چهارشنبه ۳ام خرداد ۱۳۹۶ ۰۷:۱۳:۱۰ قبل از ظهر

وزیر افخم ،سلطان علی خان بافقی

کد خبر: 13589
تعداد بازدیدکننده: 706
تاریخ: ۱۸ دی ۱۳۹۱

برگزاری این کنگره بجا وواجب  وحشی بافقی را بهانه کردم تا در دستور بعض عزیزان از جمله جناب آقای برزگری (اگر چه نمیشناسمشان)که کامنت گذاشته بودند از اعضای محترم همایش بخواهم تا بافق را تنها به عنوان زادگاه وحشی بافقی معرفی نکنند بلکه بنویسند:
“اولین نخست وزیرایران” و نیز”اولین وزیر کشور ایران زمین” بافقی بود
تا شاید… بفهمد مردان با کارآمد وکاردان وشایسته در دارالشجاعه بافق عمری به قدمت اجدادشان دارند نه به درازای پست آنها.البته شاید خیلیها این را ندانند یا نخواستند که بدانند چرا که اولین چارچوب سازمانی برای تشکیل هیات دولت ووزاتخانه های تابعه به شکل امروزی پس از پیروزی مشروطه خواهان و گشایش مجلس شورای ایران به سال ۱۲۸۵ خورشیدی پایه ریزی واجرایی گردید.وفق قانون محمد علی شاه می بایست نامزد پست نخست وزیری را برای اخذ رای اعتماد خود و و کابینه اش به مجلس شورا معرفی نماید که پادشاه مزبور سلطان علی خان بافقی نوه عبدالرضا خان مشهور را معرفی می نماید که زندگینامه او به شرح زیر است:

وزیر افخم ،سلطان علی خان بافقی

سلطان علی خان بافقی فرزند محٌمد خان سالار الملک و نوه عبدالرضا خان بافقی و برادر رضا قلی خان عدل الدوله ، ملقب به “وزیر افخم” از نخست وزیران وسیاستمداران دوره قاجاریه که تولدش در کاخ شاهی بود ودر خاندان سلطنتی قاجارها رشد کرد.مادرش به نام خانم بزرگ دختر خاله محمد علی شاه و دایما در اندرونی شاه بود . وی از سال ۱۲۶۱خورشیدی که مظفر الدین شاه دوران ولیعهدی رادر تبریز می گذراند پیشخدمت وی بود و در دوره پادشاهی او به سمتهای مهمی جون “مدیر دفتر خانه استیفا”، “مدیر مجلس دربار اعظم” و” محصل محاسبات وبقایای دولتی “منصوب وبه وزیر بقایا شهرت یافت .او به نوشته افضل التواریخ در جمادی الاولی۱۳۱۴ق.-۱۲۷۵ خ. از امین بقایا به وزارت بقایا واتمام محاسبات دفتری منصوب ویک ثوب مخصوص خلعت یافت .وی اولین نخست وزیر ایران پس از اجرای قانون مشروطیت بود و با حکم محمد علی شاه قاجار(۱۲۸۷-۱۲۸۵خ.) به سال ۱۳۲۵ق.-۱۲۸۵خ. به مقام ” نخست وزیری ووزیر کشور ایران ” منصوب و به ” وزیر افخم ” ملقب گردید بنا براین او اولین وزیر کشور و اولین نخست وزیر قانونی تاریخ ایران بود .در کابینه وی عبدالحسین میرزا فرمانفرما وزیر عدلیه ،میرزا نظام الدین خان غفاری وبعد مهدی خان وزیر همایون، وزیر فواید عامه و ابوالقاسم خان قره گزلو وزیر دارایی بودند. بدنبال بازگشت میرزا علی اصغرخان امین السلطان که از مهره های استبدادی و متنفر مشروطه خواهان بود کابینه سلطان علی خان پس از یک ماه وچهارده روز سقوط واو به علت ناسازگاری با استبداد امین السلطانی وکارشکنی های عین الدوله به حکومت سلطان آباد اراک منصوب گردید و دو سال بعد به تهران بازگشت و به عنوان وزیر داخله همراه شاه به اروپا رفت. او در سال ۱۲۸۷خ. با حکم محمد علی شاه به جانشینی صدر اعظم نصرالله خان مشیرالدوله انتخاب شد. محٌمد حسن خان وزیر بقایا،امام قلی خان امین بقایا و حاجب السلطان از پسران وی بودند.به نوشته نواب وکیل در خاطراتش ، عین الدوله از ضعف مظفرالدین شاه بهره برد ومجبورش ساخت تا وزیر افخم را به عنوان حاکم یزد انتخاب نماید تا کاملا از تهران دور باشد!.او بارها به دریافت خلعت وملابس خاصه شاهانه با درجات یک ودو در سالهای ۱۲۷۷ و ۱۲۷۸خ. از مظفرالدین شاه نایل گردید.
توضیح اینکه شاه وزیر افخم را در ۲۹ اسفند ۱۲۸۵ با وزرایش به مجلس معرفی و سلطانعلی خان بافقی به دفاع از اولین کابینه تارخ ایران پرداخت ودر نطق افتتاحیه اش در ۱۱۶ سال قبل چنین گفت:
ملت ودولت یکی است ودولت منبعث از ملت است وهرگز بین آنها جدایی نیست!!!مرحوم سید عبدالله بهبهانی در سخنی پر شور از او تشکر کرد ومجلس به کابینه اش با ۸ وزارتخانه رای اعتماد داد. امیدوارم این جمله زیبا وپر معنا از اولین وزیر کشور ونخست وزیر بافقی ایران گوش آویز حداقل استانداری یزد قرار گیرد که اگر روزی آخرین مقام اجرایی کشور انشاالله بافقی بود آقایان شرمنده مردم رشید بافق نباشند. انشاالله

