموده اند مساعدت شود و آقای جعفری و احمدی هم اجبارا مامور به اجرا هستند بطوریکه با  دستور مستقیم خدامراد احمدی طرحی که اسناد آن آماده طرح در شورای اقتصاد برای اخذ مجوز های لازم بود از دستور کار خارج شد.

مبارزه سنگینی شروع شد و یکی از جبهه های مبارزه با رانت خواری آغاز شد. بطوریکه مسئولین شرکت و کارشناسان مرتبط لحظه ای درنگ نکردند و خوشبختانه آقای احمدی رییس سازمان درگیر جریان دادگاه اختلاس شد ولی جعفری به تنهایی بار ایشان را به دوش گرفت. کل کارشناسان، مدیران و معاونین سازمان توسعه با این واگذاری مخالف بودند و از طرفی توانایی بخش خصوصی در امر فولاد بافق و عدم وجود صداقت در کنسرسیوم خریدار و جنجال ایجاد شده و پی گیری های مجدانه فرماندار وقت (جناب آقای ندافیان) و دیگر دلسوزان، در مجلس و وزارت خانه و نبود ضمانت تامین آب و مواد اولیه برای بخش خصوصی و پی گیری های اخیر مسئولین شرکت پایان بخش مبارزه بود و باعث شد تا امروز کلنگ این کارخانه به زمین بخورد.

نکته۱: به نظر شما برنامه خصوصی سازی شرکت در متقاعد شدن وزارت خانه در قبول ادامه برنامه طرح گندله سازی در بافق عامل مهمی بوده است؟

نکته ۲: عدم حضور جعفری معاون وزیر و احمدی رییس فعلی سازمان توسعه در کلنگ زنی نشان از سلسله مخالفت های اصفهانی ها در ایجاد هر نوع کارخانه ای که ورودی آن سنگ آهن باشد در بافق دارد که اگر غیر از این است در کوتاه ترین زمان ممکن می توان جبران مافات کرد.

نکته ۳: خصوصی سازی شرکت سنگ آهن مرکزی نیازمند تلطیف فضا و به قول دوستان وحدت و همدلی است و این نیز از آن نظر. . . .

و نکات دیگر که مجال سخن نیست و ما خوابمان گرفت!

نویسنده: قصه گو

۸ نظر

  1. جواد می‌گه:

    از همه گفتی الا دکتر یار احمدی که پارسال با ندافیان فرماندار تیم قوی برای ابادانی بافق درست شده بود اما حیف که تنها و یک تنه جلوی مافیا فولاد وایساده بود امان از همراهی بعضع و زیراب زنی ….

  2. حمید می‌گه:

    دمت گرم اقای قصه گو اما اینا قصه نیست یک حقیقته دیگر اگر قرار باشد جلوی خروج سنگ از کل معادن بافق را خواهیم گرفت این یک اخطار می باشد.

  3. علي رضا می‌گه:

    آقای قصه گو
    فکر نمی کنی عدم مدیریت درست مدیرعامل قبلی باعث این مشکلات و سوء استفاده مدیران بالا شد
    مگر همین مدیران بالا به مدیرعامل قبلی دیکته نکرده بودند که با کسانی که مردم دوستشان داشته بودند برخورد کند؟
    عدم موفقیت در بافق بواسطه قبول نداشتن همدیگر است و گرنه …..

  4. ناشناس می‌گه:

    تهدید نکنید.فعالیت را زیادتر کنید
    از خودتون مدیر کل داشته باشید،نماینده مجلس داشته باشید.معاون وزیر داشته باشید و انشاالله رئیس جمهور

  5. علی می‌گه:

    خدائیش شاید دکتر یاراحمدی … نداشت اما خیلی زحمت کشید فقط کافیه از کارگران بپرسید. مغرضین همیشه مغرضند

  6. حق گو می‌گه:

    آقای قصه چرا قصه گذشته را باز گو می کنید چرا به قصه الان نمی پردازید.بررسی مسائل گذشته دردی را دوا نمی کند.یک شبه نمی شود با به قول شما مافیای فولاد جنگید باید با هر سیاستی از آنها امتیاز گرفت.اکنون که گندله درحال اجراست چرا نبش قبر می کنید.اگر مسئولان قبلی کمی سیاست داشتند وشمشیر را از رو نمی بستند خیلی زودتر از اینها گندله اجرایی شده بود.خواهش می کنم برای توسعه وپیشرفت بافق قلم بزنید نه از روی غرایض شخصی وبرای مسموم کردن فضای موجود.

  7. علیزاده می‌گه:

    ضمن تشکر از قصه سراسر داده ای نویسنده اطلاعاتی
    شما که دلسوزی کردید و قلم زدید چرا اینگونه؟ چرا برخلاف موج؟
    آقا یا خانم قصه گو تو که این سیل ویران گر را می بینی چرا از آن تعریف می کنی؟
    عزیزم تو که این اطلاعات را داری چرا قلم در راه و روش و برنامه و طرح نمی رانی ؟ هرچه که از سیل و حجمه آن سخن برانی تاثیری ندارد ؟ برای فرار از سیل و خسارت کمتر سخن بران

  8. کارگر می‌گه:

    اقای علی رضا ۲ تا کار خوب از این مدیر فعلی نام ببر تا ما هم مدیریت یاد بگیریم مردم خودشان قاضیان خوبی هستند افراد دلسوزو میشناسند …… پس الکی حرف مفت نزن وگرنه ………..را افشا می کنیم