چهارشنبه ۳ام خرداد ۱۳۹۶ ۱۱:۱۹:۵۵ قبل از ظهر

حق حیات

کد خبر: 13537
تعداد بازدیدکننده: 168
تاریخ: ۱۷ دی ۱۳۹۱

 

به خدا ما باج خواه نیستیم ،حق حیات می خواهیم
در هفته گذشته بعضی از سایت های خبری از قول یکی از بزرگان خبری نقل کردند که اقدام اخیرمردم بهاباد رادر قطع آب انتقالی به معدن چادرملو به باج خواهی تعبیر نموده بودند اگر چه بنده با شناختی که از جایگاه ایشان دارم بعید میدانم این نقل قول درست باشد اما جهت استحضار ایشان و سایر عزیزانی که از سابقه موضوع و وضعیت فعلی اطلاعی ندارند مواردی را هر چند مختصر بشرح ذیل مطرح می نمایم:
۱-ما مردم اردکان را مردمی فرهیخته ، انقلابی ، ولایی و باعث افتخار استان یزد و ایران اسلامی میدانیم و اقدام اخیر کوچکترین خدشه ای به این اعتقاد قلبی ما وارد نمی کند.
۲-بر اساس مدارک مستند و متقن چاه شور که کیلومتر ها بعد از چادرملو (بطرف ساغند)واقع شده در حوزه ثبتی بهاباد قرار داشته است
۳- بر اساس نامه اداره ثبت اردکان ثبت چاه درملو در حوزه اردکان مجهول است.
۴- تمام اقدامات مربوط به کشف و آتشباری معدن  از طریق ادارات شهرستان بافق استعلام و انجام شده است.
۵- سالهای سال دبیران جفرافیای استان یزد از جمله اردکان درکتاب جغرافیای استان که قاعدتا بر اساس مدارک مستند تدوین شده چادرملو را  جزو معادن شهرستان بافق تدریس کردند و امتحان گرفتند و چنانچه دانش آموزی در ورقه امتحان، چادرملو را جزو شهرستان اردکان می نوشت معلمین مقابل جواب آنها نمره صفر منظور میکردند.

e4
۶-بدنبال اعتراضات مردم بهاباد در دهه هفتاد در تغییر یکباره کتاب جغرافیای استان و انتزاع چادرملو از بافق و الحاق به اردکان ،مسئولین سیاسی استان و شهرستانهای بافق واردکان در منزل مرحوم حجه الاسلام و المسلمین صدوقی(ره) نماینده ولی فقیه در استان یزد، توافق نامه ای را امضا کردند که بر اساس آن کلیه عوارض و عواید معدن بالمناصفه بین بهاباد و خرانق تقسیم می شد و نمایندگان مردم در مجلس و فرمانداران دو شهرستان ومسئولین سیاسی استان آن را امضا کردند (توافق نامه ای که روی کاغذ ماند و هیچگاه عملی نشد). البته در همان زمان در جلسه ای دیگر در منزل شهید محراب نمایندگان محلی مردم بهاباد این توافق نامه را نپذیرفتند و اینجانب بعنوان یکی از این نمایندگان در آن جلسه صریحا این موضوع را اعلام کردم.