سید محمد میرسلیمانی بافقی

۱۴ نظر

  1. بافقی می‌گه:

    سلام و تشکر از شما- مایه افتخار است.

  2. ایراندخت می‌گه:

    با سپاس فراوان از نگاشته شما برادر بزرگوار
    آری ما درشهر بافق بزرگ مردان زیادی داشتیم که موجب افتخار و سربلندی ما بوده و هستند شهری داریم که مورد توجه بسیار بهرام گور ساسانی بود و حتی فرزندش پیروز در همین شهر و کنار چشمه پیروزی به دنیا آمد ولی آنان که به دنبال کوچک نمودن بافق ما هستند به طور حتم از شما ایراد خواهند گرفت اولین نخست وزیر و زیر ایران فقط مختص دوران معاصر نیست آنچه شما نیک گفته اید مربوط به سال ۱۲۸۵ است در حالیکه ما تاریخ چهار هزار ساله مان هم وزیر داشته است ما در ایران باستان وزیران بسیاری داشته ایم پس نوشته تان را تصحیح نمایید با سپاس

  3. علی می‌گه:

    البته که همین که یک شاعر بزرگ در استان از صده های گذشته داریم از افتخارات فرهنگی بافق است حالا یکی دوتا از شهرهای استان به برکت پارتی بازی کمی آب و لعاب پیدا کردند مفت چنگشان.

  4. ميرسليماني می‌گه:

    خانم ایراندخت
    از دقت نظر سرکار عالی ممنونم
    بنده نوشتم به شکل تشکیلات اداری امروزه وجود نداشت که به عنوان دمکراسی مدرن قرن بیستم و بیست ویکم تجلی نموده و در تمامی کشورهای پیشرفته پذیرفته شد و از انقلاب ۱۷۸۹ میلادی فرانسه ریشه گرفت وایران عزیز از اولین کشورها در خاورمیانه بود که با انقلاب مشروطیت به این شیوه حکومت مردم سالار روی خوش نشان داد .آنچه قبل آن بود شاه بود ووزیر اعظم وحکام محلی که شاه شخصا منصوب می کرد. .قبل ازآن جایی ندیدم که چندین وزاتخانه منفک با شرح وظایف مشخص و ساختار و مسئول ویژه وجود داشته باشد ومجلسی با حضور نمایندگان مردم به آنها رای اعتماد بدهد.اصلا پیش از آن عنوان نخست وزیر که وزیرانی زیر دست او باشند یا وزیر کشوری که فقط به امور داخلی کشور بپردازد و حاکمان هر ولایت و بخش را منصوب کند نداشتیم که تا به امروز هم به همین عنوان ها مصطلح است.اگر موردی هست دقیقا بفرمایید تا بهرهمند شوم.
    جالب اینکه محمد علی شاه قبل از سلطانعلی خان فرد دیگری به نام مشیرالممالک یا مشیرالدوله را معرفی نموده بود که خان بافقی هم در آن کابینه وزیر کشور بود ولی مجلس شورا اصلا آنها را نپذیرفت وشاه در دفعه دوم خان بافقی را معرفی نمود که مجلس شورا به او و تمامی کابینه اش رای اعتماد داد!!البته استحضار دارید که آن مجلس هم اولین مجلس شورای مردمی در تاریخ ایران بود.ای کاش مسئولین محترم سایت سو تیتر مطلب را به عنوان “اولین نخست وزیر ایران بافقی بود ” تغییر می دادند.

  5. ایراندخت می‌گه:

    جناب آقای میرسلیمانی
    از نوشته زیبایتان سپاسگزاری می کنم منبع تاریخی دارد اما قبول کنید تیتر اولین نخست وزیرایران” و نیز”اولین وزیر کشور ایران زمین” بافقی بود خیلی چیزها را زیر سوال می برد ولی با تصحیحی کوچک در تیتر و متن همه چیز به خیر گذشت گاه حروف و کلمات منظور ما را به بازی می گیرند باز از شما تشکر می کنم

  6. رضا می‌گه:

    باید مثل قدیم بریم زیرمجموعه استان کرمان تا از شر بی عدالتی استان یزد خلاص شویم

  7. من می‌گه:

    جناب آقا رضا به جای این حرفها یهخورده غیرت خودتون و جوونهای اطزافتونو به جوش بیارین

  8. رفیق می‌گه:

    گیرم که ترا پدر فاضل از فضل پدر ترا چه حاصل
    عزیز دلم اگر اینها که نام بردید واقعی و مستند باشد هم برای ما چه فایده ای دارد ما لان چه کسی را داریم که در مقابل اجدادمان شرمنده نباشیم آیا تقصیر یزدیها واستانداری است شما که دور در مشهد نشسته ای چرا تلاشی نمیکنی وزیری وکیلی بشوی که ما به وجودت افتخار کنیم و امروزه از قبل تو شهرمان هم بهره ای ببرد

  9. مير سليماني می‌گه:

    سرکار خانم ایراندخت وسایر خوانندگان محترم
    از آنجا که گفته اند حرف حرف می آوردبناچار باید بگویم حقایق تاریخی را انگونه که هست باید منعکس کرد.بنده هنوز بر ادعای خود که بر گرفته از متون تاریخی معتبر می باشد هستمحتی اگر داغم کنند! و این حقیقت را باید بد خواهان بافق بپذیرند ولو برایشان تلخ باشد وحتی زیر سئوال بروند.بنده برای اولین بار این مطلب را حدود ۹ سال قبل در نمایشگاهی در شهر یزد که تمامی شهرستانهای استان غرفه داشتند بر روی بنر بزرگی چاپ ودر معرض دید همگان قرار دادم وبرای همه تازگی داشت حتی استاندار وقت آقای کلانتری با دیدن مطلب متعجب شده و پس از بررسی صحت آن دستور مساعدت در چاپ فراگیر آنرا صادر کردند که همان بازدید مقدمه چاپ کتاب مفاخر بافق توسط اینجانب با پیگیری فرماندار وقت آقای شریعتی شد.یعنی استاندار وقت نمی دانست.البته در طول ۶ سالی که کتاب مزبور به چاپ رسیده تنها یکی از طلاب بافقی( که نمی توانم نامشان را ببرم) دو سال قبل تلفنی از بنده خواست تا ببینمشان ووقتی در بافق بودم و خدمتشان رفتم لطف کرده و از بنده به واسطه مطالب تاریخی بافق واثبات دارالشجاعه بودن آن ودلاوریهای محمد جلالای بافقی وعنایت سلطان لسانا تشکر وقدر دانی نموده وگفتند “وقتی آن مطالب را می خوانم به خودم می بالم که بافقیم وچنین کسانی داشتیم .وقتی کتابتان را می خوانم به پرواز در می آیم وموهای بدنم سیخ می شود!!”. البته هنوز نفر دومی پیدا نشده که اظهار نظری بکند وشاید سرکار عالی وسایر دوستان که کامنت گذاشتند بعدی ها باشید،اگر چه اظهارات همان طلبه محترم خستگی ها را از تنم بدر کرد. هدف بنده از انتشار و باز خوانی گذشته تاریخی بافق بازگرداندن حس خود باوری از دست رفته به مردم به ویژه جوانان ودانشجویان بافقی بود که مطمئنم بی اثر نبوده.
    ضمنا منبع مطالب ذکر شده خاطرات نواب وکیل ص.۱۸۲و۳۴۰و۱۹۱و۱۹۴و۲۱۱ و شرح حال رجال ایران ص. ۱۰۲ ج. ۲ و نخست وزیران ایران ص ۳۷ و ۴۲ و افضل التواریخ ص ۱۹۷ و از کوروش تا اریامهر ص. ۴۱۷ و۳۹۱ می باشد.
    بی نهایت سپاسگزارم. سید محمد میر سلیمانی بافقی