e1
۷-اینک بعد از بیش از بیست سال انتقال شبانه روزی آب به معدن، مردم مظلوم  بهاباد با بهابادی روبرو هستند که سفره آب دهها متر پایین رفته ،آب گواری قبل به آبی تبدیل شده که از آب دریا دست کمی ندارn،میوه های سر آمد استان مانند انگور و انار بهاباد دیگر وجود خارجی ندارد و از همه مهمتر چنانچه وضع بدین منوال ادامه پیدا کند مسئولین استان باید برای انتقال مردم بهاباد به نقطه دیگری از کشور فکری بکنند.
سرور ارجمند بخدا ما باج خواه نیستیم .مردمی هستیم که بش از دو دهه التماس کردیم خواهش کردیم گریه کردیم که ما معدن نمی خواهیم ، ما منافع معدن نمی خواهیم، باشد برای از ما بهتران اما نگذارید بهاباد که حداقل فایده آن تامین امنیت کویر در طول قرن ها  بوده به این آسانی از نقشه جغرافیا حذف شود .
بیش از دو دهه بنا به صلاحدید بزرگان استان و توصیه معتمدان محلی صبر کردیم و حاضر نشدیم یک قطره آب قطع شود اما باورکنید اگر بداد ما نرسید حیات محل ما در خطر است .مردم علیرغم میل باطنی بعد از هشدارهای متعدد برای رساندن حرف حق و خواسته منطقی و حداقلی خود مجبور شدند فلکه آب را ببندند تا شایدمسئولین محترم بخود بیایند و نگذارند آینده فرزندان معصوم ما به خطر بیفتد و امروز هم همه مردم بهاباد چون گذشته فدایی نظام  و مقام معظم رهبری هستند و این اقدام باج خواهی نیست ،سیاسی نیست ،ضد امنیتی نیست،صنفی نیست بلکه تظلم مردم به تنگ آمده ای است که نمی خواهند نابود شوند ،خواسته ای شفاف و روشن است که هر موجود زنده ای برای خود قائل است یعنی حق حیات
انشا الله مسئولین محترم استان که از همین مردم زجر کشیده و از پیشکسوتان عرصه جهاد و شهادتند و با خویشتنداری خود در جریان اخیر نشان دادند این حق منطقی را برای مردم منطقه محروم بهاباد قائل هستند با تصمیم تاریخی خود زنجیر ظلم دو دهه گذشته را پاره کنند و با پیدا کردن راه حل دیگری برای ادامه کار معدن اجازه بدهند بهاباد همچنان  نگین کویر باقی بماند .َ
انشاالله .

عباس اقبال بهابادی

۶ نظر

  1. حسن می‌گه:

    درود بر اقای اقبال حرف دل مردم را زدی واقعا ببینید چطوری امضا میکنند وراحت هم حق می خورند ادم از همین ها اتش می گیره

  2. علی بافقی می‌گه:

    پیامبر اکرم :زیانکار کسی است که اخرت خود را به دنیا بفروشد و زیانکارتراز او کسی است که اخرت خود را به دنیای دیگران بفروشد….
    ایا وقت ان نیامده که به خودمان بیاییم!!!!(ویژه ی بعضی مسئولین)

  3. محمد .بهاباد می‌گه:

    باتشکراز جناب آقای اقبال که حرف حق زده اند.صورتجلسه بیت مرحوم صدوقی نشان میدهد که اگربهاباد حقی از چادرملو نداشت مسولین هیچوقت در آنموقع چنین صورتجلسه ای تنظیم نمیکردند.هرچند اجرائی نشد ولی خود دلالت برحق بهاباد نسبت به چادرملو دارد.

  4. یک همشهری بهابادی می‌گه:

    ۱۳۹۱-۱۰-۱۷ ۲۳:۰۲
    با سلام و احتیک همشهریرام خدمت همه عزیزان به ویژه دست اندرکاران زحمتکش سایت و برادر بسیجی و مخلص جناب آقای اقبال عزیز. اینجانب وظیفه کوچک خود می دانم از مطلب بجا و مستدل آقای اقبال کمال تشکر را داشته باشم. نحوه ارایه این مطلب می تواند الگویی برای ارائه نظرات و مطالب سایرین نیز باشد.

  5. محسن .بهاباد می‌گه:

    نخیر دوستان اشتباه نکنید آب که متعلق به خود ماست ما چادرملو را هم میخواهیم که البته آن هم متعلق به خود ماست

  6. یه بهابادی می‌گه:

    شمشیر خدا به یاری ما آمد
    همراه همه شد و به غوغا آمد
    از لطف خدا به مردم شهر بگو
    اینبار یکی ز جنس مولا آمد