  10. مهدی می‌گه:

    گیرم پدرت بود فاضل/ از فضل پدر تو را چه حاصل.
    تو این سالها چند تا مدیر تربیت کردید وزیر و نخست وزیر پیش کش ….؟؟

  11. مير سليماني می‌گه:

    رفیق عزیز ومهدی آقای گل
    آن موقعی که بافق وزیر و نخست وزیر تربیت می کرد با حالا چند فرق اساسی داشت:
    ۱- بافق جزء کرمان بود و محمد مومن خان بافقی (برادر محمد تقی خان بزرگ) وآبای او مدتی حاکم کرمان بودند!!
    ۲- مردم امروزی بافق هر که را متعصبتر از همه می بینند کاری می کنند که عطای شهرش را به لقایش ببخشد وبرود.نمو نه ها زیادند ولی چون غریبه ها هم می توانند این مطالب را بخوانند بیشتر نمی گویم.
    ۳-شما عزیزی که ساکن بافق هستین چرا کمتر از یکسال قبل ، دوست بافقی خود را راهی مجلس نکردید تا وکیل بافقی داشته باشید؟؟؟و حد اقل بندر خشک بافق(گمرک‍) به زادگاه نماینده فعلی که حتی یک متر راه آهن ندارد برده نشود؟؟؟؟
    ۴-آن زمان آوازه شجاعت بافقی ها به قلعه بغداد رسیده بود وآخرین دژی که عثمانی ها توانستند از دولت صفویه باز پس بگیرند قلعه بغداد(پایتخت عراق) بود که دلاوران بافقی از آن محافظت می کردند!! وآوازه شجاعتشان از دربار پادشاهان زندیه و صفویه فراتر رفته وبه سلطان سلیمان عثمانی (سریالش در حال پخش است) رسیده بود!!!ولی حالا چی؟ البته یک چشمه کوچک آن چندی پیش در برابر یگانهایی از ….. نمایان شد وهمه استان فهمیدند چرا بافق را دارالشجاعه نامیده اند ولی غیر از آن کو؟؟؟؟
    ۵- مطمئن باش من نیز درد شمارا رادارم ولی چه کنیم که هر چه کرد با ما اشنا کرد و می کند نه غریبه.
    یا علی مدد- میر سلیمانی

  12. امان افخمي می‌گه:

    مطالبتان اشتباهات تاریخی بسیاری دارد.

  13. میرسلیمانی می‌گه:

    درودها جناب افخمی
    لطفا دقیق بفرمایید چه اشتباهاتی؟؟؟ بنده هم می توانم چنین ادعایی به شما کنم. ضمنا منابع مطالب ذکر شده.از خودم ذکر نکردم.

  14. عبدالله ابراهيمي می‌گه:

    جناب آقای امیر سلیمانی ضمن قدر دانی از مطالب بسیار عالی تاریخی که مرقوم فرموده ایدخواستم بپرسم در باره والده وزیر افخم که نوشته اید نوه ابراهیم خان ظهیر الدوله بوده آیا پسر دختر ابراهیم خان بوده یا پسر دختر دختر او و آیا مادر خانم بزرگ چه کسی بوده یعنی کدام همسر ابراهیم خان بوده و این نسبت را آیا در کتاب یا نوشته ای ملاحظه فرموده اید یا از شنیده نقل فرموده اید قبلا از راهنمائی که میرمائید تشکر و قدر دانی مینماید خداوند شما را حفظ فرماید -عبد الله